لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۴۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
دومين دوره جشنواره فيلم های ايرانی لندن، با نمايش فيلم های مختلف کوتاه و بلند به کار خود ادامه می دهد، در حالی که فيلم های اين جشنواره با استقبال های متفاوتی روبرو شده اند.

«سعادت آباد» ساخته مازيار ميری، برنامه افتتاحيه اين جشنواره بود که با بيشترين استقبال روبرو شد، اما نرسيدن نسخه مناسبی از فيلم و پخش نسخه دی وی دی بی کيفيت، برخی از تماشاگران را نوميد کرد.

«سعادت آباد» که هم اکنون در تهران بر روی پرده سينماهاست و با استقبال تماشاگران روبرو شده، در حال و هوايی شبيه به فيلم های اصغر فرهادی، در فضايی شهری، قصه زندگی سه زوج جوان را دنبال می کند که مشکلات عمده ای در زندگی شان دارند.

اين سه زوج از طبقه متوسط که يک شب در مهمانی گرد هم آمده اند، همه به شکلی از نظر نوع ارتباط شان با هم، به يکديگر مربوط اند: يکی بی آن که به شوهر خود بگويد سقط جنين کرده در حالی که شوهرش در آرزوی پدر شدن است، ديگری باردار است و در شبی که می خواهد خبر را به شوهرش بدهد، شوهر در حال سر کردن شب خود با پرستار بچه شان است و زوج سوم در آستانه جدايی هستند در حالی که مرد گرفتار يک عشق پنهان نسبت به زنی است که می خواهد خبر بارداری اش را به شوهرش بدهد.

اين روابط پيچيده فضای پر تشنجی را خلق می کند که فيلم سعی دارد در فضای بسته يک آپارتمان، به دل اين شخصيت ها و روابط نفوذ کند و تشنج حاکم بر فضا را با تماشاگرش قسمت کند. هر چند فيلم از لحاظ ساخت و پرداخت صحنه ها نسبتاً خوش ساخت است، اما در پرداخت درون شخصيت ها و روابط کم می آورد و به توفيق فيلمی چون«چهارشنبه سوری» - که در فضاسازی و ايجاد حس همذات پنداری با تماشاگر به اوج می رسد- دست نمی يابد.

برای مثال شخصيت مردی که دوست دارد پدر شود، از مواردی است که در پرداخت آشکارا کم می آورد؛ چه آنجا که بخاطر يک تلفن ساده اينچنين مشکوک می شود که رفتار خشنی در پيش می گيرد و چه آنجا که درآخرين صحنه ای که او را می بينيم در خانه اش در حال گريه کردن است. همين طور زنان فيلم غالباً ضعيف تصوير شده اند و به نظر می رسد هيچ کدام از آنها نمی توانند برای زندگی خود تصميم درستی بگيرند. در واقع از اواسط فيلم اين سوال اساسی پيش می آيد که اين زوج ها با اين همه اختلاف بنيادی چرا همديگر را تحمل می کنند؟ در نتيجه شخصيت های سعادت آباد برخلاف فيلم های فرهادی- که تماشاگر با شخصيت ها با هر مرام و عقيده ای حس همذات پنداری پيدا می کند- جدای از تماشاگر قرار می گيرند و در بسياری از موارد، باورپذير نيستند و اين در حالی است که اين نوع فيلم در يک فضای بسته متشنج، شديداً به همذات پنداری تماشاگر نياز دارد.

در شب ويژه، ابراهيم گلستان، دو فيلم مستند ستايش شده او، «تپه های مارليک» و «جواهرات سلطنتی» به نمايش درآمدند، در حالی که آقای گلستان در جلسه پرسش و پاسخ شرکت نکرد و تنها به يک پيام بسيار کوتاه خطاب به «کسانی که اين تصاوير را تماشا می کنند» بسنده کرد.

اين برنامه که به مناسبت نود سالگی اين فيلمساز، نويسنده و روشنفکر شناخته شده برگزار شد، با نمايش فيلم «خلوت خروس» ساخته مسعود بهنود ادامه پيدا کرد.

«خلوت خروس» سعی دارد چهره نزديک تری از ابراهيم گلستان ارائه کند.

مسعود بهنود که سابقه چندين دهه روزنامه نگاری را با خود به يدک می کشد، در اين فيلم با سوال های خود در جنبه های گوناگون- از زندگی و فيلم های گلستان تا نظرات او درباره روشنفکران- سعی دارد مجموعه ای از ديدگاه های او را روبروی مخاطبان قرار دهد و گلستان طبق معمول و بدون رودربايستی درباره روشنفکران شناخته شده نظر می دهد و آنها را به چالش می کشد؛ از جلال آل احمد تا احمد شاملو. اما شايد مشکل اينجاست که آقای گلستان چه در اين فيلم و چه در کتاب گفت و گويش، فرصت باز کردن نظراتش درباره اين افراد را ندارد و تنها به چند جمله کوتاه بسنده می کند. برای همين شايد اگر او در مقاله يا مصاحبه ای فقط درباره نظراتش درباره شاهنامه حرف بزند و درباره مفهوم ناسيوناليسم و نظراتش در اين باره به تفصيل سخن بگويد ، شايد بسياری از سوء تفاهم ها برطرف شود.

در پايان اين جلسه مسعود بهنود به پرسش های حاضران پاسخ داد اما اين جلسه پرسش و پاسخ بسيار کوتاه بود و بهنود به نقل دو خاطره کوتاه اکتفا کرد.

دومين دوره جشنواره فيلم های ايرانی لندن تا روز شنبه، ۲۶ نوامبر، ادامه خواهد داشت.
XS
SM
MD
LG