لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۳۴ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

«آقایان ترس از این دارند زن ها به رقبای جدی تبدیل شوند»


طرح اختصاصی علیرضا درویش برای رادیو فردا

طرح اختصاصی علیرضا درویش برای رادیو فردا

واقعا می خواهند چه کار کنند؟ وسط کلاس ها را ديوار بکشند؟ پرده سياه بکشند؟ بعد استاد بايد کدام طرف بايستد؟ طرف دخترها يا طرف پسرها؟ يا همانطور که آقای قرائتی پيشنهاد دادند، صبح ها دخترها به دانشگاه بروند و عصرها پسرها. درهای ورودی را هم که گويا مدتها است جدا کرده اند. اما اين همه کنترل و بگير و ببند برای چيست؟

در جامعه ای که زنان در شهر کوچکی مثل خمينی شهر در برابر چشم همسران شان مورد تجاوز قرار می گيرند، در جامعه ای که مصرف مواد مخدر در آن به حدی رسيده که در استان کوچکی مثل اردبيل برای چهل نفر به جرم قاچاق مواد مخدر حکم اعدام صادر می شود، کنار هم نشستن دختر و پسر در فضايی که قرار است محل توليد علم و دانش و فرهنگ باشد، چه فاجعه ای به بار می آورد؟

خانم مرضيه مرتاضی لنگرودی، جامعه شناس و فعال مسايل زنان در ايران در پاسخ به اين که چه موقعيت اجتماعی در حال حاضر در ايران وجود دارد که باعث شده تفکيک جنسيتی به اين شکل جدی و پر فشار از سوی دولت دهم به اجرا درآيد، می گويد:
مرضيه مرتاضی لنگرودی: آنچه که در ايران من مشاهده می کنم از بعد از انقلاب اين است که دو نگرش در جامعه ايران به موازات هم پيش می رود در حوزه زنان. يک نگرش اصول گرايی دينی است و يک نگرش مصلحت گرای دينی.

هر دو نگرش معتقدند استعداد عقلی و احساسی زن و مرد برابر است اما از آنجا که زنان در خانه هستند در سيطره احساس قرار دارند و مردها در اجتماع هستند و عقلانيت و پختگی لازم را برای تصميم گيری های بزرگ دارند. نگرش مصلحت گرا تفاوتش با نگرش اصول گرا اين است که معتقد است يک استراتژی در عرصه عمومی هست که از آن خدمات زن برای زن در می آيد.

معتقد است دکتر زن برای زن، معلم زن برای زن و نگرشی که الان هم تفکيک جنسيتی را بر پايه آن سوار می کنند و استدلال می کنند.

اما خود اين نگرش مصلحت گرا که مترقی تر از نگرش اصول گرا است و نمايندگانش هم کسانی مانند آيت الله خمينی هستند، حتی اگر چيزهايی را که در فقه وجود نداشته باشد اما به نفع جامعه اسلامی يا قدرت سياسی اسلامی حاکم باشد آن را می تواند به عنوان يک حکم شرعی با اجماع فقها در عرصه جامعه جاری کند. اما همه اينها ترجيح شان اين است که نقش زن به نقش خانگی تقليل پيدا کند و در جامعه نيايد. دليل اصلی اش هم مبتنی بر بی اعتمادی به عقلانيت زن است.
اما خانم مرتاضی، زمانی که ما بر می گرديم به سنت و آن چيزی که از مبانی اوليه اسلام به جای مانده با فضايی غير از فضايی که امروز بر جامعه ايران حاکم است رو به رو می شويم.

به عنوان مثال می توانيم مناسک حج را به عنوان بزرگترين گردهمايی مسلمانان در جهان نام ببريم که از همان ابتدای اين که اين مناسک پايه گذاری شده و اسلامی شده در زمان پيامبر اسلام، هيچ تفکيک جنسيتی در آن وجود نداشته و هيچ قسمتی از مناسک تفکيک نشده که اين ساعت روز خانمها بروند و اين ساعت روز آقايان. يا اينکه محلی برای عبور زنان تعبيه شود و محلی برای عبور مردان.


چرا با توجه به اين که ۱۴۰۰ سال از آن زمان می گذرد و به نظر می رسد که انديشه های اسلامی در اين زمان بلوغ بيشتری پيدا کرده باشد و رشد بيشتری پيدا کرده باشد همانطور که جوامع بشری رشد بيشتری پيدا کرده اما به نظر می رسد که برداشت هايی که در اين مقطع زمانی از اسلام صورت می گيرد بسيار واپسگرايانه تر از تفکری است که ۱۴۰۰ سال پيش در خود عربستان سعودی حاکم بوده؟
نکته خوبی را اشاره کرديد. من بر پايه همين اشاره ای که کردم می خواهم بگويم که نگاه سومی هم که امروز در جامعه ايران مطرح است و زنان مسلمان ايرانی در اين حوزه پيشرو اند و خيلی طرفدار دارد اين نگرش، مبتنی است اتفاقا بر همين نکته ای که شما اشاره کرديد. يعنی در آيات قرآن نص صريح هست که زن و مرد مکلف اند و مسئول اند در برابر خداوند. عامل اصلی مکلف بودن تکليف هم عقل است.

بنابراين زن و مرد هم عقلا چه اصول گرايان چه مصلحت گرايان، به غير از بنيادگرايان که معتقدند زن و مرد با هم تفاوت دارند و از اول که به دنيا می آيند مرد عاقل تر است و زن احساسی تر است، اما اصول گرايان و مصلحت گرايان هر دو معتقدند که استعداد عقلی زن و مرد هنگام تولد يک سان است. به اضافه اين که در قرآن نص صريح داريم که زنان و مردان ياران و ولی و ياور يکديگر اند. به اضافه اين که قرآن گناهان يا مسئوليت اعمال هر کسی را بر دوش خود او می گذارد و هيچکس را حتی خود پيامبر را مسئول اين که وکيل و مسئول ديگری نمی داند.

اين تفکيکات جنسيتی به نظر من برساخته از قدرت سياسی جامعه هست الزاما مبانی قرآنی و سنت ندارد.

الگويی که همين حکومت اسلامی موجود در ايران از زن مسلمان ارائه می دهد و انتظار دارد که زنان مسلمان ايرانی از آنها تبعيت کنند، عموما زنانی هستند که در جامعه دوشادوش مردان و همسران شان حتی به جنگ رفته اند. خود اين الگوها سبب شده که جمهوری اسلامی زن پليس درست کند.

يعنی امروز چندين هزار زن پليس داريم که اين زن پليس... می خواهم بدانم تفکيک جنسيتی فقط در حوزه علمی و انديشه ورزی و دانشگاه که قاعدتا بدون جانبداری و سومداری بايد فقط روی علم متمرکز شود، اين تفکيک جنسيتی آنجا اختلاط زن و مرد يا دختر و پسر فتنه آفرين است اما مثلا اختلاط زن پليس و مرد پليس در پادگان ها مشکل آفرين نيست يا نمی تواند باشد؟

آيا اين تفکيک جنسيتی فقط بايد برای دانشگاه ها باشد که ظاهرا محيط های امن تری هستند برای حضور دختران؟ اتفاقا چون حکومت اسلامی شد مومنين بيشتر به اين دانشگاه ها اعتماد کردند و دختران شان را بيشتر به سمت حوزه علم و آموزش راندند به طوری که دختران در قبولی دانشگاه ها و سطوح آموزشی بر پسرها پيشی گرفتند؟ بعيد می دانم که دغدغه آقايان فقط اين باشد که زن و مرد به صورت آتش و پنبه در کنار هم قرار گرفتند. به نظرم می آيد آقايان ترس از اين دارند که زنها به صورت رقبای جدی در حوزه آموزش، يا حوزه های کاری و صنعت وارد شوند و از نقوش کليشه ای خانوادگی سر باز بزنند.
*
مدتهاست که بحث تبديل شدن مهريه عندالمطالبه به عندالاستطاعه در جريان است و هر از چند گاهی يکی از مسئولان قوه قضاييه يا يکی از نمايندگان مجلس کلامی در مورد آن بر زبان می آورند. آخرين مرتبه موضوع بر می گردد به سه شنبه گذشته زمانی که مدير عامل ستاد ديه کشور بار ديگر از افزايش زندانيان به دليل ناتوانی در پرداخت مهريه گلايه کرد و تاکيد کرد که شايد يکی از راه های کاهش زندانيان تبديل مهريه از عندالمطالبه به عندالاستطاعه باشد.

هرچند کارشناسان مسايل سياسی و زندان ديده ها معتقدند که اين تغيير نه به دليل نگرانی برای حقوق مردان است و نه قصد تضييع حقوق زنان را دارد. تنها مساله اين روزها در ايران اين است که در زندانها جا برای زندانيان سياسی کم است و با آزاد کردن زندانيان مالی و مخصوصا زندانيان مهريه، جای بيشتری برای زندانيان سياسی باز می شود. با اين همه مساله سياسی باشد يا اجتماعی، واقعيت اين است که گويا قرار است بازهم حقی از حقوق زنان تضييع شود.

محمد مصطفايی، حقوقدان ساکن نروژ در پاسخ به اين که فرق بين عندالمطالبه و عندالاستطاعه در مبانی حقوقی ايران چيست، می گويد:
محمد مصطفايی: عندالمطالبه به اين معنی است که زن هر زمانی که خواست می تواند مهريه خود را از همسرش مطالبه کند. اين مطالبه کردن می تواند به صورت مستقيم از جانب زن صورت گيرد و می تواند از طريق غيرمستقيم از طريق دادگاه صورت گيرد.

ولی عندالاستطاعه به اين معنی است که زن می تواند مهريه خود را مطالبه کند ولی وقتی امکان پذير خواهد بود که مرد توانايی پرداخت مهريه را داشته باشد. در نوع اول اگر مرد توانايی پرداخت مهريه را هم نداشته باشد، دادگاه مرد را الزام می کند به اين که پرداخت کند مهريه را و اگر استنکاف کرد از پرداخت آن می تواند از نظر مقررات قانونی برای بازداشت شخص استفاده کند. بازداشت بدهکار استفاده کند. تا زمانی که مهريه مطالبه شود.
به اين ترتيب، بخش عمده ای از مهريه های گاهی اوقات عجيب و خنده دار هم حذف خواهد شد. مثلا يک کيلو بال مگس، دوازده هزار شاخه گل سرخ، انگشت دست چپ و اين طور چيزها قاعدتا ديگر نمی تواند به عنوان مهريه در برگه های ثبت ازدواج ثبت شود.
اين گونه مواردی که شما ذکر کرديد قبلا هم امکان دريافتش وجود نداشت. از نظر قانونی هم نمی توان اين گونه موارد را به عنوان مهريه مورد مطالبه قرار داد. مهريه مالی است که قابل مطالبه باشد. از نظر قانونی بايد موضوعی در مهريه گنجانده شود که ماليت داشته باشد.
آقای مصطفايی، مدتهاست که تغيير عنوان عندالمطالبه و جايگزين شدن عندالاستطاعه دارد در مورد مهريه زنان مطرح می شود. اما سئوالی که پيش می آيد اين است که اين تغيير آيا اساسا به نفع زنان است يا به ضرر آنها؟
اين تغيير کاملا به زيان زنان است. برای اين که همانطور که می دانيد مردها در ايران از لحاظ قانونی امکانات بسيار گسترده تری، نه بيشتر، گسترده تری از زنها دارند. به خصوص در باب طلاق.

چون می دانيد که مردها بدون اين که نياز باشد به دليلی می توانند همسر خودشان را طلاق دهند. در صورتی که زنها به اين صورت نيست. اختيار طلاق دادن در زنها محدود به مواردی است که می بايست در دادگاه اثبات کنند.

زنها از مهريه به عنوان ابزاری استفاده می کنند که بتوانند اگر در آينده اختلافی بين خودشان و همسرشان ايجاد شد، در جايی که قانون اجازه ای را برای جدا شدن نمی دهد بتوانند از مهريه به عنوان ابزار استفاده کنند. ولی اگر بحث عندالاستطاعه بودن به صورت قانونی رواج پيدا کند و به تصويب برسد، متاسفانه زنها از همين کوچکترين ابزار حقوقی که برای جداشدن دارند از دست می دهند و يک زن برای رسيدن به حق و حقوقش و برای اين که جدا شود از همسرش بايد سال های سال سختی بکشد و می دانيد که وقتی اختلاف پيش می آيد يک ضرب المثل معروفی است که من ترا طلاق نمی دهم تا زمانی موهايت سرت مثل دندانت سفيد شود.

خوب اين ديدگاه متاسفانه در ايران وجود دارد و همچنان هستند مردهايی که بخواهند از اين شيوه استفاده کنند و بحث عندالاستطاعه بودن هم مضاعف می کند سختی ها و شدايدی را که زنها در زندگی متحمل می شوند. يک پشتيبانی که قانون برای زنان گذاشته که مهريه نام دارد، آن هم از آنها قطع می شود.
چه راهکاری می توانيم به خانمها ارائه دهيم برای اين که موارد بيشتری در سند ازدواج خودشان بگنجانند که بتوانند جلوی اين آسيب هايی را که ممکن است عندااستطاعه شدن مهريه به آنها وارد کند، بگيرند؟
به نظر من موضوعی که خانمها بايد در نظر داشته باشند اين است که خيلی راحت گول نخورند. اغفال نشوند. يک دختری می خواهد عمری با يک نفر ديگر زندگی کند و بايد از همان اول زندگی مشکلات و مسايل حقوقی خودش را از همان اول روشن و آشکار کند. به نظر من زنها بايد زير بار حق طلاق صرفا برای مردان نروند و حق طلاق را خودشان هم داشته باشند.

حالا مهريه بالا خوشبختی نمی آورد. مهريه را متعادل بگيرند ولی در کنار مهريه متعادل حق طلاق و توافق در حق مسکن را و حتی خروج از منزل را به عنوان حقوق برای خودشان به رسميت بشناسند. حتی اگر قانون اين را به رسميت نشناخته. ولی چون توافق هست آنها می توانند بر اساس توافق هر شروطی را که لازم می دانند در عقدنامه خودشان ذکر کنند و از طرفی زيربار عندالاستطاعه بودن مهريه نروند. چون در قراردادهای ازدواج اعلام می شود از طرف عاقد که آيا شما می خواهيد مهريه عندالمطالبه باشد يا عندالاستطاعه باشد؟ شما اعلام کنيد که مهريه عندالمطالبه باشد. اگر عندالاستطاعه باشد به نظر من يک نوع تضييع حقوقی در آينده برای زنان خواهد بود.
*
اما جدا از اين مسايل حقوقی اين تضييع حقوق زنان چه تاثيری بر روند روزمره زندگی زنان ايرانی می گذارد؟ از آسيه امينی، فعال مسايل زنان می پرسم:
خانم امينی، اول برای ما بگوييد اين که مهريه عندالمطالبه تبديل به مهريه عندالاستطاعه شده چه تغييری در شرايط زندگی عادی افراد در يک خانواده می گذارد؟
آسيه امينی: متاسفانه مساله حقوق و آشنا شدن ما با حقوق فردی مان در يک زندگی مشترک وقتی در موردش کنجکاوی می کنيم که در زندگی مشترک مان دچار مشکل می شويم. چه پيش از ازدواج و چه بعد از ازدواج. همين سئوالی را که شما می کنيد اگر از يک زن و شوهر و زوجی که خيلی هم احساس خوشبختی می کنند و زندگی عادی دارند بپرسيم که تفاوت بين مهريه عندالمطالبه و عندالاستطاعه چيست، ممکن است که حتی هر دوی آنها به ما بخندند.

در حالی که به نظر من اين مساله وقتی در ذهن بسياری از ما ممکن است اهميت پيدا کند که به آن نياز پيدا می کنيم. يعنی زنی که در زندگی خانوادگی دچار مشکل می شود و به دادگاه مراجعه می کند و به او گفته می شود که مهريه می تواند يک حمايتی باشد برای شما. آن وقت است که تفاوت اين کلمه ها تازه خودش را نشان می دهد. يعنی اين که زمانی که قانون به شما می گويد مهريه را هر وقت که طلب کنی، هر وقت که بخواهی می توانی داشته باشی و زمانی که می گويد مهريه را وقتی که همسرت توانايی مالی داشته باشد می توانی طلب کنی. بين اين دو تفاوت از زمين تا آسمان هست. آنجا هست که متوجه می شوند علاوه بر حقوقی که ندارند يک کلاه ديگری هم بر سرشان گذاشته شده.
پيشگيری چگونه می تواند باشد؟ آيا اين پيشگيری بالا بردن رقم مهريه است و يا گذاشتن اين شرط که عندالمطالبه بايد اين مهريه پرداخت شود، شرطی که فرد تعيين می کند نه شرط قانونی و يا اين که زنان روی پيدا کردن راه های ديگری برای حمايت از خودشان کار کنند و خيلی به مهريه عندالمطالبه يا عندالاستطاعه دل نبندند؟
اصلا فلسفه مهريه چيست؟ مهريه برای حمايت از زنی است که بخشی از حقوق خودش را به عنوان يک انسان که می تواند کار کند و درآمد داشته باشد و می تواند تحصيل کند و روی پای خودش استقلال مالی داشته باشد را ندارد به طور طبيعی در جامعه. بنابراين مهريه به عنوان هديه ای برای او در نظر گرفته می شود برای اينکه اگر دچار مشکلی شد يا حتی اگر دچار مشکلی نشد، يعنی عندالمطالبه بود می تواند از آن استفاده کند. من می گويم که جامعه ما جامعه ای است که در آن درصد بالايی از زنان تحصيل کرده اند. درصد قابل توجهی از زنان نسبت به همين سی سال گذشته کار می کنند و درآمد دارند و شغل دارند.

من فکر می کنم يک بخشی از آگاهی هايی که ما می دهيم بايد در مورد اين باشد که چرا دختران از داشتن يک شغل محروم می شوند. چه خودخواسته چه ديگری خواسته. بخش ديگری از اين موضوع بر می گردد به فرهنگ عمومی ما در اين که در آغاز گفت و گو برای ازدواج در مورد مهريه خيلی راحت حرف می زنيم. ولی در مورد داشتن حق طلاق به آن راحتی صحبت نمی کنيم. صحبت کردن در مورد حق طلاق به معنی طلاق خواستن نيست.

مثلا اين که ما نخواهيم تن بدهيم به مسئوليت های يک زندگی مشترک، نيست. بلکه به معنی اين است که راه بهتر و حمايت بيشتری را برای دختران مان بگيريم. من می گويم اين چانه زنی يا قدرت چانه زنی اگر داريم سر رقم مهريه يا سر نوع مهريه چرا اين را تبديل نمی کنيم به گرفتن پيش شرط هايی برای ازدواج که بيشتر به نفع دختران مان است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG