لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۵۸ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
چندی پيش نشريه علمی «نی چر» در مقاله ای مدعی شد که کامران دانشجو وزير کنونی علوم، در مطلبی که درسال ۲۰۰۹ منتشرکرد، بخش مهمی از متون و ارقام خود را از روی مقاله دانشمندان کره جنوبی کپی برداری کرده است.

دو هفته پس از اين افشاگری، روزنامه ليبراسيون چاپ پاريس، روز شنبه از سرقت علمی ديگری خبر داد که توسط حميد بهبهانی وزير راه کابينه دولت دهم انجام گرفته است.

برپايه اين خبر، حميد بهبهانی به همراه دو ايرانی ديگر، حسن زياری و محمد خيبری، بخش هايی از مقاله های يک استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم دريايی به نام کريستوف کلارامان را که با شراکت همکاران کره ای و کانادا يی اش نوشته بود و در نشريه ترانسپورت متعلق به دانشگاهی در ليتوانيا چاپ شده بود، کپی برداری کرده و درسال ۲۰۰۶، به نام خود در نشريه دانشگاه علم و صنعت چاپ کرده اند.

کريستوف کلارامان، استاد دانشگاه در رشته کامپيوتر و پژوهشگر در انستيتوی آکادمی دريايی فرانسه در گفت و گو با از راديو فردا در باره اين کپی برداری واکنش نشان می دهد.

کريستوف کلارامان: به نظرمن جای تأسف دارد که يک فرد اهل علم، دست به کپی برداری بزند. اين کپی برداری آشکار است، چرا که مقاله ای که درسال ۲۰۰۶ توسط آقای بهبهانی و دو تن از همکارانش در نشريه «ترانسپورت» چاپ شد، در واقع، چيده مانی از مطالب گردآوری شده در دو مقاله من بوده، که دو سه سال پيش از آن با شراکت همکارم «بين جانگ» از دانشگاه سوئد، تهيه کرده بودم. به اضافه مطلب ديگری که با همکاری «جری فوربس» همکار کانادايی ام نوشته بودم.

اين کپی برداری آشکار است، چون در مقاله آقای بهبهانی، پاراگراف هايی به طور کامل به همراه نمودارهای مختلف کپی برداری شده است. چنين کاری به مثابه تعرض به تمام مقررات اخلاقی رايج در جامعه علمی، و خيانت به ما پژوهشگران است. چون در واقع با اين کار نتيجه پژوهش های مارا به سرقت برده اند بدون آنکه نامی از ما ببرند. از آن گذشته اين خيانتی است به اين نشريه و به خوانندگانش.

راديوفردا: چگونه به مطالب شما دسترسی پيدا کردند؟

کريستوف کلارامان: نتيجه مطالعات ما چاپ شده و دسترسی به آن آسان است. اما مقررات حکم می کند که اگر از آنها الهام می گيرند، منبع را ذکر کنند.

"اين کپی برداری آشکار است، چون در مقاله آقای بهبهانی، پاراگراف هايی به طور کامل به همراه نمودارهای مختلف کپی برداری شده است. چنين کاری به مثابه تعرض به تمام مقررات اخلاقی رايج در جامعه علمی، و خيانت به ما پژوهشگران است."
انضباط هم حکم می کند که هيچگاه پاراگراف های کامل برآمده از پژوهش های ديگران را کپی برداری نکنند.
علاوه براين مشاهده می شود نمودارهايی که وارد مطلب آقای بهبهانی شده، کيفيت بدی دارد. به نظرم ميرسد که اين نمودارها را به راحتی تصويربرداری کرده اند.

آيا نهادی برای رسيدگی به حقوق شما و حقوق ديگر پژوهشگران سهيم درنوشتن اين مقاله ها وجود دارد؟

کريستوف کلارامان: برپايه قواعد بله. مثلأ، ما با نشريه «ترانسپورت» که يک نشريه ليتوانيايی است تماس گرفتيم، و مورد اين کپی برداری را خبر داديم. خود ما روز شنبه ازاين ماجرا با خيرشديم. هنگامی که مدير هيئت دبيران اين نشريه از اين کپی برداری محرز آگاه شود، روند رسيدگی به اين کپی برداری ايجاب می کند که اين مقاله از نشريه ای که آنرا در شماره ۲۶ خود در سال ۲۰۰۶ چاپ کرده حذف شود.

حتی اگر سه سال از چاپ آن می گذرد. پس از آن، خبر اين کپی برداری به ساير نشريه های علمی خواهد رسيد تا عاملان آنرا در ليست سياه کپی برداران قراردهند. اتفاقی که رخ داده، ناشايست است، و جا دارد که اين مقاله از آن نشريه حذف شود، و کپی برداری به اطلاع جامعه علوم برسد. مجازات هايی هم برای عاملان آن بايد در نظرگفته شود. چون به هرحال، نه فقط آقای بهبهانی، که آقايان زياری و خبيری، هرسه متهم به کپی برداری هستند. عملی که با مقررات ابتدايی ويژه يک فرد اهل علم منافات دارد.

اين بدترين کاريست يک پژوهشگر ممکن است انجام دهد. يعنی سرقت نتيجه پژوهش های يک پژوهشگر ديگر.

آيا راهی برای تنبيه مرتکب چنين عملی وجود دارد؟

تنبيه علمی همان روشی است که توضيح دادم. يعنی قراردادن آنها در فهرست سياه کپی برداران. اين گام اول است. سپس، جامعه علمی هر کشوری بايد دربرابر چنين امری تدابير لازم را درپيش بگيرد. يادآوری می کنم که اگر درفرانسه يک وزير دست به چنين کپی برداری بزند، رسانه های بسياری خواهان استعفای او خواهند شد.

اگر من رئيس يک دانشگاه بودم و چنين عملی توسط يکی از استادان دانشگاه انجام می شد و به اثبات ميرسيد، بدون شک مجازات هايی را درپی می داشت.

معاهده ای با ايران نداريد که بتوانيد خواهان چنين مجازاتی شويد؟

نه نداريم. اما همين تنبيه علمی به نظرم نسبتأ مهم است. تصور می کنم وقتی که آقای بهبهانی، که پژوهشگريست با تجربه ای دراز مدت در زمينه ترابری، نامش در رسانه ها به عنوان پژوهشگر کپی بردار عنوان شود، به اندازه کافی برای او ناگوار و بی اعتبارکننده هست.

چه اقدام ديگری برای رسيدگی به اين امر انجام خواهيد داد؟

ما سه پزوهشگر؛ نويسندگان اين مقاله ها با نشريه نی چر نيوز هم تماس گرفتيم و انتظار می رود که اين نشريه نيز درباره اين موضوع مطليب بنويسد. چون «نیچر» پيشتر هم درباره کپی برداری توسط يک وزير ايرانی ديگر کامران دانشجو مطلبی چاپ کرده بود.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG