لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۱۹ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶
رییس سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش چند روز پیش از آغاز سال نو ایرانی گفته های وزیر آموزش و پرورش را در باره ضرورت تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران تکرار کرد و مدیر کل کتاب های درسی این وزارتخانه نیز از آغاز طرح تفکیک جنسیتی کتاب های درسی مدارس خبر داد.

آقای علی رضا احمدی، وزیر آموزش و پرورش، به روزگاری که سرپرست این وزارت خانه بود، از تفکیک کتاب های درسی بر مبنای آن چه او «نیازهای متفاوت دختران و پسران» خواند، به عنوان یکی از برنامه های خود سخن گفته بود و به هنگامی که جامه وزارت بر تن کرد در همايش «بررسی و تبيين نگاشت اول سند برنامه درس ملی» با اشاره به آن که «دختران زودتر به بلوغ می رسند و به آموزش در این باره» نیاز دارند گفت: «ویژگی های جنسیتی و ویژگی های قومی، نژادی و جغرافیایی»، «زبان بومی»، «تفاوت آداب و سنن زندگی دانش‌آموزان عشايری، روستايی و شهری» «باید در کتاب های درسی لحاظ شوند و چون نیازهای روحی، روانی و جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مشابه با هم متفاوت اند، ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتاب های درسی به این نیازها پاسخ گفته شود».

آقای بهرام محمدیان، رییس سازمان پژوهش و برنامه‌ ریزی آموزشی، چند روز پیش از نوروز در توضیح گفته های وزیر گفت: «آن چه در گفته‌های وزیر آمده این بود که برخی توانایی‌ها در دختران هست که در پسران دیریاب است». او به عنوان نمونه ای از این توانایی ها، که تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران را الزامی می کنند، بر بلوغ دختران پیش از پسران انگشت نهاد و گفت: «آیا نباید نسبت به تعجیل بلوغ در دختران بازخوردی در کتاب‌های درسی نشان داد؟ »

آقای علی ذو علم ، مدیرکل کتب درسی وزارت آموزش ‌وپرورش نیز در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا از آغاز اجرای طرح تفکیک جنسیتی کتاب های درسی خبر داد و گفت: «برخی کتاب های درسی ۱۰ تا ۱۵ درصد تفکیک جنسیتی می‌شوند».

وزیر و دیگر مقامات مسیول وزارت آموزش و پرورش هنوز توضیح نداده اند که به نظر آنان تفکیک کتاب های درسی در کدام یک از مقاطع سه گانه ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان و در چه موضوع ها و مباحثی باید اعمال شود. اما اشارات آنان به گنجاندن درس هایی که «به دانش آموزان دختر کمک می کند تا وظیفه مادری خود را در آینده به خوبی انجام دهند»، تجربه های سی سال گذشته و فرهنگ مردسالار غالب بر جامعه ایرانی و نهادهای دولتی سمت و سوی تفکیک جنسیتی مطلوب آنان را نشان می دهد.

تنها نمونه به صراحت اشاره شده در سخنان مقامات وزارت آموزش و پرورش برای نشان دادن ضرورت تفکیک جنسیتی کتاب های درسی به «جلوتر بودن سن بلوغ دختران پیش از پسران» محدود است. اما آموزش مباحث جنسی در جامعه ای که طرح صریح این مباحث از تابوهای اخلاقی است و مدارس و خانواده ها از آموزش مباحث جنسی به کودکان، نوجوانان و جوانان خودداری می کنند، مبنای قانع کننده ای برای تفکیک جنسیتی کتاب های درسی نیست.

تجربه موفق جوامعی که آموزش روشمند مباحث جنسی را به کودکان، نوجوانان و جوانان در برنامه های مدارس مختلط خود گنجانده اند نیز نشان می دهد که برای آموزش علمی مباحث جنسی به تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران نیازی نیست.

رشد ناموزن و حق آموزش به زبان مادری

اما تفکیک کتاب های درسی یا دستکم در نظر داشتن تفاوت های قومی و اقلیمی، جغرافیایی، تنوع شیوه زیست و گوناگونی زبان مادری در جامعه چند زبانه ای چون ایران، که به دلیل رشد ناموزون اقتصادی و اجتماعی و زیست همزمان عناصر ناهمزمان، حضور شیوه های زیست گوناگون و خرده فرهنگ های متفاوت را امکان داده است، می تواند برخی از نارسایی های طرح یکسان سازی کتاب های درسی را جبران کند.

در طرح یکسان سازی کتاب های درسی، به ویژه در مقطع ابتدایی، تفاوت جامعه ایرانی با جوامعی که روند رشد و توسعه درون زای موزونی را تجربه کرده و با کشورهایی که همه یا اکثریت شهروندان آن به زبان مادری واحدی سخن می گویند، نادیده گرفته شده و این طرح به رغم مزایای خود به تبعیض علیه بخش هایی از جامعه، دشوار کردن سوادآموزی و مشکلات دیگر منجر شده است

برنامه یکسان سازی کتاب های آموزشی مدارس در هر سه مقطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و نظری در دهه 40 به هرج و مرج، اعمال سلیقه های غیر تخصصی،تدریس کتاب هایی لبریز از اطلاعات نادرست یا منسوخ پایان داد.

در طرح یکسان سازی گروه های کارشناسی نوشتن کتاب های درسی را بر عهده گرفتند و کوشش شد تا این کتاب ها با طراحی، صفحه آرایی، گرافیک و شکل مناسب و جذاب ارایه شوند.

اما در این طرح گوناگونی زبان مادری و تنوع شیوه های زیست برآمده از رشد ناموزن جامعه ایرانی یک سره نادیده گرفته شده و اغلب کتاب های درسی مقطع ابتدایی بر مبنای زندگی طبقه متوسط شهری تالیف شدند.

برخی از عناصری که در متن های آموزشی این کتاب ها نقش مهمی بر عهده داشتند برای کودکان فقیر حاشیه نشین شهری و برای کودکان روستایی و عشایری ناآشنا و چندان غریبه بودند که تصویر زندگی در سرزمینی دیگر را به دست می دادند.

در حالی که کودکان فارسی زبان در نخستین سال های مدرسه خواندن و نوشتن زبان مادری خود را می آموزند، کودکانی که زبان فارسی زبان مادری آن ها نیست باید زبانی تازه و نو را بیاموزند.

فراگیری زبانی نو در کنار کودکان فارسی زبانی که فقط خواندن و نوشتن زبان مادری خود را می آموزند و کتاب هایی که شیوه زیست اکثریت مردم در آن ها غایب است، به عقب ماندگی تحصیلی، دشواری های فرهنگی و روان شناختی و تبعیض علیه کودکان کرد، ترک، بلوچ و عرب زبان ایرانی منجر شده و نخستین سال های مدرسه را برای آنان به تجربه ای تلخ بدل می کند که رنج جدایی از زبان مادری بر تلخی آن می افزاید.

از همان دهه ۱۳۴۰ انتقادهای کارشناسی در باره یکسان سازی کتاب های درسی مقطع ابتدایی نیز مطرح شدند. در یکی از آثار صمد بهرنگی با عنوان «کند و کاوی در مسایل تربیتی ایران»، که در دهه چهل منتشر شد، برخی از انتقادهای طرح یکسان سازی کتاب های درسی بر مبنای تجربه عملی معلمی ترک زبان در روستاهای آذربایجان جمع بندی شده است.
صمد کتاب الفبایی نیز برای آموزش زبان فارسی به کودکان ترک زبان تالیف کرد که در آن تنوع و تفاوت اقلیمی و شیوه زیست متفاوت کودکان در نظر گرفته شده بود اما مزایای طرح یکسان‌سازی کتاب های درسی و سیاست رسمی که زبان فارسی را تنها زبان مجاز متون مکتوب تلقی می کرد، راه بر جدی گرفتن این انتقادها بست.

متناسب کردن کتاب های درسی با ساختارهای بر آمده از رشد ناموزن و ناهمگن ایران و فرهنگ ها و شیوه های زیست متفاوت با همه دشواری ها و مشکلات حل نشده آن از نگارش کتاب های درسی بر مبنای زبان های مادری گوناگون رایج در ایران آسان تر است.

در نظام آموزشی و مدارس جدید که از دوران مشروطه و پهلوی اول بر جای مانده اند، «حق آموزش به زبان مادری» یکسره نادیده گرفته شده است .

پیشنهاد آموزش به زبان مادری همراه با آموزش همگانی و سراسری زبان فارسی به عنوان زبان مشترک همه شهروندان ایرانی ،راه حلی که بسیاری از دشواری ها را حل می کند، به دلایلی چون تجربه تلخ گرایش های تجزیه طلب در خاطره قومی ایرانیان و پیوند نادرست اما غالب مسایل آموزشی با مسایل سیاسی، با استقبال رو به رو نشده است.

راه حل میانه، متناسب کردن متون درسی با زبان های مادری گوناگون رایج در ایران و موقعیت اقلیمی و شیوه های زیست متفاوت نیز همچنان مبهم و کلی و بدون برنامه عملی ممکن باقی مانده است.

پیچیدگی ها و دشوارهای های نظری و عملی سازگار کردن کتاب های درسی مدارس با زبان مادری، موقعیت اقلیمی و شیوه های متفاوت زیست، چندان است که طرح وزارت آموزش و پرورش را به رغم اشاره به این موارد، به تفکیک جنسیتی کتاب های درسی محدود و این نگرانی را تقویت کرده است که هدف طرح نه حل مشکلات یکسان سازی کتاب های درسی، که محدود کردن آموزش دختران به عرصه هایی چون خانه داری، آشپزی، خیاطی و کودک یاری، اخراج زنان از فعالیت های اجتماعی، علمی، سیاسی و اقتصادی و تداوم طرح جدا سازی زنان و مردان بر مبنای دیدگاهی است که زنان را به مادران خانه دار تقلیل می دهد و با زندگی واقعی کنونی ایرانیان، نیازها و ضرورت های زمانه و برابری همه انسان ها مغایر است.
XS
SM
MD
LG