لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۴۰ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

آلودگی و فرسايش: سياست‌های زيست محيطی جمهوری اسلامی ايران


حدود يک دهم فرسايش خاک های جهان مربوط به ايران است.عکس تزئینی است.

حدود يک دهم فرسايش خاک های جهان مربوط به ايران است.عکس تزئینی است.

کم ترين توجه از سوی حکومت جمهوری اسلامی به منابع طبيعی کشور و محيط زيست آن صورت می گيرد. جمهوری اسلامی اصولا حکومتی رو به آينده نيست: از گذشته تغذيه می کند تا در زمان حال به حيات خود ادامه دهد. اين بی توجهی تا آنجاست که می توان با نگاهی به روندهای موجود، آلودگی آب، هوا و خاک و فرسايش خاک، جنگل ها و مراتع را جزء سياست‌های اعلام ناشده ی کشور تلقی کرد. البته در سياست‌های اعلام شده معمولا عبارات زيبا عملکردهای نادرست و فاجعه آميز را پنهان می سازند اما دو صد گفته چون نيم کردار نيست.

آلودگی خاک

حکومت جمهوری اسلامی تنها به بهره برداری از منابع کشور مشغول است و نگه داری و توسعه جايی در برنامه های آن ندارد. خاک کشور يکی از مهم ترين منابع آن است که نسل های ديگر نيز به اندازه‌ی نسل موجود بر آن حق دارند. دستگاه های دولتی مهم ترين آلوده کنندگان خاک کشور هستند.

اين آلودگی در مناطق شهری به مراتب بحرانی تر از مناطق روستايی است. مديريت زائدات در کشور به گونه ای است که مناطق شهری کشور با انباشت بيش از حد زباله در درون شهرها، نظام ناکارآمد جمع آوری و عدم بازيافت زباله های خانگی، عدم تفکيک زباله‌های صنعتی و بيمارستانی از زباله های خانگی، رها شدن پساب‌های صنعتی ، فاضلاب شهری و نخاله های ساختمانی در حاشيه و گاه درون شهرها و انباشت زباله در حاشيه شهرها با آلودگی شديد خاک رو به رو هستند. نتيجه اين نوع مديريت تجمع حيوانات ولگرد و جوندگان و حشرات خطرناک در مناطق شهری و حاشيه‌ی آنهاست.

"روزانه حدود ۳۲ هزارتن و سالانه ۱۲ ميليون تن زباله در ايران توليد می شود . از سويی هر تن زباله در حدود ۵۰۰ ليتر شيرابه توليد می کند و هر ليتر شيرابه می تواند ۴۰۰۰ ليتر آب را آلوده کند . اين زباله ها می تواند ۱۱۸ نوع بيماری را به انسان منتقل کنند." (شاهين سپنتا ،ابعاد تکان دهنده فاجعه زيست محيطی در ايران، گويا نيوز، ۷ آذر ۱۳۸۶)

فرسايش خاک

خاک مناطق غير مسکونی وضعيت بهتری از مناطق مسکونی ندارد. "حدود يک دهم فرسايش خاک های جهان مربوط به ايران است و اگر روند تخريب خاک در ايران با سرعت فعلی ادامه يابد در سی سال آينده تمام زمين های حاصل خيز ايران نابود خواهند شد.از سوی ديگر هر سال يک و نيم ميليون هکتار ( ۹ درصد) از خاک های مرغوب ايران به بيابان تبديل می شود و سالانه يک تا يک و نيم هکتار به مساحت کوير های ايران افزوده می شود. سالانه يک ميليمتر از قشر خاک کشاورزی ايران که برای تشکيل آن ۷۰ سال زمان لازم است در اثر فقدان پوشش گياهی از دست می رود و فرسايش خاک از ۱۰ تن در هکتار در دهه گذشته به ۲۰ تن در هکتار در دهه‌ی هشتاد رسيده است." (شاهين سپنتا ،ابعاد تکان دهنده فاجعه زيست محيطی در ايران، گويا نيوز، ۷ آذر ۱۳۸۶)

فرسايش و نابودی جنگل‌ها و مراتع

در هر ثانيه ۳۶۰ متر مربع از سطح جنگل ها و مراتع کشور تخريب می شود. به بيان ديگر در هر ۵ سال يک ميليون هکتار از جنگل های ايران نابود می شود و يا سالانه يک و نيم درصد از جنگل های ايران از دست می رود. اگر روند شتابان ياد شده در تخريب جنگل های ايران ادامه يابد در ۶۰ سال آينده اثری از جنگل های امروزی ايران باقی نخواهد ماند.

در حال حاضر با تخريب ۳۳ درصد از جنگل های ايران ، وسعت ۸ ميليون هکتاری اين جنگل ها به ۴.۱۲ ميليون هکتار کاهش يافته است و سهم هر ايرانی از جنگل ۰.۲ هکتار يعنی يک چهارم ميزان جهانی آن (۰.۸ هکتار) است. برپايه نظر کارشناسان جهانی از جمله فائو ، چنان چه سطح جنگل های يک کشور کمتر از ۲۵ درصد خاک آن باشد آن کشور از نظر وضعيت محيط زيست انسانی در وضعيت بحرانی به سر می برد اين در حالی است که در حال حاضر سطح پوشش جنگل و مرتع در ايران ۵/۷ درصد از مساحت کشور است.

در حال حاضر مساحت مناطق چهارگانه طبيعی ( مناطق حفاظت شده ، پارک ملی ، آثار طبيعی و پناهگاه های حيات وحش ) در ايران تنها ۸۴ / ۴ درصد از کل سرزمين است در حالی که طبق استانداردهای جهانی حداقل سطح اين مناطق بايد معادل با ۱۰ درصد از مساحت هر سرزمين باشد . همچنين ساليانه ۱/۳ ميليارد متر مکعب پساب صنعتی و شيميايی وارد ۲۳۶ تالاب شناخته شده ايران می شود و همچنين به علت تخريب پوشش گياهی بالا دست تالاب ها معمولا بارش های متناوب باعث ورود ۵۰۰ ميليون متر مکعب رسوب به تالاب های ايران می شود .
علاوه بر نابودی گونه های نادر گياهی ، بنا به عوامل متعدد از جمله شکار بی رويه و مديريت غلط مناطق حفاظت شده ، جمعيت ۲۵ درصد از گونه های پستانداران و ۱۱ درصد از گونه های پرندگان ايران روند انقراض را طی می کند." (شاهين سپنتا ،ابعاد تکان دهنده فاجعه زيست محيطی در ايران، گويا نيوز، ۷ آذر ۱۳۸۶)

آلودگی آب

بنا به گفته‌ی مدير کل محيط زيست دريايی سازمان محيط زيست "آلودگی آب‌های سواحل عسلويه، ماهشهر و خورموسی بحرانی است." (آفتاب يزد، ۵ ارديبهشت ۱۳۸۷) پساب‌های خروجی صنايع پتروشيمی و پالايشگاه آبادان که بسيار آلوده و سمی هستند‌ به رودخانه اروند می‌ريزند و باعث آلودگی آن شده‌اند. اين درحالی است که آب آشاميدنی شهرهای خرمشهر ‌و آبادان از رودخانه‌های کارون، اروند و بهمنشير تامين می‌شود. رودخانه کارون به گفته کارشناسان‌محيط زيست تا ۷۰ درصد آلودگی دارد و رودخانه اروند نيز توسط خروجی پساب‌های شيميايی تا حدود ‌زيادی غيرقابل مصرف است. (آفتاب يزد ۱۳ اسفند ۱۳۸۶)

محمد تقی امانپور رئيس مرکز مطالعات و برنامه ريزی شهر تهران در مورد آب اين شهر می گويد: "نتايج بررسيهای ما نشان می دهد آب حوزه آبخيز تهران حاوی جيوه، کادميوم، آرسنيک و فلزات سمی ديگری است. بی توجهی به دره رودهای هفتگانه تهران و قد علم کردن ساختمانها و خيابانهای عريض و طويل، سيل مهاجرت به پايتخت و نبود سيستم فاضلاب شهری کامل و در نتيجه ورود آلودگيهای مختلف به آبهای روان از جمله عوامل اين مسئله بوده که سلامت شهروندان را با خطر جدی مواجه کرده است." (خبر گزاری مهر، ۲۱ تير ۱۳۸۸)

آلودگی هوا

مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست با اشاره به يک تحقيق دانشگاهی در خصوصا در مناطقی که آلودگی هوا بالاست می گويد: "سقط جنين در مناطق آلوده هوای تهران ۴۰ درصد بيشتر از ساير شهرهاست." (ايسنا، دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۷) آلودگی هوای تهران در سال ۱۳۸۸ ۳۸ برابر استانداردهای جهانی بود، و سالانه ۵ هزار نفر در پايتخت بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند. (ايسنا، ۲۸ دی ۱۳۸۸)

در کنار جمهوری خلق چين روسيه، هند، وجمهوری کره، ايران از ديگر کشورهای در حال توسعه به شمار می‌‌آيد که بيشترين گاز کربنيک دنيا را توليد می‌کند. ايران، پنجمين کشور آلاينده در حال توسعه‌ای است که دنيا را آلوده می‌کند. از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ ايران بعد از چين بيشترين ميزان افزايش توليد دی اکسيد کربن را داشته است. ايران در سال ۱۹۹۰ در مجموع ۱۷۵ ميليون تن دی‌اکسيدکربن راهی جو کرده درحالی که در سال ۲۰۰۷ اين ميزان به ۴۶۶ ميليون تن رسيده است. (تابناک، ۱۵ آذر ۱۳۸۸)

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG