لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۳۱ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

مناظره های تلویزیونی، گفتگوی دیرهنگام و مشروط


محمد زاکانی از هواداران احمدی نژاد در مناظره ای با جواد اطاعت از اصلاح طلبان در برنامه رو به فردا

محمد زاکانی از هواداران احمدی نژاد در مناظره ای با جواد اطاعت از اصلاح طلبان در برنامه رو به فردا

مناظره های تلويزيونی اخير در باره بحران سياسی ايران در کانال های مختلف صدا و سيمای دولتی با الگوئی واحد و با رعايت خط قرمزها و سقف سانسور جمهوری اسلامی مديريت می شود اما به دليل ترکيب و طيف گسترده مخاطبان برنامه های تلويزيونی در ايران و نيز به دليل حضور چهره های معتدل از ائتلاف موسوی،خاتمی،کروبی و رفسنجانی و طرح مباحثی که تا کنون در رسانه های حکومتی سانسور می شدند،واکنش های گسترده و تحليل های متضادی را در پی داشته است.

نرخ بالای بی سوادی،نرخ پائين مطالعه و غلبه فرهنگ شفاهی بر افکار عمومی از عوامل نفوذ گسترده و برد و تاثير بالای تلويزيون در ايران است و مناظره های سياسی تلويزيونی نيز نه فقط در ايران،که در پيشرفته ترين کشورها نيز از پربيننده ترين و اثرگذارترين برنامه های رسانه ای به شمار می روند.

مباحث،ساختار،محتوا،شکل،عمق و کيفيت مناظره سياسی در رسانه های فراگير صوتی و تصويری را بافت فرهنگ سياسی و حد و سقف و کيفيت «فرهنگ گفتگو» در هر جامعه ای تعيين می کنند.

غيبت سنت گفتگوی آزاد در روان شناسی و فرهنگ ايرانی،بدل شدن حق بيان نظر به امتياز انحصاری گرايش های حکومتی،ممنوع بودن طرح برخی از مباحث و مالکيت و مديريت حکومتی راديو و تلويزيون،سقف سانسور را در بانفوذترين رسانه ايران به شدت بالا برده است اما کنترل شده ترين مناظره تلويزيونی نيز،در جامعه ای که از بخت پرثمر بحث های آزاد سياسی محروم است،می تواند به رخدادی اثرگذار بدل شود و چنين است که پخش مناظره تلويزيونی نامزدهای رياست جمهوری را در انتخابات اخير از عوامل کارساز شمار بالای رای دهندگان به شمار می آوردند.

اما باز شدن فضای نسبی راديو و تلويزيون ايران در آستانه انتخابات رياست جمهوری «دولتی مستعجل» بود و پرمخاطب ترين رسانه ايران از همان روز رای گيری فضای خود را بار ديگر بر منتقدان درون حکومتی و مستقل بست،به همان رسانه تک صدائی هميشگی بدل شد و همگام با اوج گيری جنبش اعتراضی به ارگان تبليغاتی اصول گرايان و هواداران رهبر و رئيس جمهور تقليل يافت.

توليد و پخش مناظره های تلويزيونی اخير را به دليل طرح برخی مواضع و خواست های معترضين ميانه رو،تغييری محدود و مشروط در سياست صدا و سيما و نشانه ای از نزديکی دوباره جناح های حکومتی ارزيابی کرده اند.

مناظره مشروط و محدود

مناظره های اخير به چهره های معتدل اصلاح طلبان مذهبی و ميانه روترين شخصيت های ائتلاف موسوی،خاتمی،کروبی و رفسنجانی محدود است و اينان نيز مدام و مکرر و همزبان با نمايندگان جناح اصول گرا،بر اعتقاد خود به قانون اساسی اسلامی،وفاداری به و پيروی از ولايت فقيه و بر جدائی خود از بخش راديکال جنبش اعتراضی تاکيد می کنند.

اعتراض به تقلب در انتخابات رياست جمهوری،نظارت استصوابی شورای نگهبان،نهادينه شدن سرکوب خشن منتقدان و مخالفان و اعتراض به سرکوب و... از عوامل اصلی بحران سياسی اخير ايران است اما اين مباحث از مناظره های تلويزيونی اخير حذف و بحث های محوری به مباحثی چون اعتراض به حذف دولتمردان وفادار به قانون اساسی و لايت فقيه،انتقاد از بازداشت فعالان سياسی جناح های حکومتی،انتقاد از برخی تندروی ها در سرکوب معترضين، پاسخ به اتهام ارتباط با خارجيان يا اتهام انقلاب مخملين،انتقاد از سياست اقتصادی رئيس جمهور،دفاع از وفاداری رهبران رسمی جنبش سبز به ساختار جمهوری اسلامی و مباحثی از اين دست محدود شده است.

برخی تحليل گران برگزاری اين مناظره ها را نشانه ای از بازگشت ميانه روهای معتدل هر چهار جناح حکومتی جمهوری اسلامی به مديريت سياسی می دانند و بر آن اند که رهبر و فراکسيون های جناح اصول گرا،از جمله فراکسيون هوادار آقای احمدی نژاد،با باز کردن نسبی فضای رسانه های حکومتی بر اصلاح طلبان مذهبی و ائتلاف موسوی،خاتمی،رفسنجانی و کروبی،طرح سازش و آشتی جناح های حکومتی را در چارچوب ساختار جمهوری اسلامی و قانون اساسی دنبال می کنند.

عواملی چون تمايل يا ناگزيری رهبر جمهوری اسلامی برای حفظ هر ۴ جناح در حکومت با سهم متفاوت،ناکارائی سرکوب و ادامه جنبش اعتراضی به رغم سرکوب خشن،هراس از ادامه بحران سياسی و گسترش جنبش اعتراضی به لايه های کم درآمد و فقير جامعه ــ اکثريت ـ،ترس همه جناح ها از عبور جنبش اعتراضی از قانون اساسی و از لايه های جوان طبقه متوسط، پررنگ تر شدن تنش بين المللی در باره پرونده اتمی ايران،منزوی کردن گرايش هائی که خواهان تغيير ساختاری نظام جمهوری اسلامی بوده و استقلال خود را از رهبران رسمی جنبش سبز نشان داده اند،به حاشيه راندن بخش راديکال جنبش اعتراضی،که اگر ممکن شود، راه را بر سرکوب خشن آن هموار می کند و.. را می توان چون دلايل توليد و پخش مناظره های تلويزيونی اخير مطرح کرد.

توليد و پخش مناظره های تلويزيونی در باره راهکارهای برون رفت از بحران سياسی اخير از خواست های مهم آقايان موسوی،کروبی،رفسنجانی و خاتمی نيز بود.

اصلاح طلبان مذهبی،شبکه سياسی ـ اقتصادی هوادار آقای رفسنجانی و رهبران رسمی جنبش سبز،که با راديکال شدن جنبش اعتراضی و عبور آن از مرز قانون اساسی اسلامی مخالف اند،برای حفظ آينده سياسی خود در ساختار حکومتی و تضمين حق حضور هواداران خود در انتخابات آينده مجلس به آشتی و سازش و به حضور در صدا و سيما نيازمنداند و از امکان حضور هر چند محدود هواداران خود در اين رسانه ها استقبال می کنند.

مناظره تلويزيونی،پاسخی ديرهنگام به ارتقای فرهنگ سياسی

با اين همه رشد و ارتقاء فرهنگ سياسی جامعه ايرانی را به ويژه در چند ماهه گذشته می توان چون يکی از دلايل اصلی برگزاری مناظره های سياسی اخير تلقی کرد.

فرهنگ سياسی جوامع و لايه های گسترده مردم نه در بستر مباحث نظری و جدل های سياسی و عقيدتی که در کوران عمل اجتماعی ارتفاء می يابد و گزارش های منتشر شده از رشد و ارتقاء نسبی فرهنگ سياسی جامعه ايرانی در جنبش اعتراضی اخير حکايت می کنند.

سياسی شدن جامعه،ارتقاء فرهنگ سياسی و ادامه جنبش اعتراضی به رغم سرکوب،مديرت بحران و کنترل آن را بر سياست گذاران جمهوری اسلامی چندان دشوار کرده است که ادامه فضای بسته و تک صدائی صدا و سيما را به مصلحت نمی دانند و بر آن اند تا با باز کردن اين فضا بر منتقدان معتدل وفادار به قانون اساسی بخشی از خواست های جنبش اعتراضی را به مجرای مجاز رسمی هدايت کنند.

بحران سياسی اخير ايران،با هر پايان متصور و ممکنی،چندان عمق يافته است که بازگشت به گذشته را ناممکن و همه نهادها،به ويژه رسانه های فراگير دولتی را به پذيرفتن تمام يا بخش هائی از اين تحول مجبور کرده است.

مناظره های تلويزيونی،آرام شدن توپخانه تبليغاتی جناح های حکومتی عليه يک ديگر،تاکيد رهبران جنبش سبز بر پذيرفتن دولت احمدی نژاد،قانون اساسی و پيروی از رهبری،تاکيد رهبران جناح اصول گرا بر تمايل به آشتی و سازش، تاکيد رهبران رسمی هر دو جناح بر حذف افراطيون و.. از تمايل اين جناح ها به سازش و آشتی خبر می دهد و صدا و سيما نيز می کوشد تا مناظره های تلويزيونی را به مکانيزمی برای آشتی و عبور از بحران بدل کند.

اما مناظره های تلويزيونی اخير به رغم گستردگی مخاطبان و تاثير و نفوذ صدا و سيما بر جامعه ايرانی گامی ديرهنگام نيز هست.

به هنگامی که لايه های گوناگون جامعه در رسانه شفاهی اما در ايران فراگير کوچه و خيابان از نقد ساختار نظام و از موافقت يا مخالفت خود با قانون اساسی اسلامی و ولايت فقيه و حتا حکومت مذهبی سخن می گويند،نقد جناحی محدود به محورهای مجاز تعيين شده در قالب مناظره های محدود به منتقدان ميانه رو در جناح های حکومتی در هدايت افکار عمومی چندان موثر نخواهد بود.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG