لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۱۵ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

« ترجيح می دادم به من بگويند لاله ايران و نه شوماخر ایران»


لاله صدیق:نمی توانم بگويم به اندازه موهای سرم ولی به اندازه يک پنجم موهای سرم تصادف کرده ام.

لاله صدیق:نمی توانم بگويم به اندازه موهای سرم ولی به اندازه يک پنجم موهای سرم تصادف کرده ام.

لاله صديق، قهرمان اتومبيلرانی و راننده شماره يک ايران در گفت و گویی با رادیو فردا در مورد مسایل مختلف از جمله خبر محرومیت یکساله اش از شرکت در مسابقات و تجربه رانندگیش سخن گفته است.

در هفته های اخير، نام لاله صديق بار ديگر مطرح شد اما اين بار بر خلاف دفعات پيش، خبرها حاکی از محروم شدن لاله از رقابت های اتومبيلرانی به مدت يک سال بود.


خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، روز دوشنبه، ۷ آذرماه، اعلام کرد لاله صديق، نامدارترين اتومبيلران بين المللی ايران، از سوی فدراسيون اتومبيلرانی به مدت يک سال از رقابت در اين رشته محروم شده است.


علت اين تنبيه «تعويض موتور اتومبيل سايپا در جريان پنجمين دوره مسابقه های سرعت قهرمانی ايران در آبان ماه گذشته و شکستن پلمب آن» اعلام شده است.


لاله صديق، ۳۱ ساله، در گفت و گو با راديو فردا می گويد چنين تخلفی انجام نداده است و اين تنبيه را «توطئه» عليه خود می داند.


از سوی فدراسيون اتومبيلرانی به مدت يک سال از رقابت در اين رشته محروم شده ای. اين خبر درست است و قبول داری که تخلفی صورت داده ای؟


اين شايعه ای است که هم اکنون پراکنده شده اما موضوع اين است که به خاطر تخلفی که من انجام نداده ام، اين تصميم را گرفته و اخبار آن را پخش کرده اند. من در رسانه های داخل ايران اعتراض خود را در اين باره اعلام کرده ام.


آن را تنها يک «توطئه» می دانم و آن را در کنار تمام مسايلی که به طور مغرضانه برای من پيش آورده اند، می گذارم.


اين مسايلی که اشاره می کنی از سوی چه کسانی صورت گرفته است؟


اگر بخواهيم ريشه يابی کنيم به يکی دو نفر از کسانی که در فدراسيون سمتی دارند، باز می گردد. ناظر فدراسيون و مسوول کميته فنی فدراسيون شايد در لوای قانونمند کردن فدراسيون آمده اند يک موضوعی را که اصلا تخلف نبوده، به عنوان تخلف مطرح کرده اند.


اين موضوعی است که شايد هميشه اتفاق می افتد و ورزشکارانی که ماشين آنها خراب می شود، ماشين خود را کنار می گذارند و با ماشين دوم خود به تناسب حجم موتوری که ماشين دوم دارد، يکی از کلاس ها و گروه ها را انتخاب کرده و مسابقه می دهند.


پيش از اين هم برای يکی دو نفر از آقايان همين مشکل پيش آمده بود و با ماشين دوم خود در مسابقه شرکت کرده اند. به دليل مشکلی که برای ماشين آنها پيش آمده بود، صبح روز مسابقه ماشين آنها حاضر شد و موتور آنها پلمب نشده بود و مسابقه قبلی همين کسانی که ناظر مسابقه و مسوول کميته فنی هستند و تاييديه دادند که يکی دو نفر از آقايانی که موتورشان پلمب ندارد، در مسابقه شرکت کنند.


بيشتر درباره مشکلی که پيش آمد و منجر به اين مساله شد که اعلام شود تقلب کرده ای توضيح می دهی؟


روز پنجشنبه دهم آبان ماه بعد از تايم گيری برای ماشينم مشکلی پيش آمد که تعمير کاران نتوانستند آن مشکل را مرتفع کنند. تا جمعه يازدهم آبان و روز مسابقه هم اين مشکل حل نشد و در نتيجه من اصلا در آن کلاس شرکت نکردم و با ماشين ديگری که ماشين تمرين من بود و حجم آن متعارف بود که در کلاس آزاد شرکت کند، در کلاس آزاد در مسابقه شرکت کردم و اين کار را با اجازه لفظی مسوولان انجام دادم.


دقيقا به نکاتی ايراد گرفته اند و آن را تخلف ناميده اند که همين اتفاق در مسابقه قبلی برای دو نفر از آقايان رخ داده بود و مسوولان از آن ها حمايت کردند.


اعتراض من اين است که اگر اين کار تخلف بوده، چرا در مسابقه قبلی که آقايان آن را انجام داده اند، تخلف محسوب نشده است و چرا پيگيری نشده و اگر تخلف نيست و آنها اين کار را بدون هيچ مشکلی انجام داده اند، پس من هم بايد بتوانم به همان روال در مسابقه شرکت کنم و برای من هم تخلف محسوب نشود.


موضوع ديگری هم که به اشتباه مطرح کرده اند اين است که من با موتور قوی تر در کلاس ضعيف تر شرکت کرده ام در صورتی که من اصلا در آن کلاس شرکت نکرده ام.


شبکه سوم تلويزيون فيلم اين مسابقه را به صورت مستقيم پخش کرده است. اين فيلم موجود است و مشخص می کند که من در چه کلاسی شرکت کرده ام. به هر حال هر مسابقه ای تماشاگرانی هم دارد که شاهد اين موضوع بودند.


در مسابقه روز يازدهم آبان ماه در چه کلاسی مسابقه دادی؟


در «کلاس آزاد» مسابقه دادم که هيچ تعريفی برای حجم يا قدرت موتور وجود ندارد و بلامانع است که هر ماشينی با هر حجم موتوری در آن شرکت کند. من هم همين کار را کردم، کاری که حق مسلم هر ورزشکاری است.



«چرا ورزشکاران آقا که تا به امروز تعدادشان هم کم نبوده و ثابت شده که تخلف هايی هم داشته اند، که ثابت شده است، از شرکت در مسابقات محروم نشده اند و با پرداختن جريمه نقدی توانسته اند در مسابقات شرکت کنند؟»
لاله صدیق

اعتراضم اين است که چرا اسم اين کار را خلاف گذاشته اند و سوال ديگری که از دونفری که در فدراسيون اتومبيلرانی ايران اين موضوع را مطرح می کنند که من تقلب کرده ام، اين است که طبق چه آيين نامه و مصوبه ای می گويند که اگر کسی تخلف کرده است، چنانچه که ثابت هم شود، يک سال از شرکت در مسابقات محروم شود؟


چرا ورزشکاران آقا که تا به امروز تعدادشان هم کم نبوده و ثابت شده که تخلف هايی هم داشته اند، که ثابت شده است، از شرکت در مسابقات محروم نشده اند و با پرداختن جريمه نقدی توانسته اند در مسابقات شرکت کنند؟ امسال من از بقيه رانندگان گروه امتيازم بيشتر است و همين طور اگر پيش می رفت احتمال قهرمانی من زياد بود.


چرا با اين حالت مغرضانه با من برخورد می کنند. سرنوشت ورزشی من به مخاطره افتاده است.


آيا به صورت رسمی شکايت کرده ای؟


من و پدرم به دنبال شکايت رسمی هستيم و چون عضو تيم سايپا هم هستم، باشگاه و وکيل سايپا اين شکايت را دنبال خواهند کرد. فعلا به صورت کتبی به من رايی ابلاغ نشده است.


من نمی دانم چرا حالا بعد از گذشت نزديک به يک ماه اين موضوع را مطرح می کنند و همان زمان بعد از مسابقه اين موضوع مطرح نشد.


لاله تو به عنوان «شوماخر ايران» لقب گرفته ای. چه احساسی داری از اينکه توانسته ای به اين مرحله برسی؟


اين اسمی است که برخی از دوستان به مزاح به من لقب داده اند، من ترجيح می دادم به من بگويند لاله ايران و نگويند شوماخر ايران.


چون فکر می کنم کاری که من انجام دادم که برای اولين بار توانستم در مسابقات سرعت با آقايان شرکت کنم، بهتر بود اسم خودم را مطرح می کردند تا اينکه اسم يک راننده ای که ايرانی نيست مطرح شود.


از اينکه توانسته ام اين موفقيت ها را به دست بياورم خوشحالم اما اين مشکلاتی که برای من پيش آمده را ناشی از تنگ نظری يک عده می دانم و فکر می کنم که پيشرفت کرده ام که اين تنگ نظری ها نسبت به من بوجود آمده است.


نسبت به اين تنگ نظری ها حس منفی دارم اما از اينکه پيشرفت کرده ام و تعداد خانم ها در اين رشته افزايش پيدا کرده خوشحالم چون من بخاطر همين مساله تا اينجا پيش آمده ام.


حالا به غير از اين مشکلاتی که به آنها اشاره کردی، رفتار مردم با تو چطور است؟



«غير از برخی از آقايان که خود را به عنوان رقيب من در پيست اتومبيلرانی می دانند، رفتار بقيه افراد باعث دلگرمی و تشويق من می شود. چه در محيط کار و چه در دانشگاهی که تدريس می کنم همه مرا تشويق می کنند.»
لاله صدیق

غير از برخی از آقايان که خود را به عنوان رقيب من در پيست اتومبيلرانی می دانند، رفتار بقيه افراد باعث دلگرمی و تشويق من می شود. چه در محيط کار و چه در دانشگاهی که تدريس می کنم همه مرا تشويق می کنند و با ديد مثبت به اين قضيه نگاه می کنند. اين مساله خيلی برای من خوشايند است.


فکر می کنم بهتر است کمی به عقب برگرديم. به اينکه چند ساله بودی که رانندگی ياد گرفتی و وقتی برای اولين بار پشت ماشين نشستی فکر می کردی که به صورت حرفه ای رانندگی را دنبال کنی؟


من سيزده ساله بودم که رانندگی ياد گرفتم. پدرم به من آموزش داد چون بچه انرژيکی بودم و دوست داشتم کارهای هيجان انگيز انجام دهم. وقتی که گواهينامه گرفتم کاملا رانندگی را بلد بودم.


در ابتدای کار به رانندگی به عنوان کاری هيجان انگيز و برای تخليه انرژی نگاه می کردم. هيچ وقت فکر نمی کردم بتوانم حرفه ای بشوم. اما وقتی کم کم در مسابقات شرکت کردم و رقابت کردم، کمکم مقام آوردن ها شروع شد و من موضوع را جدی تر گرفتم و به اينجا رسيدم.


برخی معتقدند که رانندگی خانم ها از آقايان بدتر است، اين مساله را قبول داری؟


اصولا خانم ها مقداری ملاحظه کارتر هستند. يکسری ريسک هايی را کمتر قبول می کنند. اما نمی شود گفت که مهارت در رانندگی رابطه مستقيم با جنسيت دارد. برخی از آقايان هم هستند که رانندگی آنها افتضاح است.


به نظر من مهارت در رانندگی فقط به خوش فکری، اعتماد به نفس و تصميم گيری در کوتاه ترين زمان ممکن بستگی دارد و ارتباطی به جنسيت ندارد. کما اينکه می بينيم که تعداد خانم ها در پيست اتومبيلرانی درست است که کمتر از آقايان است اما واقعا با تکنيک های خوب و با توان پيش می روند و خيلی بهتر از آقايان رانندگی می کنند.


قدرت ريسک کردن تو چقدر است؟ تا کنون شده ريسک کرده باشی و بعد از آن پشيمان شده باشی؟



«به نظر من مهارت در رانندگی فقط به خوش فکری، اعتماد به نفس و تصميم گيری در کوتاه ترين زمان ممکن بستگی دارد و ارتباطی به جنسيت ندارد.»
لاله صدیق

برای موفقيت های بزرگ احتياج است که آدم ريسک های متعارف کند. من اصولا از آنجا که به دنبال هيجان هستم، ريسک هم می کنم. در مسابقات اتومبيلرانی ريسک می کنم ولی معمولا در روال عادی زندگی سعی می کنم کمتر ريسک کنم چون نمی شود نتيجه يک ريسک را قطعا در نظر گرفت که مثبت است يا منفی است.


تا حالا تصادف کرده ای؟


نمی توانم بگويم به اندازه موهای سرم ولی به اندازه يک پنجم موهای سرم تصادف کرده ام.


تصادفی داشته ای که خيلی خاطره بدی برايت به جا گذاشته باشد؟


خوب اکثر تصادف ها ناخوشايند هستند و هيچوقت کسی نمی تواند بگويد که از تصادف خاطره خوبی دارد. اما تصادف هايی که منجر به صدمه جسمی می شوند، ناخوشايند تر از تصادف هايی هستند که صرفا خسارت مالی بر جای می گذارند.


من يک بار در کنار پيست اتومبيلرانی ايستاده بودم و تماشاچی بودم ولی خيلی نزديک به پيست ايستاده بودم. يکی از ماشين هايی که مسابقه می داد، از کنترل راننده خارج شد و با من برخورد کرد که منجر به شکستن گردنم شد و بدترين خاطره تصادفم بود.


تا حالا پيش آمده خودت پشت رل باشی که تصادف بدی برايت رخ داده باشد؟


بله . يک بار در شهر رانندگی می کردم و منجر به شکستن پايم شد. باعث اين مساله اشتباه از جانب يک راننده مينی بوس بود که تصادف خيلی بدی بود.


تا حالا پيش آمده که در شهر مشغول رانندگی باشی و بخواهی مهارتت را به کسی نشان بدهی؟


شايد سال های قبل اين کار را می کردم چون هيجانم تحت کنترل خودم نبود. ولی به موازات اين که حرفه ای تر شدم، سعی کردم از مهارت هايم در پيست اتومبيلرانی استفاده کنم. اکنون هم ترافيک آنقدر زياد است که نمی شود در شهر کسی از مهارت های رانندگی اش استفاده کند. حدود سه چهار سال است که در شهر کاملا معقول و با رعايت تمام قوانين راهنمايی و رانندگی، می رانم.


جريمه هم می شوی؟



«متاسفانه يا خوشبختانه چيزی به نام ترس در وجود من نيست و من تا حالا نترسيده ام.»
لاله صدیق

از زمانی که قانون زوج و فرد شدن ماشين ها وضع شده، گاهی بخاطر اينکه به کارهايم برسم جريمه می شوم. گاهی هم به دليل صحبت کردن با موبايل به هنگام رانندگی جريمه می شوم. ولی قانون شکنی ديگری نمی کنم.


ماشين خودت چيست وماشين مورد علاقه ات چيست؟


دوست دارم سوال دوم را اول پاسخ بدهم. ماشين مورد علاقه من «بوگاتی ويرون» است که البته سريع ترين ماشين شهری است که تا کنون درست شده است.چهارصد و هفت کيلومتر سرعت آن است. ماشين شهری من هيوندای سوناتااست و دوست دارم معمولا بين خانواده بنز يا بی.ام.و ماشين داشته باشم.
سرعت چه حسی به تو می دهد؟


اگر راه باز باشد در خد متعارف سريع رانندگی می کنم چون عاشق سرعت هستم و وقتی سرعتم زياد می شود يعنی سرعتم بيش از دويست و بيست يا دويست و چهل کيلومتر می شود، احساس می کنم که جوان تر می شوم و اکسير جوانی در بدنم پيدا می شود و احساس می کنم به عقب برمی گردم و جوان تر می شوم.


از چيزی هم می ترسی؟


متاسفانه يا خوشبختانه چيزی به نام ترس در وجود من نيست و من تا حالا نترسيده ام.


حتی از سوسک هم نترسيده ای؟


سوسک که موجود بی آزاری است. من سوسک را با دستم می گيرم. اما از حيوانی که می ترسم و بدم می آيد، مار است. از آدم های مار صفت هم بدم می آيد . چون بی سر و صدا می آيد و آسيبی می زند که نمی فهمی از کجا و چه زمانی آسيب ديده ای.


در ورزش اتومبيلرانی تا کنون مخالفتی از جانب خانواده ات با تو شده است؟


هميشه توصيه ای که خانواده ام به من می کنند اين است که سلامتی ام را حفظ کنم و از خودم مراقبت کنم و به سلامت ديگران آسيب نرسانم. در رابطه با اينکه بخواهند در مورد مسابقه دادن برايم محدوديتی ايجاد کنند، هيچوقت نبوده و هميشه تشويق و حمايتم کرده اند و هر وقت مشکلی پيش آمده خانواده ام با صبوری در جهت حل مشکل به من کمک کرده اند.




XS
SM
MD
LG