لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۱۵ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
خبرگزاری فارس با انتشار عکس هايی از اجرای تئاتر"هدا گابلر" در مجموعه تئاترشهر، در حاليکه چهره بازيگران را تارکرده، می نويسد: اين نمايش ترويج اباحه گری، ابتذال، عادی سازی چندشوهری، بردگی جنسی و فراماسونری است.

نمايش هدا گابلر از آثار مهم هنريک ايبسن نمايشنامه نويس مشهور نروژی است که آن را در سال ۱۸۹۰ يعنی حدود ۱۲۰ سال پيش نوشته است. اين اثر توسط وحيد رهبانی از کارگردانان شاخص نسل جوان ايران از اوايل دی ماه در سالن چهارسو تئاتر شهر به روی صحنه رفته بود که روز سه شنبه به دستور اداره هنرهای نمايشی اجرای آن متوقف ماند. دادستان تهران از احضار عوامل نمايش به دادگاه و تشکيل پرونده قضايی برای آنها سخن گفته است.

راديو فردا در گفت وگو با صدرالدين زاهد کارگردان و بازيگر قديمی تئاتر ايران که مقيم پاريس است، ابتدا از او می پرسد چه مضامينی در نمايشنامه هدا گابلر مطرح شده که از سوی رسانه های راست گرا، برداشتی چون ابتذال و اباحه گری از آن شده است؟

اين نمايش داستان غم انگيز زنی است به نام هدا گابلر، که نمی داند و نمی تواند به زندگی اش معنا بدهد. هدا گابلر دختر يک ژنرال است که شيفته تيراندازی با هفت تير است.

خود تمام اين مسائل هم در اين نمايش با توجه به موقعيت ايران خيلی برای من خيلی جالب است. نکاتی را نقل می کنم برايتان، که خيلی برجسته است که چرا کارگردان اين نمايش را انتخاب کرده. هدا گابلر با مردی ازدواج می کند که يک آدمی است بسيار معمولی. آدمی است که متخصص قرون وسطی است و طی اين ازدواج ما متوجه می شويم اين مرد قادر نيست که روياهای هداگابلر را به تحقق بيانجامد.

رويايی که خود هدا هم از تعريف آن عاجز است. بعد از ماه عسل بر می گردد و باخبر می شود که يکی از معشوقه های قديمی اش به شهرت دست يافته اما تحت نفوذ یکی از هم کلاسی های قدیم هدا گابلر است. زنی که هدا از او متنفر است. در نتیجه هدا تلاش می کند معشوق را از چنگ وی دربیاورد.

آقای زاهد، با توجه به اين که در ايران تئآترهای مختلف و متنوعی به روی صحنه می رود، نويسنده های خيلی بزرگ جهانی تا نويسندگان خيلی مشهور ايرانی،

اما چطور می شود دست می گذارند روی فرد خاصی يا يک نمايش خاصی؟

آنچه که مهم است اينست که اين نمايش در تهران به چه صورتی و به چه نحوی به روی صحنه آمده. من نمی توانم از راه دور و با توجه به عکس هايی که از اين نمايش ديده ام، قضاوت صريحی کنم راجع به آنچه که در تهران اجرا شده.

ولی می توانم بگويم که گاه گاهی من خبرهايی را می شنوم از تهران که برای من مورد سئوال هست. که چطوری ممکن است بعضی از نمايشنامه ها به صحنه بروند؟

من شنيده ام مثلاً نمايشی از چخوف درباره زن و شوهرهايی که با ديگران رابطه داشته اند به صحنه رفته و يا «عروسی خون» به صحنه رفته که يک حس و حال شديد جنسی دارد.

خوب ممکن است که آدم تصور کند که با بازبينی قبل و بعد و زمان اجرا و غير اجرا و با اين مميزی شديدی که هست نمايش به يک شير بی يال و دم و اشکم تبديل شود که هيچ مفهومی نداشته باشد.

نمایش هدا گابلر

اما ممکن است که کارگردانی هم باشد که اين عقل و درايت را داشته باشد که بتواند حتی در همين موقعيت حرفهای خودش را بزند. اين کارگردان چه کار خواهد کرد؟ به استعاره روی خواهد آورد، به اشاره خواهد پرداخت و مثل کسانی خواهد شد که خطوط را نمی خوانند بلکه بين خطوط را می خوانند. برای اينکه می دانند کتابی که در جمهوری اسلامی منتشر می شود، حروفی که نوشته شده، آن حروف لزوماً گويای حرفی که نويسنده می خواهد بزند، نيست. در نتيجه بايد بين حروف را بخوانند.

الان در تئآتر ايران هم به اعتقاد من که دور هستم و دستی از دور بر آتش دارم، يک چنين شيوه ای مد شده. اما آن استعاره چه کار می کند؟ با ذهن آدم ها شروع می کند بازی کردن. و اين چيزی است به مراتب خطرناک تر از آن کار اوليه است. يعنی اگر شما اجازه بدهيد که يک نمايش آن طور که نوشته شده روی صحنه برود، ممکن است آنچنان تاثيری نداشته باشد که بخواهند برداشتی را از آن نمايش بردارند.

اگر که جار و جنجالی الان سر هدا گابلر برپا شده، از اين می آيد که جمهوری اسلامی متوجه نيست که سانسور و مميزی کار را برعکس خواهد کرد. هرچقدر سخت گيری بيشتر شود، نويسندگان، هنرمندان پناه می برند به استعاره و حرف خودشان را... آدم ها حرف خودشان را به هر حال به نوعی خواهند زد.

پس شما در حقيقت معتقديد که تئآتر راه خودش را پيدا می کند و در جامعه ای که سانسور هست به جلو می رود و حرفش را می زند؟

من معتقدم که حتماً اين کار خواهد شد به خاطر اين که ما دلايل بسيار داريم. دلايل بسيار داريم که حکومت هايی که بسيار بسيار ارگانيزه تر از حکومت ايران بودند، مثل حکومت کمونيست ها در روسيه شوروی، نتوانستند تمام و کمال صدای هنرمندان را خفه کنند. با هداگابلر دو مسئله عنوان شده. يکی مسئله مميزی است و يکی ظلمی است که به زن ايرانی می شود و اين ظلم را هنرمندان عزيز کشور ما دوست دارند ازش صحبت کنند. و چه کسی بهتر از ايبسن به اين مسئله در قرن نوزدهم پرداخته که اين مسئله آن موقع هم مسئله روز بود.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG