لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۱۳ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
گستردگی واکنش ها به کتاب «تاریخچه فداییان خلق» در چند ماه گذشته، که هنوز ادامه دارد، در تاریخ نشر سه دهه اخیر ایران کم سابقه است به ویژه از آن روی که به تقریب همه بیش از ۱۰۰ نقد و یادداشتی را که در باره این کتاب منتشر شده، نه مورخان و منتقدان حرفه ای که سازمان های سیاسی یا کسانی نوشته اند که نام آن ها در این کتاب آمده است.

شیوه تدوین، تحقیق و نگارش کتاب و ماهیت و هدف های ناشر دولتی آن، دسترسی انحصاری مولف و ناشر کتاب ــ انتشارات دیدگاه ـ به اسناد محرمانه پلیس سیاسی، بیش از ۵۰ کتابی که این ناشر پیش از این به همین روال منتشر کرده و کارنامه موسسات انتشاراتی دولتی گوناگونی چون انتشارات دیدگاه، موسسه مطالعات و پژوهش های سياسی، دفتر پژوهش های موسسه کيهان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و.. اهمیت بازسازی و نگارش تاریخ معاصر را از منظر جمهوی اسلامی نشان می دهند تا حدی که در هیچ مقطعی از تاریخ ایران تاریخ نویسی دولتی از منظر تعداد کتاب، سرمایه گذاری، نظام مندی و استمرار تا این حد و پایه گسترده نبوده است.

اغلب کارشناسان دهه های پایانی قرن بیستم به بعد «بازسازی گذشته از موقعیت حال و بازآفرینی گذشته از منظر راوی یا مورخ» را مهم ترین شاخص تاریخ نویسی و ژانرهای نزدیک بدان چون زندگی نامه، خودزندگی نامه و خاطرات می دانند و این شاخص را بر تاریخ نویسی آکادمیک نیز تعمیم می دهند.

تاریخ نویسی آکادمیک با ادعای «ناجانبداری، عینیت گرایی، روش مندی و مستند و غیرایدیولوژیک بودن» می کوشد تا خود را از دیگر انواع تاریخ نویسی متمایز کند اما در همه ژانرهای تاریخ نویسی، و از جمله در تاریخ نویسی آکادمیک، تاثیر خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه منظر، بینش، ذهنیت و پیش تصورات راوی و مورخ را به نسبت های متفاوت می توان دید.

این تاثیر نه فقط در تفسیر و تعبیرها و تبیین روابط علی رخ داده ها، که حتا در گزینش رخ داده های گذشته و تقسیم بندی آن ها به داده های «با معنا و مرتبط» یا «نامرتبط » خود را می نمایاند. به همین دلیل پرسش «چه کسی، از چه منظر و از کدام موقعیتی تاریخ را روایت می کند؟» در نقد و بررسی آثار تاریخی در همه ژانرها نقشی اساسی دارد.

تاثیر منظر و ذهنیت مورخ و راوی در آثاری که به رویدادهای سیاسی معاصر می پردازند و در تاریخ نویسی دولتی، آثار و اسنادی که مؤسسات دولتی تولید می کنند، پر رنگ تر است و این روند هنگامی به اوج می رسد که نهادهای امنیتی و پلیسی کارکرد ناشر و مؤلف آثار تاریخی را نیز بر عهده گرفته و اسناد و مدارک تاریخی را به عمد و آگاهانه مخدوش می کنند.

تاثیر ناآگاهانه و مخدوش کردن عمدی

مخدوش کردن آگاهانه و عمدی اسناد تاریخی را هجوم به حافظه تاریخی و جمعی ملت ها تعریف می کنند

حذف کلمنتیس از عکس تاریخی و رسمی نخستین هیئت دولت چکسلواکی پس از جنگ جهانی دوم، از نمونه های مشهور مخدوش کردن اسناد تاریخی در تاریخ نویسی دولتی است.

ولادو کلمنتیس، وزیر خارجه دولت چکسلواکی در پایان دهه ۱۹۴۰، در روزی که کلمنتس گوتوالد، رئیس جمهور چکسلواکی، بیانیه تشکیل ملت و دولت چکسلواکی را از بالکن مشرف به بزرگ ترین میدان پراگ قرائت می کرد، در کنار او و دیگر وزیران ایستاد بود. کلمنتیس کلاه خود را برای محافظت گوتوالد از باد سردی که در آن روز می وزید بر سر او گذاشت. در عکس این «لحظه تاریخی»، که به عکس رسمی بدل و در تیراژ وسیع منتشر شد، گوتوالد با کلاه کلمنتیس دیده می شود.

چند سال بعد کلمنتیس مغضوب و عکس لحظه تاریخی جمع آوری و بازسازی شد؛ در نسخه جدید کلمنتیس حذف و فضایی خالی جای او را گرفت اما کلاه او چون «یادگاری سمج از حقیقتی انکار شده» بر سر گوتوالد ماند. میلان کوندرا، نویسنده بزرگ چک، یکی از بهترین آثار خود را با عنوان «کلاه کمنتیس»، که با ترجمه احمد میرعلائی به فارسی نیز منتشر شده است، با الهام از این حادثه خلق کرد.

به دوران حکومت استالین در شوری سابق نیز کتاب تاریخ حزب کمونیست شوروی را پس از هر مبارزه درون حزبی بازنویسی و شخصیت ها و جناح های شکست خورده را از تاریخ اخراج یا بدنام می کردند.

در چین عکس رسمی سران حکومت در مراسم خاک سپاری مائو تسه دون چند ماه پس از مرگ او جمع آوری و بازسازی شد. در نسخه جدید «گروه ۴ نفره»، از جمله زن مائو، که در مبارزات درون حزبی شکست خورده بودند، از عکس حذف شدند.

در فیلم ها و عکس های خبری که آیت الله خمینی را در حال فرود از پلکان هواپیمای ایرفرانس در روز ورود به ایران نشان می دهند، فضائی خالی، سپید و مبهم به جای تصویر حذف شده صادق قطب زده نشسته است که بعدتر اعدام شد.

جامعه ایرانی در انقلاب اسلامی از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و شخصیت های دوران پیشین، کسان و گرایش هایی که به اتکاء گذشته خود خواهان نقشی در حال و آینده بودند، کسان و گرایش های نوپایی که برای تثبیت موقعیت حال و آینده خود به شناسنامه تاریخی نیاز داشتند، گرایش ها و نهادهای مخالف جمهوری اسلامی که در دهه ۶۰ شکست خورده بودند و... می کوشیدند تا با نوشتن تاریخ و خاطره، خود و نقش و جایگاه کنونی و آینده خود را تعریف کنند. جامعه نیز که از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و به بازاندیشی خود نیازمند بود از کتاب های تاریخی استقبال می کرد و تیراژ این گونه آثار افزایش یافت. پاسخ دادن به این نیاز نیز یکی از هدف های تاریخ نویسی دولتی است
در ایران تا پیش از انقلاب مشروطه تاریخ نویسی در انحصار دربار، دیوان سالاری، روحانیت و عرفا بود و این لایه ها تاریخ را، جز در مواردی انگشت شمار، از موقعیت حال و منظر خود روایت می کردند.

پس از مشروطه مورخان و مخاطبان دیگری نیز در کار آمدند و نگارش تاریخ ایران از منظر «ملی گرایانی» که بر «عظمت و شکوه از دست رفته گذشته» افسوس می خوردند، جایی برجسته یافت.

به دوران پهلوی اول و دوم تاریخ نویسی دولتی برای توجیه حقانیت نظام شاهنشاهی از «عظمت و شکوه ایران باستان» ستایش می کرد. به دوران پهلوی اول آثار با ارزشی چون تاریخ ایران باستان نوشته مشیرالدوله پیرنیا خلق شد اما به دوران جانشین او، از دهه سی تا انقلاب اسلامی، نوشتن تاریخ معاصر، جز در یکی دو مورد، در انحصار گرایش های چپ ، لیبرال و ملی گرا بود.

از دهه ۶۰ به بعد نوشتن و خواندن تاریخ معاصر در قالب متون پژوهشی، زندگی نامه، خود زندگی نامه و خاطره نویسی در ایران رونق گرفت.

جامعه ایرانی در انقلاب اسلامی از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و شخصیت های دوران پیشین، کسان و گرایش هایی که به اتکاء گذشته خود خواهان نقشی در حال و آینده بودند، کسان و گرایش های نوپایی که برای تثبیت موقعیت حال و آینده خود به شناسنامه تاریخی نیاز داشتند، گرایش ها و نهادهای مخالف جمهوری اسلامی که در دهه ۶۰ شکست خورده بودند و... می کوشیدند تا با نوشتن تاریخ و خاطره، خود و نقش و جایگاه کنونی و آینده خود را تعریف کنند.

جامعه نیز که از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و به بازاندیشی خود نیازمند بود از کتاب های تاریخی استقبال می کرد و تیراژ این گونه آثار افزایش یافت. پاسخ دادن به این نیاز نیز یکی از هدف های تاریخ نویسی دولتی است.

در سه دهه گذشته مؤسسات دولتی که برخی رسما و اعلام شده و برخی اعلام نشده به وزارت اطلاعات و پلیس سیاسی وابسته و از امکانات این گونه نهادها برخورداراند، با ادعای استناد به اسناد محرمانه، که فقط در اختیار آنان است، آثار بسیاری را در عرصه تاریخ معاصر منتشر کرده اند.

این آثار که در آن ها همه گرایش ها، سازمان ها، شخصیت ها و نهادهای غیر حکومتی، و حتا برخی گرایش ها و شخصیت های اسلامی منتقد حکومت، به سود روحانیت و جناح های حکومتی از تاریخ حذف یا به بازیگران منفی بدل شده اند، نمونه ای گویا از جمله معروف «تاریخ نویسی فاتحان و غالبان» را به دست می دهند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG