لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۴۸ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

عباس بختياری، مدير انجمن فرهنگی پويا که در نوازندگی ساز دف مهارتی استادانه دارد، به تازگی در يک کنسرت موسيقی ايرانی، در تئاتر شهر پاريس، شرکت کرد.


وی علاوه بر اجرای موسيقی در چهارچوب کنسرت تاکنون سازندگی موسيقی دو فيلم را نيز به عهده داشته است.


این دو فیلم عبارت است از فيلم فرانسوی به نام «پناهندگی» و فيلم «زنان بدون مردان»، ساخته شيرين نشاط که براساس کتابی به همين نام نوشته شهرنوش پارسی پور تهيه شده است. عباس بختياری به بازيگری نيز روی آورده و گذشته از بازی در فيلم «زنان بدون مردان»، در فيلم فرانسوی «مادر ديوانه است»، نقش يک پناهنده ايرانی را ايفا کرده است.


عباس بختیاری در گفت و گویی با «رادیو فردا» در پاریس شرکت کرده است.


رادیو فردا: ممکن است در مورد موفقیت خود در تئاتر شهر پاریس توضیح دهید؟


عباس بختياری: کنسرت در «تئاتر د لاويل» يا تئاتر شهر، آرزوی بيست ساله من بود. مکانی که درآن اساتيد موسيقی ايران استاد جليل شهناز زنده ياد استاد بهاری و استاد موسوی و شهرام ناظری روی صحنه رفتند.


«هميشه دوست داشتم با اين ساز نقاشی کنم، با اين ساز درون خود و آن چيزی را که پيرامون من وجود دارد تصوير کنم.»
عباس بختیاری

«تئاتر شهر» پلکانی است برای جهش و حضور بزرگ در فستيوال های معتبر موسيقی دنيا است. موفق شدم که با هنرمندان سه کشور ديگر بصورت مشترک موسيقی کردها را روی صحنه ببريم.


بخش فرهنگی راديو دولتی فرانسه که به آن «فرانس کولتور» می گويند يک برنامه راجع به شرح حال شما وموسيقی که اجرا کرديد پخش کرده است. اين برنامه چگونه تهيه شد؟


قبل از اينکه اجرای در تئاتر شهر داشته باشيم موسيقی را شنبده بودند و تصميم گرفته بودند که برنامه را ضبط و چند روز بعد آنرا پخش کنند که چهارشنبه ۱۷ مهرماه پخش شد، و يک بار ديگر هم ماه آينده پخش خواهد شد.


اين موسيقی برای هميشه روی سايت «فرانس کولتور» يا راديو فرهنگی فرانسه خواهد ماند.
خواننده ما از کردستانِ سوريه بود و دو موزيسين از کردستان عراق بودند. يکی از ترکيه امده بود و من هم نماينده کردهای ايران بودم. کار را از قبل می دانستيم. بيشتر به صورت بداهه نوازی حرکت کرديم.ساز


دف جای خود را در اين قطعات نشان می دهد.به خاطر حضور تاريخی است که ساز دف در موسيقی کردستان داشته است.


اين ساز با قدمتی پنج هزار ساله و از سرزمين کردستان می آيد و تا سال ۱۹۷۹ دف هيچگونه حضوری در موسيقی سنتی ايران نداشت.


سازی آئينی بود که صرفا" در خانقا ه های کردستان نواخته می شد و از همان سال هایی که موسيقی را حرام دانستند، رهبر دراويش قادری در همان دوره اين مجوز را داد که اين ساز را خارج از خانقاه ها هم بتوانند بنوازند.


شما با چه انگيزه ای اين ساز را انتخاب کرديد؟


من به سوی اين ساز رفتم به خاطر اينکه بتوانم به نوعی اشک های خشک شده خويش را در غربت تصوير می کنم. در هيچ زمان به ياد ندارم که فکر کرده باشم اين ساز را بزنم تا ديگران را شاد کنم.


هميشه دوست داشتم با اين ساز نقاشی کنم، با اين ساز درون خود و آن چيزی را که پيرامون من وجود دارد تصوير کنم. می دانيد که با اين سازدر منطقه کردستان دراويش سماء می کنند و با آن از خود بيخود می شوند و می دانيد که خيلی پای بند به اين شعر مولانا هستند که می گويد:


اين جهان و آن جهان مرا مطلب که اين دو گم شد در آن جهان که منم


آقای بختياری گذشته از کنسرتی که در تئاتر شهر پاريس داشتيد، آیا برای اجرای کنسرت سفرهای مختلفی داشته اید؟


اخيرا" تابستان با دراويش اکناوا در شهر مراکش اجرا داشتم. يعنی تنها بودم با سازکوبه ای، ولی آنها حدود چهارده درويش بودند و ما با هم بدون تمرين يک اجرا داشتيم.


بعد از آن، فستيوال تونس بود که برگزارشده بود و آقای شهرام ناظری از ايران تشريف آورده بودند و يک اجرا داشتند.


شب قبل از آن هم کنسرت من بود و اتفاقا" بعد از آن دعوت شدم و سال آينده برای آموزش سازهای کوبه ای، به مدت ده روز به تونس می روم .


XS
SM
MD
LG