لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۵۱ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
ديويد کامرون، نخست وزير جوان بريتانيا طی اولين ديدار رسمی خود از واشنگتن مسائل مربوط به آينده جنگ در افغانستان، نحوه برخورد با برنامه اتمی ايران، توسعه تجارت با آمريکا، بازخوانی پرونده آزاد سازی متهم انفجار هواپيمای مسافری شرکت پان ام بر فراز روستای لاکربی-اسکاتلند، و همچنين موضوع نشت نفت در خليج مکزيک را با رهبران آمريکا مورد مذاکره قرار می دهد.

آمريکا و بريتانيا نمونه نزديکترين شرکای راهبردی در ميان کليه کشور های بزرگ جهان بشمار ميروند. اين نزديکی در حدی است که تفاوت های حزبی رهبران دو کشور طی هفتاد سال گذشته کمترين تاثيری بر مناسبات دوستانه آنها باقی نگذاشته است.

با اين وجود وينستون چرچيل در دهه چهل و هنگام جنگ جهانی دوم و همچنين مارگارت تاچر در دهه هشتاد و طی دوران شکوفائی اقتصاد آزاد مناسبات واشنگتن و لندن را به نزديکترين سطح ممکن رسانده و جايگاهی خاص نزد افکار عمومی مردم آمريکا بدست آوردند. ديويد کامرون طی مقاله ای که پيش از آغاز ديدار رسمی خود از آمريکا در روزنامه وال استريت جورنال انتشار داد به رويای تکرار مناسبات دو کشور در دو دوران طلايی ياد شده اشاره کرد.

شباهت های دو رهبر

ديويد کامرون از حزب محافظه کار بريتانيا و باراک اوباما از حزب دمکرات آمريکا به دو حزب ظاهرا ناهمگن متعلق اند- همان تفاوت حزبی که ميان چرچيل و روزولت هم وجود داشت. هر دو رهبر بسيار جوان اند و اميدوار به اين که دست کم يکبار ديگر در انتخابات به پيروزی رسيده و در پايان دوره فعلی بار ديگر زمام قدرت را در کشور متبوع خود بدست گيرند.

هر دو رهبر دارای خانواده های جوان اند. پيشينه تحصيلی آنها نيز بهم نزديک است. اوباما در دانشگاه کلمبيا- نيويورک، و دانشگاه هاروارد حقوق خوانده و کامرون در آکسفورد علوم سياسی، فلسفه و اقتصاد آموخته است.

پيشرفت کامرون و اوباما در درون نظام حزبی خود بی سابقه بوده و بقدرت رسيدن آنها نيز با سرعتی استثنايی صورت گرفته است. کامرون در سال ۲۰۰۱ برای نخستين بار به نمايندگی مجلس عوام بريتانيا انتخاب شد، چهار سال بعد رهبری حزب خود را بدست گرفت و سه ماه قبل نخست وزير دولت ائتلافی کشور خود شد.

اوباما در سال ۲۰۰۴ برای نخستين بار به عنوان نامزد حزب دمکرات از شيکاگو به سنای آمريکا راه يافت و در نوامبر سال ۲۰۰۹ با شکست سناتور جان مکين کانديدای حزب جمهوری‌خواه بعنوان چهل و چهارمين رييس جمهور آمريکا انتخاب شد.

کامرون متولد سال ۱۹۶۶ و اوباما متولد سال ۱۹۶۱ است. در مجموع سابقه سياسی دو رهبر جوان نزديک به هم است با اين تفاوت که اوباما بدليل داشتن دوسال سابقه بيشتر بعنوان رييس دولت، در صحنه بين المللی دارای تجربه بيشتری است و کامرون بدليل در اختيار گرفتن رهبری حزب خود و ايفای نقش رييس دولت سايه بريتانيا بمدت پنج سال دارای تجربه بيشتری در امور داخلی است. کامرون و اوباما برای شکل دادن به نوع تازه ای از همکاری های راهبری مابين آمريکا و بريتانيا، با استفاده از مناسبات شخصی دوستانه از موقعيتی استثنايی برخوردارند.

پيش از آغاز ديدار رسمی خود از واشنگتن، کامرون اعتراف کرد که مابين دو شريک، سهم بريتانيا کمتر از آمريکا و نقش آن نقش شريک کوچکتر است. قبول اين واقعيت به معنای تن دادن به سياست‌هايی است که از سوی برادر بزرگتر اتخاذ ميشود. با اين وجود ديويد کامرون پيش از عزيمت به واشنگتن تاکيد کرد : «ما ملتی هستيم قوی و برخوردار از اعتماد به نفس کامل. نقطه نظر ها و ارزش‌های مورد نظر ما کاملا روشن است و رفتار های ما نيز متناسب با اين روال خواهد بود.»

نشت نفت و آزادی المقراحی

کامرون پيش از عزيمت به امريکا از اهميت دو مسئله حساس در روابط لندن و واشنگتن مطلع بود؛ نشت نفت در خليج مکزيک و آزاد ساختن المقراحی، مامور سازمان اطلاعاتی ليبی که بخاطر دست داشتن در انفجار هواپيمای پان به حبس ابد محکوم شده بود. در سال ۱۹۸۸ هواپيمای مسافربری پان ام آمريکا بر فراز روستای لاکربی منفجر شد و تمامی ۲۷۰ سرنشين آن به قتل رسيدند.

از بد حادثه برای شرکت نفت انگليسی، دست بی پی در شکل گرفتن هر دو رويداد دراز تر از ساير عوامل بچشم خورد. در مورد اول يعنی نشت نفت از چاه متعلق به شرکت بريتانيايی، کامرون در کنار شرکت بی پی ايستاد. اين ايستادگی نخست وزير بريتانيا و دفاع او از بی پی در حالی صورت گرفت که مدير عامل شرکت ياد شده در افکار عمومی مردم آمريکا به يکی از منفور ترين چهره های روز تبديل شده بود.

با اين وجود نخست وزير بريتانيا حمايت از بی پی را وظيفه خود می‌دانست زيرا ادامه حيات بی پی برای اقتصاد بريتانيا دارای اهميت غير قابل چشم پوشی است. بی پی سالانه ميليارد ها دلار به دولت بريتانيا ماليات مستقيم پرداخت ميکند و ماليات دريافتی دولت بر مصرف مواد نفتی که محصول کار بی پی است از اين ميزان نيز فراتر ميرود.

اينک با موفقيت اقدامات مربوط به مهار چاه نفت در خليج مکزيک، از ميزان داغی بحران ناشی از الودگی آبهای دريا در چهار ايالت ساحلی آمريکا بخصوص ميامی و لوئيزيانا تا حدودی کاسته شده و دست کامرون برای گفتگو با مقامات آمريکا در اين مورد بازتر از پيش است.

در مورد آزاد ساختن متهم به انفجار هواپيمای پان ام، کامرون با قرار گرفتن در کنار افکار عمومی و خواسته های رهبران امريکا در اين مورد، پيش از عزيمت به واشنگتن، موقعيت خود را بهبود داده است، ضمن آنکه مشکل دفاع از مداخله بی پی در اين مورد همچنان معتبر باقی مانده.

عبدالباسط المقراحی مامور اطلاعاتی ليبی پس از محکوميت به حبس ابد در دادگاه لاهه تا ۱۱ ماه قبل دوران زندان خود را در شهر گلاسگو سپری ميکرد. ۱۱در ماه اوت سال پيش ظاهرا با پا در ميانی پنهانی دولت مرکزی در لندن، کنی مک اسکيل وزير دادگستری دولت محلی اسکاتلند با اين استدلال که المقراحی مبتلا به سرطان پرستات است و تا چند ماه بيشتر زنده نخواهد بود او را آزاد ساخت.

از المقراحی در ليبی مانند يک قهرمان استقبال شد- استقبالی مشابه آنچه اخيرا از علی وکيلی راد در تهران پس از آزاد شدن از زندان در فرانسه بعمل آمد. نحوه استقبال در ليبی از کسی که متهم به قتل بود و به اين اتهام محکوم شده و در زندان بسر می‌برد در افکار عمومی مردم آمريکا تاثير ناگواری باقی گذاشت.

اين بر آشفتگی افکار عمومی آمريکا زمانی شدت يافت که گفته شد بر خلاف ادعا های گذشته، المقراحی ممکن است تا ده سال ديگر هم زنده بماند. انتشار اسناد تازه ای در مطبوعات آمريکا داير بر پا در ميانی شرکت نفتی بی پی در آزاد سازی المقراحی و ارتباط آن با گرفتن امتياز های نفتی در کشور ليبی بر ميزان خشم افکار عمومی امريکا افزود و اين مسئله را به موضوع شماره يک در مناسبات بريتانيا و آمريکا مبدل ساخت.

در سال ۲۰۰۷ و مدتی پس از عادی شدن مناسبات ليبی با جهان غرب تونی بلر نخست وزير وقت بريتانيا به ليبی سفر کرد و متعاقب آن شرکت بی پی موفق به عقد چند قرار داد اکتشاف نفت به ارزش چند ميليارد دلار در آن کشور شد. اينک گفته ميشود که بی پی پيش از دست يافتن به قرار دادهای نفتی، تونی بلر را وادار به تحميل دستور آزادی المقراحی به دولت محلی اسکاتلند ساخته است.

پيش از عزيمت کامرون به واشنگتن، ويليام هيگ وزير خارجه بريتانيا طی نامه ای به هيلاری کلينتون از وجود مدرکی که مداخله بی پی در اين مورد را ثابت کند ابراز بی اطلاعی کرد. با اين وجود ديويد کامرون پذيرفته است که از تشکيل يک کميسيون مستقل برای انجام تحقيق در اين مورد حمايت بعمل آورد. برای نشان دادن نهايت همدلی خود با مقامات آمريکايی، ديويد کامرون همچنين رضايت داد که با چهار سناتور آمريکايی ملاقات و در اين مورد گفتگو کند.

ايران و افغانستان

در صحنه بين المللی موضوع مقابله اقتصادی با رقابت قدرتهای رو به رشد نظير چين و هند و دست يافتن به هماهنگی بيشتر در نظام جهانی، جنگ افغانستان، آينده سياسی عراق و نحوه مقابله با برنامه اتمی ايران از جمله مسائل مورد مذاکره رهبران دو کشور است.

بريتانيا قصد دارد تا سال ۲۰۱۴ نيروهای خود را از افغانستان خارج سازد. اشغال نظامی عراق و جنگ کنونی در افغانستان حاصل توافقهای آمريکا و بريتانيا قبل از بروی کار آمدن اوباما و کمرون بود، با اين وجود اوباما متعهد تر از کامرون به ادامه اين جنگها است. نيرو های نظامی بريتانيا اينک بطور کامل از عراق فراخوانده شده اند ولی فراخواندن نيروهای بريتانيايی از افغانستان پيش از بازگشت امنيت پايدار به افغانستان، به آسانی خروج از عراق نخواهد بود. از اين لحاظ همکاری نزديک دو کشور آمريکا و بريتانيا در سياست گذاری های جنگی و اجرای آن در افغانستان يک ضرورت مورد توافق طرفين است.

در مورد نحوه مقابله با برنامه های اتمی جمهوری اسلامی، لندن و واشنگتن از هماهنگی قابل ملاحظه ای برخوردارند. مناسبات دولت کارگری سابق بريتانيا با ايران در سال آخر نخست وزيری گوردن براوون بسيار تيره شد و پس از مسدود کردن ۲ ميليارد دلار دارايی های ايران در لندن در خطر قطع شدن قرار گرفت. دولت کنونی محافظه کار بريتانيا از اين لحاظ مواضع نرم‌تری در قبال جمهوری اسلامی نخواهد داشت و آماده است که از هر نوع اقدام آمريکا در مقابله با ايران حمايت بعمل آورد.

ديدار جاری نخست وزير بريتانيا از آمريکا ميتواند به آغاز دور تازه ای از مناسبات دو شريک راهبردی در صحنه بين المللی بيانجامد. طبيعت اين مناسبات در هر حال متاثر از تناسب قدرت اجرايی هريک از دو شريک خواهد بود. آقای کامرون در دولت ائتلافی کنونی خود با حزب ليبرال دارای شريک کوچکی است و با استفاده از تجارب ناشی از اين مشارکت به حقوق و حدود خواسته ها و محدوده تاثير گذاری شريک کوچک‌تر کاملا آشنا شده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG