لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۴۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
سال ۱۳۸۸ در حالی آخرين روزهای خود در ورزش ايران را طی می کند که در کنار ناکامی های کشتی، وزنه برداری و فوتبال، سالی ورزشی – سياسی را هم پشت سر گذاشتيم. در دورانی که تنش های سياسی در ايران در راس رويدادهای جهان قرار گرفت، اخبار ورزشی - سياسی ايران و واکنشهای اعتراضی در آن نيز گهگاه بازتابی کامل در رسانه های جهانی داشت.

سال ۸۸ را بايد سال گريزهای ورزشی و پناهندگی به غرب دانست که دامنه آن از دل ورزش به ورزشی نويسان و همراهان ورزش رسيد. در قايقرانی نخستين بانوی ورزشکار نيز از مسابقات پراگ به آلمان پناهنده شد و در ايتاليا و دانمارک، خبرنگاران ورزشی به جمع پناهندگان پيوستند. در رقابتهای بخش رزمی، خانم ها در آلمان کشف حجاب کردند و سپس به کشور ميزبان پناهنده شدند. واکنش های مسوولان ايرانی همواره همان تکرار حرف ها و ادعاهای سی سال اخير بود.

بی ترديد مچ بند سبز شش بازيکن تيم ملی ايران در مسابقه سرنوشت ساز برای راهيابی به جام جهانی ۲۰۱۰ فوتبال در مسابقه با کره جنوبی در سئول بارزترين واکنش سياسی ورزش ايران بود که سی ان ان، بی بی سی و ساير رسانه های مطرح بين المللی بازتابی کامل از آن داشتند.

پيش از اين مسابقه مهمی در روز هشتم فروردين شکست دور از انتظار و بی سابقه از تيم ملی عربستان سعودی در آزادی تهران (دو بر يک) اميد فوتبال ايران برای صعود به جهانی فوتبال را به نا اميدی بدل کرد.

به گزارش رسانه های غيردولتی ايران، بدستور محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی، به معاون وقتش در رياست سازمان تربيت بدنی (محمد علی آبادی)، علی دايی از مقام سرمربيگری برکنار شد و محمد مايلی کهن، به عنوان يک مربی طرفدار احمدی نژاد جانشين دايی شد. علی کفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال در يک برنامه تلويزيونی اعتراف کرد که در اين تصميم گيری فدراسيون نقشی نداشته و حتی اجازه نوشيدن يک ليوان آب را نداشته است.

ابتدا، او حتی خبر تاييد نشده برکناری دايی را در رسانه های داخلی تکذيب کرده بود. درگيری دو هفته ای مايلی کهن با رسانه ها و مربيان رقيب به برکناری و يا بنا به بعضی گفته ها به کناره گيری زودهنگام و بدون مسابقه دومين دوره مربيگری مايلی کهن در تيم ملی انجاميد.

در انتظار معجزه

در اوضاع آشفته ای که بر راس فوتبال ايران حاکم شده بود، افشين قطبی مربی محبوب و پيشين تيم پرسپوليس برای رهبری تيم ملی از دبی فراخوانده شد. جالب اين که پيش از اين به هنگام مسابقه پرسپوليس با مقاومت در شيراز در ليگ برتر دو سال پيش، قطبی به عنوان گزينه سرمربيگری تيم ملی اعلام و با مخالفت رييس پيشين سازمان تربيت بدنی لغو و بناگاه نام علی دايی برای اين مقام بدون مسوول اعلام شده بود.

قطبی با پيشينه کار برای مربيان سرشناس هلندی برای تيم ملی کره جنوبی، خلق معجزه و صعود تيم ملی ايران به جام جهانی در سه مسابقه باقيمانده انتخابی جام جهانی با دو کره و امارات را وعده داد – وعده ای که در سئول تنها هشت دقيقه با آن فاصله بود و گل پارک جی سونگ از تيم منچستريونايتد به همه روياهای فوتبال ايران برای جام ۲۰۱۰ رنگ ياس داد.

پايان اين مسابقه با راهيابی کره شمالی به همراه کره جنوبی از گروه پنج تيمی ايران انجاميد. با حذف عربستان سعودی و سپس بحرين، غرب آسيا در افريقای جنوبی بی نماينده و اقيانوسيه صاحب دو نماينده شد - استراليا و نيوزيلند. از سوی ديگر مهدی مهدوی کيا، وحيد هاشميان و علی کريمی مجبور به کناره گيری ناگهانی از تيم ملی شدند ولی در پايان سال بازگشت علی کريمی و کنار گذاشتن حسين کعبی باز تعداد بازيکنان ملی سبز را در عدد سه حفظ کرد.

بازگشت علی کريمی در آخرين مسابقه انتخابی جام ملت های آسيا بود که افشين قطبی با وجود صعود پيش هنگام ايران به دليل نمايش ضعيف و يکنواخت در برابر تيم های درجه سه آسيا، شکست از اردن و نااميد ساختن جامعه فوتبال از درخشش در جام ملتها، مورد اعتراض شديد قرار گرفت. قطبی پس از حضور در مراسم تحليف رياست جمهوری اسلامی در بحبوحه اعتراض های مردمی، به ناگاه محبوبيتش را از دست داد.

زيربار انتقادهای شديد از ناهنجاری های مختلف، به دليل شکست تيم ملی و ناکامی سخت چهار تيم باشگاهی در ليگ قهرمانان آسيا (۲۰۰۹) حتی با درخشش و کسب مقام چهارم جام جهانی فوتسال و صعود ايران به دور جام جهانی نوجوانان با پيروزی بر هلند و گامبيا، تساوی با کلمبيا و شکست از اروگوئه در وقت اضافی نتوانست کارنامه موفقی از فدراسيون فوتبال بروز دهد. باشگاهها با تغييرات پياپی در سطح مديريت و کادر فنی خود گويای وضعيت خود در طول يک سال بودند.

ناصر شفق، عضو هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال و مديرعامل تيم تراکتورسازی، در گفت و با خبرگزاری مهر ناکامی تيم ملی در راه جام جهانی را دخالت غير ورزشی‌ ها و عدم حمايت کافی از فدراسيون فوتبال به عنوان عوامل اصلی اين ناکامی دانست که اشاره ای تلويحی به وافعيت ها بود.

در کنار شکستها و ناکاميها، بازار وعده های بی اساس هم سال داغی را سپری کرد. برقراری ارتباط تيم ملی با باشگاههای منچستری (يونايتد و سيتی)، ارتباط با باشگاه شالکه آلمان، برگزاری مسابقه ای چهار تيمی بين المللی با حضور پرسپوليس و استقلال در بهمن ماه، انجام يک مسابقه چهار تيمی در بهمن با حضور تيم های ملی اميد ايران، کويت، کره جنوبی و تيم چهارمی که مرحله رايزنی را می گذراند... و وعده های پرشمار ديگر طبق معمول هيچگاه رنگ واقعيت به خود نگرفت.

در کشتی نقطه روشن، قهرمانی کشتی فرنگی در جام جهانی و کسب نيابت قهرمانی جهان بود. کشتی آزاد در رقابت های جهانی دانمارک سوم شد که نتيجه قابل قبولی نسبت به حضور شکستبار در رقابت های جهانی باکو و المپيک پکن بود. اما در جام های بين المللی داخلی و خارجی و همچنين جام جهانی اخير در مسکو در برابر تک رقابت های مشکل موفقيتی برای کشتی ايران رقم نخورد.

وزنه برداری به مانند سال ۲۰۰۶ آلودگی انکارناپذيرش را در توسل به دوپينگ برای دستيابی به موفقيت های دروغين نشان داد. در سال ۲۰۰۶ يک مربی بلغاری بود که همه گناهان را به گردن او انداختند تا مسوولان تبرئه شوند. اما اين بار جنگی بين مسوولان و وزنه برداران دوپينگی است که همه تلاش برای بی گناه جلوه دادن مسوولان بوده است. بالاترين مقصر مسوول حسين رضازاده، سرپرست فدراسيون معرفی شده است. اما بی ترديد بايد مسوولان رده بالاتر در ورزش هم در زير ذره بين قرار داد.

مرگ همه اعضای تيم ملی نوجوانان جودوی ايران

در جودو يک واقعه تاس فبار در مجموعه سانحه های هواپيمايی توپولوف در ايران، به مرگ همه اعضای تيم ملی نوجوانان جودوی ايران منجر شد که پرده از يک تباهی و فساد در ورزش ايران برداشت. با تقلب و جايگزينی سه کاراته کای بزرگسال با نام و مدارک ورزشکاران نوجوان، نام کشته شدن سه نفری اعلام شد که زنده بودند و سه نفری کشته شدند که برای آنان گذاشتن مراسم ترحيم هم با مشکل رو به رو شد. با وجود سر و صدای بسيار در مورد رسيدگی به اين مساله و معرفی مقصران، موضوع در بوته فراموشی رفت تا کار بالا نگيرد و تخلف در ساير رشته های ورزشی مطرح نشود.

تنيس روی ميز در درخشش نوشاد عالميان موفق نشان داد و حضور بازيکنان جوان ايرانی در عرصه های بين المللی قابل قبول بود. اين موفقيت ها در زمان رياست شاهرخ شهنازی بر فدراسيون پينگ پنگ دست داد، که تعويض او به هنگام خانه تکانی رييس جديد سازمان تربيت بدنی قابل بحث می نمود. اين خانه تکانی قرار بود علاوه بر فدراسيونهای تنيس روی ميز، شنا و...، فدراسيون بسکتبال را هم شامل شود که موفقيت های اين فدراسيون در قهرمانی آسيا و راهيابی به جام جهانی ۲۰۱۰ ترکيه مانع آن شد. روند موفقيت آميز بسکتبال با قدرتنمايی مسوولان فدراسيون در برابر انتقادات يک مربی خوشنام و با پيشينه ملی (مهران شاهين طبع) خدشه دار شد و بوی دو دستگی و حرکت برای حذف منتقدان را به مشام رساند.

مشترنی با وجود حضور در رقابت های پرشمار بين المللی، سال بی تفاوتی را به مانند همه سال های پيشين پشت سر گذاشت و ميزبانی تهران و کسب مقام سوم ايران در سطح جوانان اسيا را نمی توان حرکتی آينده دار در ورزشی دانست که استعداد و علاقه در آن بسيار است. مشتزنی ابتدا در جمهوری اسلامی ممنوع بود و هنوز در سيمای جمهوری اسلامی دوران ممنوعيت تصويری را سپری می کند.

دوچرخه سواری با چرخش رياست فدراسيون آن از واعظی آشتيانی، مديرعامل باشگاه فوتبال استقلال، به هاشمی و دو ماه بعد به زنگی آبادی همچنان در سال صفر باقی ماند. رقابتهای داخلی تنها برنامه پر کن و پر کاستی بود. در اين ميان از تلاش مثبت دوچرخه سواران ملی ايران برای بالابردن رنکينگ جهانی خود نمی توان بی تفاوت گذشت. دوچرخه سواری سالی عجيب از محله «برو و بيا» برای مربيان ريز و درشت خارجی را به نمايش گذاشت.

تنيس تا سقوط به دسته سوم جام ديويس پيش رفت. اين رشته در سالهای پيش از انقلاب از ورزشهای مدال بيار بود و درخشش ورزشکاران زن و مرد تنيس ايران در خارج از فعاليت های داخلی از وجود استعداد نهفته در ايران حکايت دارد.
ساير رشته ها کم و بيش سرنوشتی به مانند رشته های يادشده، بدون موفقيتهای قابل تامل در عرصه بين المللی داشتند.
XS
SM
MD
LG