لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۵۲ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
راديو فردا با دکتر نهصت فرنودی، استاد دانشگاه کاليفرنيا در روانشناسی بالينی و معاون انجمن روانشناسان ايرانی مقيم آمريکا، در مورد افسردگی ، چگونگی غلبه بر آن و داروهای آرامش اعصاب، گفتگو کرده است.

می خواستم بی مقدمه از شما بپرسم که چرا در ايران و بخصوص در بين خانم ها، مصرف داروهای آرامش اعصاب مثل فولکستين، رايج است.

مردم خيلی راحت به داروخانه ها مراجعه می کنند و فولکستين می خرند، به همديگر توصيه می کنند که «اين دارو را مصرف کنيد. حالتان خوب می شود. آرام تر و شادتر می شويد»چرا در ايران تا اين حد اين مسئله شايع است؟


فولکستين يا خانواده اس.اس. آر. آی ها ، داروهای ضد افسردگی و اضطراب هستند. به طور کلی در سطح کلان، مصرف داروهای ضد افسردگی در خانم ها بيش از آقايان است. نه به اين دليل که خانم ها بيشتر افسرده می شوند، بلکه به اين دليل که خانم ها زودتر به افسردگی خودشان اعتراف می کنند.

در آقايان افسردگی بيشتر به صورت پرخاش و خشم خودش را ظاهر می کند. آقايان وقتی به اضطراب و افسردگی خودشان اعتراف می کنند که با چنان شدتی بر آنها هجوم آورده باشد که در عملکرد کارهای روزمره، آنها را فلج کرده باشد.

به طور کلی يکی از دلايلی که در کشورهای جهان سوم و کشورهايی که زن دارای حقوق برابر در جامعه نيست و حفاظت ها و حمايت های جامعه از خانمها از نوع تبعيض آميزی با جنس زن برخورد می کند، افسردگی در خانم ها بالاتر است.

يکی از دلايل افسردگی خانم ها در چنين جوامعی، خشم فرو خورده، فرياد در گلو خفه شده و محروميت طولانی و احساس تبعيض و اجحاف است. اين احساس ها وقتی طولانی می شود، طبعا زن هم مثل همه موجودات ديگری که خواهان برابری و صدای برابر است، وقتی آن را به دست نمی آورد، در طولانی مدت موجب ايجاد تغييراتی در بيوشيمی مغز می شود.

اين تغييرات باعث می شود که سلول های گيرنده های سروتونین کار خودشان را درست انجام نمی دهند و در چنين حالتی است که افسردگی، ابتدا در بيوشيمی مغز و سپس در ذهن انسان، زندگی او را مختل می کند.

فولکستين يکی از رايج ترين ضد افسردگی هاست که در ايران – همان طور که شما هم اشاره کرديد- به صورت نقل و نبات مصرف می شود و اسم آن را هم قرص «شادی بخش» گذاشته اند.

حالا عوارض جانبی اين دارو چيست؟ يکی از مهمترين عوارض جنبی آن اين است که وقتی دراز مدت اين قرص را مصرف می کنيد، بر روی حافظه اثر می گذارد و در کوتاه مدت نيز در احساسات جنسی اثرگذار است که خود اين مسئله، موجب اختلالات دوباره در زندگی زناشويی خواهد شد.

به هر حال اگر بنا باشد که فلوکستين يا داروهايی از اين دست مصرف نشود، با توجه به وضعيت عمومی زندگی در ايران و شيوع افسردگی در جامعه، چه راهکارهای ديگری می شود اتخاذ کرد تا دست به دامن قرص شادی بخش نشد؟ چطور قرص شادی بخش نخوريم ولی حتی المقدور شاد باشيم؟

يکی از راهکارهای بسيار ساده و موثر، ورزش است. دقت کنيد که وقتی گزينه ورزش را مطرح می کنيم، منظورمان ورزش منظم و هر روز يکساعت است.

وقتی ما به طور منظم ورزش می کنيم، ايندورفينی که در خون ما ساخته می شود... و کاری می کند که همان گيرنده های اين تغييرات باعث می شود که سلول های گيرنده های سروتونین کار خودشان را درست انجام نمی دهند و در چنين حالتی است که افسردگی، ابتدا در بيوشيمی مغز و سپس در ذهن انسان، زندگی او را مختل می کند. در مغز فعال تر شوند و به همين دليل است که شما بعد از ورزش يک حالت شعف و شادمانی را تجربه می کنيد.

اما از يک طرف اشکال اين است که شخص افسرده آن انرژی را ندارد که خودش را وادار به ورزش کردن کند. در اين شرايط بايستی گروه های حمايتی به وجود بيايند و به همديگر کمک کنند تا ورزش به صورت منظم و جمعی برگزار شود.

نکته دوم اين است که پاره ای از ويتامين ها از جمله منيزيم ، پتاسيم و ويتامين بی ، به خصوص در شرايطی که شخص افسرده دچار بی حالی و کم بودن انرژی است، کمک کننده هستند.

نکته سوم اين است که شخص بايد از طريق شيوه های شناخت درمانی به خودش کمک کند. افکار منفی خودکار برای شخص افسرده مثل ميهمان ناخوانده است که به ذهن هجوم می آورد. ما به اين شکل هجوم به طور مخفف– اًنت – می گوييم که اين انت در واقع در زبان انگليسی به معنای مورچه است و خالی از استعاره هم نيست، يعنی مورچه های بدخبر و شوم.

يک مورچه منفی همان فکر منفی است که در درون ما ريشه می دواند و دائما در گوشمان زمزمه می کند که همه چيز خراب است. ديگری يک مورچه پيشگواست که دائما خبر از يک اتفاق ناگوار قريب الوقوع خطرناک می دهد.

اولين توصيه من ورزش و پس از آن مصرف ويتامين و نظارت و کنترل بر مغز در زمانی است که افکار منفی می خواهند به آن هجوم بياورند.

بايد به اين افکار منفی «ايست» بدهيم و شادی های بسيار ساده زندگی، مثل بازی با يک کودک، پياده روی، باغبانی و يا گفت و گوی بسيار ساده با يک رفيق و همراه زندگی را جانشين آن افکار منفی نماييم.

خودتان اشاره کرديد که ممکن است شخص افسرده بی حال باشد و انرژی کافی نداشته باشد تا از همين بهانه های کوچک زندگی مثل گپ زدن با يک دوست بهره ببرد تا از دام افسردگی رها شود.
در بسياری موارد هست که شخص افسرده دچار خواب های طولانی مدت می شود. مخصوصا خانم های خانه دار که اکثرا اين گلايه را طرح می کنند که بدون اينکه خودشان بخواهند، ساعت های طولانی را می خوابند.
چطور می شود از يک چنين چيزی که بازتاب افسردگی است، گريزان شد؟


از نشانه های افسردگی ايجاد اختلال در خواب و خوراک است. کم خوری يا پرخوری، کم خوابی يا پرخوابی، اشک در آستينی، تخم گذاری کردن بر روی افکار منفی، انزواگزينی و دوری کردن از مردم بخشی از اختلالات ناشی از افسردگی است.

بخصوص خانم های خانه داری که صبح به هر شکل شده، بچه ها را به مدرسه می فرستند، همسرشان هم از خانه بيرون رفته است و در اين شرايط به هيچ چيزی ميل ندارند به جز اينکه روی تخت بيافتند و بخوابند.
در جامعه امروز ما مردم بايد خودشان به داد خودشان برسند. حکومت به فکر مردم نيست و گرفتاری ها آنقدر زياد است که هر کسی تصور می کند خودش را بايد از مهلکه نجات دهد.

خانمی که می بيند از نظر درونی به جز ميل به خوابيدن و فکر کردن به افکار منفی ، به چيز ديگری متمايل نيست، بايد با اين افکارش بجنگد.
موزيک خوبی بگذارد و در تنهايی خانه برقصد و ذهنش را به اين ريتم و موزيک و چيزی که می تواند شادی آفرين باشد بسپارد.

يک نوار جوک برای خودش بگذارد و بخندد. امروزه می دانيم که خنده يکی از راه هايی است که ترشح هاتی در قسمت پروتکس مغز به وجود می آورد که خود اين ترشح هات ضد افسردگی است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG