لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۴۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

پاورقی های مرجعیت نامرجعیت


۱- رجوع شود به لينک:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/۲۰۱۰/۱۲/۱۰۱۲۱۰_iran۸۹_ganji_vahid_khorasani.shtml

۲- بر مبنای سرشماری سال ۱۳۷۵، کل جمعيت کشور ۴۸۸/۰۵۵/۶۰ ميليون نفر بود که ۲۹۴/۷۵۲/۴۴ ميليون تن آنها يک تا سی و چهار ساله ها بودند و ۱۹۴/۳۰۳/۱۵ ميليون تن آنها را افراد سی و پنج سال به بالا تشکيل می دادند. يعنی،افراد زير سی و پنج ساله، ۵/۷۴ درصد کل جمعيت کشور را تشکيل می دادند.نرخ با سوادی در سال ۷۵ ، ۵۱/۷۹ درصد بود.

بر مبنای سرشماری سال ۱۳۸۵، کل جمعيت کشور ۸۴۶/۴۷۲/۷۰ ميليون نفر بود که ۲۹۵/۸۹۸/۴۷ ميليون تن آنها يک تا سی و پنج ساله ها بودند و ۵۵۱/۵۷۴/۲۲ ميليون تن آنها را افراد سی و پنج سال به بالا تشکيل می دادند. يعنی،افراد زير سی و پنج ساله، ۶۸ درصد جمعيت کشور را تشکيل می دادند.نرخ با سوادی در سال ۸۵ به ۶۱/۸۴ بالغ گشت.

اگر جمعيت فعلی ۷۵ ميليون نفر باشد،جمعيت زير ۳۵ ساله، بين ۰۰۰/۳۰۰/۵۱ تا ۰۰۰/۵۰۰/۵۲ ميليون تن خواهد بود.

۳- يکی از مجلات پايگاه حوزه ی علميه قم،گفت و گويی با دکتر محمد تقی کرمی،درباره ی "روابط پسران و دختران" در ايران داشته است.واقعياتی که در اين گفت و گو بر آنها انگشت نهاده شده، قابل توجه است.می گويند:

"امروزه روابط دختر و پسر به سمتی پيش می‌ رود که اگر مهار نشود، اين روابط جايگزين نهاد خانواده خواهد شد. بحران جدی‌تر از آن است که يک حکم شرعی زير پا گذاشته شود...حضور بيرون از خانه در ميان جوانان در حال نهادينه شدن است و اين حضور، تک‌ جنسيتی نيست ....بازتاب‌های مدرنيته، مانند ماهواره و تلفن همراه مشخص و آشکارند، اما تفکرات مدرن مانند ارزش بخشيدن به فرديت، ارزش بخشيدن به خواست، در اکنون زندگی کردن يا به عبارتی سکولار شدن، به طور مستقيم قابل مشاهده نيستند.تفکر مدرن حتی در ميان افراد مذهبی نيز رسوخ کرده است. اين فرهنگ، افراد را برای "در اکنون بودن" آماده می ‌کند. غير از تفکر مدرن، تربيت مدرن هم در حال نهادينه شدن است. در روابط دختر و پسر، تنها تفکر مدرن تأثير‌گذار نيست، بلکه جوانان ما اين گونه تربيت می ‌شوند و رسانه‌ها در چنين تربيتی نقش بسيار پررنگی دارد...يکی ديگر از ساختارهای تأثيرگذار، نفی مرجعيت‌های گذشته است. البته از بين رفتن مرجعيت‌ها، معلول ساختارهای ديگری است...يک دختر يا يک پسر هم‌ زمان به چند نفر فکر می ‌کند تا بتواند بهترين موقعيت را انتخاب نمايد. اين تفکر از نگاه سودانگارانه ی مدرن و در حال زندگی کردن، نشأت گرفته است...خرده ‌فرهنگ خوش‌باشی، تنوع ‌طلبی و به ‌روز بودن، معلول همين تغيير‌ سبک‌های زندگی است. خرده ‌فرهنگ‌ها و سبک‌های زندگی، تجليات متفاوتی دارند. برای مثال اگر در جامعه‌ای ارتباط با جنس مخالف مُد شود، نوع رابطه را نيز همان خرده ‌فرهنگ تعيين خواهد کرد...فيلم‌های رمانتيک موجب می‌ شوند تا بيننده با بازيگر هم ‌ذات‌پنداری کند. وقتی رسانه‌ها پيوسته به عشق‌های رمانتيک می ‌پردازند، بازتوليد اين نگاه کم‌کم به سبک زندگی تبديل می‌ شود که گاهی عمر آن کوتاه و گاهی نيز بلند است.در کشور ما عامل وحدت‌بخش هويتی از ميان رفته است...در گذشته تنوع ‌طلبی با زن دوم ارضاء می‌ شد، اما تنوع‌ طلبی به سبک امروزی، به گونه‌ای است که هر چه فرد به سمت اعمال غير مشروع پيش می ‌‌رود، بيشتر احساس لذت می‌ کند. گويی هر چه هنجارهای جامعه شکسته می‌ شوند، فرد به موقعيت‌های بهتر دست می ‌يابد. اين مسئله نيز کم کم به يک سبک زندگی تبديل می‌ شود...وقتی درصد بالايی از زنان متأهل با مردان نامحرم درد دل می‌ کند و يا روابط آنها منحصر به رابطه ی با همسرانشان نيست، اين مسئله بيش‌تر به تغييرات ساختاری و سبک‌های زندگی مربوط می ‌شود که در پس آن، دغدغه ی هويت جمعی نيز وجود دارد...اين استدلال که همه دوست ‌پسر يا دوست ‌دختر دارند، من هم بايد داشته باشم، از سبک‌هايی برآمده است که در پس آن عقلانيتی وجود ندارد...اين روابط علاوه بر خانواده، به ارزش‌ها و نهاد ديانت نيز لطمه می‌ زند...اين روابط ارزش‌های دينی را خدشه ‌دار خواهد کرد...به محض اين که يک نفر از رابطه ی دوستی کسی کنار می ‌رود، به جای تحليل کردن دلايل جدايی، به فکر نفر بعدی است! سبک زندگی مدرن، مانند يک فروشگاه بزرگ، انواع و اقسام انتخاب‌ها برای خريد يک محصول را برای مشتری القا می‌ کند...يک روان‌شناس در کتاب خود، درباره کسانی که به او مراجعه کرده بودند، از قول خانمی گفته بود چندين سال است به روابط آزاد جنسی معتاد شده و هر قدر هم سعی می‌کند آن را ترک کند، دوباره وسوسه می‌ شود؛ يعنی داشتن چنين روابطی، جزئی از هويت آن‌ها می‌ شود...اخيراً نگرش دختران به رابطه، تغيير کرده است؛ و دختران نيز با نگاهی مدرن به مسئله می‌ نگرند. مثلاً دختری که قبلاً به نيت ازدواج با پسری ارتباط برقرار ‌کرده بود، کم‌کم نفس رابطه برايش مهم‌تر می‌ شود، حتی اگر بداند اين رابطه به ازدواج منتهی نمی ‌شود...چرا مرجعيت‌ها از بين رفته است؟ ميان نيازهای واقعی پسران، و مرجعيتی که اين نيازها را به رسميت بشناسند، فاصله وجود دارد". رجوع شود به لينک:

http://www.hawzah.net/hawzah/magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=۶۶۶۶&id=۷۸۷۷۱
۴- صحيفه ی امام ، جلد ۲۱، ص
پس از ارسال نامه ی آيت الله خمينی، تلفنگرامی از سوی آيت الله سيد عبدالکريم موسوی اردبيلی رئيس ديوانعالی کشور به اين شرح مخابره شد:
[بسمه تعالی. محضر مبارک حضرت آيت‏اللّه‏ العظمی امام خمينی ـ مدظله‏العالی درباره محکوميت مسئولين چهارگانه ی پخش الگوی زن، من با قاضی محکمه صحبت کردم جرم آنها تسامح و سهل‏انگاری در انجام وظيفه ی خطيری است که در عهده دارند و از نظر قضايی با توجه به حساسيت مسئوليت، مجازات نامتناسب نيست ولی گفته می‏ شود اين افراد خدمتگزاران خوبی هستند و قرينه‏ای بر سوء نيت موجود نيست و اين ايام هم به وجود آنها نياز است به نظر می ‏رسد اين برخورد موجب تنبه آنان شود که ديگر اين قبيل سهل‏انگاريها تکرار نشود. بنده درخواست عفو آنها را از همه ی مجازاتهای تعيين شده در حکم از حضورتان دارم. ۱۲/۱۱/۶۷ ـ عبدالکريم موسوی].
[بسمه تعالی. خدمت حضرت امام متن قرائت شد، فرمودند: عفو نمودم. ۱۲/۱۱/۶۷ ـ انصاری]
محمد هاشمی،رئيس وقت صدا و سيما، در اين خصوص گفته است:
"راديو به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) يک مصاحبه ای داشت. زمانی بود که ما اوشين را پخش می ‌کرديم. از دختر خانمی می پرسند الگوی شما کيست؟ می ‌گويد اوشين. گوينده می ‌گويد الگوی شما بايد حضرت زهرا(س) باشد چرا اوشين؟ می ‌گويد: حضرت زهرا(س) مال ۱۴۰۰ سال پيش است. ما يک الگوی امروزی می خواهيم… برنامه زنده بود و آقای جعفری جلوه که در راديو بود آن را پخش کرده بود. امام به آقای ميرعماد دادستان عمومی دستور دادند که موضوع را بررسی کنند و اگر اين برنامه با قصد پخش شده، افراد را اعدام کنند. چون توهين به حضرت زهرا(س) بود. آقای ميرعماد احکامی صادر کرد. شش هفت نفر محکوم شدند. از ۵ سال انفصال تا شلاق. اما حکم اعدام به کسی ندادند. من به ميرعماد زنگ زدم سراغ بچه ها را گرفتم. گفت دفتر من هستند و می خواهم بفرستم زندان قصر. گفتم نفرست تا من خبر دهم. نامه ای نوشتم به امام و… ميرعماد زنگ زد و گفت ديگر نمی توانم نگهشان دارم. فرستادشان زندان قصر. من زنگ زدم به مدير زندان و گفتم داخل بند نفرستنشان و سرشان را هم نتراشند. رفتم خدمت امام و گفتم من مقصرم. من مسئول صداوسيما هستم اگر اينها را مجازات کنيد ديگر در صداوسيما سنگ روی سنگ بند نمی شود و من نمی ‌توانم آنجا را اداره کنم. خواهش می کنم شما مرا مجازات کنيد. امام گفت بنويس، من آنها را عفو می کنم. گفتم نوشتم. نامه را خدمت امام دادم. همانجا به آقای موسوی اردبيلی نوشتند که من اينها را عفو کردم. شما آنها را رها کنيد. خودم غذا گرفتم و رفتم زندان". رجوع شود به لينک: http://autandishe.com/?p=۲۰۳
۵- ناصر قبادزاده، روايتی آسيب شناختی از گسست نظام و مردم در دهه ی دوم انقلاب،مرکز بررسيهای استراتژيک رياست جمهوری و نشر فرهنگ، ۱۳۸۱، ص ۸۱.

۶- علی ربيعی، تحولات ارزشی:نگاهی به رفتارشناسی رأی دهندگان دوم خرداد ۱۳۷۶، ص ۱۶۴.

آقای ناطق نوری در اين خصوص گفته است:

"بعد از انتخابات[رياست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶]،خدمت آيت الله جوادی[آملی] در دماوند رسيدم و خواستم از او تشکر کنم، به ايشان گفتم:جناب آقای جوادی، پيروز اين انتخابات من هستم. علت آن اين است که اين قدر از علما، صلحا،مجتهدين، اهل تهجد،متدنين و اوليای خدا من را مورد تأييد قرار دادند و صالح دانستند.اين خودش نعمت خيلی بزرگی است، اين امضاها برای من بس است اگر بتوانم اين نعمت بزرگ را نگه دارم"( خاطرات جت الاسلام و المسلمين ناطق نوری، جلد دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،ص ۲۴۲)."همين هفت ميليونی که به من رأی دادند،اين ها عضو حزب ما که نبودند،عده ی زيادی از آن ها براساس تکليف، يا اين که تشخيص دادند که به فرض صالح هستم، يا ديگران به آن ها گفتند يا علما و مراجع[آيات عظام مشکينی،جوادی آملی، مظاهری، ميانه جی]به آنها گفتند رأی دادند(خاطرات حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوری،ص ۲۶۹).

۷- دکتر محمد سعيد ذکايی،استاد يار دانشگاه علامه ی طباطبايی و عضو کميسيون اجتماعی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ،محقق اين پژوهش است.وی طی مصاحبه ای با روزنامه ی همشهری گفته است:

"يکی از دلايل اصلی در ايجاد سبک‌های جديد، روحيه ی فردی‌ شدن به ‌عنوان ارزش و ايدئولوژی است. فردگرايی جايگاه مهم‌ تری را برای جوانان ايجاد کرده است. آنها برای خود تصميم می ‌گيرند، آزادی عمل و استقلال دارند و ترجيح می‌ دهند آزمايش و خطا را بيشتر تجربه کنند. از طرفی نيز الگوها و مدل‌هايی که قبلا بيشتر می ‌توانست نقش راهنما و مدل را برای آنها ايفا کند، کمتر در دسترس است يا تأثير تعيين‌کننده کمتری دارد. معيار ديگر مؤثر در سبک زندگی جوانان، تنوع و تکثر رسانه‌هايی است که ارزش‌های جوانان از آنها متأثر می‌شود. فضای مجازی و فرهنگ رسانه‌ای به ‌عنوان گروه‌های مرجع بر ارزش‌های جوانان تأثير می ‌گذارد. رسانه‌ها به ‌صورت مستقيم عاملی هستند که افق‌ها و اولويت‌های متفاوتی را در معرض ديد جوانان قرار می ‌دهند. همچنين به واسطه تنوع در گروه‌های مرجع، ايده ی کمتر متکی بودن جوان‌ها به مدل‌های قبلی (مدل‌های نقشی که قبلا تعيين‌کننده بود) می ‌تواند قابل طرح باشد...طيف وسيعی از جوان‌های نسل چهارم انقلاب (دهه هفتادی‌ها) در معرض اجتماعی شدن متفاوتی بوده‌اند. اين نسل به‌عنوان نسل ديجيتال در مجاورت فضای مجازی و بازی‌های رايانه‌ای بودند. اين نسل با جوان‌های همه دنيا اشتراکاتی دارند و در ايران نيز به‌ نظر می‌ رسد مصرف، روی شناخت آنها تأثير گذاشته است...دوره‌ای است که وابستگی و مطيع بودن به نقش مرجع والدين و بزرگ ‌تر‌ها برای جوان‌ها کمتر قابل انتظار است و به ‌نظر می ‌رسد تمايل جوان‌ها به سمت اراده‌گرايی و انتخاب عمل بيشتر سوق پيدا کرده است...فرصت مصرف به همراه تکنولوژی‌های جديد باعث شده جوانان بيشتر در معرض توليدات فرهنگی غرب مانند ماهواره، فيلم، بازی‌های رايانه‌ای و موبايل ... باشند... مطالعات اخير نشان می ‌دهد که فرهنگ و زمان فراغت جايگاه مهم‌تری پيدا کرده است. زندگی فراغتی هم که برای جوان‌ها مطلوب بوده است، به ‌نظر می رسد که با فرصت‌هايی که رسانه‌ها و مصرف برای آنها ايجاد کرده اين اولويت بيشتر شده است".

رجوع شود به لينک: http://hamshahrionline.ir/news-۱۰۶۶۲۶.aspx

۸- مرتضی مطهری، علل گرايش به ماديگری ، انتشارات صدرا، ص ۷۱.

۹- علل گرايش به ماديگری ، ص ۱۵۹.

۱۰- رجوع شود به لينک: http://www.kaleme.com/۱۳۸۹/۰۹/۱۹/klm-۴۰۴۶۹

۱۱- آيت الله جوادی آملی، فلسفه ی حقوق بشر ، مرکز نشر اسراء،ص ۱۱۷- ۱۱۶.

۱۲ و ۱۳- آيت الله جوادی آملی، فلسفه ی حقوق بشر ،ص ۱۰۶.

۱۴- آيت الله جوادی آملی،نسبت دين و دنيا،بررسی و نقد نظريه ی سکولاريسم،مرکز نشر اسراء،ص ۱۲۰.

۱۵- روزنامه ی همشهری،۱۸/۷/ ۱۳۸۱، ص ۳.

۱۶- رجوع شود به لينک: http://saharnews.ir/view-۱۰۵۳۰.html

۱۷- رجوع شود به لينک: http://www.ansarnews.com/news/۴۲۹۳/

۱۸- رجوع شود به لينک: http://rajanews.com/Detail.asp?id=۴۹۰۷۹

۱۹- رجوع شود به لينک: http://noorihamedani.blogfa.com/۸۸۱۲.aspx

۲۰- رجوع شود به لينک: http://velayatefaqih.persianblog.ir/post/۳۶/

۲۱- رجوع شود به لينک: http://www.rahva.ir/۹۶/۱۳۹۹۳-۸۹.html

۲۲- در سلسله مقالات "امام زمان به چه کار فقها می آيد"،بخش مهمی از نظرات آيت الله جوادی آملی از ديگر کتاب های ايشان نقل و نقد شده است.

۲۳- رجوع شود به لينک: http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=۱۹۶۰۰

XS
SM
MD
LG