لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۲۷ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
تغيير کتاب های درسی در سه دهه گذشته به کرات اتفاق افتاده است. تغييراتی که به گفته ی کارشناسان، هميشه عاملی برای سردرگمی دانش آموزان و معلمان بوده و ديگر به امری سليقه ای تبديل شده است.

اما آنچه که اخيرا درباره تغيير کتاب های درسی تاريخ در مقاطع درسی دبيرستان و راهنمايی اعلام شده با واکنش های بيشتری روبرو شد.

ماجرا از آن جا آغاز شد که در روزهای آخر شهريور ماه، رئيس گروه مطالعات تاريخ وزارت آموزش و پرورش ، از حدف پادشاهان در کتب تاريخ دوره راهنمايی و متوسطه خبر داد.

بعد ازبالا گرفتن انتقادات گسترده در سطوح مختلف از سوی کارشناسان ، ابتدا اين خبر تکذيب شد اما با طرح دوباره آن از طرف معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش، بار ديگر اين موضوع به عرصه اعتراضات رسانه ای بازگشت.

بسياری از کارشناسان معترض ،گفتند و نوشتند که جدای از نفس غير کارشناسی بودن تغييرات اعلام شده، اين گونه تغييرات سليقه ای در شرايطی اعلام می شوند که آموزش وپرورش ايران، به خصوص با سياست های اعلام شده در چهار- پنج سال اخير، خود با انبوهی از مشکلات ، از جمله مسائل معيشتی و فقر فزاينده معلمان و بازنشستگان اين وزارتخانه و اعتراضات گسترده صنفی و بازداشت معلمان معترض گرفته، تا مدارس کپری، معضل تامين بخاريهای نفتی در مدارس و خطر آتش سوزی دانش آموزان و بسياری مسائل ديگر از اين دست، روبرو بوده است
به هر حال درباره تغيير تاريخ کتب مدارس و انگيزه و زوايای آن با شيرزاد عبداللهی، معلم، روزنامه نگار و کارشناس مسائل آموزش و پرورش در تهران گفت و گو کرده ام .

آقای عبدالهی، چرادر سی ساله ‍پس از انقلاب، متون درسی تاريخ در مدارس ايران تا این حد دستخوش تغییرو تحول می شوند ؟

ما يک تاريخ نويسی علمی داريم و يک تاريخ نويسی جانبدارانه. معمولا وقتی دولت ها متولی تهيه کتابهای درسی هستند، نظرات جانبدارانه خودشان را در تدوين کتاب های درسی اعمال می کنند.

قبل از انقلاب ما اين مشکل را به شکل ديگری داشتيم . نظرات پان ايرانيستی و باستان گرايی در حوزه کتابهای درسی خيلی رايج بود. به تاريخ قبل از اسلام توجه بسيار زيادی می شد و نهايتا اينطور نتيجه می گرفتند که تبلور ۲۵۰۰ سال تاريخ ،گویی همين رژيمی(پهلوی) است که الان بر سر کار آمده است . اين مسئله بعد از انقلاب با يک واکنش عکس العملی روبرو شد. به اين معنا که بخش اسلامی تاريخ را پررنگتر کردند و بخش ملی و ايرانی آن کمرنگ تر شد. بعد از مدتی البته ما به يک تعادل رسيديم و اين تعادل ادامه داشت تا اينکه در طول چند سال اخير باز هم عده ای شروع به نفی تاريخ کردند.

نفی گذشته از نفی نزديک شروع شد.ابتدا ۱۶ سال اخیر را نفی کردند و بعد ۲۴ سال اخیر پس از انقلاب را نفی کردند،و سرانجام هم اين نگاه به تدريج گسترش يافت تا امروز که به نفی پادشاهان تاريخ رسيده است

رادیو فردا: آقای عبداللهی، چنين رفتارها و ارائه چنين ديدگاه هايی – حتی اگر به طور عملی هم اجرا نشوند- آيا پيامی شبیه این را به مخاطب نمی رساند که لابد اختلافی ماهوی بين چند هزار سال حکومت پادشاهی در ايران و ذات اسلامی بودن وجود دارد؟

ببینید ،اصولا نقش پادشاهان در تاريخ که حذف شدنی نيست، اين صحبتی هم که از طرف مدير گروه تاريخ شده و بعدا معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش آن را به اين شکل اصلاح کرد که «قرار نيست پادشاهان حذف شوند بلکه سلسله های پادشاهی حذف می شوند» اينها هیچ کدام صحبت های دقيق علمی نيست . به نظر من حرف شما تا حدودی درست است .امروز ملت های جوان دنيا به دنبال اين هستند که برای خودشان گذشته تاريخی بسازند. در حالی که ما کشوری با تاريخ سه هزار ساله ايم و بايستی به تاريخ خودمان اهميت بدهيم . ما يکی از ملت های کهن دنيا هستيم .

اينکه ما بخواهیم گذشته را با نگاه امروزمان دوباره بازنويسی کنيم ، در واقع تبديل کردن تاريخ به يک تاريخ ايدئولوژيک است . ضمن اينکه دانش آموزان را دچار تعارض می کند. برای اينکه اين دانش آموزان در رسانه ها و در محيط خانواده و در جاهای مختلف- با وجود اين انفجار اطلاعاتی که در جهان ما وجود دارد- با قرائت ها و روايت های ديگری از تاريخ آشنا می شوند. اين آشنايی ، دانش آموز را به اين نتيجه می رساند که يک روايت رسمی از تاريخ وجود دارد و يک روايت غير رسمی . اين است که دانش آموز دچار دوگانگی در پندار و گفتار و شخصيتش می شود

رفتارهای متعارضی هم که در ایران وجود دارد جالب است.مثلا از طرفی می بينيم که سريال هايی مثل جومونگ از تلويزيون ايران پخش می شود و آنقدر نفوذ و تاثير پيدا می کند که تصاويرآن روی قلم ها و کتابها و کلاسورها و لوازم التحريرهای درسی کودکان و نوجوانان ایرانی به چاپ می رسد. در حالی که اين سريال، روايتگر تاريخ کشور کوچک کره در شرق آسياست و از کسی صحبت می کند که بنيانگذار اين کشور در چند ده قرن پيش بوده است . حالا مشابه اين فرد درتاریخ ايران و البته در قالب بسیار عظیم تری کوروش است . کسی که همه تاريخ نويسان معتبر و مرجع دنیا می گويند اولين امپراطوری جهان را بر پا کرد و خالق اولين منشورحقوق بشر هم بود. چرا وقتی مشابه اين جومونگ آنهم در شکل بسيار جهانی تر و بزرگترش در خود ايران وجود دارد،حتی وقتی کسانی می خواهند برسرآرامگاهش جمع شوند يا در جایی از او طرفداری کنند در جمهوری اسلامی حساسيت های سياسی بسياری را برمی انگيزد؟

بله . متاسفانه در ايران چند گانگی فرهنگی وجود دارد. من دانش آموز کلاس اول دبستانی را توی بچه های فاميل ديده ام که نام تمام قهرمانان سريال افسانه ای جومونگ را با اسم و عنوان هنرپيشه به خوبی می شناسد. اين در حالی است که به خاطر سپردن نام های کره ای بسيار دشوار است . اما اين سريال را به جديت پيگيری کرده است.

اين سريال به خاطر داشتن حالت های هيجانی و رزمی برای کودکان جذابيت دارد. در حالی که معادل همين افراد را ما در تاريخ خودمان هم داريم . در شاهنامه نقش پادشاهان پيشدادی چيزی شبيه به همين افسانه جومونگ است.

رستم، اسفنديار، کيکاووس و قهرمانان ديگری که در تاريخ اسطوره اي ما وجود دارند، و آدم افسوس می خورد که دانش آموزان دوره ابتدايی ايرانی، حتی نام سياووش ، رستم ويا سهراب و اسفنديار را نشنيده است ، ولی جومونگ و سوسانو را به خوبی می شناسد. متاسفانه با اين تعارضات روبرو هستيم . اين نگاهی که ما گذشته را به گونه ای ببينيم که موید امروز باشد به نظر من يک نگاه غلط به تاريخ است و دوام چندانی هم نخواهد داشت . حکومت های ايدئولوژيک مثل حکومت شوروی سابق اين روش را در پيش گرفتند و نهايتا موفق نشدند .

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG