لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۰۳ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
ايران نسبت به جمعيتش، از نظر خروج مغزها و خروج متخصصين، اولين کشور در دنيا است. بخشی از اين متخصصين کسانی هستند که خواهان ادامه تحصيلند و در ايران برايشان اين امکان وجود ندارد يا ترجيح می دهند در خارج از کشور ادامه تحصيل بدهند.

خبرگزاری مهر روز چهارشنبه گزارش داد بیش از یک‌هزار جوان ایرانی در ۸۰ روز نخست امسال برای تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری کشور را ترک کرده‌اند. این دانش‌آموختگان که به گفته کارشناسان هرکدام برای رسیدن به این مقاطع، دست‌کم رقمی حدود ۴۰۰ میلیون تومان هزینه داشته‌اند اکنون از سوی دانشگاه‌ها در خارج از کشور پذیرفته می‌شوند و حتی ۲۵ درصد از آنها به دریافت بورس تحصیلی نائل شده‌اند که این به این معناست که هزینه تحصیل‌شان به‌وسیله دانشگاه‌های خارجی پرداخت خواهد شد.

اين پديده قبلا هم وجود داشته ولی به نظر می رسد در سال های اخير به خصوص امسال تشديد شده است. رادیو فردا در این مورد گفتگویی دارد با سعید پیوندی، استاد جامعه شناسی در فرانسه.

آقای پيوندی! خبری منتشر شده مبنی بر اين که در کنکور دوره دکترا اعمال نفوذ بی سابقه ای انجام شده و بسياری از قبول شدگان حذف شده و درعوض تعدادی از افراد فاقد شرايط علمی لازم مورد پذيرش قرار گرفته اند. آيا چنين روندی بر خروج مغزها از ايران تاثيرگذار است؟

بله ۱۰۰ درصد همين طور است. اين سوال مهمی است برای اين که در ميان دلايلی که ذکر می شود برای توجيه روند خروج وسيع مغزها و متخصصين از ايران، به دلايل اقتصادی و سياسی و اجتماعی، حرفه ای و يا علمی اشاره می شود.

اما نکته ای که در مورد ايران وجود داشته و در مقايسه با کشورهای مشابه، اين امر خاص ايران است همين تبعيض و اعمال نظرها و فشارهای ايدئولوژيکی در محيط های آموزشی ايران است.

واقعيت اين است که پذيرش دانشجو در دوره دکترا تا سال گذشته غيرمتمرکز بوده و دانشگاه ها بر اساس شناخت خود از متقاضيان اقدام می کردند و مثل همه جای دنيا پذيرش دانشجو در مقطع دکترا از طريق رابطه مستقيم با فرد بود، اما برای اولين بار وزارت علوم از سال گذشته به دانشگاه ها تحميل کرده که اين پذيرش مرکزی باشد.

به نظر من علت اين کار اين بوده که بتوانند داوطلبان را از صافی های ايدئولوژيک و سياسی رد کنند و همين موضوع امروز توضيح می دهد اعتراض آن دسته از کسانی که پرونده علمی بسيار خوبی دارند ولی اسمشان در شمار پذيرفته شدگان نيامده است.

اين نشان می دهد نيت واقعی وزارت علوم از نظارت مرکزی اين است که بتواند به طور مستقيم اعمال نظر کند و کسانی که از نظر سياسی و ايدئولوژی همراه نظام نيستند يا به اندازه کافی همراه نيستند، با تکيه بر گزارش های حراست و سازمان امنيت اين جوانان را از ادامه تحصيل محروم کنند.

طبيعی است عدم احترام به ابتدايی ترين اصل علمی در جامعه دانشگاهی يعنی احترام به شرايط علمی فرد و توانايی های علمی او، اين نوع تبعيض ها و بی احترامی ها باعث خروج بيشتر مغزها و متخصصين و کارشناسان ايرانی می شود که با شرايط نامساعدی مواجه هستند.
نداشتن صلاحيت علمی در عين وارد شدن به دوره های کارشناسی ارشد و دکترا در دانشکاه های ايران آيا عواقبی برای جامعه در بردارد؟


اين نوع سياست ها بدون ترديد عواقب فاجعه آفرينی برای جامعه، دانشگاه و محيط علمی ايران به دنبال خواهد داشت. همه اين مسايل منجر می شود به فقيرتر شدن و پايين آمدن سطح علمی دانشگاه های ايران؛ اتفاقی که در سال های گذشته رخ داده و با اين مسايل تشديد می شود.

فقيرتر شدن سطح علمی دانشگاه ها در جامعه ايران تاثير می گذارد بر کاربرد تکنولوژی در جامعه و پيشرفت اقتصادی ايران. اين امر لطمه می زند به تربيت آينده نيروی متخصص و تبديل می شود به يک روند بسيار منفی که عواقب بسيار فاجعه آوری دارد.

اتفاقاتی که در چند سال گذشته در حوزه سياست افتاد، اکنون در دانشگاه ها و محيط های علمی دارد رخ می دهد، يعنی کسانی که صلاحيت کار را ندارند وارد اين حوزه ها می شوند و می توان گفت ما با سقوط علمی و فرهنگی فاجعه آوری مواجه می شويم در سال های آينده و اين زنگ خطری نه تنها برای دانشگاه ها بلکه برای همه جامعه، اقتصاد و فرهنگ ايران است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG