لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۳۴ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

چهارشنبه بيست و پنجم ارديبهشت ماه روز گراميداشت حکيم ابوالقاسم فردوسی است که از وی به عنوان «برترين شاعر ملی ايرانيان» ياد شده است.


در ايران و چند کشور جهان، به همين مناسبت، مراسم و سخنرانی هايی برگزار می شود و ايران شناسان و پِژوهندگان شاهنامه، در باره اين شاعر و شاهنامه اش مقالات پژوهشی و سخنرانی های بسياری ايراد خواهند کرد.


رادیو فردا به همین مناسبت با جليل دو ستخواه ، شاهنامه شناس و پژوهشگر سرشناس متون اوستايی، مصاحبه ای انجام داده است .


:راديو فردا اهميت شاهنامه، در شرايط فعلی ، برای ايران و ايرانيان، از نظر شما چيست؟


دکتر دوستخواه: اهميت شاهنامه برای ما ايرانيان مثل آفتاب روشن است. منتهی برای اينکه کلی گویی نکرده باشيم بايد تاکيد کنيم روی اينکه شاهنامه از دو جهت برای ما بسيار مهم است و اين اهميت هيچ وقت کاسته نمی شود و همواره اگر بيشتر نشود کمتر نخواهد شد.


اين دو جهت يکی مسئله زبان فارسی است، که بدون شاهنامه، ما در واقع تکامل زبان فارسی و رسيدن آن به جایی که امروز رسيده است را نداشتيم.


کارهایی که بعد از فردوسی شد و بزرگان ما کردند و بعد هم تمام مردم ما به اين زبان سخن گفتند و نوشتند و کار کردند تا به مرحله کنونی رسيده، سرچشمه همه اينها فردوسی است.


دکتر جليل دوستخواه

به گفته يکی از دانشمندان مصری که درديدار با يک پژوهنده تاجيک، که به مصر رفته بود، و از آن استاد مصری پرسيده بود: «شما مصری ها که در روزگار باستان تمدن و فرهنگ بسيار کهنی داشتيد، چطور شد که بعد از اسلام ، عرب شدید؟»


آن استاد مصری که بسيار آگاه بود، در جواب پژوهنده تاجيک می گويد:«علتش اين بود که ما فردوسی و شاهنامه نداشتيم.»


اين پاسخ بسيار درخشانی بود و حکايت از آگاهی گسترده آن استاد مصری می کرد. درست گفته است، يعنی اگر ما ايرانيان هم حماسه سرايی و شاهنامه نداشتيم و « مرد عظيمی» مانند فردوسی ، اين کار بسيار بسيار بی نظير را نمی کرد، زبان اوليه ای که تا پيش از فردوسی بود و با آن بی بنيه گی، مانند انسانی که ضعف و بيماری دارد، رو به تحليل می رفت و رويدادهای بعدی و تاخت و تازهای اقوام ديگر هم به ايران، به اين امر کمک می کرد.


شاهنامه اين رسالت را انجام داد و زبان فارسی از اين بابت بسيار مديون و بدهکار فردوسی و شاهنامه است .


نکته دوم اين است که بدون شاهنامه، درواقع از فرهنگ، اسطوره ها و تاريخ کهن وباستانی ما هيچ مجموعه ای برای ما باقی نمی ماند؛ چون پراکنده بود و در پراکندگی هم بخصوص، وقتی که به صورت نظم در نيآمده بود و به اين صورت درخشانی که الان در شاهنامه است در نيآمده بود، خيلی زود آن پراکنده ها از ميان می رفت.


ولی شاهنامه، يکجا، اين گنجينه بزرگ اسطوره ها ، حماسه ها و تمام يادمان های فرهنگی بسيار کهن ما را در خود جمع آوری و برای ما ماندگار کرده است.


امروز از زن و مرد ايلياتی و چادرنشين در بيابان ها و کوه ها، تا استادان دانشگاه ودانشجويان و مردم تحصيل کرده و فرهيخته ،همه اينها را می بينيم که به سهم خود با شاهنامه ارتباط دارند و از آن برخوردار می شوند وتاريخ و فرهنگ اين ملت را از اين طريق می شناسند.


در اين پنجاه ساله اخير روی شاهنامه کم کار نشده، متون فراوانی درباره شاهنامه شناسی و مباحث مختلف آن کار شده است. اما از ديد شما چه بخش هايی از مفاهيم و مضامين شاهنامه مغفول مانده که نياز به بازنگری و بازخوانی دارد؟



دکتر دوستخواه: در مورد شاهنامه در دوره ما خوشبختانه در اين چندين دهه پشت سر، کارهای بسيار درخشانی انجام گرفته که اگر بخواهم اينها را بشمارم وقت زيادی می گيرد.



فقط خيلی سريع اشاره می کنم که بزرگانی مانند زنده ياد شاهرخ مسکوب، استاد دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، دکتر محمد امين رياحی، زنده ياد مجتبی مينوی و بسياری ديگر، که برخی از آنها هنوز هم خوشبختانه در ميان ما هستند و کارشان را ادامه می دهند.



  • بدون شاهنامه، درواقع از فرهنگ ، اسطوره ها و تاريخ کهن وباستانی ما هيچ مجموعه ای برای ما باقی نمی ماند؛ چون پراکنده بود.
جلیل دوستخواه

از جمله يکی از بزرگ ترين ها، استاد دکتر جلال خالقی مطلق، که بهترين و کامل ترين ويرايش شاهنامه را ايشان عرضه کرده اند، که هم در خارج از ايران و هم در ايران، اين کتاب با متن کامل شاهنامه و يادداشت های بسيار ارزشمند ايشان به تازگی به چاپ رسيده است.


بنابراين اين کارهای زيادی انجام گرفته است، ا ما اينکه سوال کرديد چه قسمت هایی مغفول مانده يا هنوز کار نشده و دست نخورده باقی مانده است؟



در اين زمينه بايد بگويم که حکايت «دريا» است. وقتی عده ای دريانورد رفتند و دريا را در نورديدند و حاصل تجربيات خود را از اين دريانوردی برای ما باز آوردند و نوشتند و بيان کردند، اگر بپرسيد که چه قسمت هایی از دريا مغفول يا نادانسته و بررسی نشده، جواب اين است که «دريا، دريا است.»


همه اين کارهایی که انجام گرفته بسيار درخشان است. مايه خوشحالی و سپاس است که اين بزرگان اين کارها را انجام داده اند. اما «دريا، دريا است» و ذره ای اغراق نيست اگر بگوييم شاهنامه درياست .



اينجا احساس ميهن دوستی و علاقه ملی نيست که ما از روی تعصب بگویيم که شاهنامه درياست، اين را ماکه ايرانی هستيم تنها نمی گویيم، بزرگانی در غرب، بزرگانی که روی شاهنامه کار کرده اند، کسانی مانند «نولدکه» و «وولف» آلمانی و بزرگان ديگری که در دويست سال اخير کار کرده اند .


به هر حال از شاهنامه مسکو که يک نسخه مفصل نه جلدی از شاهنامه را آکادمی علوم شوروی سابق سال ها پيش منتشر کرد تا آمريکايی ها که چاپ اول نسخه شاهنامه استاد خالقی مطلق را منتشر کردند، می بينيم که سرتاسر کره زمين توجه شان به اين امر معطوف بوده و هست.


آیا شاهنامه به جز در ميان ايرانيان، در ميان ساير ملل فارسی زبان هم اهميت خودش را حفظ کرده است؟


دکتر دوستخواه: فوق العاده. يکی از درخشان ترين نمونه هايش تاجيکستان کشور همزبان و هم فرهنگ ما است.


هم در تاجيکستان و هم در ازبکستان و بقيه جمهوری های آن نواحی، حتی کهن تر از شاهنامه یعنی اوستا را هم با دقت و علاقه می خوانند.


دو چاپ از اوستايی که خود بنده گزارش کرده ام يکی در تاجيکستان و ديگری در ازبکستان انجام گرفت در همين سال های اخير که به خط سيريليک است.


در تاجيکستان می بينيد که تنديس بسيار بزرگی از فردوسی نصب شده که بسيار زيباست . پيش از استقلال تاجيکستان آنجا پيکره لنين بود که يکی از شعرا در اين باره گفت:«فردوسی شعر آفرين، استاده برجای لنين.»



کتابخانه ملی تاجيکستان را هم به نام فردوسی نامگذاری کرده اند. در افغانستان هم همين طور است و توجه بسياری دارند به شاهنامه.


می دانيم که در محافل آکادميک در کشورهای جهان، شاهنامه شناخته شده است و قدر آن دانسته شده مانند مسکو و همينطور در آلمان يا ساير کشورهای انگلیسی زبان. اما لطفا کمی با جزييات بيشتر از اينکه در ميان ملل غير ايرانی چقدر شاهنامه رسوخ و نفوذ داشته است، توضیح دهید؟


ا دکتر دوستخواه لبته جای کار که همواره هست و هيچ وقت کار تمام نمی شود. اما هم از سوی ايرانيان و هم از سوی دانشمندان و اديبان غير ايرانی که متعلق به کشورهای ديگر بودند، کارهای زيادی انجام گرفته است .



  • همين جا در استراليا، به تازگی به من خبر دادند که يک استاد موسيقی با يک ايرانی دارد قراری می گذارد و می خواهد که چندين بخش از بخش های داستانی شاهنامه را به صورتی که هم متن آن مطرح باشد و هم روی آن موزيک ساخته شود، کار کند.
دکتر جلیل دوستخواه

برای اينکه متوجه شويم تاکنون چه کارهايی انجام گرفته، يک کتاب کليدی داريم که استاد ايرج افشار تاليف کرده اند بنام « کتاب شناسی فردوسی» و علاوه بر آنچه که به زبان فارسی و در داخل ايران هست، در اين کتاب استاد ايرج افشار، فصلی هم دارد که کليه کارهايی که در زمينه فردوسی و شاهنامه انجام گرفته و ترجمه هايی که شده به زبانهای گوناگون انگليسی ،فرانسه، آلمانی، روسی و غيره و غيره... همه اينها را ايشان در اين کتاب کليدی بسيار مهم آورده اند.


اگر کسی بخواهد بداند که در مورد فردوسی و شاهنامه، در بيرون از چارچوب زبان فارسی و خارج از محدوده ايران چه کارهايی انجام گرفته، کتاب آقای ايرج افشار کليد بزرگی است.


افزون بر اين، ديديم که خود دانشمندان غربی، در همين سال های اخير ديديم، چه کارهای درخشانی در مورد شاهنامه کرده اند. در آمريکا چند نفر دانشمند شاخص در اين زمينه کار کرده اند.


یکی از این کارشناسان دیک دیويس است که اصلا انگليسی تبار است ولی الان استاد دانشگاه در امريکا ست و شاهنامه را به طور کامل ترجمه کرده است.


البته در مرحله اول داستان سياوش را در يک جلد کوچک چاپ پنگوئن منتشر کرده بود .



ولی در اين چند سال اخير ايشان، متن کامل شاهنامه را ترجمه کرده و اين متن درچندين قطع و چندين شکل در آمريکا و انگلستان به چاپ رسيده است.



همين جا در استراليا، به تازگی به من خبر دادند که يک استاد موسيقی با يک ايرانی دارد قراری می گذارد و می خواهد که چندين بخش از بخش های داستانی شاهنامه را به صورتی که هم متن آن مطرح باشد و هم روی آن موزيک ساخته شود، کار کند و حالا از بنده هم خواسته اند که در اين زمينه سهم کوچکی داشته باشم .


در پاريس برنامه ای را بر پايه شاهنامه، ايرانيان و فرانسويان به کمک همديگر روی صحنه آوردند ، که الان فرصتی نيست جزیيات آنرا بيان کنم، ولی در تار نمای ايران شناخت که تار نمای دفتر من است، شرح آن اتفاقی که در پاريس افتاد را در زمان خودش نوشتم. حدود يک ماه يا يک ماه ونيم پيش بود .


خبرهای زيادی در اين زمينه، پيوسته از کشورهای گوناگون دريافت می کنيم و اينچنين است که شاهنامه خوشبختانه حتی در ميان مردم عادی در کشورهای غرب هم غريب نيست .


اگر بخواهيد پيام شاهنامه را، حرف و سخن و جوهره شاهنامه را در بيتی از ابيات فردوسی تا حدودی خلاصه ببينيد ، آن بيت کدام است؟


دکتر دوستخواه : بله، شاهنامه کتاب حماسه ما ست و داستان های حماسی ملی ما، ولی درعين حال شاهنامه، گنجينه انديشه و خرد هم هست و تنها کتابي است، در تاريخ فرهنگ بعد از اسلام ما ، که آغاز آن، به جای اينکه با نام پادشاه وقت شروع شود با نام دانش و خرد آغاز می شود:


به نام خداوند جان و خرد


کزين برتر انديشه برنگذرد


اين درواقع پيام شاهنامه، جدا از همه ارزش های ديگر و اسطوره ها و داستان هايی است که در اين گنجينه بزرگ جمع شده است. پيام شاهنامه، آزادگی دانش و خرد است .


اين بزرگ ترين پيام است و به طور خلاصه می شود گفت شاهنامه بربنياد ستايش خرد، داد و مردمی و آزادگی استوار شده است و سطر سطر اين اثر بزرگ پنجاه و چند هزار بيتی ، چه در متن داستان ها و چه انجا که خود فردوسی سخنش را می افزايد به دنباله يا سر اغاز اين داستان ها، شما تار و پود شاهنامه را با خرد و دانش و آزادگی سرشته می بينيد.


البته پيام درخشان و بزرگ انديشه ور و فيلسوف باستانی ما زردشت را يعنی در سه واژه انديشه نيک ، گفتار نيک و کردار نيک خلاصه شده است ، شاهنامه فردوسی به صورتی گسترده و سراسر، همان را در همه داستان ها و ماجراهايش متبلور کرده و بيان می کند.


گفت و گو با استاد جلیل دوستخواه را روز یکشنبه آینده در جنگ فرهنگی رادیو فردا خواهید شنید.


XS
SM
MD
LG