لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۰۲ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
دولت ايران اندکی پيش از برگزاری جلسه اخير مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعدادی از زندانيان سياسی را آزاد کرد که در ميان آنها نام نسرين ستوده، وکيل من، نيز به چشم می خورد.

در همين حال، حسن روحانی، رئيس جمهوری، يادداشتی در روزنامه واشينگتن پست منتشر کرد و طی آن راهکار خود را برای حل و فصل بحران هسته ای موجود ارائه داد. در اين ميان يک چيز مشخص است و آن اينکه روحانی برخلاف سَلَف تندرو و ساده لوح خود، کارزاری سنجيده و حساب شده را برای پيگيری اهداف خود به راه انداخته است.

ستوده، يکی از سرشناس ترين زندانيان سياسی است که در اين دور جديد آزاد شد. او کسی بود که در سال ۲۰۰۵ وکالت من را بر عهده داشت و در نتيجه تلاش های وی بود که من و بسيارانی ديگر از بند زندان مخوف اوين ايران رهايی يافتيم. ستوده در مقابل تلاش های بی وقفه و شجاعتش بهای گزافی را نيز پرداخت و در نهايت خود نيز به مدت سه سال به حبس کشيده شد. آزادی او، اما، واجد هيچ کدام از نشانه های ديوانسالاری مسبوق به سابقه در کشور ما نبوده است؛ گويا او را از سلولش به بيرون برده اند، سوار ماشين کرده اند و به خانه رسانده اند. تنها هم به ذکر اين جمله به وی بسنده کرده اند که «شما آزاديد».
وقتی می شنوم که روحانی از آشفتگی اقتصادی، تورم و سياست خارجی نادرست احمدی نژاد، نياز به کاهش تنش های بين المللی و چنين مواردی صحبت می کند، دوستان خبرنگارم را به ياد می آورم که لحظه لحظه عمرشان پشت ميله های زندان می سوزد و از دست می رود.

مقام های مربوط هيچ سند و مدرکی در اختيار ستوده قرار نداده اند که بر مبنای آن آزادی اين زن دائمی يا رسمی قلمداد شود. با اين اوصاف هيچ تضمينی هم وجود ندارد که او را مجدد به پشت ميله های زندان بازنگردانند. ديگر زندانيان سياسی رها شده از بند نيز در شرايطی مشابه به سر می برند و همچنان صدها نفر از آنها در حبس قرار دارند. در ميان اين دربندان سياسی بسيارند کسانی که پيش از قرار گرفتن در تنگنای زندان خبرنگار بوده اند، کُنشگر بوده اند يا سياستمدار اصلاح طلب، که تنها جرمشان پافشاری بر اصلاح امور و برقراری عدالت برای مردم کشورشان بوده است.

بسياری از زندانيان سياسی در ايران به اين جرم بازداشت شده اند که نظرات منتقدانه خود را درباره سياست های داخلی و خارجی دولت پيشين جمهوری اسلامی مطرح کردند، انتقادهايی از سياست های احمدی نژادی که به لحاظ محتوا شبيه همين نظراتی هستند که روحانی اين روزها در سخنان خود در رسانه های ايران و آمريکا با چنين مقبوليت و موفقيتی ابراز می کند.

علاوه بر اين همه، خبرنگاران ايرانی همچنان زير سانسور شديد به کار خود ادامه می دهند. سايت های شبکه های اجتماعی مانند توئيتر و فيس بوک کماکان پشت ديوار فيلترينگ دولتی قرار دارند و در کل چيزی با عنوان دسترسی آزاد ايرانيان به اطلاعات وجود خارجی ندارد.

برای من نيز به عنوان يک خبرنگار که به خاطر نوشته هايش در ايران تحت تعقيب قانونی قرار گرفته، بسيار جالب توجه است که می بينم روحانی هم از آزادی مطبوعاتی که در آمريکا در اختيارش قرار دارد استفاده می کند، مقاله منتشر می کند و در رسانه ها ظاهر می شود، اما در همان حال خبرنگاران ايرانی سرشناس را در زندان نگاه می دارد.

وقتی می شنوم که روحانی از آشفتگی اقتصادی، تورم و سياست خارجی نادرست احمدی نژاد، نياز به کاهش تنش های بين المللی و چنين مواردی صحبت می کند، دوستان خبرنگارم را به ياد می آورم که لحظه لحظه عمرشان پشت ميله های زندان می سوزد و از دست می رود.

يکی از اين خبرنگارها، بهمن احمدی امويی است، کسی که هشت سال پيش درباره تأثير ويران کننده سياست های اقتصادی احمدی نژاد هشدار داده بود. احمدی عمويی بعد از انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۹ بازداشت و محاکمه شد و همچنان زندانی است.

احمد زيدآبادی ديگر خبرنگار و انديشمند نامداری است که از احمدی نژاد انتقاد کرد و هم اينک در زندان جمهوری اسلامی به سر می برد. جان کلام زيدآبادی اين بود که دولت ايران بايد منافع ملی کشور را در اولويت مشی سياسی خود در قبال اسرائيل قرار داده و از ايدئولوژی تندروانه، به عنوان شالوده و اساس سياست هايش، دست بردارد. وی به طور خاص گفته بود که ايران درباره مسأله گفت و گوهای صلح خاورميانه «نبايد بيشتر از خود فلسطينی ها، فلسطينی باشد». زيدآبادی از ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ در زندان است.

روحانی به پشتيبابی ميليون ها رأی دهنده ای بر مسند رياست جمهوری ايران تکيه زد که از وعده های او درباره آزادی زندانيان سياسی و پيگيری مشی جديدی در سياست خارجی، با هدف پايان دادن به تحريم ها، حمايت کردند.
روحانی به پشتيبابی ميليون ها رأی دهنده ای بر مسند رياست جمهوری ايران تکيه زد که از وعده های او درباره آزادی زندانيان سياسی و پيگيری مشی جديدی در سياست خارجی، با هدف پايان دادن به تحريم ها، حمايت کردند. اين افراد همان رأی دهندگانی بودند که که در وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۹ به خيابان ها ريختند و پرسيدند: «رأی من کجاست؟»

اين افراد همان رأی دهندگانی بودند که که در وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۹ به خيابان ها ريختند و پرسيدند: «رأی من کجاست؟» و در مقابل پاسخ خود را در قالب خشونت و قتل دولتی دريافت کردند. دو تن از نامزدهای انتخابات رياست جمهوری آن سال، يعنی ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، به همراه زهرا رهنورد، همسر موسوی، همچنان بدون محاکمه و صدور هرگونه رأی قضايی در حبس خانگی نگه داشته شده اند.

امروز روحانی در سياست خارجی نرمش و دوستی را سرلوحه مأموريت خود قرار داده است. او می گويد خواستار احقاق حقوق اساسی ايرانيان است، می گويد در پی انجام معامله ای هسته ای با غرب است و به دنبال از ميان برداشته شدن تحريم ها است. با اعلام چنين مواضعی و پيگيری چنان سياست هايی، رئيس جمهوری جديد ايران به سرعت از سخنان احمدی نژاد دوری می گزيند. روحانی می خواهد تصويری متفاوت از ايران به جهان ارائه کند، اما واقعيت آن است که در تمام اين مدت سايه سنگين ادامه بازداشت و حبس خبرنگاران و رهبران مخالفان بر سفر روحانی به نيويورک سنگينی می کند.

در ايران بسيارند کوشندگان حقوق بشری که به ناحق به بند کشيده شده اند و از همان اول اساساً نمی بايست دستگير می شدند. ايالات متحده و ديگر کشورها بايد ضمن استقبال از آزادی های اخير از حکومت ايران بخواهند که اين بازداشت های دَم به دَم را برای هميشه متوقف کند. از ديگر سو، اگر آزادی زندانيان با هدف پايان سرکوب مردمی انجام شده که بی عدالتی های بسياری را متحمل شده اند، بايد آنها را غنيمت شمرد و گامی مثبت دانست.

در عين حال، بسياری بر اين باورند که جمهوری اسلامی در حرکت اخير خود صداقت نداشته و تنها به عنوان يک ژست سياسی به آزادی اين چند نفر تن داده است. شاهد اين مدعا روند آزادسازی زندانيان است که به ظاهر با دست پاچگی هرچه تمام تر انجام شده است. در نتيجه اين رفتار حکومت، اين گمانه در ايران تقويت شده که زندانيان سياسی در عمل برای نظام گروگان هايی هستند که برای مقاصد سياسی و [از جمله] در آستانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد آزاد می شوند.

چين، ميانمار و ديگر کشورهايی که منتقدان مسالمت جوی خود را سرکوب می کنند، سابقه ای طولانی در آزادسازی زندانيان برای کسب اعتبار سياسی در آستانه نشست های سازمان ملل دارند؛ اقدامی که در همه اين کشورها با هدف «ماستمالی کردن» پيشينه تاريک حقوق بشری آنها و گرفتن امتياز در عرصه جهانی انجام می شود. اينک زمان آن فرا رسيده که رهبران ايالات متحده و ديگر کشورهای جهان با پرهيز از امتيازدهی به چنين عملکرد نادرستی، اصلاحات واقعی را خواستار شوند. مردم ايران خواهان آزادی تمامی زندانيان سياسی به عنوان برآيند طبيعی رأی خود به روحانی هستند.

به تازگی يک ديپلمات ايرانی به من گفت که روحانی در غرب زندگی کرده و فرهنگ اين بخش از جهان را می شناسد و برای ارزش های مردمسالارانه آن احترام قائل است. اگر چنين چيزی صحت داشته باشد، رئيس جمهوری ايران می بايست اين ارزش ها را در عمل به اجرا درآورد و حق آزادی بيان را برای مردم خود تضمين کند.

------------------------------------------------------------------------------
امید معماریان، خبرنگار مقیم آمریکا، این یادداشت را در اینترناشنال هرالد تریبون، نسخه بین المللی روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG