لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۴۳ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
مجلس شورای اسلامی روز يکشنبه درنشست علنی خود پس از عذر خواهی علی لاريجانی و چند نماینده از آيت اله خامنه ای به خاطر استيضاح هفته گذشته وزير کار و تعاون با انتشار بيانيه ای که به امضای ۲۶۵ نفر از نمايندگان مجلس رسيد، از رهبر جمهوری اسلامی عذر خواهی کرد و اطاعت از آقای خامنه ای را برخود واجب شرعی و قانونی دانست.



راديو فردا در آغاز گفتگويی با مهدی مهدوی آزاد روزنامه نگار و تحليلگر سياسی در آلمان ميپرسد اين واکنش مجلس چگونه قابل توضيح است؟

مهدوی آزاد: در اين زمينه دو نکته مهم قابل توجه است. اول اينکه آن نامه که آقای لاريجانی نوشت و اتفاقاتی که امروز در مجلس افتاد در افکار عمومی مجلس را مقصر نشان می دهد با اينکه آقای احمدی نژاد بود که کار غير اخلاقی انجام داده بود و از تاکتيک هميشگی خودش استفاده کرد.

اين نشان می دهد که نمايندگان مجلس در واقع بين دو راهی افکار عمومی و آيت الله خامنه ای دست به يک خودزنی سياسی در افکار عمومی زدند و نهايتا آيت الله خامنه ای را انتخاب کردند چرا که می دانند سرنوشت آنها، تاييد صلاحيت آنها در انتخابات بعدی و قدرت آنها در دست آيت الله خامنه ای و بيت رهبری است.

بنابر اين گزينه دوم يعنی قدرت را انتخاب کردند.
مسئله دوم اين است که نمايندگان مجلس می دانند با تحريک بيشتر آيت الله خامنه ای و حمايت بيشتر او از احمدی نژاد دستشان بيش از پيش برای فشار آوردن بر احمدی نژاد کوتاه خواهد شد.

اين هم يک تاکتيک سياسی است چرا که می دانند با اين گزينه در واقع حمايت های آقای خامنه ای از احمدی نژاد کمتر خواهد شد و شايد بتوانند با اين تاکتيک آقای خامنه ای را به برخورد با تيم آقای احمدی نژاد وادار کنند.

آقای مهدوی آزاد، با توجه به نقش مجلس در قانون و ساختار سياسی جمهوری اسلامی ، رابطه آن با قوای ديگر و با رهبر جمهوری اسلامی به عنوان بخشی از ساختار سياسی، آيا اين گرايش به اين شدت به سمت و سوی آقای خامنه ای و يا حتی تظاهر به اين گرايش نمی تواند به موقعيت مجلس به عنوان قوه مقننه لطمه بزند؟

قطعا همين طور است. من نمی گويم هيچ موقع – به جز مجلس اول- مجالس ايران نماينده واقعی مردم بودند.

اما به نسبت می توانستيم آنها را به عنوان مجالسی که اظهار نظر و مداخله می کردند بپذيريم.

اما از سال ۱۳۸۲ يعنی از مجلس هفتم با آن رد صلاحيت گسترده در بين اصلاح طلبان و انتصاب يک مجلس کاملا فرمايشی ، آن سوگند نمايندگی برای هميشه به فراموشی سپرده شده است.

در طول ده سال اخير مجلس هيچ کاری نکرده است به جز تبعيت از دستوراتی که مستقيما و يا غير مستقيم از بيت رهبری و آيت الله خامنه ای به آن ابلاغ شده است.

با توجه به صحبت های آقای علی مطهری که مطرح می کند که اگر رهبر مخالف اين استيضاح بود بايد پيش از آن به مجلس می گفت، به نظر شما چرا آقای خامنه ای پيش از استيضاح از مجلس نخواست که از انجام آن منصرف شود؟

اين يک شيطنت سياسی کوچک توسط بخش بسيار اندکی از نمايندگان مجلس که کمی به استقلال خودشان هنوز معتقدند صورت گرفت.

آيت الله خامنه ای حدود دو ماه پيش رسما اعلام کرده بود که در آستانه تغيير دولت، استيضاح را به صلاح نمی داند و جلوی استيضاح وزير قبل از وزير فعلی را گرفته بود.

اين که نمايندگان اين کار را کردند واکنشی بود به اقدام آقای احمدی نژاد و آيت الله خامنه ای هم با توجه به اظهار نظرش مداخله ای نکرد و گذاشت تا همه را به يک چوب براند.

من معتقدم هنوز هم بين نمايندگان ، اندک بسيار اندکی همانند آقای علی مطهری هستند که به رغم گرايش های بسيار اصولگرايانه و بعضا افراطی، اما هنوز هم بر اين باورند که مجلس وظايفی دارد و نمايندگان برای انجام اين وظايف سوگند می خورند و بايد پاسدار حقوق مردم باشند.

اتفاقی که در مورد عزل وزير اخير رخ داد در واقع ماحصل عملکرد اين طيف بود.
اگر بخواهيم نامه آقای احمدی نژاد به آقای خامنه ای را با موضع گيری های رئيس مجلس مقايسه کنيم، چگونه بايد آن را ارزيابی کنيم.

نامه آقای احمدی نژاد قبل از هر چيز يک دهن کجی آشکار به آيت الله خامنه ای است. بر عکس نامه آقای علی لاريجانی که آن نامه «فدايت شوم» را خطاب به آيت الله خامنه ای نوشت.

احمدی نژاد در نامه خودش نشان داد که بر عکس آنها حوزه قوای خودش و قدرت خودش را که قبلا تمام مشروعيت و مقبوليتش وابسته به بيت رهبری و خود رهبری بود را در جای ديگری غير از رهبری جستجو می کند.

اين يک آغاز تازه برای منازعات سياسی است تا آستانه انتخابات و احمدی نژآد با اين نامه نشان داد که چندان که تصور می شد قصد ندارد در مقابل آيت الله خامنه ای عقب نشينی کند و قصد دارد که اهداف خودش را حتی به قيمت تحميل هزينه های گزاف به نظام جمهوری اسلامی به پيش ببرد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG