لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۲۹ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
تاريخ روابط ايران و مصر به درازای تاريخ کهن اين دو کشور باستانی است.

اما در دوران معاصر، مناسبات دو کشور گاه تا سرحد ازدواج محمدرضا پهلوی با فوزيه گرم و گاه به قطع رابطه با يکديگر انجاميد. به رغم مشترکات بسياری که ايران و مصر را به هم نزديک می کند، اين دو کشور دوبار به قطع روابط با يکديگر مبادرت کردند؛ يکی توسط جمال عبدالناصر درسال ۱۳۳۹ به بهانه برقراری رابطه ايران با اسرائيل و بار ديگر به فرمان آيت الله خمينی ولی اين بار به بهانه برقراری رابطه مصر با اسرائيل.

چنانچه که روشن است چنين رابطه ای شاهد فراز و نشيبی بسيار بوده که يکی از آن ها را بايد در ديدار رهبران دو کشور جستجو کرد.

محمدرضا پهلوی در طول عمر خود چهار بار از مصر ديدار کرد که نخستين آن به منظور ازدواج با فوزيه بود و آخرين آن به منظور درمان در غربت که منجر به درگذشت او در خاک مصر شد.

اما بررسی سفر دو شخصيت معاصر ايران يعنی محمد مصدق و محمود احمدی نژاد به مصر از اهميتی ويژه ای برخوردار است چرا که اين دو هر کدام مبارزاتی را عليه قدرت های بزرگ زمان خود رهبری کردند: مصدق مبارزه عليه انگليس و احمدی نژاد مبارزه عليه مجموعه جهان غرب به ويژه امريکا و اسرائيل.

مصدق : زعيم مشرق زمين در قاهره

سال های قدرت گرفتن مصدق، مصادف با سال های زوال سلطنت در مصر بود. بنا به مستندات مسلم تاريخی، «افسران آزاد» که انقلاب عليه نظام سلطنتی مصر را (به بهانه دست نشانده بودن توسط انگليس) رقم زدند با نگاهی آميخته به احترام فراوان به مصدق به عنوان پرچمدار مبارزه با انگليس می نگريستند.

بسی در خور توجه است که با استعفای مصدق در اوج محبوبيتش در ۲۵ تير ۱۳۳۱ که تحت فشار شاه انجام شد، وقتی شاه تنها پس از ۵ روز مجبور شد در فروکاستن از خشم مردمی که در حمايت از مصدق در ۳۰ تير ۱۳۳۱ به خيابان ها ريختند مصدق را دوباره به نخست وزيری برگزيند ، انقلابيون مصر چنان از اين رويداد در ايران روحيه گرفتند که در فاصله دو روز تصميم خود را برای برانداختن رژيم سلطنتی در روز ۱ مرداد ۱۳۳۱ (۲۳ ژوئيه ۱۹۵۲) به اجرا گذاشتند. ا
اين نبود مگر جايگاه والايی که مصدق در نزد مصر و رهبران جوانش (افسران آزاد) داشت.
ديدار مصدق از مصر در ۲۹ آبان ۱۳۳۰ در فضايی که مصريان به او به عنوان قهرمان مبارزه با انگليس می نگريستند، چنان پر ابهت بود که جمع بزرگی از مردم علاقمند به او را برای استقبال به خيابان های قاهره آورد.

برای درک جايگاه مصدق در دل مردم مصر همين بس که «نحاس پاشا» نخست وزير مصر در آغاز به درخواست سفير انگليس از حضور در فرودگاه برای استقبال از مصدق خودداری کرد تا آنجا که مصدق و هيات همراه ناگزير شدند با اتومبيل سفارت ايران به هتل محل اقامت خود بروند ولی با استقبال خودجوش مردم مصر از مصدق در خيابان ها، نحاس پاشا ناگزير شد به ديدن مصدق رفته و از او دلجويی کند.

تاثير سفر ۴ روزه مصدق به قاهره تا بدانجا موثربود که روزنامه الاهرام نوشت:«نفت آبادان حق ايران است همانگونه که کانال سوئز حق مصر است».

زعيم مشرق زمين (زعيم الشرق) لقب افتخارآميزی بود که مطبوعات مصر در اين سفر در تمجيد از مبارزاتی که مصدق عليه انگليس رهبری می کرد به او دادند.

احمدی نژاد در قاهره

پس از۳۴ سال قطع رابطه تهران و قاهره و پس از آنکه حسنی مبارک در اثر بهار عربی از قدرت ساقط و محمد مرسی به قدر ت رسيد، موجباتی فراهم شد که محمود احمدی نژاد به منظور شرکت در اجلاس «سازمان همکاری اسلامی» به عنوان رييس دولت ايران بتواند اولين مقام عالی رتبه ای باشد که در تاريخ ۲۰-۱۷ آبان ۹۱ از اين کشور ديدن کند.

عجيب است که مرسی تا پيش از دو ماه از برگزاری اين اجلاس هيچ دعوتی از همتای ايرانی خود به عمل نياورده بود. طی سفر ۴ روزه احمدی نژاد، وی ۳ بار توسط معترضانی که به دست داشتن جمهوری اسلامی در جنايات بشار اسد اعتراض داشتند، مورد هجوم قرار گرفت.

ديدار احمدی نژاد با شيخ الازهر (در حالی که وی حاضر نشد در مصاحبه مطبوعاتی به همراه احمدی نژاد حاضر شود)، چنان تلخ بود که به دليل اظهارات تند سخنگوی شيخ الازهر عليه جمهوری اسلامی، شخص احمدی نژاد تذکر داد که مصاحبه مطبوعاتی را ترک خواهد کرد.

در انزوای مطلق جمهوری اسلامی که جز رژيم بشار اسد هيچ متحد استراتژيکی برای ايران باقی نمانده و رابطه تهران با بيشتر کشورهای عرب و مسلمان تيره است، احمدی نژاد چنان ذوق زده از سفری بی حاصل که حتی منجر به ارتقا سطح روابط ديپلماتيک و تبادل سفيربا مصر نشد، پيشنهاد سخاوتمندانه«کمک ميلياردی»، «انعقاد پيمان استراتژيک» و «لغو يکطرفه رواديد برای گردشگران و بازرگانان مصری» را به طرف مصری داد ولی اين همه سخاوتمندی با واکنش سرد قاهره تا آنجا رو به رو شد که وزير خارجه اين کشور ديدار احمدی نژاد را «غير رسمی» اعلام و تاکيد نمود که «هيچ صحبتی در رابطه با تجديد رابطه صورت نگرفت». وی اضافه نمود که«امنيت خليج(فارس) امنيت مصر است و ايران نبايد در امور کشورهای عرب اين منطقه دخالت کند».

مواضع صريح دولت محمد مرسی در حمايت از کشورهای عرب خليج فارس از يک سو و تشديد فشار عليه بشار اسد تا آنجا صريح و روشن بود که قاهره در همين سفر هر گونه تجديد مناسبات با تهران را در گرو خودداری تهران از دخالت در امور کشورهای عرب خليج فارس و توقف حمايت از رژيم بشار اسد اعلام کرد . ياسر علی سخنگوی رئيس جمهور مصردر همين خصوص گفت:«نزديکی روابط مصر با ايران در گرو پذيرش افکار عمومی مصر و کشورهای عربی است...نزديکی با ايران همچنين در گرو موضع تهران در بحران سوريه است؛ موضوعی که برای هر مصری، عرب و مسلمانی اهميت دارد».

چهار روز سفر احمدی نژاد به مصر و اين همه دست و دل بازی به تمنی تقويت روابط با مصردر حالی انجام شد که بی محلی مرسی در «سفر۵ساعته» به تهران در شهريور ۱۳۹۱ تا آنجا بود که وی از ديدار با علی خامنه ای (ولی امر مسلمين جهان!) خودداری کرده بود.

نتيجه گيری:

بی درنگ تفاوت ديدار مصدق و احمدی نژاد را می توان ديداری در اوج عزت داخلی و بين المللی دکتر محمد مصدق در ۵۰ سال پيش از اين دانست در حالی که ديدار احمدی نژاد از مصر در حضيض محبوبيت داخلی او، در اوج اختلافات درونی نظام و انزوای گسترده جمهوری اسلامی انجام پذيرفت که حاصلی جز زيارت از مراقد شيعه و آثار باستانی را برای شخص او همراه نداشت.

در شرايط اختلافات داخل نظام، نه تنها امريکا و اسرائيل و متحدانشان مايل نبودند که سفر احمدی نژاد بی حاصل باشد بلکه بی گمان جناح حامی خامنه ای نيز مايل نبود که هيچ موفقيتی در پرونده احمدی نژاد در اين سفر ثبت شود.

چه دليلی بالاتر از اين که چنين سفری پس از ۳۴ سال در حالی اتفاق افتاد که نماينده رهبر نه هنگام عزيمت و نه هنگام بازگشت احمدی نژاد برای بدرقه و استقبال او در فرودگاه حاضر نشد تا آنجا که از همراهی آجودان مخصوص رييس دولت نيز در اين سفر ممانعت به عمل آمد. اين بی مهری رهبر به دنبال تنشی صورت گرفت که احمدی نژاد در روز «يکشنبه سياه» عليه باند لاريجانی در مجلس به راه انداخت.

مصدق در حالی به مصر پا گذاشت که او را زعيم مشرق زمين نام نهادند و قلوب مردم مصر برای رهبری ضد استعماری او می تپيد ولی پرچمداری ضد اسرائيلی احمدی نژاد تا آنجا نخ نما شده است که به رغم ديدار نخست وزير مالزی و امير قطر از غزه، با تقاضای ديدار او ازغزه مخالفت شد. محمود عباس رييس دولت فلسطين نيز در ديدار با او در قاهره خواستار توقف سخنان ضد اسرائيلی احمدی نژاد شد با اين استدلال که سخنان ضد اسرائيلی احمدی نژاد به ضرر منافع فلسطين تمام می شود.

بی حاصل بودن سفر احمدی نژاد را می توان در گزارش سفری که خود او پس از مراجعت ارائه داد، ملاحظه کرد در حالی که سفر مصدق به مصر تا بدانجا در خاطره اين ملت ثبت شده است که به اعتراف تاريخ، عبدالناصر ايده «ملی کردن کانال سوئز» را از ايده «ملی کردن صنعت نفت» توسط مصدق آموخت و به پاس احترام به او از آن هنگام تاکنون نام مصدق آذين خيابان مهمی در قلب قاهره باقی مانده است.

آدمی در حيرت می ماند که گاه تاريخ چه زود، درباره برخی افراد به قضاوت می نشيند.

____________________

دیدگاه های مطرح شده در این نوشته الزاما بازتاب دیدگاه های رادیو فردا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG