لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۰۶ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
در آستانه صد و دهمين سالگرد تولد صادق هدايت، نويسنده سرشناس و تأثيرگذار ايرانی ، صدرالدين زاهد، هنرمند تئآتر در فرانسه، دست به انجام يک سلسله ديدارهای هنری در اروپا زده که عنوان آن،«صادق هدايت و تئآتر» است. وی در اواخر ژانوئیه در شهر کلن نیز در این مورد سخنرانی کرده است.



آقای زاهد در گفت و گو با راديو فردا درباره بحث محوری پژوهش و سخنرانی خود اين طور گفت:

«چون از محيط تئاتر می آيم سعی کرده ام که تخصصی تر به هدايت نگاه کنم. همه ما می دانيم که هدايت به عنوان نمايشنامه نويس مطرح نشده و خودش هم چنين ادعايی نداشته است.
گر چه مازيار و پروين دختر ساسانی را نوشته است. چيزهايی درباره خيمه شب بازی نوشته است ولی مع الوصف ما می بينيم از زمان شاهن سرکيسيان تا زمان حاضر که خود من، خانم نيلوفر بيضايی و ديگران هم سعی کرده اند از قصه ها و رمان های هدايت الهام بگيرند و اينها را به نحوی برای صحنه تنظيم کنند.

تفکر هدايت تفکری است که عليه جهل و خرافات قد بلند می کند و اين مستبدين را دچار خشم می کند


سعی کردم بگويم که چرا اين کار را کرده اند. اين رويکرد جلوه های گوناگونی داشته است يکی از جلوه هايش به نظر من در رمان های هدايت و در قصه های اوست . آن جايی که ما همه جا گفت و گو می بينيم. يعنی يک نفر سوالی را مطرح می کند که طرف مقابل به او جواب می دهد.

اين گفت و گو خيلی کمک کرده است به هنرمندان تئاتر که چطور امکان دارد که يک قصه ای را که هدايت نوشته تبديل به تئاتر و نمايشنامه کنند.»

آقای زاهد شما به عنوان يک چهره تئاتری وقتی می شنويد که در ايران اجازه نمايش کارهای صادق هدايت را در ايران نمی دهند، چه احساسی به شما دست می دهد؟

تئاتر هدايت نيست که اجازه اجرا نمی گيرد. تفکر هدايت است که اجازه پخش ندارد. تفکر هدايت تفکری است که عليه جهل و خرافات قد بلند می کند و اين مستبدين را دچار خشم می کند به خاطر اينکه آنها خودشان می دانند ريشه های جهل از کجا سر بلند می کند و وقتی هدايت به اينها حمله می کنند و اينها را موهوم می خواند، باعث می شود که نمايش هدايت را ممنوع می کنند . کتاب هدايت نيست که سانسور می شود بلکه اين افکار هدايت است که سانسور می شود.

فراموش نکنيم که هدايت اگر دوباره مطرح شده است به خاطر يک مورد استثنايی است. شما فکر کنيد قصه هايی که راجع به زن ايرانی نوشته است مثل «مردی که زنش را گم کرده بود»، دائم از اين عدم برابری و ستمی که به زن ايرانی می شود و ظلمی که به حقوق اجتماعی در ايران می شود و وقتی که شروع به خلق کردن پرسوناژهای ايرانی می کند چنان اين پرسوناژها ريشه در محيط و فرهنگ ما دارند که به راحتی می شود اينها را دور و بر خودت ديد.

به همين خاطر است که تئاتری ها دنبال آثار هدايت می روند و هدايت در نوع خود، از اين نظر فوق العاده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG