لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۲۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
شايد در دو سال گذشته کمتر واژه ای مانند "جنگ نرم" تا اين اندازه در ادبيات سياسی ايران رايج شده باشد. استفاده امروزی از اين نظريه تازه کشف شده به آن اندازه گسترده شده که دولتمردان و دست اندرکاران سياسی، امنيتی و نظامی برای برخورد يا توضيح پديده های اجتماعی گوناگون به اين واژه متوسل می شوند و معنا و مصداق های آن هم هر روز گسترده تر می شود.

جنگ نرم به چه معناست؟

جنگ نرم که در ابتدا به نظر می رسيد بيشتر جايگزين واژه "تهاجم فرهنگی" و يا "توطئه فرهنگی" شده باشد امروز زمينه های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و سياسی را در بر می گيرد و فضای مجازی را هم شامل می شود. به طوري که می توان، در يک تعريف کلی، جنگ نرم در گفتمان رسمی را شامل کليه فعاليت های سياسی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و اقتصادی در حوزه واقعی و يا در دنيای مجازی دانست که به نوعی با سمتگيری های رسمی ناهمسو باشند. کافيست به گفته های مسئولين بازگشت تا با مصداق های بسيار متفاوت جنگ نرم آشنا شد.

سردار نقدی رئيس سازمان بسيج مستضعفين جنگ نرم را "جنگی بر سر جذب افکار عمومی، عواطف و احساسات مردم" می داند (مهر، ۶ آبان ۱۳۸۹). وزير اطلاعات جنگ نرم را در حوزه های اقتصادی و فرهنگی تعريف می کند (ايرنا، ۱۸ شهريور ۱۳۸۹). وی حتی اعتصاب و يا گران کردن کالاها را هم بخشی از همين جنگ نرم می داند. سردار جزايری معاون ستاد کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی جنگ نرم را جنگی ميان جمهوری اسلامی و "ليبراليسم" می داند که "فراتر از جنگ جهانی اول و دوم است و جهان را در بر خواهد گرفت." (فارس ۶ آبان ۱۳۸۹) وزير ارشاد در پاسخ به کسانی که درباره جنگ نرم ترديد به خود را می دهند مدعی است که "در قران ۱۵۰۰ آيه در رابطه با جنگ نرم وجود دارد." (ايسنا، ۴ آبان ۱۳۸۹)

خبرگزاری فارس که در طرح خبرهای جنگ نرم بسيار فعال است از قول يک "کارشناس مذهبی" می نويسد که با "توجه به اين که علايق، احساسات و تمايلات در سن جوانی بيشتر از هر سن ديگر موج می‌زند به همين لحاظ جوانان بيشتر مورد هجمه و صدمات اهداف شوم دشمن در جنگ نرم قرار می‌گيرند و بيشترين ابزارها نيز در جنگ نرم به منظور پاسخگويی به تمايلات جوانان طراحی شده است." حجت‌الاسلام محمود ابوالقاسمی در اين گفت‌وگو با ادعا می کند جنگ نرم جنگی نيست که مربوط به چند سال اخير باشد بلکه از زمانی که حضرت آدم خلق شد انسان با يک جنگ نرم درگير است." (فارس، ۱۲ مهر ۱۳۸۹). از نظر وی بايد مواظب حواس پنج گانه (حس بينايی، شنوايی، بويايی، چشايی و لامسه) باشيم چرا که "دشمن در جنگ نرم برای هر پنج حس برنامه‌ريزی دارد."

به اين گونه است که جنگ نرم گاه به شکل فعاليت های هنری مانند موسيقی، فيلم و يا نقاشی ظاهر می شود، گاه می توان آن را به يک نوع لباس پوشيدن يا نحوه آرايش اطلاق کرد و يا در صورت لزوم حتی اعتصاب، اعتراض و مشارکت در فعاليت سياسی برای تغيير اوضاع را هم نوعی جنگ نرم دانست. مسئولين امنيتی چندی پيش از دخترانی بد حجابی سخن گفتند که گويا برای تبليع بی حجابی دستمزد هفتگی به دلار دريافت می کنند و در خيابانها پرسه ميزنند. در دانشگاه ها جنگ نرم آنگونه که وزير علوم و برخی ديگر از دولتيان ادعا ميکند نظری است و از طريق علوم انسانی سکولار و غربی انجام می گيرد. هدف جنگ نرم در اين چهارچوب ايجاد تغييرات بدون حمله نظامی از طريق تغييرات تدريجی و يا "انقلاب مخملی" اعلام می شود.

نکته جديد در رابطه با نظريه جنگ نرم در مقايسه با گذشته بخش "تهاجمی" اين جنگ ادعايی است. در جنگ نرم بر خلاف گذشته جمهوری اسلامی فقط قربانی منفل "توطئه های دشمن" نيست بلکه تلاش می کند به مقاومت خود شکلی تهاجمی دهد و آنرا به سرزمين دشمن هم بکشاند. نوع برخورد به کمک های مالی جمهوری اسلامی به برخی کشورها و سياست های لبنانی نشانه های اين گرايش هستند.

جنگ نرم واقعی و يا خيالی

بررسی حرف های گوناگونی که درباره جنگ نرم زده ميشود نشان می دهد که نه تنها تفسيرهای متفاوتی از اين کشف سياسی نوظهور و مفهوم آن ارائه می شود که کمتر کسی شواهد مدارکی را نشان می دهد که بر پايه آن بتوان گفت چند و چون اين جنگ تازه کشف شده کدام است، چه دامنه ای دارد و هزينه اش از کجا تامين ميشود و يا اتاق فرمان آن کجاست.

پرسشگری در اين زمينه البته راه به جايی هم نخواهد برد چرا که در گفتمان رسمی اين جنگ آنقدر آشکار و بديهی است که حتی نيازی هم به اثبات و شواهد و مدرک هم ندارد. به ويژه آنکه گفته می شود جنگ نرم بيشتر "نامرئی" است و با راهکارهای پيچيده و مرموز کارش را پيش می برد و هر کسی توانايی درک آن را ندارد. پرداختن به ريشه های قرآنی و يا تاريخی جنگ نرم را هم شايد بتوان تلاشی برای بديهی جلوه دادن آن و قانع کردن شنونده کنجکاوی که درباره ميزان عينی بودن اين ادعا ترديد کند دانست.

نگاهی به موقعيت کسانی که بيش از ديگران بر طبل جنگ نرم می کوبند نشان می دهد که اين نظريه بطور عمده از سوی نظامی ها و امنيتی ها و دست اندرکاران با سابقه نظامی و يا نظريه پردازان حکومتی طرح می شود. در حالي که اگر اين نظريه نتيجه بررسی های عينی و پژوهشی بود شايد کسان ديگری با دلايل و بحث های عميق تر و متفاوت می بايست به آن می پرداختند.

وزير اطلاعات از هزينه چند ده ميليادر دلاری که صرف اين جنگ می شود سخن می گويد بدون آنکه معلوم شود اين مبلغ هنگفت چگونه محاسبه شده، چه کسی آنرا می پردازد و چگونه در خارج و يا داخل ايران هزينه می شود. در "همايش ملی جنگ نرم" که در روزهای ۳ و ۴ آبان در دانشگاه تهران برگزار شد سخنرانان اصلی از محمود احمدی نژاد گرفته تا وزير اطلاعات و معاون و نمايندگان مجلس همگی گزاره وجود جنگ نرم را بديهی دانستند و فقط بروجردی نماينده مجلس با اشاره به بودجه چند ده ميليونی کنگره امريکا برای "مقابله با جمهوری اسلامی" آنرا مصداق تدارک جنگ نرم ناميد. (مهر، ۴ آبان ۱۳۸۹)

مخاطبان و عاملان جنگ نرم

در تلقی کسانی که نظريه جنگ نرم را به ميان می کشند "طرف مقابل" از سه نيروی اصلی تشکيل شده است: خودی هايی که بخاطر عدم برخورداری از "بصيرت" و يا "ناآگاهی" و يا از روی جاه طلبی "فريب دشمن" را خورده اند و يا از دانش لازم برای "دشمن شناسی" برخوردار نيستند. نيروهای داخلی که برای تغيير شرايط ايران تلاش می کنند و آگاهانه يا ناآگاهانه تحت تاثير دشمن هستند و گاه به طور مستقيم از او کمک مالی هم می گيرند (نمونه ادعای کمک يک ميلياردی به "سران فتنه" از سوی جنتی). نيروی سوم هم "بيگانگان و عوامل آنها" هستند. در يک تعريف کلی شايد بتوان گفت که در نگاه بخش افراطی مبلغان پيگير جنگ نرم همه کسانی که با گفتمان امروزی حکومت همسو نيستند به گونه ای قربانی يا عامل جنگ نرم به شمار می روند.

اما مبلغان رسمی جنگ نرم از جوانان به عنوان "طعمه" و هدف اصلی اين نبرد فرهنگی و ايدئولوژيک نام می برند. اين نظريه بارها به اشکال مختلف توسط مسئولين درجه اول کشور از آيت الله خامنه ای تا وزير علوم و روحانيون دولتی تکرار شده است.

آيت الله خامنه ای دانشجويان را افسران جنگ نرم ميداند و آنها را دعوت به "دشمن شناسی" می کند (ايرنا، ۸ مهرماه). از نظر برخی مانند وزير آموزش و پرورش جنگ نرم از همان کودکستان آغاز می شود. کامران دانشجو وزير علوم از دانشگاهها به عنوان مرکز جنگ نرم ياد می کند و استادان را به همين دليل "فرماندهان جنگ نرم" نام می دهد که بايد دانشجويان را در برابر اين جنگ حفظ کنند. او به سخنان آيت الله خامنه ای درباره "قرار دادن دانشجويان توسط دشمن در دايره قرمز" استناد می کند و رسالت وزارت علوم و دانشگاه ها را جلوگيری از عملی شدن اين "نقشه های شوم" می داند (مهر، ۷ شهريور ۱۳۸۹).

عبدالکريم خيامی که فارس از او به عنوان "کارشناس" و "جامعه شناس" ياد می کند می گويد جوانان به دليل اينکه بيشترين و وسيع‌ترين ارتباط را با فناوری‌های ارتباطی و نوين دارند و از طرفی هم مهمترين ابزار جنگ نرم در دنيای کنونی همين فناوری‌های نوين است بيشترين تأثير را از اين ناحيه می‌پذيرند." (فارس، ۱۶ شهريور ۱۳۸۹)
اميرحسين بانکی به عنوان کارشناس فرهنگی و استاد دانشگاه در هم بر اين باور است که "دشمن در جنگ نرم برای اينکه بر قشرجوان تسلط يابد از تمام عواملی که به ايمان جوانان آسيب می‌زند استفاده می‌کند." (فارس، ۲۰ شهريور ۱۳۸۹).

لشگر واقعی برای جنگ نامرئی ادعايی

هر چند پيدا کردن مصداق های واقعی و ملموس برای اثبات جنگ نرم ادعايی کار دشواری است در عوض سياست ها و اقداماتی که برای مقابله به اين جنگ از نوع نرم ادعايی انجام می شود همه جا قابل مشاهده و عينی است. اگر فقط بخواهيم به بخش آموزش نظر کنيم می توان گفت که بسياری از طرح های سياسی- مذهبی يک سال گذشته بطور مستقيم و يا غير مستقيم در رابطه با جنگ نرم به ميان کشيده شده اند. وزير علوم می گويد استاد بايد "مطيع ولايت" باشد و "ميدان جنگ نرم را به "دفاع مقدس ديگری" تبديل کند. (مهر، ۶ شهريور ۱۳۸۹)

در آموزش و پرورش هم در بر همين پاشنه می گردد و دغدغه اصلی مسئولين رويارويی با جنگ نرم است. طرح های بزرگ "فرهنگی" دولت مانند اعزام روحانيون به مدارس، ايجاد ۵۰ هزار مدرسه قرآنی، تغيير در محتوی کتاب های درسی، فعال کردن بسيج در مدارس، اجباری شدن "زنگ نماز"، اجرای گسترده برنامه "عفاف و حجاب" همگی در خدمت اين جنگ قرار دارند.

بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، «رابطان سياسی» به دانش‌آموزان راه‌کارهای مقابله با جنگ نرم را آموزش می‌دهند و علاوه‌بر اين آموزش و پرورش اقدام به انتشار کتاب‌ها و نشرياتی در باره «جنگ نرم و راه‌کارهای مقابله با آن» و توزيع آن در ميان دانش‌آموزان کرده است (آفتاب، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۹). بر اساس همين منبع برای آگاهی رابطان سياسی آموزش و پرورش استان‌ها از رويدادهای روز سياسی ايران و جهان و راه‌کارهای مقابله با جنگ نرم، در همه استان‌ها به طور مجزا، کارگاه‌های آموزشی برگزار می‌شود. قرار است رابطان سياسی "آموزه‌های خود را در اختيار حدود ۴۸ هزار مربی پرورشی قرار دهند."

قربانی توطئه باوری

همه شواهد نشان می دهد که گفتمان جنگ نرم و يا تهاجم فرهنگی و يا توطئه فرهنگی در ايران امروز بيش از هر چيز کارکرد توجيهی و تبليغاتی در رابطه با سياست ها و برنامه های فرهنگی دارد که سمت و سوی اصلی آنها تربيت نسل جوانی همسو و مطيع را در برابر خود قرار داده است. سياست "مهندسی فرهنگی" و تلاش برای نظارت همه جانبه سياسی بر جامعه و رسانه ها همگی در خدمت جنگ نرم هستند. اين گفتمان همچنين می تواند برای گروه های هوادار نوعی حفاظ ايدئولوژيک و توجيه سياسی و فرهنگی ايجاد کند.

اما هم زمان پی آمد ناگزير گفتمان های اينچنينی که بيشتر ساخته و پرداخته دستگاه تبليغاتی هستند پرده کشيدن بروی واقعيت های جامعه و نديدن و نفهميدن آنچه در جامعه واقعی می گذرد است. بدين گونه است که ديواری بلند ميان گفتمان رسمی تبليغاتی و افکار عمومی به وجود می آيد و شکاف ميان نسل جوان و در بعد وسيع تر افکار عمومی با فرهنگ و ذهنيت گروههای حاکم ژرف تر می شود. ذهنيتی که همه چيز را توطئه دشمن قلمداد می کند خود اولين قربانی اين توطئه باوری افراطی است. گفتمان جنگ نرم نوعی سلب مسئوليت، ناتوانی در ديدن خويشتن و انداختن گناه همه چيز به گردن دشمنی موهومی است که ديده نمی شود و درباره آن می تواند بيمارگونه به خيال بافی بی انتها دست زد.

دیدگاه های ارائه شده در این مقاله الزاما بازتاب دهنده دیدگاه های رادیو فردا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG