لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۲۶ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

«اتحاديه اروپا برای تغييرات در ايران بايد اعمال فشار کند»


فابیو آماتو می گوید که در ايران، حقوق اساسی برای مردم، از جمله در مورد آزادی بيان وجود ندارد.

فابیو آماتو می گوید که در ايران، حقوق اساسی برای مردم، از جمله در مورد آزادی بيان وجود ندارد.


يکی از موضوعاتی که در سال گذشته مورد توجه تحلیلگران و صاحبنظرن مسائل ایران قرار داشت، برخورد امنيتی – قضايی جمهوری اسلامی با فعالان مدنی و بويژه کارگری بوده است.


اين گونه برخورد، انتقاد بسياری را در خارج از ايران، از جمله در میان حزب چپ اروپا به همراه داشته است. اين حزب که در سال ۲۰۰۴ ميلادی تاسيس شده، متشکل از ۲۷ حزب چپگرای اروپايی بوده و مقر آن در بروکسل است.


فابيو آماتو، از اعضای هيات رييسه حزب چپ اروپا، در گفت وگو با راديو فردا، موضع اين حزب در قبال مسائل کارگری و به طور کلی، جنبش اجتماعی در ايران را تشريح می کند.


راديو فردا: حزب چپ اروپا، تحولات ايران را چگونه تحليل و ارزيابی می کند؟

فابيو آماتو: ما به عنوان يک نيروی دموکراتيک، مناسبات ديرينه ای با نيروهای دموکراتيک در ايران داريم، که البته ارتباطی تاريخی است و تمام نيروهای دموکراتيک و چپ را نه فقط در ايران، بلکه در تمام خاورميانه در بر می گيرد.


از ساليان قبل تاکنون، ما از مبارزه برای اصلاحات و تغييرات دموکراتيک در ايران حمايت کرده ايم.


همزمان، بايد اشاره کنم که در شرايط ويژه ای قرار داريم که بايد مراقب باشيم، زيرا از سوی ايالات متحده تلاش به عمل می آيد تا شرايط تنش آميزی در ارتباط با ايران ايجاد شود. ما طرفدار برقراری دموکراسی در ايران هستيم،اما فکر می کنيم که دليلی برای جنگ وجود ندارد. ما نمی خواهيم شاهد باشيم که ايران به عراق ديگری تبديل شود.


  • «ما به شدت و قويا هر گونه اعمال فشار بر کارگران را تقبيح می کنيم. منظورم نقض حقوق بشر، حقوق کارگران و دانشجويان است. به طور کلی، در دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد، پرونده حقوق بشر ايران فاجعه آميز بوده است و ما به خوبی از آن آگاهيم.»
فابیو آماتو، عضو هیئت رئیسه حزب چپ اروپا

ما تصور می کنيم که استراتژی آمريکا در منطقه، فاجعه آميز بوده است، زيرا تمام نيروهای افراطی نسبت به گذشته قوی تر شده اند. اين موضوع نيز دستاويزی برای رژيم ايران شده است تا فضا را برای نيروهای مخالف و جنبش دانشجويی و کارگری مسدود کند.


دولت ايران جنبش های اجتماعی مانند جنبش های کارگری و دانشجويی را «جاسوس و آلت دست دشمن» می نامد و درصدد سرکوبی آنان است. به نظر شما چرا چنين توصيفی درباره اين جنبش ها وجود دارد؟


در درجه نخست، اين نتيجه استراتژی ايالات متحده است. اين استراتژی ، بهانه لازم را به رژيم ايران می دهد تا اين جنبش ها را آلت دست دشمنان خارجی خود بنامد. ولی ما با اين توصيف در خصوص اين جنبش ها مخالفيم.


در ايران، حقوق اساسی برای مردم، از جمله در مورد آزادی بيان وجود ندارد. با همه اينها، اميدوارم که جنبش دموکراتيک در ايران رشد يابد و بتواند عاملی برای تغييرات و اصلاحات باشد.


حزب چپ اروپا با چه ساز و کارهايی از جنبش های اجتماعی مانند کارگران، دانشجويان و زنان در ايران حمايت می کند؟


از طريق اعمال فشار بر رژيم و درخواست برای آزادی زندانيان سياسی، برقراری آزادی بيان، تجمع و اعتصاب. اما همزمان، بايد تمامی راه های ديپلماتيک و سياسی را به کارگيريم تا از جنبش اجتماعی در ايران حمايت کنيم.


مشکلی که به عقيده برخی از تحليلگران در مناسبات اتحاديه اروپا و ايران وجود دارد، اين است که اتحاديه اروپا تلاشی جدی برای حمايت از جنبش های اجتماعی و برقراری حقوق بشر به عمل نمی آورد و بيشتر توجه خود را معطوف به پرونده اتمی جمهوری اسلامی ايران کرده است. اين تحليلگران اعتقاد دارند که در نبود يک جنبش دموکراتيک نيرومند در ايران، تهران می تواند فشار خارجی بر پرونده اتمی اش را تحمل کند. به نظر شما، اتحاديه اروپا چه سياست عملی ای را می تواند در ارتباط با موضوع حقوق بشر در ايران به اجرا در آورد؟


خب، اتحاديه اروپا در قبال ايران از استراتژی يا سياست نرم و منعطف پيروی می کند که فکر می کنم استراتژی درستی است.


البته اتحاديه اروپا بايد تمامی راه ها و امکانات خود را برای کمک به انجام تغييرات و اصلاحات در ايران و ترغيب دولت ايران به رعايت استانداردهای حقوق بشر به کار گيرد.


اين سياستی است که بايد در تمام منطقه انجام شود. برای مثال، اينکه بگوييم حکومت حسنی مبارک به حقوق بشر احترام می گذارد و حکومت خوبی است، زيرا متحد ما به شمار می رود، روش مناسبی نيست. ما نمی توانيم به اين سياست دوگانه در خاورميانه ادامه دهيم.


با همه اينها، اعتقاد راسخ دارم که اتحاديه اروپا بايد بيش از پيش، توجه خود به بحث حقوق بشر و نيز حقوق کارگران در ايران معطوف کند.




به بحث جنبش کارگری در ايران برمی گردم. چند هفته پيش، پنج کارگر در يکی از شهرهای ايران شلاق زده شدند. در حقيقت، اين حکم در ارتباط با تجمع آنان به مناسبت روز جهانی کارگر، روز اول ماه مه، صادر شده بود. شما اجرای اين حکم را چگونه ارزيابی می کنيد؟


ما به شدت و قويا هر گونه اعمال فشار بر کارگران را تقبيح می کنيم. منظورم نقض حقوق بشر، حقوق کارگران و دانشجويان است. به طور کلی، در دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد، پرونده حقوق بشر ايران فاجعه آميز بوده است و ما به خوبی از آن آگاهيم.


البته باز هم می گويم که تنها نبايد از رژيم ايران خواست به حقوق بنيادين و به رسميت شناخته شده در جهان احترام بگذارد، بلکه بايد از تمام دولت های خاورميانه خواست تا حقوق بشر و حقوق کارگران کشورهای خود را رعايت کنند.


XS
SM
MD
LG