لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۱۳ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

سالمرگ صادق چوبک؛ نویسنده حاشیه نشینان جامعه


سال پيش در روز دوازدهم تیرماه و در حالی که ۸۲ سال از عمرش می گذشت، در خارج از وطنش در آمريکا درگذشت.

سال پيش در روز دوازدهم تیرماه و در حالی که ۸۲ سال از عمرش می گذشت، در خارج از وطنش در آمريکا درگذشت.

صادق چوبک از پيشگامان داستان نويسی نوين ايران، ۱۰ سال پيش در روز دوازدهم تیرماه و در حالی که ۸۲ سال از عمرش می گذشت، در خارج از وطنش در آمريکا درگذشت و بنا به وصيت اش، جسدش سوزانده شد و خاکستر آن به باد اقيانوس سپرده شد.


اين نويسنده بوشهری، ميراث صادق هدايت را به ارث برد و با انتشار اولين مجموعه داستان هايش با نام «خيمه شب بازی» در گستره ادبيات نوين داستانی ايران، نمايان شد.


«عنتری که لوطی اش مرده بود» و «قفس» داستان های بعدی صادق چوبک است. اين دو داستان، به ويژه درک نويسنده را از دنيای حيوانات مشخص می کند. «توپ لاستيکی»، «چراغ آخر»، «روز اول قبر»، «تنگسير» و «سنگ صبور» از ديگر داستان های صادق چوبک است.


اين نويسنده ايرانی، شخصيت های داستانی خود را بيشتر از ميان مردم زحمتکش و ستم ديده اجتماع برمی گزيد و زبان ساده آنها را به همان گونه که ادا می شد، در داستان های کوتاه و بلندش به کار می گرفت.


صادق چوبک با آن که از صادق هدايت تأثير می پذيرفت، با اين حال نمی توان او را مقلد هدايت به حساب آورد.


نسيم خاکسار، نويسنده نسل های بعدی در گفت و گو با راديو فردا درباره صادق چوبک و آثارش می گويد: «صادق چوبک از نويسندگان نسل اول داستان نويسی و از کسانی است که همراه با جمالزاده و هدايت، داستان نويسی و ادبيات داستانی ايران را بنياد گذاشتند.»


  • «صادق چوبک متنوع می نوشت، از جمله شعرهايی که به نثر يا نزديک به نثر است و همچنين کارهای نمايشی. اما به نظر من، درخشش کارهای او در رمان و داستان نويسی است.»
نسیم خاکسار، نویسنده

وی می افزايد: صادق چوبک متنوع می نوشت، از جمله شعرهايی که به نثر يا نزديک به نثر است و همچنين کارهای نمايشی. اما به نظر من، درخشش کارهای او در رمان و داستان نويسی است. کارهايی مانند «تنگسير» و «سنگ صبور» در ادبيات ما ماندنی هستند زيرا ويژگی زبانی و فلسفی خاص خود را دارند.


به گفته نسيم خاکسار، «در داستان های کوتاه، درخشش او بسيار چشمگير است و زبان عاميانه و اصطلاحات مردم کوچه در نثر داستانی، از ويژگی های کار چوبک است. او به همان اندازه در ادبيات داستانی ما جای محکمی دارد که صادق هدايت. نسل های بعد از او، از ساعدی گرفته تا احمد محمود و يک نسل بعدتر به خصوص نويسندگان جنوب ايران، از نوع نثر صادق چوبک و ويژگی ها و زبان او بسيار تأثير گرفته اند.»


وی يادآور می شود که نمونه های داستانی مانند «عنتری که لوطی اش مرده بود» و «چرا دريا طوفانی شد» جزو ادبيات معاصر داستانی ايران محسوب می شوند.


صادق چوبک از نويسندگان نسل اول داستان نويسی ايران، ناتوراليسم يا طبيعت گرايی را در داستان های نوين ايران آورد و توانست زيبايی ها و زشتی های جامعه را به همان شکل عينی و ظاهری آن، در داستان های خود توصيف کند. ولگردها، آدم های بيکاره، رانده شدگان و حاشيه نشينان جامعه، عموما شخصيت های داستانی صادق چوبک را تشکيل می دهند.


نسيم خاکسار، نويسنده و شاعر ساکن هلند، در مورد زبان داستانی صادق چوبک می گويد: «زبان چوبک، زبان عريان است و در کارهايش خيلی راحت از مسائل جنسی آدم هايش حرف می زند. به نظر من، اين کششی که وجود دارد تا اين حوزه را به عنوان عامل عمده برای شخصيت هايش برجسته کند و در ارتباط و نگاه آنها به جهان، تعيين کننده است باعث می شود که کارهای او آميزه ای از رئاليسم و فلسفه باشد. به خصوص در کارهايی مانند سنگ صبور و تنگسير.»


صادق چوبک، از پيشگامان داستان نويسی نوين ايران، در اواخر زندگی نابينا شد و نتوانست دست به آفرينش داستان زند.


همسرش قدسی چوبک، اواخر زندگی اين نويسنده نامدار را اين طور روايت می کند: «صادق راه می رفت و تمام مدت گريه می کرد و مرتب می گفت قدسی آيا ممکن است من يک بار ديگر ايران را ببينم.»


XS
SM
MD
LG