لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۴۸ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶
نظريه ی "ولايت مطلقه ی فقيه" معنايی جز تماميت خواهی ندارد. اين نظريه برای "سلطه" برساخته شده است.سلطه به معنای دخالت خودسرانه در زندگی ديگران است. يعنی، حاکم- زمامدار، مطابق ميل خودسرانه اش در همه ی امور- از جمله زندگی افراد- دخالت می کند. همه ی امور بايد مطابق ميل او- يا به تعبير مسئولان جمهوری اسلامی:"منويات مقام معظم رهبری"- سامان يابد.

چنين ساختاری ، سرشتی برای خود می سازد که کوچکترين "تفاوت" و "تمايز" را به سرعت به "مخالفت" و "تعارض" تبديل می سازد. خودی های ديروز که امروز اندکی تفاوت از خود بروز داده اند، ديگر نمی توانند درون ساختار جايی داشته باشند. "خودزنی دائمی" يا "حذف و طرد مداوم" يکی از ارکان اين نظام است.

اين فرايند چهره ی ديگری هم دارد. اين نظام با همين عمل، خودی های ديروز را به رهبران فردای مخالفان تبديل می کند.اين سنت از همان ابتدای روی کار آمدن نظام جاری بوده است. مهدی بازرگان، ابوالحسن بنی صدر،عزت الله سحابی، آيت الله منتظری، سيد محمد خاتمی، مير حسين موسوی و مهدی کروبی برخی از مصاديق اين مدعايند.

همه ی مخالفان جمهوری اسلامی امروزه از مهدی بازرگان تجليل به عمل می آورند. آيت الله منتظری جايگاه بسيار احترام آميزی نزد، اکثر،اگر نه همه ی، مخالفان دارد. وقتی خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ در انتخابات پيروز شد و دوران اصلاحات آغاز گرديد ، بسياری از مخالفان جمهوری اسلامی با او همدلی و همراهی کردند. اما انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ چيز ديگری بود. همه ی مخالفان از جنبش سبز و چهره های نمادين آن- موسوی و کروبی- استقبال شگرفی به عمل آوردند.

انتخابات ۱۲ اسفند ۹۰ مجلس شورای اسلامی نيز به گونه ی ديگری مدعای ما را تأييد می کند. گروه زيادی از مدافعان تحريم انتخابات و نتايج و پيامدهايش را رها کرده و به "رأی خاتمی" پرداختند. همه ی آنهايی که به خاتمی دشنام دادند يا به شکلی راديکال از او انتقاد کردند، ناگفته نشان می دادند که خاتمی جايگاه ويژه ای دارد.

گويی وزن خاتمی از وزن انتخابات بيشتر بود و هست. به تعبير ديگر، نمی توان خاتمی اصلاح طلب، معتقد به اسلام و انقلاب و قانون اساسی و جمهوری اسلامی؛ و مخالف براندازان را ناديده گرفت.

سلطه ی ولی فقيه- يعنی مطابق ميل خودسرانه حکم راندن- ابعاد گوناگونی دارد. يکی از مصاديق آن اين است که علی خامنه ای هميشه برای همه "دستور کار سياسی" تعيين کرده و همه را به دنبال خود کشانده است. پيام نوروزی او يکی از مهمترين مصاديق اين مدعاست که ضمن آن نامی بر سال جديد می نهد و همه ی دستگاه ها و قوا و مردم مکلفند به دنبال آن دستور کار سياسی بروند.

البته تعيين "دستور کار سياسی" برای نيروهای سياسی توسط او، فقط منحصر به پيام نوروزی نيست. در طی سال به اشکال گوناگون اين امر تکرار می شود. در حالی که اصل بر اين بايد باشد که مخالفان "دستور کار سياسی" تعيين کنند و زمامداران را به دنبال خود بکشانند.

اگر تحريم های اقتصادی فلج کننده کمر مردم ايران را نشکند، اگر تهاجم نظامی به ايران صورت نگيرد و ايران نابود نشود، اگر با اصلاح قانون اساسی انتخاب رئيس جمهور به مجلس شورای اسلامی محول نشود؛ کمتر از ۱۵ ماده ديگر انتخابات رياست جمهوری بايد برگزار شود.

در شرايط کنونی که موسوی و کروبی و بسياری ديگر از چهره های شاخص زندانی هستند، بايد تحرکی در فضای سياسی "داخل" ايجاد کرد. بايد شور و نشاطی در "داخل" آفريد. با "دستور کار سياسی" مقدور و ممکن به شرايط "داخل" کشور می توان به چنين مقصودی نائل شد. بايد "دستور کار سياسی" ای را مطرح کرد که در چارچوب متصلب کنونی داخل کشور نيز قابل طرح و گفت و گو باشد.

عبدالله نوری چهره ی استواری است که خوب درخشيده است. از وزارت کنارش نهادند، روزنامه ی خرداد را منتشر کرد. روزنامه اش را توقيف و محاکمه اش کردند، دفاعياتی کرد که منجر به سال ها زندان شد. جايگاه خوبی ميان مخالفان دارد. طرح کانديداتوری او برای انتخابات رياست جمهوری خرداد سال آينده،"دستور کار سياسی" ای است که به موجی از گفت و گو، شور و اميد دامن خواهد زد.

حتی اگر نظام بخواهد صلاحيت او را توسط شورای نگهبان رد کند، اين عمل بايد ۱۴ ماه ديگر صورت بگيرد. ۱۴ ماه "فرصت" برای گفت و گو و فعاليت در داخل کشور پديد خواهد آمد.

اولاً: زمامداران و جناح های مختلف اصول گرايان در باره ی اين کنش سياسی موضوع گيری خواهند کرد. برخی به شدت با آن مخالفت ورزيده ، اما برخی ديگر از اصول گرايان،آن را آشتی اصلاح طلبان با نظام به شمار آورده و از آن استقبال خواهند کرد.

ثانياً: عبدالله نوری در حال حاضر- در غياب موسوی و کروبی- بهترين چهره ای است که می تواند اتحادی ميان اصلاح طلبان و سبزها پديد آورد. خاتمی با شرکت در انتخابات مجلس ، بخش های غير محافظه کار اصلاح طلبان و سبزها را به شدت دلخور کرده است.

ثالثاً: عبدالله نوری بدين ترتيب سکوت خود را شکسته و شروع به حرف زدن خواهد کرد. در حال حاضر هيچ کس در داخل از او "انتظار" بيان سخنان راديکال ندارد. شکستن سکوت،حرف زدن در چارچوب قانون اساسی- خصوصاً فصل "حقوق ملت"- از موضع کانديدای رياست جمهوری، شور آفرين خواهد بود. اين کنش، روزنه هايی در آن فضای متصلب برای تنفس سياسی ايجاد خواهد کرد.

رابعاً: به رد صلاحيت احتمالی عبدالله نوری در ۱۴ ماه ديگر نينديشيد، به اين فکر کنيد که اين "دستور کار سياسی" می تواند "شبکه های اجتماعی بالفعل" پديد آورد. گذار به نظام دموکراتيک نه تنها به قلمرو عمومی- که در آن گفت و گوی آزاد ناقدانه صورت می گيرد-، که به روابط انسانی، کار جمعی و "شبکه های اجتماعی بالفعل" نيازمند است.

اين "دستور کار سياسی"، ارزش فکر کردن، گفت و گو و نقد را دارد.

---------------

* نظرات مطرح شده در این یادداشت الزاماً دیدگاه رادیو فردا نیست.
XS
SM
MD
LG