لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۴۱ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

پيشنهاد آقاى فرهاد رهبر، رئيس دانشگاه تهران، براى «متحد الشكل» كردن پوشش دانشجويان دانشگاه چندان تند يا نابهنگام بود كه اعتراض رئيس كمسيون آموزش عالى مجلس را نيز برانگيخت.


اما انتقاد رئيس دانشگاه تهران از تنوع مدل هاى لباس، شكل ظاهرى دانشجويان و پيشنهاد او براى لباس متحد الشكل را مى توان نمود گوياى يكى از دلمشغولى هاى فرهنگى مهم حكومت ايران تلقى كرد.


دلمشغولى كه با گفته هاى چندى پيش رهبر جمهورى اسلامى در باره لباس متحد الشكل ملى براى همگان و طرح ناكام مجلس در اين زمينه همخوانى داشت.


تحميل حجاب اسلامى بر زنان در سى سال گذشته چندان پر تنش بوده است كه تلاش براى متحدالشكل كردن پوشش عمومى يا حذف برخى الگوهاى لباس و آرايش مو، كه «نامطلوب» ارزيابى مى شوند، را در سايه قرار داده اما اين تلاش در سى سال گذشته، همچنان ادامه داشته است.


حجاب زنان و پوشش مردان


حجاب اسلامى زنان، سنتى است ديرينه و متكى بر زمينه هاى دينى، فرهنگى، اجتماعى و تاريخى و نه فقط در ايران كه در اغلب جوامع اسلامى و حتى در ميان مسلمانان اروپا، به يكى از نمادهاى سياسى و فرهنگى اسلام بدل شده است.


دلايل اجبارى كردن حجاب اسلامى زنان و بدل كردن آن به يكى از نمادها و مولفه هاى اصلى فرهنگى و سياسى حكومت اسلامى را مى توان در سنت هاى فرهنگى ايران پيش از اسلام، تاريخ اسلام، آموزه هاى قرآنى و دينى، نگاه اسلام به زنان و زندگى زمينى، فرهنگ مردسالار و... جستجو كرد.


انتقاد رئيس دانشگاه تهران از تنوع مدل هاى لباس، شكل ظاهرى دانشجويان و پيشنهاد او براى لباس متحد الشكل را مى توان نمود گوياى يكى از دلمشغولى هاى فرهنگى مهم حكومت ايران تلقى كرد.

اما دلمشغولى پى گير، و تا كنون ناكام جمهورى اسلامى، در زمينه پوشش عمومى، حذف الگوهاى نامطلوب و تحميل يك دستى و الگوهاى دلخواه در عواملى متفاوت با زمينه هاى حجاب اسلامى زنان ريشه دارد.


يك دست كردن انديشه ها و ارزش هاى فكرى و الگوهاى رفتارى مردمان از آرزوهاى تحقق نايافتنى همه حكومت هاى توتاليتر و پوشيدن اجبارى لباس فرم از شاخصه هاى اصلى گروه هاى فاشيستى است.


اما جمهورى اسلامى با نمونه هاى نوعى حكومت هاى توتاليتر و هواداران آن با گروه هاى فاشيستى فاصله بسيار دارند.


حتى چينى ها، كه به دوران حكومت مائو به اجبار تنگناهاى اقتصادى، پوشيدن لباس ساده و متحدالشكل را به «نشانه انقلابى بودن» بدل كرده بودند، بعدتر و با اندك گشايشى در اقتصاد از اين شيوه دست برداشتند.


رنگ هاى شاد و تنوع در الگوها و مدهاى لباس و آرايش، برخلاف حجاب اسلامى زنان، در آموزه هاى مذهبى ممنوع نشده و در سنت هاى ملى ايرانى نيز مذموم نبوده اند.


جائى كه چهار لايه اجتماعى به هم مى رسند


ريشه هاى اين دلمشغولى را مى توان در ضديت با تنوع، تمايل به يك دست كردن جامعه، ضديت با فرهنگ غرب و بيش از هرچه در نظام ارزشى و فرهنگى چهار لايه جست: روحانيت، روشنفكران دينى، بازاريان سنتى و حاشيه نشينان فقير شهرى. چهار لايه اى كه راس و بدنه اصلى ساختار حكومتى را شكل مى دهند.


اين چهار لايه پيش از انقلاب اسلامى نيز نه فقط با آن چه از فرهنگ غرب به فرهنگ ايرانى رسوخ كرده بود، كه با عناصرى از فرهنگ ملى و سنتى هچون شادى و شادمانى يا بهره گيرى از امكانات دنيوى و لذات زمينى و جسمى ضديت داشتند.


ضديت روحانيت، روشنفكران دينى و بازاريان سنتى، در فرهنگ دينى و مفاهيمى چون پست شمردن جسم، ماده و... ريشه داشت. لايه گسترده حاشيه نشينان فقير شهرى نيز بيش تر به انگيزه نفرت از فقر خود و خشم از ثروت ديگران، با مظاهر زندگى ثروتمندان و طبقه متوسط، و از جمله با تنوع در پوشش، ضديت مى ورزيدند.


دلمشغولى پى گير و تا كنون ناكام جمهورى اسلامى در زمينه پوشش عمومى، حذف الگوهاى نامطلوب و تحميل يك دستى و الگوهاى دلخواه، در عواملى متفاوت با زمينه هاى حجاب اسلامى زنان ريشه دارد.

اغلب گرايش هاى چپ سنتى آن روزگار نيز، به رغم «ماترياليزمى» كه فقط ادعاى آن را داشتند، در زمينه ستايش از فقر و نفرت از لذات دنيوى به تقريب از نظام ارزشى حاشيه نشينان فقير شهرى و روحانيت شيعه تبعيت مى كردند.


روحانيت، بازار سنتى و روشنفكران دينى پس از انقلاب از امتيازات ثروت و قدرت بهره مند شدند. حاشيه نشينان فقير شهرى، از جا به جائى مراكز قدرت و ثروت نصيبى نبرد، با اين همه، هر چهار لايه كوشيدند تا نظام ارزشى مبتنى بر ستايش از فقر، مثبت بودن ساده پوشى و حذف تنوع را بر جامعه تحميل كنند.


در سى سال گذشته زندگى متكى بر ثروت با نظام ارزشى رسمى در تضاد افتاد و ريا و تظاهر به فقر و ساده زيستى را نيز به عنصرى پررنگ در رفتار و كردار سه لايه به قدرت و ثروت رسيده بدل كرد.


با گذشت سى سال تفسيرهاى گوناگون از اسلام، الگوهاى متفاوت حجاب اسلامى زنان و منافع و سمت و سوهاى متضاد مالى، برنامه هاى متفاوتى را در زمينه اقتصاد و سياست سبب ساز شدند، چهار لايه حامل انقلاب اسلامى را به جناح هاى گوناگون تقسيم كردند. اما وجه اشتراك چهار لايه: نظام ارزشى مبتنى بر ستايش از فقر، مذموم شمردن ثروت، مثبت بودن ساده پوشى و حذف تنوع ، تحول در نظام ارزشى رسمى را ناممكن يا دستكم دشوار كرده است.


«رنگ هاى شاد و تنوع در الگوها و مدهاى لباس و آرايش، برخلاف حجاب اسلامى زنان، در آموزه هاى مذهبى ممنوع نشده و در سنت هاى ملى ايرانى نيز مذموم نبوده اند.»

سرمايه گذارى فكرى، مالى و سياسى جمهورى اسلامى براى حذف برخى الگوهاى رفتارى و مدل هاى لباس و آرايش مردان و زنان، كه در موقعيت حساس ايران جز افزايش نارضايتى عمومى نتيجه ديگرى ندارد، نشان مى دهد كه نظام ارزشى و فرهنگى مشترك چهار لايه حامل جمهورى اسلامى چندان قدرتمند است كه حتى در غيبت آموزه هاى مذهبى، سنت هاى ملى و دينى و نمادهاى سياسى، مصلحت حكومت را گاه در پاى نظام فرهنگى قربانى مى كند.


آقاى فرهاد رهبر در هفته گذشته، در باره ضرورت «لباس فرم دانشجويان» سخن گفت و در قالب واژه «هيبت» از آرايش مو و ظاهر دانشجويان انتقاد كرد. آقاى اسدالله عباسى، رئيس كميسيون آموزش عالى مجلس، نه با اصل پيشنهاد كه در باره نتايج سياسى منفى اين پيشنهاد هشدار داد و گفت: «مجبور كردن دانشجويان به پوشيدن لباس فرم فرايند منفى بيش ترى در پى دارد.»


آقاى رهبر تاكيد كرد «با سخت افزار نمى توان فرهنگ را اصلاح كرد و بايد مشاركت جمعى در اين زمينه ايجاد شود.»


درسى كه آقاى رهبر پس از بى نتيجه بودن ۳۰ سال سركوب فرهنگى فراگرفته است، البته درسى ارزشمند است. اما او توضيح نداد كه اگر در اعمال فرهنگ حكومتى «سخت افزار» -از اصطلاحات وزارت اطلاعات ايران براى سركوب فيزيكى- به كار نرود، «مشاركت جمعى» در اعمال لباس فرم را چگونه مى توان شكل داد.


XS
SM
MD
LG