لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۰۹ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
بعد از شکست يک بر صفر از اردن، برای تيم ملی فوتبال ايران مسابقه روز شانزدهم دی در سنگاپور با تيم ملی اين کشور برای راهيابی به جام ۲۰۱۰ ملت های آسيا، اهميت ويژه ای پيدا کرد.

بسیاری به اين رويارويی عنوان بازی مرگ و زندگی در دوران سرمربيگری افشين قطبی داده و آن را هفته ای حساس برای فوتبال ايران و سرمربی اش ناميده اند.

به نوشته سايت انگليسی گل فوتبال سرشار از ماجراهای ضد و نقيض است. افشين قطبی، سرمربی تيم تيم ملی، ايران را به فاصله نه دقيقه ای صعود (احتمالی) به جام جهانی رساند، اما پارک جی – سونگ با حضوری ناگهانی در قلب دفاع پارسی ها، گل تساوی بخش را در سئول زد تا روياها نقش بر آب شود.

نه دقيقه می توانست به نه ميليون مايل بدل شود تا به جام جهانی برسند و آفريقای جنوبی هفته گذشته که ايران سه بر دو از قطر شکست خورد، احساس کرد که اين فاصله برای ايران کم هم نبود. (کره شمالی در گروه برزيل، پرتغال و ساحل عاج قرار دارد.)

در راه جام ۲۰۱۱ يک شکست در اردن در ماه نوامبر گذشته، نتيجه مايوس کننده ديگری برای ايران بود. شکست از اردن حالا اين معنی را می دهد که شکست در سنگاپور در روز چهارشنبه می تواند بخت ايران برای حضور در مرحله شانزده تيمی پايانی را به خطر بيندازد... و اين درجه فشار روانی بر فوتبال ايران را بيش از پيش بالا می برد. ايران با پيشينه سه بار قهرمانی در اين جام در سال های پيش از انقلاب و عنوان های پر تعداد سومی و چهارمی، بعد از ناکامی در تابستان گذشته با ضربه سنگين ديگری رو به رو خواهد بود.

در همان روزی که شکست قطر روی داد و به دنبال آن شکست از مالی و سپس پيروزی بر کره شمالی پيش آمد، علی دايی سرمربی تيم ملی پيش از قطبی بر صندلی داغ مربيگری تيم پرسپوليس تکيه زد که اين مکان هم روزگاری به قطبی تعلق داشت. اين يک بازگشت به مديريت بازی فوتبال پس از استراحتی هشت ماهه برای دايی بود.

دايی بار ديگر جانشين قطبی می شود؟

در ماه مارس سال گذشته پس از شکست از عربستان سعودی علی دايی اخراج شد.

اين شکست در خانه باعث شد تا در سه مسابقه باقی مانده انتخابی جام جهانی ديگر کمترين جايی برای اشتباه باقی نماند. دايی حالا به بزرگترين باشگاه فوتبال ايران بازگشته است.

او در دوران پرافتخار فوتبالش تا کنون تيم سايپا را به مقام قهرمانی ليگ برتر ايران رسانده و تيمی ديگر را نايب قهرمان ايران کرده است. به اعتقاد سايت گل اين ها می تواند دايی را در مقام سرمربيگری تيم ملی بار ديگر جانشين قطبی کند که در ماه آوريل گذشته جايگزين خود او در تيم ملی شده بود.

هر چند دايی بارها گفته است که تمايلی به احراز چنين مقامی را ندارد.

ماجراهای عجيب تر هم تا کنون رخ داده است و در ايران صاحبان قدرت کارهای عجيب بسيار می کنند! وقتی دايی در ماه آوريل از تيم ملی اخراج شد، قطبی يک جايگزين آشکارا کاريزماتيک، بين المللی و محبوب بود و کاملا برخلاف اشخاص معمولا حاضر در حاشيه کار مربيگری فوتبال ليگ برتر فوتبال ايران نشان می داد.

گزينش قطبی صدها، وشايد هزاران هواخواه را برای استقبال و بازگشتش به ايران به فرودگاه تهران کشاند.

شور وشوق از سوی هواداران پرشمار در سراسر ايران در حالی احساس شد که اميد به صعود به بخشی عظيم از رسانه ها و يک بخش بدگمان فوتبال نرسيد.

با اين حال بيشتر رسانه ها پس از رفتن قطبی از پرسپوليس در سپتامبر ۲۰۰۸، درست چهار ماه پس از کسب قهرمانی فوتبال ايران با پرسپوليس در آخرين دقيقه بازی اخر فصل، از بازگشت و ديدن قطبی ناخشنود نبودند. برای قطبی ۴۵ ساله،ميليون ها هواخواه که طرفدار پرسپوليس بودند و آنان که ورود قطبی را به عنوان نفسی تازه در هوای پردود ، تند و آميخته از سياست فوتبال ايران تلقی می کردند، اين يک داستان واقعی دختر شاه پريان بود.

يک فرد ايرانی – آمريکايی در مقام مسووليت تيم پرسپوليس، بزرگترين باشگاه فوتبال ايران يک سوی ماجرا بود و حتی اين مساله که کسب مقام قهرمانی پس از يک فصل پر از کشاکش و استرس در خارج از زمين و با وجود اين گرفتن مسووليت تيم ملی سوی ديگر ماجرا.

فدراسيون فوتبال ايران برای دادن بخت سرمربيگری به قطبی بی ميل بود، اما در پايان بخت ديگری برايش باقی نماند. گرچه در آن زمان رقابتهای انتخابی جام جهانی تيم ايران در فاصله سه بازی باقی مانده، تيم ماقبل گروه پنج تيمی خود بود و همه دستان برای هل دادن اين تيم بکار افتادند و رسانه ها در پشت سر مرد جديد ايستادند.

رسانه ها حساب کردند که هفت امتياز برای صعود مورد نياز است و دسترسی به اين مقدار امتياز هم قول داده شد. قطبی به پنج امتياز رسيد و در راهيابی به جام جهانی توفيق نيافت.

اين باعث نشد تا از او انتقاد زيادی شود. اگر نيمه های خوب در عربستان سعودی و در تهران با کره شمالی را استثنا کنيم، تيم ملی فوتبال ايران در همه رقابت های قبلی انتخابی ضعيف بود.

به هنگام سرمربيگری قطبی هم برنامه سخت در ماه ژوئن را بايد عاملی برای ناکامی او گذاشت که ايران سه مسابقه را در ده روز طی کرد و يک مسابقه در تهران بين دو مسابقه در خاک کره شمالی و کره جنوبی بود، اين باعث شد.

حذف از رقابت های انتخابی جام جهانی در زمان قطبی ممکن است قابل انتظار باشد، اما دردناکتر اين است که ايران به تيم ملی خود افتخار می کند و شکست در راهيابی زمانی طولانی را برای بازيابی می طلبد. اين ناکامی به اين معنی بود که هميشه ماه عسل برای رسانه ها به پايان رسيد.

حضور در مراسم تحليف احمدی نژاد و پايان محبوبيت ها

اين حالت ادامه داشت تا ادامه فوتبال انتخابی جام۲۰۱۱ جايگزين آن شد. اما قطبی هنوز از يک ضربه رنج می برد. حضور او در مراسم گشايش دوران جديد رياست جمهوری احمدی نژاد (تحليف) در ماه اوت در تهران ممکن بود اجباری باشد، اما برای بسياری از هواخواهانش پايان دوستی و علاقه ای بود که او را در برابر انتقادها و نيش های رسانه ای مسلح می کرد. او در برابر همه انتقادها خلع سلاح شد.

اين ها به همراه حرکتی بر خلاف سياست جوانگرايی دايی در تيم ملی و انتقادهای او از رسانه ها و همچنين ليگ ايران بر ميزان نارضايتی ها افزود.

با وجود شکست در اردن و از دست دادن ستارگان فوتبال، تيم ملی ايران هنوز در گروه آسان مقدماتی جام ملتهای آسيا صدرنشين است و يک پيروزی در سنگاپور می تواند ايران را به عنوان يکی از دو تيم برتر در ۲۰۱۱ به دوحه قطر برساند. اما آن شکست و حذف ستارگانی چون علی کريمی، مهدی مهدوی کيا و وحيد هاشميان خشم رسانه ها و روی گردانی هواخواهان قطبی را به همراه داشته است. (و بی ترديد ماجرای حضور در مراسم تحليف احمدی نژاد نقش اول را دارد.)

وقتی رقابت های چهار تيمی قطر پيش آمد، از قول قطبی گفته شد که هدف اول قهرمانی در اين رقابتها نيست و او تيم را برای آينده آماده می کند و ساختن بازيکنانی تازه، و آرايش تيمی جديد بيشتر از پيروزی در چند بازی دوستانه ارزش دارد.

نتايج مسابقه های دوستانه ممکن است مهم نباشد، اما سه شکست پياپی در برابر سه تيم رده پايين آسيايی و آفريقايی فشار را بر قطبی فزاينده نشان می دهد. قطبی در سال ۲۰۰۵ با ديک ادفوکات – جانشين هلندی جو بونفرر به کره جنوبی بازگشت. جو بونفرر موفق شده بود که در فاصله يک بازی تا پايان رقابتهای انتخابی، کره جنوبی را به جام جهانی ۲۰۰۶ برساند. اما نتايج نااميد کننده در مدت دو ماه باعث عزل او شد.

پيروزی يک بر صفر ايران بر کره شمالی در بازی آخر رقابت های قطر باز هم يادآور اين شد که حريف هميشه ناموفق در برابر ايران، اکنون به آفريقای جنوبی می انديشد و ايران به سنگاپور.

ايران بايد در سنگاپور نبازد. پيروزی تيم علی دايی با نتيجه شش بر صفر در بازی رفت در تهران، سنگين ترين هفته تاريخ را برای قطبی رقم زده است. شايد حتی سنگين تر برای فوتبال ايران.
XS
SM
MD
LG