لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۲۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
اين روز ها بسياری از رسانه های اقتصادی معتبر از خطر «جنگ پول ها» يا «بحران در روابط ميان ارز ها» صحبت ميکنند. آيا اين اصطلاح تازه هست، چه معنايی دارد و اصولا چه نشانه هايی وجود دارد از کشمکش بين ارز های مهم بين المللی؟

فريدون خاوند : «جنگ پول ها» اين روز ها در صدر مسايل اقتصادی مورد بحث مهم ترين رسانه های بين المللی است، به اين دليل ساده که مسئولين ارشد اقتصادی، هم در سطح جهانی و هم در سطح ملی، بر اين پديده تاکيد ميکنند و آنرا يک خطر مهم به شمار ميآورند برای رشد اقتصادی دنيا و به خصوص برای بازرگانی بين المللی. مثلا در آخرين شماره روزنامه فرانسوی «لوموند»، به تاريخ هشتم اکتبر، دومينيک استراوس کان، مدير کل صندوق بين المللی پول، هشدار ميدهد که اين خطری است بسيار جدی، حرفی که پيش از اين به نقل از او در ستون های «فايننشال تايمز» هم نقل شده بود و در سطح کشور ها هم، چه در اروپا، چه در آمريکا و چه در بعضی از قدرت های نوظهور مثل برزيل، به گونه های مختلف، مسئولان ارشد اقتصادی بر اين خطر تاکيد کرده اند.

اما مهم ترين نشانه های اين کشمکش يا به تعبيری جنگ : چين به شدت از بالا رفتن ارزش يوآن خودداری ميکند، آمريکايی ها، ژاپنی ها و انگليسی ها با استفاده از روش های گوناگون سعی ميکنند پول خودشان را ضعيف کنند، هندی ها، برزيلی ها و کره ای ها تلاش هايی را در همين جهت شروع کرده اند. اروپايی ها هم می خواهند يورو را تضعيف کنند، ولی نمی توانند. خلاصه کنيم: «جنگ پول ها» يعنی تلاش قدرت ها برای تضعيف پولشان...

چرا اروپايی ها نمی توانند پولشان را تضعيف کنند، و به ويژه رييس بانک مرکزی اروپا با اين مساله مخالفت ميکند؟

دليل عمده اين است اروپايی ها بيست و هفت کشور هستند و ميان آنها بر سر دستيابی به يک سلسله هدف های مشترک، وحدت نظر وجود ندارد. ژاپن يک کشور است، آمريکا يک کشور است و اين ها می توانند فورا تصميم بگيرند، ولی اروپايی ها در انجام اين کار ناتوان هستند.

به چه دليل قدرت های بزرگ اقتصادی سعی ميکنند ارزش پولشان را تضعيف کنند؟

در سال های ۱۹۳۰ ميلادی، کشور های نيرومند آن زمان به همين مسابقه برای ضعيف کردن پول های ملی شان روی آوردند و اصطلاح «جنگ پول ها» متعلق به همان زمان است. امروز هم مثل آن موقع، قدرت های بزرگ پول ملی شان را تضعيف ميکنند تا حجم صادراتشان بالا برود و، در عوض، وارداتشان کم بشود.

مهم ترين قدرتی که اين کشمکش را به وجود آورده، چين است که نرخ برابری يوآن در برابر ديگر پول ها را عمدا پايين نگهداشته تا تهاجم صادراتی اش را شديد تر بکند و حاضر هم نيست به فشار های بين المللی برای اين که نرخ برابری پولش را بالا ببرد، تسليم شود. ديگر قدرت ها هم مقابله به مثل ميکنند و از جمله ضعف شديد دلار در حال حاضر، به احتمال زياد ناشی از تلاش عمدی واشينگتن هست برای جان دادن به بازرگانی خارجی آمريکا.

به اين ترتيب آيا می شود نتيجه گرفت که داشتن پول قوی هميشه درد سر آفرين است، و اگر چنين است، چرا در کشوری مانند سوييس ارزش فرانک تا سطح دلار بالا رفته. اين تناقض چه دليلی دارد؟

پول قوی، نشانه اقتصاد نيرومند است. يک کشور دارای پول قوی، می تواند واردات خودش را ارزان تمام کند و سطح رفاه مردمانش را بالا ببرد.

ولی در بعضی شرايط، بالا بودن نرخ برابری پول ملی می تواند موقعيت يک کشور را در بازرگانی بين المللی تضعيف کند. و به خصوص در شرايطی مثل امروز که اقتصاد جهانی در وضعيت مناسبی نيست، قدرت های بازرگانی وسوسه ميشوند که با استفاده از تضعيف پول ملی يا «دامپينگ پولی»، صادراتشان را زياد کنند. چنين وسوسه ای طبعا تعادل های پولی و نظام بازرگانی جهان را به خطر مياندازد. و سوييس هم، در حال حاضر مقاماتش تا اندازه ای نگران هستند در مورد اين که بهای فرانک سوييس در برابر ديگر ارز ها بالا رفته است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG