لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۲۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
دعوت علی اکبر صالحی از بريتانيا برای تجديد نظر در مناسبات سرد سياسی با تهران و عقب نشينی آشکار وی در برابر عربستان سعودی، ضمن طرح در خواست "رفع سوء تفاهم " با همسايه جنوبی، و همچنين اعلام آمادگی گفتگو با سرگئی لاوروف وزير خارجه روسيه در مسکو، نشانه هايی است از تلاش ديرهنگام وزير خارجه جمهوری اسلامی بمنظور گشودن بن بست های موجود در مناسبات خارجی ايران.
همزمان با تلاش برای عادی تر ساختن مناسبات خارجی به سختی آسيب ديده ايران، علی اکبر صالحی، اصلاحات ساختاری در درون وزارت خارجه فربه شده و کم تحرک جمهوری اسلامی را نيز با ادغام ده پست معاونت تدارک ديده است.
با توجه به وضعيت کند اداری در درون وزارت خارجه و تحرک اندک نمايندگی های سياسی ايران در خارج از يک سو، و از سوی ديگر منزوی تر شدن جمهوری اسلامی پس از تحمل چند عقب نشينی پی در پی سياسی در آفريقا، خليج فارس و آمريکای جنوبی، متعاقب انتقادی شدن مناسبات سياسی ايران با روسيه و چين، که پيشتر دوستان سنتی تهران محسوب ميشدند، پرداختن به هر دو حيطه ميتوانست مد نظر هر وزير تازه از راه رسيده ای قرار گيرد.
صالحی که وزارت خارجه را از زمان شکل گرفتن اولين بحران درون سازمانی دولت، ( متعاقب برکناری ناگهانی منوچهر متکی وزير خارجه سابق) آغاز کرده بود، پس از شش ماه تاخير و تجربه چند ماموريت ناموفق در بغداد، سنگال و استانبول، اينک در بازگشت از دو سفر کوتاه اروپايی به اسلوانی و اطريش، سر فصلهای اصلاحات مورد نظر خود را طی گفتگويی طولانی با خبر گذاری جمهوری اسلامی در ميان گذاشته است.
ساختار داخلی
تقويت کادرهای سياسی ايران در خارج و پيگيری طرحهای توسعه مناسبات خارجی زمانی مقدور خواهد بود که وزارت خارجه از پرسنل و کادر های آگاه و با تجربه در داخل برخوردار باشد.
وزارت خارجه جمهوری اسلامی از زمان وزارت طولانی علی اکبر ولايتی و در طول جنگ با عراق، به بهانه تدارک و خريد اسلحه از خارج هدف توسعه نفوذ سپاه قرار گرفت و بعد از خاتمه جنگ پايگاه نور چشمی های طالب کار و ماموريت در خارج شد.
اين روند در طول وزارت کمال خرازی ادامه يافت و علاوه بر فربه شدن وزارت خانه و شکل گرفتن معاونتهای متعدد در آن، متناسب با ورود " مقامات " سفارشی تازه، و خارج شدن کامل پرسنل اداری پيش از انقلاب، کيفيت کادرهای سياسی ايران بشدت تقليل يافت.
با بروی کارآمدن دولت نهم، مفهوم تغييرات اداری در وزارت خارجه به اخراج چهره های منسوب به اصلاح طلبان و جانشين ساختن آنها با خودی ها محدود ماند. در شروع کار دولت نهم، همانگونه که واگذاری قراردادهای بزرگ اقتصادی به سپاه، بمنظور جلب حمايت نظاميان مورد توجه قرار گرفت، با همان انگيزه، دست سپاه و کادر های امنيتی در اشغال بيش از پيش نمايندگی های سياسی خارج از کشور نيز باز گذاشته شد.
اينک وزارت خارجه جمهوری اسلامی در داخل از جمله کند ترين و عقب مانده ترين واحد های اداری دولتی است و همين فقدان قابليت های فردی که کادر های داخلی از آن رنج ميبرند، در تمامی نمايندگی های سياسی خارج از کشور هم ديده ميشود
اصلاحات اداری مورد نظر صالحی با توجه به عمق مشکلات در درون وزارت خانه و تقسيم شدن آن مابين کادر های نظامی-امنيتی و شاخه های مختلف اصولگرايان، که هريک به نسبت نفوذ خود بخشی را به غنيمت گرفته اند، از خراش دادن پوسته خارجی مشکلات فراتر نخواهد رفت.
بن بست های خارجی
دور نمای موفقيت در بهبود مناسبات خارجی و خارج ساختن ايران از انزوای کنونی، چندان روشنتر از امکان بازسازی کادر های داخلی وزارت خارجه نيست.
دولت نهم و پيامد آن دولت دهم، بدون دست يافتن به هر پيروزی مستقيم در هر جبهه خارجی، تمامی شکست ها و يا عقب نشينی های قدرت های مخالف خود را در هر جبهه، منجمله عراق، افغانستان و يا لبنان، بحساب پيروزی خود واريز کرد و در نتيجه " توهم قدرت " ، نه تنها با اروپا، که حتی در برابر دوستان سنتی مانند روسيه و چين نيز از در رويارويی و چالش درآمد.
نحوه برخورد با جنبش های آزادی خواهی در کشور های عربی و بخصوص نوع رويارويی با دامنه جنبش در خليج فارس، آخرين نمونه از فرصت طلبی های مطالعه نشده جمهوری اسلامی در قبال تحولات خارجی بود که در عمل بجای تامين پيروزی واقعی، به ضعيف تر شدن و منزوی تر شدن آن کمک کرد.
در مصر، حملات جمهوری اسلامی به مبارک، "خلاف اخلاق و مداخله در امور داخلی " معرفی شد، و در موضوع بحرين، عربستان سعودی با استفاده از مترسک "مداخله جمهوری اسلامی "، نيروهای نظامی خود را به منامه گسيل داشت و مسير مناسبات با تهران را مسدود ساخت، بطوری که امروز جمهوری اسلامی برای گشودن دوباره اين راه به وساطت رييس جمهور پاکستان دل بسته است.
رييس دولت با معرفی ايران به عنوان قدرت درجه اول جهانی کشور های جهان را نيازمند ارتباط با خود می پنداشت. در اين تصور خام، رييس دولت دهم تا آنجا پيش رفت که نمايندگان سياسی کشور های خارجی را به زنبيل بدستهايی تشبيه کرد که برای گرفتن نوبت ديدار با وی صف کشيده اند.
در کنار شکل گرفتن توهم قدرت در درون دولت، پيگيری خطرناک برنامه های مشکوک توسعه اتمی ايران، و اتخاذ سياست " عدم نرمش در برابر فشار های خارجی به هر قيمت تا دست يافتن به هدفهای اعلام نشده اتمی "، دايره مناسبات خارجی ايران را هر سال تنگتر ازپيش ساخت.
در هفتمين سال از ادامه اين روند فرسايشی در مناسبات خارجی، وزير خارجه جمهوری اسلامی اينک خواستار بازسازی روابط خارجی ايران شده است.
در جايی از گفتگوی طولانی خود با خبرگزاری دولت، صالحی به درستی بخشی از مشکلات را بازگو ميکند: " در مقابل عربستان نظام هنوز به يک صدايی و سياست واحد دست نيافته است. "
علاوه بر ادامه برنامه های اتمی که اثار مخرب آن بيش از هر عامل ديگری طی هفت سال گذشته در مناسبات خارجی ايران احساس شده، چند صدايی کنونی در درون نظام، امکان رسيدن به هر نوع توافق قابل ملاحظه، حتی به شرط قبول عقب نشينی های مورد اشاره آقای علی اکبر صالحی نيز بسيار دشوار بنظر ميرسد.
در وضعيت کنونی که رييس دولت از ضعف موقعيت شخصی در درون نظام رنج ميبرد، همکاران ارشد او نيز از اين شرايط بی نصيب نيستند، چنانکه صالحی تاکنون چند بار از سوی مجلس تهديد به استيضاح شده است.
بعلاوه رهبر جمهوری اسلامی طی ماههای اخير به نحو محسوسی حضور خود را در مراکز اطلاعاتی، امنيتی، نظامی و سياسی افزايش داده و در عمل نقش رييس جمهور را ايفا ميکند. فعال شدن رهبر جمهوری اسلامی در امور اجرايی ناهماهنگی در مناسبات خارجی را بيشتر از پيش ميسازد.
به اين ترتيب، در نتيجه چند صدايی در درون نظام، و بی تغيير ماندن سياستهای اتمی، ميبايد انتظار داشت که تمايل طرفهای خارجی ايران برای داخل شدن در هر نوع مذاکره جدی و يا تلاش برای دست يافتن احتمالی به هر نوع توافق با نمايندگان جمهوری اسلامی در هر زمينه، منجمله برنامه های اتمی، بيش از پيش کاهش يابد.
بی شک دعوت اخير لاورف وزير خارجه روسيه از علی اکبر صالحی برای سفر به مسکو، و گفتگو پيرامون " مذاکرات گام به گام " از چار چوب " عدم انتظار برای رسيدن به توافق با ايران " خارج نيست. روسيه اين پيشنهاد را برای ادامه ايفای نقش ميانجی در رابطه با ايران، و همچنين فعال ساختن موقعيت منطقه ای خود که در نتيجه شکل گرفتن " بهار عربی " دچار فتور شده است، دنبال ميکند.
آقای صالحی پس از هفت ماه حضور در وزارت خارجه اينک با بن بستهای مناسبات خارجی ايران کاملا آشنا است و واقف است که مسير عادی ساختن مناسبات ايران با اروپا، از جمهوری اسلوانی و اطريش نميگذرد، تجديد مناسبات دوستانه با رياض نيازمند اقداماتی است جدی تر از وساطت آقای زرداری نزد مقامات سعودی، و حل بحران اتمی ايران بيشتر محتاج تغيير سياست اتمی ايران است تا انجام ديدار تشريفاتی با لاوروف در مسکو.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG