لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۵۹ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

از «اعدام ترانه» تا حذف پاپ از رقابت‌های جشنواره موسیقی فجر


عکسی از بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر

عکسی از بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر

پیشاپیش بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر که بنا است در تهران از ۲ تا ۸ اسفند برگزار شود، صحبت از این به میان آمده است که موسیقی پاپ از بخش رقابتی این جشنواره حذف شده است.

حمید شاه آبادی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این ماه در مراسم گشایش نمایشگاه عکس مجموعه تلویزیونی مختارنامه با تایید این خبر گفت در شرایطی که هجمه موسیقی پاپ از نوع و سبک هایی است که بخشی از آن با هنجارهای ایرانی سازگار نیست و به خوراک شنیداری کشور آسیب می زند، باید از موسیقی ملی ایران بیشتر صیانت کرد. او افزود این کار در راستای حمایت از موسیقی کلاسیک غربی است و این نشان می دهد که فقط به موسیقی سنتی و مقامی توجه نشده است. معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد همچنین درباره ارکستر ملی ایران که چندی پیش فرهاد فخرالدینی موسیقی دان از رهبری آن کناره گرفت، گفت تا پایان سال این ارکستر یک رهبر میهمان خواهد داشت.

بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در دو بخش رقابتی و جنبی برگزار خواهد شد. رقابت ها در شاخه های کلاسیک، ایرانی و آواز جمعی است. گروه هایی از داخل و خارج هم قرار است در بخش جمعی از جمله در اجرای موسیقی پاپ شرکت داشته باشند. نزدیک ۳۲ سال پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و یک ربع قرن بعد از آغاز نخستین جشنواره بین المللی موسیقی فجر، فرصت مناسبی است برای بررسی مسیر گونه‌های متفاوت موسیقی در ایران در این سالها در گفت و گو با محمود خوشنام، موسیقی‌شناس و سردبیر مجله رودکی چاپ تهران در سال‌های پیش از انقلاب.



  • حذف موسیقی پاپ از بخش رقابتی بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر و دلایلی که برایش ذکر شده چه چیزی را درباره نگاه سیاستگذاران فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به این گونه از موسیقی نشان می دهد؟

محمود خوشنام: به نظر من نگاه کارگزاران فرهنگی جمهوری اسلامی در مورد موسیقی هرگز تغییر نکرده و نمی کند. منتها شیوه های کارشان عوض شده. علت هم اینست که حالا فهمیدند که حذف مطلق موسیقی واکنش های شدید جامعه به خصوص نسل جوان را در ادامه پیش می آورد. اینست که به حذف تدریجی متوسل می شوند. حالا امروز از بخش عرصه رقابتی کنار گذاشتند و در آینده نزدیک مطمئن باشید که اگر دستشان برسد رفته رفته از جامعه حذفش می کنند.

  • ولی نگاه سیاستگذاران فرهنگی به موسیقی چه سیری را در این مدت طی کرده خلاف آن جهتی که شما می گویید ممکن است به حذف بیشتر بیانجامد؟

از روز اول، در روزهای آغازین درگیری های انقلابی سخن خود آقای خمینی بود که موسیقی جوانان ما را به انحراف می کشد. اولین نهادی هم که مورد هجوم انقلابیون قرار گرفت، نهاد فرهنگی، نهاد موسیقی بود. آقای ایرج جنتی عطایی، ترانه سرای معروف حرف جالبی می زد آن زمان. می گفت ترانه را اعدام کردند. نخستین نهادی است که اعدام شد. البته بعداً این طور نشد. ناگزیر شدند که راهی را باز کنند برای استفاده جوانها از موسیقی. به خصوص از سوی دیگر نیاز داشتند برای برنامه های تبلیغاتی خودشان در رادیو و تلویزیون و رسانه های دیگر با موسیقی برنامه ها را بیامیزند. برای اینکه رادیو یا تلویزیون بدون موسیقی یعنی صفر. رفته رفته بندها را شل کردند. مماشاتی به وجود آمد در برابر نوعی از موسیقی که این نوع موسیقی هم البته بسیار درمانده و عقب مانده موسیقی سنتی دوره قاجاری بود که به تعزیه و روضه خوانی های خودشان شباهت بسیار داشت. ولی رفته رفته کمابیش مجبور شدند بندهای دیگر را هم شل کنند تا به جایی که به همین جشنواره فجر رسیدند. چیزی که همه تعجب می کردند که جمهوری اسلامی رفته سراغ موسیقی پاپ. ولی رفت. به شکلی رفت. و به قول آقای شاه آبادی که گفته است جوری انتخاب و عمل می کردند که با هنجارهای جمهوری اسلامی سازگاری داشته باشد به خیال خودشان.

  • موسیقی محلی را هم تاب تحمل نشان می دادند در برابرش.

موسیقی محلی نوآوری درش مطرح نیست. هرچند که جنبه های شاد و شنگول هم در این موسیقی پیدا می شود، ولی خطرش برای اینکه برخورد کند با هنجارهای اجتماعی جمهوری اسلامی خیلی کمتر ازموسیقی شهری است. بیشتر محدودیت ها را گذاشتند برای انواع موسیقی شهری که موسیقی پاپ هم یکی از این انواع است. حمید شاه آبادی در ضمن گفته که جمهوری اسلامی ایران نگاهش در برابر موسیقی ملی و موسیقی کلاسیک نگاه مثبت است.

این حرفی که آقای شاه آبادی زده، درست نیست. و گرنه تالار رودکی و ارکستر سمفونیک تهران به این بلایی که امروز دچار شده گرفتار نمی شد. هیچ رهبری نتوانسته شرایط موجود را تحمل کند که بتواند سر و سامانی به ارکستر بدهد. اگر علاقه ای به موسیقی غربی بود، یا احترامی بود به موسیقی غربی، موسیقی دانان پیشرو ایران را همه را خانه نشین نمی کردند. الان دهلوی خانه نشین است. آقای استوار خانه نشین است. اینها در حالی که کاریهایی به شیوه غربی به صورت موسیقی پیشرو کار می کردند. یک نمونه برجسته اش همین اپرایی است که آقای دهلوی نوشته به نام مانا و مانی برای بچه ها سالها و سالها است که دارد گرد و خاک می خورد. برای این که گفته اند که صدای زن توی آن هست. صدای دختر بچه ویا صدای مادری است. غرضم این است که این که می گویند مثبت نگاه می کنند به موسیقی کلاسیک غربی در عمل این کار را نکردند.

  • سهم نوآوران سنتی در تغییر روش مسئولان فرهنگی در برابر موسیقی چه اندازه بود؟

آنچه که از موسیقی ایرانی باقی مانده، ما مدیون همت و کیاست و زیرکی هنرمندان جوان خودمان هستیم. یعنی اینها فهمیدند از روز اول که در یک دامی گرفتار شده اند که باید راه هایی برای رهایی از آن پیدا کنند و کار خودشان را پیش ببرند. مثلاً از جمله چون صدای زن ممنوع شده بود با کلام در جمهوری اسلامی، کوشش کردند یک نوع همآوایی در ارکسترها در کارهای سنتی به وجود بیاورند. با شرکت زن و مرد که کلامی را عرضه نکنند. ولی صدای زنانه همچنان در برنامه ها باشد. یا برای اینکه موسیقی از حالت رخوت و رکودی که به جنبه های روضه خوانی و تعزیه بسیار شبیه شده بود، نجات بدهند، به سمت دو عامل اصلی در موسیقی روی آوردند. یکی ریتم، ریتم های درخشان و شکفته و یکی دیگر سازآرایی های بسیار جذاب و متنوع. حسین علیزاده به خصوص مسئله ریتم را در همان اولین کاری که بعد از انقلاب انجام داد یعنی نینوا نشان داد. که هم سازآرایی های جذاب درش به کار رفته بود. به خصوص سازهای غربی که آن روزها مورد تقبیح کارگزاران فرهنگی بود. از آن گذشته برخلاف نظر بنیادگرایان موسیقی سنتی، که هیچگونه تغییری را در موسیقی نمی پذیرند، او حتی به تالیف مقامهای تازه دست زده، مثل مقام داد و بیداد، از دو گوشه داد در ماهور و بیداد در همایون. با این گونه کارها توانستند موسیقی ایرانی را نجات بدهند از حالت رکود و رخوت. این اگر دست خود جمهوری اسلامی بود بدون شک از بین رفته بود یا به همان سبک دوره قاجاری باقی می ماند. نقش بعضی از خواننده ها در این ماجرا هم بسیار ذی مدخل بوده از جمله محمدرضا شجریان از همان ماه های نخست با انتخاب شعرهای برانگیزاننده و رفتن به سوی شعر نو و آهنگ های نوآوران را خواندن سبب برجستگی، تازگی و طراوت موسیقی سنتی ایران شد که هنوز هم کارش ادامه دارد.

  • فرآیند نوآوری در موسیقی در ایران به کجا خواهد رسید؟

به هر حال مجبورند همانطور که در طول این بیست سال عمل کرده اند، مرحله به مرحله عقب نشینی کنند و جا را برای پیشرفت و تکامل موسیقی ایران باز بگذارند. در مورد موسیقی با تکنیک بین المللی ساخته می شود، کار یک خورده سخت تر است. برای اینکه باید هنرستان ها و کارها باشند برای به وجود آوردن هنرمندان برجسته. یک نمونه. بیاندیشید به سرگذشتی که ارکستر سنفونیک تهران داشته. ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی را هم بودجه اش را قطع کردند. در حوزه موسیقی غربی کنسرت ها و رسیتال هایی در تهران برگزار می شود. آنقدر این میل و علاقه زیاد است که سد ها را به مرور از بین می برد.

  • همیشه در دو دهه اخیر گفته شده که جمعیت ایران جمعیت جوانی است و بخشی از این جوان‌ها اتفاقاً طالب موسیقی پاپ هستند. علاوه بر آن و در کنار آن، موسیقی متفاوتی که غیرمجاز است یا زیر زمینی توصیف می شود.

زیاد خوشدل نیست جمهوری اسلامی از آن چه به نام موسیقی زیرزمینی گفته می شود. بچه هایی که در این زمینه ها کار می کنند با گرفتاری های خیلی زیادی در ایران رو به رو هستند. ولی این گروه ها هم کار خودشان را انجام می دهند. موسیقی زیرزمینی در ایران مفهومی غیر از موسیقی زیرزمینی در کشورهای غربی دارد. در اینجا ممنوعیتی نیست که کسی از این بابت فرار کند و برود زیرزمین و کار خودش را انجام بدهد. به دلایل دیگری اسمش را زیرزمینی گذاشتند. ولی در ایران فقط به خاطر سانسور همه به زیر زمین پناه می برند. نه تنها پاپ خوانها که حتی کسان دیگری که هر گونه فعالیت فرهنگی و اجتماعی دارند که به قول آقای شاه آبادی با هنجارهای جمهوری اسلامی سازگار نیست.
XS
SM
MD
LG