لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۴۲ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶
برنامه این هفته صدای دیگر به بازخوانی اهداف جنبش زنان ایران اختصاص دارد. بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی بر این باورند که همزمان با ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بود که جنبش زنان شکل واقعی خود را پیدا کرد. این جنبش در سال های اخیر توان خود را در عرصه های گوناگون سنجید و تلاشگران این جنبش با فعالیت درکمپین های مختلف مانند کمپین یک میلیون امضا علیه قوانین تبعیض آمیز علاوه بر توانمند سازی زنان، خود نیز بر توان تشکیلاتی و هدفمند خود افزوده اند، به گونه ای که بیشترین کارشناسان سیاسی بر این باورند که بخش عمده ای از اعتراضاتی که در قالب جنبش سبز ایران در ماه های اخیر رخ داده، به دلیل آماده سازی اجتماعی سیاسی زنان و آگاهی آنها به حقوق از دست رفته شان بوده است. سرکوب های این چندماه سبب شده است که بسیاری از سردمداران جنبش زنان ایران را ترک کنند. در همین حال گروه هایی چون مادران عزادار و کمپین حمایت از جنبش زنان تلاش می کنند تا به خواسته های از پیش تعیین شده خود دست یابند.



دکتر نیره توحیدی، استاد مطالعات زنان در کالیفرنیا می گوید: درون حرکت های اجتماعی ایران موارد بسیاری داریم از تلاش زنان در جنبش های اجتماعی و سیاسی مانند زنان در جنبش تنباکو، در جنبش مشروطیت، زنان در جنبش ملی کردن نفت، جنبش های ضد استعماری و ضد دیکتاتوری در انقلاب ۵۷، همه اینها بخشی از مشارکت زنان در جنبش های اجتماعی و سیاسی است.

خانم توحیدی با تاکید بر اینکه جدا از این مشارکت ها جنبش زنان به مفهوم جنبشی مستقل، جنبشی سیاسی و ایدئولوژیک نیست، بلکه یک جنبش مدنی در پیوند با خواست های زنان است که «به خاطر تبعیض و سرکوب و سلطه مردسالارانه در طی تاریخ به دلیل زن بودن آنها بر آنها روا داشته شده است. این جنبشی که معطوف به این اهدف است به معنی جنبش زنان و به معنی دقیق کلمه جنبش زنان است.»

وی با اشاره به گستره جنبش های نوین اجتماعی می گوید این جنبش ها مانند جنبش زنان معمولاً فراطبقاتی اند؛ «بیشتر خواستهای این نوع جنبش ها خواستهای فرهنگی، حقوقی، قانونی و هویتی است. عمدتاً هم طبقه متوسط است که پیشرو این جنبش هاست.»

از ویژگی این نوع جنبش ها فراگیر بودن آنهاست.؛ «مثلاً اگر خشونت علیه زنان رفع شود، نیتجه آن شامل حال زن کارگر، زن روستایی، زن طبقه بالا و زن دولتی هم خواهد بود. برای همین می گوییم خصلت فراطبقاتی دارد. معمولاً جنبش مدنی زنان دورنمای فمینیستی دارد. می خواهد به یک جامعه آرمانی برسد که در آن هیچ نوع ستم جنسیتی و سلسله مراتب جنسیتی وجود ندارد.»

دکتر نیره توحیدی بر این باور است که با وجود مدنی بودن این گونه جنبش ها، بعد قوی سیاسی هم در کنار این جنبش ها دیده می شود. زیرا سرانجام دولتی مردسالار را به چالش می کشد. «اما غیر حزبی و غیر خطی است و فراتر از این یا آن دولت حرکت می کند. اگر جنبش زنان امروز علیه دولت آقای احمدی نژاد برخاسته به این معنا نیست که با شخص آقای احمدی نژاد مسئله دارد. تنها به این دلیل است که در دوره آقای احمدی نژاد میزان تبعیض و فشار و خشونت علیه زنان بیشتر شده است.»

جنبش زنان در ایران نه تشکیلات ثبت شده دارد و نه هویت حقوقی مشخص. با این حال سرکوب فعالان حقوق زنان در ایران تا آنجا گسترده است که حتی عضویت درکمپین هایی که در این جنبش شکل می گیرد نیز، جرم شناخته می شود. چگونه چنین جنبشی بدون رهبری و هسته مرکزی می تواند شکل بگیرد؟

این جنبش معمولاً چند شاخه ای است و مخصوصاً در حکومت های سرکوبگر مجبور است از هسته ها و گروه های مستقل و خودبنیاد درست شود که حاکمیت نتواند به راحتی آنها را سرکوب کند و کل جنبش را از بین ببرد. این جنبش شبکه ای، سیال و انعطاف پذیر است و دارای سازماندهی با عضوگیری مشخص و پرداخت حق عضویت یا دفتر مشخص در یک ساختمان مشخص نیست.

نیره توحیدی
نیره توحیدی: «این جنبش معمولاً چند شاخه ای است و مخصوصاً در حکومت های سرکوبگر مجبور است از هسته ها و گروه های مستقل و خودبنیاد درست شود که حاکمیت نتواند به راحتی آنها را سرکوب کند و کل جنبش را از بین ببرد. این جنبش شبکه ای، سیال و انعطاف پذیر است و دارای سازماندهی با عضوگیری مشخص و پرداخت حق عضویت یا دفتر مشخص در یک ساختمان مشخص نیست. به خصوص در جوامع سرکوبگر که اجازه نمی دهند این جنبش های مدنی برای خود تشکیلاتی علنی و ثبت شده داشته باشند. اما یک نکته ای را باید اشاره کنم آن هم مسئله رهبری و مسئله مناسبات افقی است. بعضی تصور می کنند که اگر مناسبات دموکراتیک، افقی و تعاملی باشد، نباید جنبش زنان رهبری داشته باشد. این به نظر من یک درک نادرست است. هیچ جنبشی بدون رهبری نمی تواند پیش برود. هم رهبری فکری و استراتژیک و هم رهبری عملی و تاکتیکی.»

خانم توحیدی دلیل این مسئله را نگاه منفی به رهبران اقتدارگرای سنتی می داند. به باور وی رهبران چنین جنبش ها و حرک تهایی برخلاف نوع کاریزماتیک، باید انتخابی و دوره ای باشند. وی می افزاید: «این که ما ادعا کنیم که رهبر نداریم، یک مقدار تعارف است و حالت شعاری و غیرواقع بینانه دارد. جنبش ما رهبر هم دارد منتها چندین رهبر در چندین کانون دارد مدیریت می کند.»

وی معتقد است رهبری باید «بازتعریف» شود و با درک جدید فمینیستی به این مسئله پرداخته شود. وی بر این نکته تاکید می کند که جنبش اجتماعی موسوم به جنبش سبز بخشی از ویژگی های جنبش زنان را گرفته است زیرا یکی از بازیگران بزرگ این جنبش را زنان تشکیل می دهند؛ «یکی از خصلت های عمومی جنبش سبز شبکه ای بودن آن چند مرکزی و چند رهبری بودن آن است. رهبر حالت کسی را ندارد که همه باید کورکورانه از او پیروی کنند. رهبران دائماً دارند نقد می شوند و مورد سئوال قرار می گیرند. در عین حال که مورد احترام اند و تلاش می شود که یک رابطه تعاملی میان رهبران و مردم باشد. آقای موسوی و آقای کروبی از مردم نظر و رهنمود می گیرند و یک رابطه تعاملی تا اینجا خوشبختانه وجود داشته و امیدوارم این رابطه که در جنبش زنان هم هست، در جنبش عمومی ادامه پیدا کند.»

نیره توحیدی با تاکید دوباره بر چند شاخه ای بودن جنبش های نوین می گوید: ایران یک کشور چند قومی، چند زبانی، چند مذهبی و به گفته ای حتی چند ملیتی است، سبب شده که جنبش زنان در نقاط مختلف ایران هسته های خود را داشته باشند و در عین حال سعی می کنند رابطه شبکه ای داشته باشند با مرکز. تلاش باید این باشد و تا حدی هم بوده که جنبش زنان محدود به تهران نباشد، تهران-مدار نباشد. از آنجا که جنسیت تلاقی پیدا می کند با مسئله قومیت، طبقاتی و نژادی، جنبش زنان یک خصلت چند بعدی دارد که تمرکزش روی مسئله جنسیت است. چون تنها جنسیت نیست که عامل تبعیض است، تفاوت های طبقاتی، قومی و مذهبی نیز عامل تبعیض اند.

خانم توحیدی بر آن است که به دلیل وجود یک حکومت مذهبی بسیاری از ایرانیان را که با مذهب مسلط کنار نمی آیند از جامعه و کشور رانده است و یک دیاسپورا به وجود آمده است که در جنبش زنان شرکت فعال دارد.
وی با اینهمه بر این نکته تاکید می کند که نباید به دلیل وجود این دیاسپورا و مهاجرت بسیاری از فعالان شناخته شده جنبش زنان ایران تصور کرد که کانون مرکزی جنبش زنان در خارج از کشور است. به باور وی مرکز ثقل جنبش حق خواهی زنان همچنان ایران است.
XS
SM
MD
LG