لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۵:۱۸ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶
علی لاريجانی در ۳/۹/۹۱ تهران را به مقصد دمشق ترک کرد. در دمشق به خبرنگاران گفت:
"متاسفانه عده‌ای که مدعی دموکراسی هستند در سوريه به دنبال ماجراجويی هستند و ما موضع‌مان، رفتار دموکراتيک و اصلاحات مبتنی بر دموکراسی است و ارسال سلاح به سوريه توسط برخی از دول عربی را يک اقدام خصمانه تلقی می‌کنيم و با هرگونه ماجراجويی مخالفيم"[۱].

در همان روز با گروه های فلسطينی، رئيس مجلس سوريه، و بشار اسد ديدار و گفت و گو کرد. او در ديدار با رئيس مجلس سوريه و بشار اسد،"حمايت ايران از دولت و ملت سوريه را به رئيس جمهور سوريه اعلام کرد"[۲]. به نوشته ی روزنامه ی کيهان ۶/۹/۹۱ ، لاريجانی در ديدار با اسد، مديريت حکيمانه ی سران سوريه در بررسی بحران کنونی در اين کشور را ستود و بر قرار گرفتن جمهوری اسلامی ايران در کنار سوريه ی مقاوم و پايدار در مقابل توطئه های طراحی شده عليه منطقه تأکيد کرد.

او افزود: "در زمانی که برخی از کشورهای منطقه حتی از اين که يک فشنگ برای فلسطينی ها ارسال کنند، می ترسند، دولت و ملت سوريه تمامی امکانات خود را در اختيار ملت فلسطين قرار داده اند و اين چيزی است که باعث شده برخی قدرت های منطقه ای گروه های مسلح را به سوی سوريه گسيل کنند".

لاريجانی دمشق را به مقصد بيروت ترک کرد و در فرودگاه گفت: "پيروزی اخير در غزه سونامی وحشتناکی برای رژيم صهيونيستی بود"[۳]. او گفت: "ما به طور مطلق هرگونه اقدام نظامی در سوريه را رد می کنيم و اساسا معتقديم مشکلات سوريه بايد توسط خود سوری ها حل و فصل شود و نتيجه ی آن توسط صندوق های رأی و به شکلی کاملا دموکراتيک مشخص شود".

بعد با نمايندگان گروه های فلسطينی و رئيس مجلس لبنان ديدار کرد. سپس در نشست خبری گفت:"حرف های درست و ژست سياسی مشکل مردم فلسطين را حل نمی کند. مردم فلسطين علاقه مند هستند کشورهای اسلامی به آنها کمک واقعی کنند. ما با افتخار اعلام می کنيم که در کنار مردم فلسطين و لبنان هستيم و در جبهه مقاومت از همه ی کشورهايی که در اين جبهه باشند حمايت خواهيم کرد".

قبل از ترک بيروت با رهبر حزب الله ديدار و گفت و گو کرد. شيخ حسن نصرالله به او گفت:"بی‌شک جمهوری اسلامی ايران شريک اصلی در پيروزی‌های مقاومت در سال‌های گذشته در لبنان و فلسطين است"[۴].
احمدی نژاد از پرونده ی هسته ای کنار گذاشته شد و جليلی مذاکرات را تحت سياست و مديريت مستقيم رهبری دنبال می کند.


لاريجانی از بيروت به آنکارا رفت و در ۴/۹/۹۱ با رئيس مجلس و نخست وزير ترکيه ديدار و گفت و گو کرد[۵]. او در فرودگاه مهرآباد تهران از مذاکره‌اش با نخست‌وزير ترکيه درباره ی سامانه ی موشکی پاتريوت خبر داد و افزود: درباره سامانه ی پاتريوت که تشديدکننده ی شرايط منطقه است، با آقای اردوغان بحث و گفت‌وگو کردم"[۶].

منصور حقيقت‌پور- نايب رئيس کميسيون امنيت ملی و نماينده ی همراه لاريجانی- طی مصاحبه ای گفت:"به طور معمول هر مقام ايرانی که قصد سفر ديپلماتيک داشته باشد قبل از سفر با مقام معظم رهبری ديدار می‌کند اما لاريجانی در سفر منطقه‌يی خود حامل پيام خاصی از سوی مقامات عالی‌رتبه نبود".

حقيقت‌پور اندکی درباره ی ديدار لاريجانی و اردوغان اطلاع رسانی کرد و گفت:
"رييس مجلس شورای اسلامی در ديدار با مقامات ترک، قصد داشت به آنها بفهماند که ترکيه در موضوع سوريه اشتباه می‌کند و ايران آمادگی دارد ترکيه را از اين مشکل خارج کند. گرچه ديدار لاريجانی با اردوغان خصوصی بود، اما قطعا رييس مجلس شورای اسلامی درباره ی سامانه ی موشکی پاتريوت و حمايت از معارضان سوری به نخست‌وزير ترکيه تذکر جدی داده است. لاريجانی در ديدار خصوصی با اردوغان از وی خواسته است برای رسيدن به يک نظر و تحليل مشترک نشستی با حضور مقامات ترک و سوری در ايران برگزار شود که اردوغان پيشنهاد لاريجانی را پذيرفته است"[۷].

علی لاريجانی در ۷/۹/۹۱ عازم عراق شد. ابتدأ در نجف با آيت الله بحرالعلوم، فياض، سيستانی، سيد محمد سعيد حکيم و بشير نجفی ديدار و گفت و گو کرد. سپس وارد بغداد شد و با نخست وزير، وزيرامورخارجه و رئيس مجلس عراق ديدار و گفت و گو کرد. لاريجانی در جمع اعضای مجلس اعلای عراق ‌گفت:

"نبايد به رژيم صهيونيستی مهلت بدهيم که خودش را جمع و جور کند چراکه اين رژيم اکنون در انزوا است...ما در موضوع سوريه قائل به اصلاحات هستيم اما به هيچ‌عنوان نبايد مؤلفه ی مقاومت در منطقه تضعيف شود چراکه به حمايت از مقاومت افتخار می‌کنيم؛ برخی کشورها که درباره ی سوريه حرف‌های زيادی می‌زنند حتی يک فشنگ هم به فلسطينی‌ها ندادند و می‌خواهند با برخی مقاصد مقاومت را تضعيف کنند"[۸].

قرار است علی لاريجانی در ۱۲/۹/۹۱ به هند رفته و با رئيس جمهور، نخست وزير، رئيس مجلس و رئيس مجلس سنای آن کشور ديدار و گفت و گو کند[۹].
سرنوشت ايران نيز با تحولات منطقه گره خورده است و هر رويدادی به سود يا زيان ايران تمام می شود. اما روشن است که توازن قوا در سطح منطقه به زيان ايران به هم خورده است.


سفر علی لاريجانی به پنج کشور منطقه در کمتر از دو هفته، چه معنای سياسی ای دارد؟

يکم- پس از ايستادن های محمود احمدی نژاد در برابر رهبری،آيت الله خامنه ای استراتژی پائين کشيدن گام به گام فتيله ی او،تداوم رياست جمهوری با کمترين هزينه تا پايان فرصت قانونی، و انداختن مسئوليت همه ی مسائل و مشکلات به گردن احمدی نژاد را دنبال کرد. احمدی نژاد از پرونده ی هسته ای کنار گذاشته شد و جليلی مذاکرات را تحت سياست و مديريت مستقيم رهبری دنبال می کند. مذاکرات احتمالی با آمريکايی ها نيز توسط افراد خودش صورت می گيرد، نه احمدی نژاد و يارانش.

دوم- منطقه خاورميانه در يکی از حساس ترين شرايط خود به سر می برد. سرنوشت ايران نيز با تحولات منطقه گره خورده است و هر رويدادی به سود يا زيان ايران تمام می شود. اما روشن است که توازن قوا در سطح منطقه به زيان ايران به هم خورده است.

ديدار و گفت و گوی رئيس جمهور، دبير شورای عالی امنيت ملی و وزير امور خارجه در اين موارد با کشورهای منطقه، عادی، ضروری و مفيد است. اما چرا به جای آنان، علی لاريجانی عازم سوريه، لبنان، ترکيه و عراق شده است؟ نمی توان اين مدعا را مطرح ساخت که ديدارهای او، بخشی از ديدارهای نوبه ای روسای پارلمان های کشورها با يکديگر است. برای اين که لاريجانی در اين سفرها درباره ی مهمترين مسائل مذاکره کرده است.

"قبل از سفر با مقام معظم رهبری ديدار کرده است"[۱۰]. مواضعی که در مصاحبه ها بيان کرده، مواضع دائمی آيت الله خامنه ای است. وقتی محمود احمدی نژاد در نيويورک از مذاکره ی با آمريکا سخن گفت، سخنانش به سرعت توسط علی اکبر ولايتی و ديگر رهبران جمهوری اسلامی تکذيب گرديد و گفته شد که مذاکره و عدم مذاکره ی با آمريکا از اختيارات رهبری است.

اما وقتی علی لاريجانی به اردوغان پيشنهاد می کند تا:"برای رسيدن به يک نظر و تحليل مشترک، نشستی با حضور مقامات ترک و سوری در ايران برگزار شود"، اين طرح توسط هيچ يک از زمامداران جمهوری اسلامی رد نشد و هيچ کس اعلام نکرد که تصميم گيری در اين امر مهم هيچ ارتباطی به رئيس مجلس ندارد.

در خيز علی لاريجانی برای رياست جمهوری هيچ شک و ترديدی وجود ندارد. او کار خود را در داخل و خارج آغاز کرده است. اما حتی داوطلب شدن بدون مجوز رهبری ناممکن است، چه رسد به رئيس جمهور شدن.

سوم- ساده ترين تفسير اين است که آيت الله خامنه ای اين بار برای ارسال نظراتش از علی لاريجانی- رئيس مجلس- استفاده کرده است. اما احتمالات ديگری را هم بايد در نظر گرفت.
لاريجانی کانديدای اصلی اصول گرايان در انتخابات رياست جمهوری ۱۳۸۴ بود که در روزهای آخر جايش با احمدی نژاد عوض شد. او يکی از کانديداهای اصلی اين دوره به شمار می رود. آيت الله خامنه ای نيز به دنبال کانديدای مطلوب خويش است که کاملاً مطيع او باشد.

شايد علی لاريجانی رئيس جمهور مد نظر اوست و بدين ترتيب جا انداختن او را آغاز کرده است. حداد عادل و ولايتی بيشتر به او وفادارند، اما اولی فاقد کارايی است و معلوم نيست که رهبری سپاه نيز نظر کاملاً موافقی با اين دو داشته باشد. اما لاريجانی عضو سپاه بوده و نسبت به آن دو خودی تر به شمار می رود.

چهارم- علی لاريجانی- و گروهش- در مجلس، پيگير اصلی پرسش از احمدی نژاد بود. جبهه ی پايداری- طرفداران احمدی نژاد- و طيف حداد عادل به شدت مخالف اين امر بودند، اما لاريجانی هيچ اهميتی به مخالفت آنان نداد و پرسش در دستور کار قرار گرفت. آيت الله خامنه ای که نگران شيوه و محتوای پاسخگويی احمدی نژاد بود، به طور علنی سخنرانی کرد و خواستار لغو پرسش شد. اين امر ظاهراً به زيان گروه لاريجانی تمام شد، اما احمدی نژاد نيز خشنود نگرديد و به اين خاطر از رهبری تشکر نکرد. در واقع خامنه ای به طور ضمنی قصد احمدی نژاد را برملا ساخت و گفت:

"مسئولان کشور[احمدی نژاد] با اعتماد به نفس و با شجاعت قابل تحسين می گويند آماده هستند که بيايند توضيح بدهند...مسئولان قوه‌ی مجريه ما نشان می دهند که به صحت عمل خودشان و صداقت خودشان اطمينان دارند و اعتماد دارند...دستگاه دولتی می گويد می خواهد با اعتماد به نفس پاسخ بدهد و از عهده‌ی پاسخ برمی‌آيد - که اين را به ما هم گفتند-...لکن من معتقدم که همين جا تمامش بکنند؛ همين جا تمام کنند قضيه را...ادامه‌ی اين کار همان چيزی است که دشمنان می خواهند"[۱۱].

احمدی نژاد ترجيح می داد تا در مجلس حاضر شده و با روشنگری در نقش اپوزيسيون ظاهر شود. عدم شرکت در مراسم عزاداری محرم بيت رهبری و رفتن به شهرری و قم، نمادی از اين ناخشنودی محسوب می شود. خامنه ای يک فرصت را از احمدی نژاد گرفت. اما لاريجانی از سوی جبهه ی پايداری و طيف حداد عادل به عدم درک منويات رهبری متهم شد. اگر منظور رهبری را نفهميده بود، با معضلی دست به گريبان است. اما اگر منظور رهبر را می دانست و برخلاف آن عمل کرد، تابع ولی فقيه نيست.

لاريجانی،حداد عادل، جليلی، ولايتی يا هر فرد ديگری که رئيس جمهور باشد، با "مجلس سلطانی" و رئيس جمهور "تدارکاتچی"- به تعبير محمد خاتمی- چه می توان کرد؟

پنجم- علی لاريجانی و طيف همراه او در حال اصلاح قانون انتخابات هستند. در اين خصوص نيز جبهه ی پايداری و حداد عادل- رئيس فراکسيون اصول گرايان مجلس- در صف مخالف قرار گرفته اند[۱۲]. مخالفان می گويند که آنها قانون انتخابات را به گونه ای اصلاح کرده و می کنند که رقبای لاريجانی حذف شوند و او به راحتی به رياست جمهوری دست يابد.

نادر قاضی‌پور- نماينده ی اروميه- در آخرين نشست کار مجلس گفت: "متأسفانه، در اين باره عجله می‌شود و با توجه به اين که فصل انتخابات است، اين شايبه وجود دارد که شما[لاريجانی] و کسانی که می‌خواهند کانديدا شوند، در پی حذف رقبا هستند". سايت محسن رضايی- تابناک- نيز به نوعی موضوع را به کانديداتوری لاريجانی ربط داده است[۱۳].

در مورد لغو پرسش از رئيس جمهور، حداد عادل فعال بود. در اين مورد هم او به صراحت مخالفت خود را بيان کرده است. آيا مخالفت حداد عادل را بايد مخالفت رهبری به شمار رود. حتی اگر اين گونه باشد،نيازی به دخالت مستقيم رهبری نيست، چون شورای نگهبان می تواند به جای رهبری اصلاحيه را رد کند.

ششم- در خيز علی لاريجانی برای رياست جمهوری هيچ شک و ترديدی وجود ندارد. او کار خود را در داخل و خارج آغاز کرده است. اما حتی داوطلب شدن بدون مجوز رهبری ناممکن است، چه رسد به رئيس جمهور شدن. آيا آيت الله خامنه ای با کانديداتوری لاريجانی مخالفت نخواهد کرد؟ آيا علی لاريجانی فردی است که او قصد دارد جايگزين احمدی نژاد سازد؟

آيا با بستن فضای انتخابات به روی کانديداهای اصلی اصلاح طلبان، آيت الله خامنه ای به هدف خود که "مشارکت حداکثری مردم در انتخابات" است می رسد؟ آيا علی لاريجانی قدرت بسيج اجتماعی برای انتخابات را داراست؟ آيا لاريجانی- با مواضعی که در سفر به منطقه اتخاذ کرد- می تواند کوچکترين گشايشی در روابط ايران با دولت های غربی و منطقه ايجاد کند؟

هفتم- لاريجانی،حداد عادل، جليلی، ولايتی يا هر فرد ديگری که رئيس جمهور باشد، با "مجلس سلطانی" و رئيس جمهور "تدارکاتچی"- به تعبير محمد خاتمی- چه می توان کرد؟ مسأله، مسأله ی "ولايت مطلقه ی فقيه" و "حکومت مطابق ميل سلطان" است. ايران و ايرانيان را در موقعيت بسيار خطرناکی قرار داده و متوهمانه می گويد: "نگاه به اوضاع منطقه و جهان به‌خوبی دست برتر جمهوری اسلامی را در اين تحولات نشان می‌دهد"[۱۴].

---------------------------------------------------------
نظرات مطرح در این مقاله الزاما بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.

پاورقی ها:
۱- رجوع شود به لينک:http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212478
۲- رجوع شود به لينک: http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212484
۳- رجوع شود به لينک: http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212491
۴- رجوع شود به لينک: http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212517
۵- رجوع شود به لينک: http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212516
۶- رجوع شود به لينک: http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212524
۷- روزنامه اعتماد، ۷/۹/۹۱، ص ۲.
۸- رجوع شود به لينک:http://khabaronline.ir/detail/260475/politics/diplomacy
۹- رجوع شود به لينک: http://www.entekhab.ir/fa/news/85460
۱۰- ملاقات علی لاريجانی با حسنی مبارک همچنان مورد انتقاد مخالفان و منتقدان اوست. وی در ۱/۸/۹۱ در اين خصوص به داشنجويان دانشگاه علم و صنعت گفت:
"من از زمانی که در صدا و سيما بودم، مقيد بودم که نظر رهبری را درباره سفرهای خارجی کسب کنم، هنگامی که می‌خواستم به مصر بروم، از رهبری سوال کردم که گاهی حضورا خدمتشان می‌رسم اما گاهی که فرصت نشود، از دفترشان سوال می‌کنم؛ بنده آن زمان از دفتر رهبری پرسيدم که به مصر می‌روم و می‌خواهم با حسنی مبارک ديدار کنم و نظر رهبری در اين زمينه را جويا شدم، به بنده از دفتر رهبری گفتند که اگر رهبر انقلاب پاسخی ندادند يعنی نظرشان تائيد است. بعد از ديدارم با حسنی مبارک، عده‌ای اعتراض کردند اما آقای حجازی از مسئولان دفتر رهبری مصاحبه کرد و گفت که فراموش کرده است سوال بنده را از رهبر انقلاب بپرسد و به همين دليل مقام معظم رهبری آن زمان گفتند که از بنده درباره ديدار لاريجانی با حسنی مبارک سوالی نشده است".
رجوع شود به لينک: http://www.jahannews.com/vdchmzniq23nmvd.tft2.html
۱۱- رجوع شود به لينک: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21587
۱۲- نامه نیوز رجوع شود به لينک: http://tinyurl.com/cfeul4t
۱۳- تابناک رجوع شود به لينک:http://tinyurl.com/bt5udod

۱۴- رجوع شود به لينک: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=21642

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG