لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۲۲ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
برای دختران داستان از هفت سالگی شروع می شود. از زمانی که آنها را برای جشن تکليف آماده می کنند و کم کم به زبانی کودکانه به آنها گفته می شود که از اين به بعد يعنی بعد از جشن تکليف جز برادر، پدر،‌ عمو و دايی کسی حق ندارد موهای آنها را ببيند و آنها را بغل کند.

نمی دانم که اين برخورد چه تصوری را در ذهن يک دختربچه هفت ساله ايجاد می کند و او در مورد خودش و رابطه اش با جهان اطرافش چطور فکر می کند. اما اين ماجرا همچنان ادامه پيدا می کند. در دوران راهنمايی و دبيرستان دختران و پسران پاسخ کنجکاوی هايشان را نه در روابط اجتماعی که در محيط خانواده و يا محيط های ممنوعه پيدا می کنند.

چون در ايران کم کم ديگر هيچ جايی نيست تا دختر و پسر بتوانند کنار هم بنشينند و در مورد خودشان حرف بزنند. آنها نه حق کافی شاپ رفتن دارند، نه حق کوه رفتن دارند و نه می توانند در پارک قدم بزنند و نه می توانند سينما بروند. اين که نمی توانند اما به اين معنا نيست که نمی روند. اين همه آمار فساد و جرايم اجتماعی حاصل بگير و ببندهايی است که در پارک و کوه و سينما و کافی شاپ و پارتی ها رخ می دهد.
با اينهمه چرا اين همه ديوار بين دختران و پسران در ايران کشيده می شود. محبوبه عباسقلی زاده، فعال مسايل زنان ساکن واشنگتن،‌ حکومت جمهوری اسلامی را مثل پدری عصبانی و سختگير می داند:
«اين که چرا می کند اين کار را بر می گردد به يک عصبانيت شديد مثلا مثل يک پر کنترل کننده ديکتاتور وقتی که زورش نمی رسد که اوضاع خانواده را رو به راه کند يا خواسته های خانواده را جواب بدهد، شروع می کند به قلع و قمع کردن و در اتاق را بستن به روی دختر و پسر و خرجی خانه را کم کردن و تمام اين واکنش هايی که جمهوری اسلامی دارد نشان می دهد نسبت به محدود کردن پسران و دختران در واکنش به اين است که نمی داند چطوری اين عصيان ها و اعتراضهای اجتماعی که توسط جوانان ايجاد شده به خصوص پس از جريان انتخابات را کنترل کند. من اين دو تا را خيلی به هم ربط می دهم. اين يک عصبانيت شديد است و بدون هيچ حساب و کتاب خاصی.»
سئوال همچنان پابرجاست. دختران و پسران کجا بايد با هم آشنا شوند. وقتی حتی در ميان کلاس های درس دانشگاهی هم قرار است ديوار بکشند. حسين قاضيان جامعه شناس ساکن آمريکا پاسخ اين پرسش را بسيار روشن و شفاف می داند:
«اين سياست اصلا در همين جهت سير می کند که تنها مجال برای آشنايی آنها جمع های خانوادگی و آشنا باشد. نه به عنوان اشخاص مستقل از خانواده ها. و اين سياست هم مبتنی بر يک نظريه خيلی روشن است که آثارش طبيعتا به اينجا خواهد کشيد. آن نظريه روشن هم يک نظريه ای است درباره عدالت. مطابق اين نظريه هر چيزی بايد در جايی که برايش تعيين شده قرار گيرد.

اين جای هر چيزی نيست که من و شما يا ديگری بخواهيم با عقل ناقص خودمان به اصطلاح حضرات تعيين کنيم. اين چيزی است که تعيين شده در ناموس خلقت و از طرقی به ماها ابلاغ شده و ما مطابق آن ابلاغيه می رويم جای چيزها را تعيين می کنيم. مطابق آن چيزها جای مردها بيرون خانه است و جای زنها درون خانه. اين نظريه را خوب،‌ بايد اجرا کرد. برای اجرای اين نظريه شما نيازمند زمينه و بستر مساعد هستيد.

حالا که به هر دليلی به ويژه با توجه به اينکه جامعه های ديگر هم هستند که به شيوه های ديگر زندگی می کنند و مردم ما هم از آنها باخبر می شوند و نمی شود اين سياست يا نظريه را اجرا کرد، حداقل کاری که می توانند بکنند اين است که جنس ها را از هم جدا کنند و نگذارند آن اتفاقی که قرار بود مطابق آن تئوری بيافتد،‌ جلويش گرفته شود و هر کسی در جای خودش تا حد امکان قرار گيرد.

به اين ترتيب با اين نوع جداسازی ها گويی دوباره زن می خواهد برگردد به همان جايی که برايش تعيين شده و اگر به آنجا برگردد البته آنوقت تنها مجال آشنايی اش هم از طريق خانواده است چون او در درون خانواده است و کسانی که با آن خانواده ارتباط دارند او را خواهند شناخت.»
تجربه های پيش از اين جمهوری اسلامی نشان می دهد که در جامعه ۷۰ ميليونی و پيچيده ايران همواره تئوری ها به نتايج پيش بينی شده منجر نمی شود. محبوبه عباسقلی زاده از تاريخ ادبيات ايران مثال هايی را مطرح می کند. ليلی و مجنون، خسرو و شيرين... نمونه هايی از عشق هايی که هيچ محدوديت و ممنوعيتی را تاب نمی آورند:
«يک اصل وجود دارد و آن اين است که عشق را نمی شود کنترل کرد. ما داستان های خيلی زيادی در اين مورد داريم که چطور يک پسر و دختر راههای مختلفی را پيدا کردند که بتوانند آن حس عاشقانه و رابطه عاشقانه را نشان دهند.

ما ادبيات خيلی غنی داريم در مورد اين که چطور عشق راه خودش را از طرق مختلف پيدا می کند. اين که فضای اجتماعی به روی پسرها و دخترها بسته شود، من مطمئنم که دختران راه های خيلی مختلفی را می توانند پيدا کنند.


يکی از مهمترين مقاومت هايی که به نظر من زنهای ايرانی در اين سه دهه کرده اند، روش های مقاومت هايی بوده که در مورد حجاب و انکار بدن زنان در فضای عمومی بوده و ما می بينيم که چقدر جوان ها در هر دوره ای در هر سالی روش هايی را پيدا کرده اند برای اين که مقاومت کنند و هنوز هم همين مساله حجاب يکی از چالش های مهم جمهوری اسلامی است. حالا حساب کنيد در رابطه با عشق که يک چيز بسيار قوی تر و غريزی تری از حجاب است،‌ چطور پسر و دختر می توانند راه هايی را پيدا کنند. الان ديجيتال تمام راه ها را کوتاه کرده است.

يعنی ما حتی اگر فضاهای عمومی را هم ببنديم،‌ ديجيتال و روشهايی که وجود دارد برای ارتباط ديجيتالی قضيه را حل می کند. مگر يک پسر و دختر نمی توانند يکی آن ور خيابان بايستد و يکی اين ور خيابان و با موبايل با همديگر حرف بزنند؟ همديگر را نگاه کنند و نگاه هايشان فقط مبادله شود. من مطمئنم که پسر و دخترها خيلی راحت می توانند شبيه اين را پيدا کنند.»
حسين قاضيان اما معتقد است جمهوری اسلامی در پی سکس زدايی از جامعه است.
«اين نظريه و برای اجرای اين نظريه يکی از کارهايی که درجامعه فعلی می شود کرد که اين روالش به هم خورده به دليل ارتباط با دنيای مدرن، اين است که شما يک سياستی در پيش بگيريد که من اسمش را گذاشته ام سياست سکس زدايی در جمهوری اسلامی. اين سياست عبارت است از سکس زدايی کردن از سطح جامعه. جداکردن دو جنس از هم يکی از ابزارهای اين سياست است.

يعنی کاهش تحريک جنسی در جامعه که البته پيامدهايی دارد اين سياست که برخی از پيامدهايش خواسته است و برخی ناخواسته. يکی از پيامدهايش اين است که اتفاقا برخلاف هدفهايش ممکن است به بالارفتن تحريک جنسی در جامعه بيانجامد از طريق کاهش آستانه تحريک جنسی. يکی از پيامدهايش می تواند به حوزه ازدواج و همسرگزينی راجع شود. يعنی حوزه و قلمرو انتخاب را به داخل خانواده ها برگرداند. بنابراين اين ها از پيامدهای آن سياست است و آن سياست خودش از پيامدهای آن نظريه است.»
بسياری از کسانی که به شهر قم سفر کرده اند،‌ معتقدند که اين شهر می تواند يکی از نمونه های موفق تفکيک جنسيتی در جمهوری اسلامی باشد. شهری که عمده ساکنانش طلبه های حوزه های علميه و يا شاغلان در اين حوزه ها هستند. يکی از افتخارات حوزه های علميه وارد نشدن زنان به آنجاست. اما با اينکه استحکام خانواده ها و مبارزه با مفاسد اجتماعی همواره در صدر تلاش های جمهوری اسلامی بوده، آن طور که مديرکل بهزيستی استان قم اعلام کرده در اين استان ۲۱ درصد ازدواج ها به طلاق ختم می شود و استان قم پس از تهران از نظر آمار طلاق در رده دوم قرار دارد. چرا چنين تجربياتی تغييری در تصميمات جمهوری اسلامی ايجاد نمی کند؟
حسين قاضيان: اين نوع از ارزيابی ها مال ارزيابی های جامعه هايی است که بر مبنای دانش و علم مدرن می خواهند جامعه را اداره کنند. اما اگر شما اين را کنار بگذاريد و بر مبنای يک عقايد و باورهای پيشينی نظريه هايی را در کار بياوريد ديگر آنها از جهت واقع بينانه بودن مورد ارزيابی قرار نمی گيرند.


حالا ممکن است شما بگوييد من اين نظريه را از دين اخذ کرده ام و چون دين حرف حقی می زند من تغييری در آن نمی دهم. مهم نيست که شما اين را از کجا می آوريد. مهم اين است که اگر به چنين باور مستحکمی رسيديد و حاضر نبوديد نظريه خودتان را که در عمل ناکارآمد از کار درآمده اند تغيير دهيد، شما هميشه با پيامدهای نامربوط رو به رو می شويد و چون نمی خواهيد سياست های ناشی از آن نظريه نادرست را تغيير دهيد، هميشه با اين مشکلاتی که شما گفتيد رو به رو می شويد و بنابراين نمی خواهيد تغيير دهيد آن سياست را که برای شما درس عبرتی باشد. بنابراين می رويد به سراغ اين که اين ناکارآمدی را به چيزهای ديگری نسبت دهيد. مثلا اين که دشمنان نگذاشتند.

دست هايی در کار بود. عده ای همت کافی به خرج ندادند. مسوولان در اين زمينه استمرار نداشتند يا خودشان باور نداشتند و به عوامل فنی از اين دست نسبت بدهيد و نه به آن نظريه راهنما يا آن سياست های نادرست. اين دوتا عامل باعث می شود که اين تجربيات اساسا به چشم نيايد که شما بخواهيد تغييری بدهيد در اين سياست. چون آن سياست بايستی اجرا شود در هر حال. اگر با يک موانعی رو به رو است اين موانع موانع فنی و تکنيکی هستند که بايد آنها را تغييراتی داد در موردش و بعد فکر کرد که حتما اجرا می شود. اين ماجرا عينا در مورد حجاب رخ داده.

در مورد بسياری از مسايلی که به موضوع جنس و جنسيت مربوط می شود در جامعه ما رخ داده و هيچوقت هم در طی اين سه دهه باعث نشده که مسوولان از ديدگاه هايشان پا پس بکشند و بخواهند که به شيوه جديدی متوسل شوند.
محبوبه عباسقلی زاده از سوی ديگر معتقد است که افزايش فشارهای اجتماعی سبب افزايش شکاف جنسيتی و تقويت جنبش زنان در ايران می شود:
«به نظر من اين محدوديت ها فقط شکاف جنسيتی را افزايش می دهد. يعنی باعث می شود که مطالبات زنان، خواسته های دختران جوان روز به روز بيشتر شود و در واقع آن نيروی اجتماعی که در زنان هست را قوی کند.

از اين جهت من مطمئنم که هر نوع فشاری که جمهوری اسلامی در رابطه با مسايل جنسيتی اعمال می کند منجر به تقويت جنبش زنان و خواسته های زنان در داخل ايران خواهد شد. توی يک سال گذشته نگاه کنيد، تمام اين سياست هايی که حکومت در رابطه با زنان شروع کرد از جداسازی جنسيتی دانشگاه ها،‌ محروميت تحصيلی زنان تا بحث سنگسار، بحث محکوميت زنان زندانی سياسی،‌ همه اينها نه تنها باعث نشد که کنترل در جامعه قوی تر شود بلکه باعث شد که زنها راه هايی را پيدا کنند برای اين که اعتراض هايشان را از فرمهای سياسی وارد فرمهای حقوق بشری کنند.»
با اينهمه با افزايش تفکيک جنسيتی در جامعه ايران، خانم عباسقلی زاده معتقد است که خانواده ها مسووليت بيشتری را بر دوش خواهند داشت:
«من الان خطابم به جمهوری اسلامی نيست. من نگران جوانان هم نيستم. به نظر من جوانها راه خودشان را پيدا می کنند. من الان خطابم به پدرها و مادرها است. من می گويم پدرومادرها بفهمند که دخترها و پسرهايشان در چه شرايط اجتماعی محدودی در بيرون هستند و اجازه بدهند به اينها که بتوانند خودشان را ابراز کنند.

بتوانند خودشان را بيان کنند. اگر فضاهای اجتماعی بيرون بسته می شود،‌ فضاهای داخل خانه را نبندند به روی پسرها و دخترها و اگر با همديگر تماسی دارند اجازه دهند که فضاهای خانه در اختيار اينها قرار گيرد و علنی هم باشد.

نه اين که دختر منتظر باشد که مادرش برود بيرون و يواشکی پسر را بياورد پشت در اتاق بسته و خوب اين اصلا از يک حالت واقعگرايانه خودش را خارج می کند. فکر می کنم که بهترين شکل مقاومتی که وجود دارد در رابطه با اين محدوديت هايی الان جمهوری اسلامی اعمال می کند اين است که خانواده ها در خانه هايشان را به روی يک ارتباط معقول و واقعگرايانه بين پسرها و دخترها باز کنند.»

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG