لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۰۲ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
اغلب خيانت های عشقی بوی خون می دهند! اين مساله را می توان در لابه لای صفحات حوادث روزنامه ها ديد. نادر يک مرد ايرانی ميان سال است که می گويد همسرش به او خيانت کرد آن هم زمانی که آن ها يک پسر پنج ساله داشتند ، او برای ما می گويد چگونه متوجه اين موضوع شد ،موضوعی که همسر او را تا آستانه سنگسار شدن برد، اما چه اتفاق های ديگری در اين ميان افتاد.

اما چگونه می توان از شکست عشقی و ميل به خيانت جلوگيری کرد؟ به هر حال شايد هر کدام از ما تجربه تلخی از اين دست ماجراها داشته باشيم. آمارها نشان می دهند مردان بيشتر از زنان خيانت می کنند و حتی در برابر خيانت واکنش های خشن تری نشان می دهند. پژوهش های روانشناسانه چه می گويند؟

در نگاه تازه دکتر داريوش برادری، روان درمانگر و روان شناس در آلمان به اين پرسش ها پاسخ می دهد:



«درمعنای روانکاوی و روانشناسی، خيانت پديده ای است که در يک رابطه عشقی و عاطفی پيش می آيد و معمولاً چنين رابطه ای هميشه بر اين پايه وجود دارد که دو نفر به هم يک وفاداری جنسی-عشقی دارند. در کنار عشق انسانها، تنوع طلبی و درگيری های عشقی باعث می شود که اين امکان به وجود بيايد که يکی از دو طرف به ديگری خيانت کند و به کس ديگری علاقه پيدا کند. علل اصلی خيانت جنسی يا زناشويی معمولاً در اين است که آنچه اتفاق افتاده، مشکل رابطه را نشان می دهد و موضوع ديگر علل پايه ای جنسی است معمولاً وقتی خيانت صورت می گيرد که رابطه عشقی و رابطه اروتيکی دچار سردی شود و يکی از دو طرف به دنبال جفت جديد می گردد. حتی اگر موقتی باشد. در مورد مردها و زنها تفاوتهايی وجود دارد.

برخی موارد مردها برای اينکه ثابت کنند به قول معروف هنوز می توانند، احساس قدرت کنند، اين کار را ممکن است انجام دهند.

در زن ها علت اصلی بيشتر به اين خاطر است که احساس می کنند جفت شان، به آنها ديگر علاقه ای نشان نمی دهد.

ولی موضوع اينست که با رشد جامعه و ليبراليسم جنسی و عشقی شاهد اوج گيری خيانت ها در روابط هم هستيم. اصلاً عشق انسانی دارای يک مشکل پايه ای هست که از يک طرف ما انسانها خواهان وفادری به يکديگر هستيم و از طرف ديگر از همان لحظه که اين احساس عشق به وجود می آيد امکان خيانت هم با آن زاييده می شود. انسان از طرفی کنجکاو است و از طرف ديگر مشکل عشق، درگيری عشقی است که به شکل ميل به خيانت رشد می کند.»

انواع اين خيانت چيست؟ خيانت در چه بسترهايی رخ می دهد؟

خيانت جنسی يا خيانت در زناشويی می تواند اشکال مختلف داشته باشد. فرض در يک مهمانی فرد در يک لحظه تحت تاثير الکل يا تحت تاثير علل ديگری يک دفعه با کسی آشنا می شود. همسرش در کنارش نيست و ممکن است يک رابطه يک شبه موقتی صورت بگيرد.

اين را می شود حالت تصادفی خيانت بيان کرد. ممکن است يک مرد يا يک زن به يک نفر احساس عشقی و رمانتيک پيدا کند و رابطه جديدی باشد که به شکل مخفی وجود دارد. می تواند يک ماه باشد يا حتی سال ها طول بکشد، تا زمانی که رو شود و اين خيانت مشخص شود. خيانت می تواند به اشکال ديگری صورت بگيرد زمانی که طرف می خواهد فقط لذت جنسی ببرد و هر از چندگاهی با يک نفر می خوابد.

تا زمانی که مسئله رو می شود. يا خيانت امروز می تواند در اينترنت صورت بگيرد. از طريق اينکه شخص با هويت های ديگر وارد اينترنت می شود و روابط مجازی ايجاد می کند تا به اين وسيله يک رابطه ديگری در کنار رابطه عشقی خودش داشته باشد. بنابراين به اندازه آدمها راه های مختلف خيانت وجود دارد.

واکنش های افرادی که به آنها خيانت می شود، چيست؟

مسئله خيانت ما را با مشکل عظيم عشق بشری رو به رو می کند. عشق بشری يک حالت پارادوکس(تناقض) دارد. همان لحظه که عشق می ورزيم و می خواهيم تمام وجود يک نفر به ما تعلق داشته باشد يا ما به ديگری تعلق داشته باشيم، از طرف ديگر وجود ما هم دنبال يافتن چيزهای جديد است.

اروتيسم جديد. کنجکاوی جديد. رابطه سالم اين دو تا را با هم پيوند می دهد. مرتب سعی می کند چيزهای جديد وارد رابطه کند. اروتيسم جديد وارد رابطه کند. نگذارد رابطه اش سرد شود. ولی وقتی خيانت صورت می گيرد ، حتی خيانت تصادفی، در حقيقت نشان می دهد، ، که يک رابطه ای دچار مشکل شده است.از يک جا رابطه ديگر نتوانسته جلوتر برود. وقتی طرف مقابل اين مسئله را می فهمد، واکنش بسيار سخت و شديدی خواهد داشت. حالت ضربه خيانت دقيقاً مثل حالت يک خشونت روحی است. طرف مقابل که می شنود همسرش به او خيانت کرده، ضربه چنان وحشتناک می تواند باشد که می تواند باعث شود کل رابطه بشکند و از بين برود و سالها چنين فردی نتواند حتی تن به يک رابطه جديدی بدهد.

يعنی می تواند به خشونت هم بيانجامد؟

دقيقاً. دو نفر عاشق هم هستند. سالها در رابطه زناشويی هستند. زن می شنود که همسر مردش يا بالعکس با يک نفر ديگر رابطه دارد. اولين احساسی که به او دست می دهد، احساس غم است و از طرف ديگر خشم و ميل انتقام.در جوامع خيلی سنتی ... يکی از علل قتل های ناموسی دقيقاً همين مسئله است... اين مساله می تواند به خشونت جنسی تبديل شود.
در ايران قوانين در اين مورد خيلی سفت و سخت است. يعنی خيانت يا روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده يک مسئله شخصی محسوب نمی شود.

مدعی العموم دارد و دولت شاکی می شود. قوانين و مجازات هايی هم که وجود دارد، بسيار سخت اند. در مورد زنا می دانيد سنگسار است و اعدام. شما چه فکر می کنيد؟

وقتی دولت در اين کار دخالت می کند و سعی می کند به کمک مجازات قانونی جلوی معضلات روانی يا زناشويی را بگيرد، جلوی خيانت را بگيرد، چنين چيزی مطمئناً نتيجه برعکس دارد. خيانت نشان می دهد که روابط دچارمشکل بوده است. الان وقتش است که اين رابطه دچار تحول شود و اينجا وجود روان¬درمان¬گر، وجود روانشناس لازم است. همکاری لازم است. کمک لازم است نه اينکه مجازات شوند. نه اينکه بخواهند کسی را سنگسار کنند.

چون اين سنگسار کردن کمکی نمی کند. نيچه جمله زييايی دارد که در حقيقت موضوع اصلی خيانت را نشان می دهد. او می گويد: به زنی گفتند که شما با خيانت تان کمر زناشويی را شکستيد و او گفت که قبل از اينکه من اين کار را بکنم اين زناشويی بود که کمر مرا شکاند. هميشه وقتی خيانت صورت می گيرد، قبلش اتفاقات زيادی افتاده ،رابطه دچار مشکلات فراوانی بوده است. چون جامعه امکان اين را نمی دهد که آدمها از مشکلاتشان، تمناهای جنسی شان با هم صحبت کنند ، اين مساله باعث شده که اين گونه مسايل تابو باقی بماند و سرانجام به شکل هولناک خيانت و ضربه زدن به ديگری بروز پيدا کند و بعد به خشونت و قتل ناموسی بيانجامد. در حقيقت دولت با اين کار تنها کاری که کرده، خواسته بگويد که من اخلاق را به يک جا آوردم. ولی عملاً کار مثبتی انجام نداده بلکه يک قربانی را قربانی کرده است.

آقای دکتر خيلی کوتاه می خواهم به اين مسئله هم بپردازيد. چون حتماً اين سئوال برای شنوندگان ما که بيشتر در ايران هستند پيش می آيد. در جوامع پيشرفته با مسئله خيانت چگونه برخورد می کنند؟

جوامع پيشرفته هم انسانها می توانند تحت تاثير خيانتی که شده دست به خشونت لحظه ای بزنند. در اينجا هم همسرشان را کتک بزنند يا حتی در بعضی مواقع قتلهای ناموسی هم صورت بگيرد. کشورهايی مثل ايتاليا يا جاهای ديگر نمونه های نظير آن بوده است. ولی اينها نمونه های حاکم نيستند. به طور کلی اين درگيری باعث می شود که دو نفر وارد دعوا و گفت و گو با هم بشوند و يا اينکه جدا شوند. دوره تراپی(درمانی) بگذرانند. ولی اين شيوه که بخواهيم خيانت را تبديل به يک مجازات کنيم، شيوه ای است منسوخ چون ثمر نمی دهد.

در جوامع مدرن هم در تاريخ گذشته اشان اين کارها را انجام داده اند و سعی کرده اند به کمک قوانين سفت و سخت جلوی آن را بگيرند. ولی چون ديدند که جواب نمی دهد از اين روابط عبور کرده اند. جامعه ما هم بايد ياد بگيرد که از اين مرحله عبور کند.

**
و حالا تجربه خواندنی و شنيدنی نادر از تهران مردی که می گويد همسرش به او خيانت کرده بود. پرونده ای که در زمان خودش به خاطر صدور حکم سنگسار برای متهم پرونده پر سر و صدا بود:
«ماجرا بر می گردد به خيلی وقت پيش. دوست ندارم درموردش صحبت کنم چون خاطره تلخی است برای من. باعث اين خيانت خانواده اش بود. خانواده نرمالی نبودند و من هم فکر می کنم از اول اشتباه اين راه را رفتم ،در انتخاب همسر. با خودم تصور می کردم که اين خانواده جدا و ما هم جدا هستيم. ولی خب اشتباه خودم باعث شد. و از سمت خانواده همسرم اين ماجرا نشات گرفت. باعث و بانی آن هم مواد مخدر بود که باعث شد که او به اين طرف کشيده شود.

شما اصلاً از کجا به همسرتان مشکوک شديد؟

از رفتار و کردارش و اينکه غير طبيعی برخورد می کرد و چهره ظاهرش برگشته بود کاملاً ، به مرور زمان هم بيشتر می شد. به قول بعضی ها حالت چرت زدگی داشت.

شما متوجه اعتياد همسرتان شده بوديد؟

بله.

ولی مسئله خيانت چه؟

همسايه ها می گفتند کسانی هستند که داخل می شوند به منزل، از فاميل همسرت و چند نفر ديگر هم می آيند و می روند. من را به شک انداختنتد. من مجبور شدم دست به يک سری برآوردهايی بزنم که متوجه شوم قضيه به چه شکلی است.

چه کار کرديد؟

با يک وکيل در ميان گذاشتم. گفتم من چه کنم؟ گفت يا بايد خودت داخل شوی ببينی چه خبر است که گفتم خودم که نمی توانم. گفت يا بايد دوربين بگذاری. ديدم راه همين دوربين است و پی بردم.

وقتی متوجه شديد همسرتان خيانت می کند، چه احساسی داشتيد؟

احساس که ديگر بالاتر از احساسم بود. الان هم می گويم، وقتی تعريف می کنم باز تپش قلب به من دست می دهد. دقيقاً سه چهار بعد از ظهر بود که متوجه شدم. سرم گيج می رفت. يک مسيری را بايد طی می کردم، باورتان نمی شود سوار موتورم بودم و يک ربع، ده دقيقه اين مسير را طی کردم. دستهايم می لرزيد، پاهايم می لرزيد، احساس می کردم زندگی ديگر برايم تمام شده و می خواستم خودم را از بين ببرم. ولی با وکيلی که داشتم او مرا راهنمايی کرد ،گفت فايده ای ندارد خودت را از بين ببری. باعث می شود که گناه بزرگی هم اين وسط کرده باشی. فقط از راه قانونی اقدام کن. من يادم است که واقعاً آسمان روی سرم خراب شده بود.

حکمی که صادر کردند ، سنگسار بود. آيا اين حکم به نظرتان انسانی بود؟

کسی گناهکار باشد... خوب پيغمبر اسلام هم اين دستور را داده. از قديم و نديم بوده زمان پيغمبر. ما خودمان هم قبول داشتيم. ولی با يک سری شرايطی که پيش آمد از اين مسئله آمد بيرون و الحمدالله الان بهتر است. و پشيمان هم شده و الان هم يک جا درس می دهد به دانش آموزان منطقه خودشان.

تا جايی که ما در جريان هستيم خودتان باعث شديد که همسرتان سنگسار نشود. جلوی اين حکم را گرفتيد. الان پشيمان که نيستيد؟

چون يک پسر ۵ شش ساله داشت آن موقع. لطمه می خورد به فرزند من که اگر يک زمانی خدای نکرده می پرسيدند مادرت چطور بود و فلان، يا الان کجاست من خودم نمی توانستم مستقيم بخواهم بگويم چنين چيزی بوده يا سنگسار شد و اين جور مسائل. برای او هم لطمه بزرگی در جامعه می شد.

راضی هستيد که جلوی سنگسار همسرتان را گرفتيد؟

البته می گويم چون فرزند داشتم حقيقت اين کار را کردم. طی تماس هايی که داخل زندان و با رئيس زندان داشتم، گفتند اينجا نمازش به جاست و دعا وبه اصطلاح با هيچ کس روابطی چيزی ندارد. وهر زمانی که زنگ می زديم يا از نزديک با او برخوردی داشتيم، واقعاً عوض شده بود. خودش هم می گفت که فقط مادرم و بستگانم و خواهرانم باعث اين اتفاق بزرگ شدند وگرنه خودم خواسته يا ناخواسته داخل اين برنامه افتادم.

اگر بچه نداشتيد آيا واقعاً کسی را که خيانت کرده لايق مردن و سنگسار شدن می دانيد؟

البته اين ذهنيت هم بر می گردد، به آن زمان که اين عمل انجام شده بود و راه قانونی را طی کرده بودم .....الان فکر می کنم که اگر مثلاً من فرزند نداشتم احتمال قوی شايد اصلاً پيگر نمی شدم تا هرچه خدا می خواست می شد.

يعنی شما حاضر بوديد که به خاطر يک اشتباهی که يک نفر کرده، آن آدم به خاطر اشتباهش کشته شود؟

خود من هم بارها با خودم می گفتم خدا من هم راضی نيستم به اين امر. ولی چيزی که تو جلوی من قرار دادی، قانونی که شما برای مسلمان ها تکليف کردی ، ولی خودم باز راغب نبودم، شايد اگر بچه نداشتم، هشتاد در صد مثلاً تمرکز می کردم روی اين مسئله. آن موقع هم شايد يک جوری باز گذشت می کردم اگر واقعاً توبه کرده بود.

اولاً بهتر است که اين سر کسی نيايد. ولی خدای نکرده زبانم لال اگر اتفاقی هم افتاد، منطق بالاترين حرف و گويا باشد می گويم من شايد مثل بعضی از اقوام نزديک که من را پر کرده بودند که تو می توانستی طرف را مثلاً خيلی راحت بکشی و فلان کنی. ولی آن وکيل واقعاً آگاه بود و اينکه دانسته يا ندانسته من با اين بنده خدا تماس برقرار کردم، اين مرا راهنمايی کرد و الان هم الحمدالله سرزندگيمان هستيم.

فیس بوک نگاه تازه: http://www.facebook.com/negah.tazeh#!/negah.tazeh?v=wall

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG