لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۰۲ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
هادی خرسندی، شاعر و طنزپرداز سرشناس ایرانی، در گفتگو با رادیو فردا، در مورد مهمترین خبر سال گذشته در ارتباط با ایران و ایرانی ها می گوید:اگر مروری بر وبسايت‌ها، وبلاگ‌ها، اينترنت‌ها و خبرگزاری‌ها بکنيم، مهمترين خبر سال گذشته درباره ايران و ايرانی عريان شدن خانم گلشيفته فراهانی، البته نيمه عريان شدن او بود که دنيا و پاريس و هموطنان ما را در بسياری از نقاط دنيا تکان داد به ويژه در ايران، به ويژه در قم و شاه عبدالعظيم و جماران.



اين مسئله مثل بمب اتمی که هنوز جمهوری اسلامی نتوانسته بسازد منفجر شد و مهارکردنی هم نبود چون يک بازيگر نازنين و هنرمند اندکی بر نرخ دوربين عکاسی دنيا اثر گذاشت. لنزها گران شد و در فيس بوک بسياری از دوشيزگان هموطن ما با گلشيفته فراهانی همدردی و از او حمايت کردند.

عيبی هم ندارد، هر کسی هر کاری دلش بخواهد می‌کند و هر خبری بيش از اخبار ديگر روی کسی اثر گذاشته باشد عنوان می‌کند. به همين دليل می‌گويم از نظر من ايرانی دررابطه با ايران و ايرانی، مهمترين خبر سال عکس و فيلم ظريف و زيبای و هنری گلشيفته فراهانی بود.

اگر بگوييد در زندگی خصوصی و کاری من چه خبری مهمتر از همه بود، باز هم می‌گويم همين خبر. من مجبور شدم برای بسياری بنويسم آقا اين عکس‌ها سکسی و اروتيک به معنی پورنو نبود و اگر اروتيک بود زيبا بود، سايه روشن بود، بازی نور و لنز بود، بازی زيبايی طبيعی يک هنرمند بود و به هيچ شکلی صور قبيحه نبود.

اين موضوع برای من هم سوژه ای بود برای نوشتن و هم بيشتر متوجه شدم در جامعه تب زده ما که يک عده سبزند و عده ای سبز مغزپسته‌ای، عده ای راه راه هستند يا مايل به بنفش، چه خبرهايی ناگهان در ميان جمع و نه همه زلزله می‌اندازد.

اگر اين عکس و خبر هم نبود، مهمترين خبر سال گذشته ايران از نظر من رأی دادن آقای خاتمی در انتخابات اخير نبود. چون برای من عادی است کسی مانند آقای خاتمی برود رأی بدهد به سيستمی که به آن علاقمند است و حافظ آن است.

آقای خرسندی لطفا با ديد خاص خودتان بگوييد مهمترين رويداد جهان در سال گذشته چه بود؟

به نظر من همين عکس و خبر مربوط به گلشيفته فراهانی بود چون در پاريس، عروس شهرهای دنيا، ناگهان اين عکس‌ها و خبر منتشر شد و اصلا دنيا را لرزاند. يعنی ما ايرانی‌ها غافل بوديم جمهوری اسلامی لازم نيست بمب درست کند چون ما خودمان می‌توانيم به بهانه يک عکس و به بهانه يک سری ذهنيت آن چنانی دنيا را به لرزه در بياوريم.

البته اسکار گرفتن اصغر فرهادی عزيز هم بسيار شيرين بود. اگر از هزار نفر بپرسيد شايد همين را بگويند و من هم نفر هزار و يکم هستم که بگويم اتحاد و اتفاق ما ايرانی‌ها اگر کارساز و جايزه بگير نبود اما جدايی ما توانست اسکار بگيرد.

بشنو از نی چون حکايت می‌کند وز جدايی ها شکايت می‌کند
کز خانه سينما تا مرا ببريده اند بهر اسکارم همی بگزيده اند
دارم دراين فضا و هوای بهاری فی البداهه چيزهايی سر هم می‌کنم. ولی حالا بگذاريد از سرهم بندی شده‌های قبلی‌ام بگويم:
اصغر آقا بيا بهار آمد تحت حفظ دو پاسدار آمد
آمد از راه ماه فروردين از همانجا روانه شد به اوين
عطر گل در کميته شد محکوم منتقل شد به جای نامعلوم
موقع بازجويی از بلبل شد سوال از روابطش با گل
قاضی دادگاه اسلامی تبر و داس را شده حامی
گفت ما می‌زنيم از ريشه گل فکر و گياه انديشه
بقيه اش را از حفظ ندارم اما بار ديگر بهار را شادباش می‌گويم:
بهار می‌آيد خرم از لاله زار می‌آيد
به اميد بهار آزادی موسم انتظار می‌آيد
بزک ما به حالت هر سال باز اميدوار می‌آيد
دارد اميد اين که بلاخره کمبوزه با خيار می‌آيد
گرچه گاهيش غصه می‌گيرد بز اميد ما نمی‌ميرد
شاد باشيد.
XS
SM
MD
LG