لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۵۵ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

لویاتان: «شاهکاری از سینمای روسیه»


ژولیت بینوش (نفر اول از راست) در فیلم سیلز ماریا آخرین ساخته اولیویه آسایاس، هم‌بازی کریستین استورات بود. این فیلم روز ۲۳ ماه مه به نمایش درآمد، اما نتوانست در ساعات ابتدای پس از اکران اقبال چندانی بین منتقدان پیدا کند. (عکس از سمیرا قرائی خبرنگار اعزامی به جشنواره کن)

ژولیت بینوش (نفر اول از راست) در فیلم سیلز ماریا آخرین ساخته اولیویه آسایاس، هم‌بازی کریستین استورات بود. این فیلم روز ۲۳ ماه مه به نمایش درآمد، اما نتوانست در ساعات ابتدای پس از اکران اقبال چندانی بین منتقدان پیدا کند. (عکس از سمیرا قرائی خبرنگار اعزامی به جشنواره کن)

۶۷مین جشنواره فیلم کن سرانجام با نمایش فیلم‌هایی از کارگردان صاحب نام جهان چون دیوید کراننبرگ و آندری زویاگینتسف در بخش اصلی مسابقه به آخرین ساعت خود رسیده است. از ۱۴ ماه می تا ۲۴ام، همه ۱۸ فیلم بخش اصلی مسابقه به نمایش درآمدند و تا ساعاتی دیگر هیئت داوران نه نفره جشنواره به ریاست جین کمپیون، فیلمساز آمریکایی و لیلا حاتمی، از اعضای هيئت داوران، برنده جشنواره امسال را مشخص خواهند کرد.

یکی از فیلم‌هایی که منتقدان سینما در روزهای اخیر در انتظار تماشای آن بودند فیلم «لویاتان» ساخته آندری زویاگینتسف، کارگردان صاحب‌سبک روسی بود. زویاگینتسف که پیش‌تر کارگردانی سه فیلم بلند داستانی را در کارنامه خود دارد، با فیلم‌ »تبعید» در سال ۲۰۰۷ در بخش اصلی جشنواره کن حاضر شده بود و در سال ۲۰۱۱ با فیلم النا برنده جایزه بهترین فیلم بخش نوعی نگاه شده بود.

تازه‌ترین ساخته زویاگینتسف داستان زندگی خانواده‌ای سه نفره در دهکده‌ای دورافتاده در شمال‌غربی روسیه است. کولیا همراه با رما، پسرش و لیلیا، زن دومش، در خانه‌ای زندگی می‌کند که از پدرانش به او رسیده و حال شهردار بی‌رحم شهر در تلاش است تا این خانه را از او بگیرد، آن‌را بکوید و به جای آن بنای دیگری بسازد. کولیا نیز که شکایت خود را به دادگاه برده، از دوست بسیار قدیمی‌اش با نام دیمیتری که ساکن مسکو است می‌خواهد که وکالت این پرونده را به دست بگیرد و دیمیتری نیز به دهکده کولیا آمده و برای چند روزی وارد زندگی این خانواده می‌شود. اما حضور دیمیتری داستان دیگری را برای این خانواده رقم می‌زند.

تازه‌ترین ساخته زویاگینتسف نام خود را وامدار کتاب توماس هابز منتشره در سال ۱۶۵۱ است. کتابی که در چهار فصل به سازوکار دولت‌های جدید و گردن‌نهادن افراد در برابر دولت‌های قدرت‌مند برای برقراری آرامش در جامعه می‌پردازد. هابز نیز عنوان کتاب خود را از باب چهل و یکم کتاب ایوب انتخاب کرده است. لویاتان موجودی عظیم‌الجثه و غول‌آساییست که از دریا آمده و سرور و رهبری است که به دیگران امرونهی می‌کند و افراد برای برقراری ثبات از او اطاعت می‌کنند.

در فیلم زویاگینتسف اسکلت حیوان عظیم‌الجثه‌ای را در ساحل دریا می‌بینیم که هرازگاهی شخصیت‌های فیلم در کنار آن قدم می‌زنند. فیلم زویاگینتسف سرشار از ارجاع به کتاب هابز و داستان ایوب پیامبر است و کارگردان برداشت‌های شخصی خود از این دو اثر را وارد فیلمنامه کرده است. برقرار ارتباط بین فردی از «قلمرو ظلمات» با عاملی وابسته به کلیسا از جمله دست‌کاری‌های زویاگینتسف در متن کلاسیک هابز است. همچنین مسئله مرگ که به عنوان عامل ترس و وحشت و گردن نهادن به قواعد اجتماعی در کتاب هابز معرفی می‌شود، در فیلم زویاگینتسف پرداخت دیگری پیدا کرده است و نمود آن در بازی یکی از شخصیت‌های فیلم با مفهوم مرگ به خوبی خود را نشان می‌دهد.

محورهای اصلی اثر هابز درگیری انسان‌ها بر سر «منابع»، «بی‌اعتمادی» و «تلاش برای کسب مقام و منزلت» است که هر سه با پرداختی استعاری در فیلم‌نامه گنجانده شده‌اند.

تازه‌ترین اثر زویاگینتسف پس از نمایش خود توجه بسیاری از منتقدان را به خود جلب کرد و وبسایت ورایتی آن را «شاهکار سینمای روسیه» نامید. همچنین پیتر برادشو از روزنامه گاردین به این فیلم ۵ ستاره داده و آن را «آمیزه‌ای از چخوف، هابز و انجیل و سرشار از تصاویری استثنایی با تقارن‌های شگفت‌انگیز در قاب‌بندی» خوانده است.

پیتر برادشو می‌نویسد «لویاتان هراسی شکوهمند دارد. بازگشتی است به درون‌مایه‌هایی که پیشتر در فیلم‌های زویاگینتسف دیده می‌شد، و فاصله گرفتنی است از درام خانوادگی‌ای که پیشتر در فیلم النای او دیده بودیم. با این همه این فیلم هم در محتوا و هم در تصویر جاه‌طلبی درخشانی دارد. لویاتان دنبال بازی بزرگ‌تری است. فیلمی است با شکوه و عظمتی حقیقی.»

فیلم دیگری که توانست در جشنواره کن توجهات بسیاری را متوجه خود کند فیلم «فاکس‌کچر» ساخته بنت میلر بود. میلر که پیشتر فیلم کاپوتی با بازی فیلیپ سیمور هافمن فقید را در کارنامه دارد، این بار به سراغ زندگی یک شخصیت ‌حقیقی به نام مارک شولتز، کشتی‌گیری که در دهه هشتاد میلادی توانست سه مدال طلا برای آمریکا کسب کند، رفته است.

مارک شولتز پس از کسب نخستین مدال طلای خود درخواستی از فردی با نام جان دو پونت دریافت می‌کند که او را به خانه ویلایی خود دعوت می‌کند و از او می‌خواهد تا در خانه او به تمرین‌های خود ادامه دهد. دو پونت ( استیو کارل) مرد بسیار ثروتمندی از یک خانواده قدیمی است و حمایت مالی تیم ملی امریکا در المپیک سئول در سال ۱۹۸۸ را تقبل کرده است. مارک برادر دیگری با نام دیو دارد که او نیز کشتی‌گیر است و پس از مدتی برای زندگی و تمرین به مزرعه فاکس‌کچر می‌آید و به برادر خود می‌پیوند و سپس رابطه این دو برادر و جان دو پونت وجوهی تراژیک می‌گیرد.

فیلم فاکس‌کچر پس از اکران، زمزمه‌های زودهنگام جایزه اسکار سال آینده را به راه انداخت و بسیاری استیو کارل را شانس اول دریافت اسکار بهترین نقش فرعی مرد دانستند.

فاکس کچر پس از اکران نخست‌اش در جشنواره کن تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخت و پیتر برادشو از روزنامه گاردین با داد پنج ستاره به این فیلم آن را فیلمی «گیرا، ترسناک و به شدت غمگین» خواند. فاکس‌کچر ساخته بنت میلر در فصل پاییز سال جاری اکران خواهد شد.
XS
SM
MD
LG