لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۳۵ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

لیلی گلستان: صف کتاب در ارشاد طولانی تر شده است


لیلی گلستان بیش از سه دهه است که در ایران در زمینه نشر، ترجمه و نویسندگی فعال است.

لیلی گلستان بیش از سه دهه است که در ایران در زمینه نشر، ترجمه و نویسندگی فعال است.

وضعیت کتاب در ایران، نه تنها آسیب دیده از پیچ و خمی است، که در مسیر دریافت مجوز نشر، با آن دست به گریبان است، بلکه مشکلاتی که بسیاری از ناشران نیز برای نویسنده و مترجم ایجاد می کنند، در نهایت می تواند به عنوان عاملی آسیب زننده و مخرب نسبت به نویسندگان، مترجمین و در نهایت کتاب خوانان، عمل کند.


کمتر نویسنده و مترجمی را در ایران می توان یافت، که هم به لحاظ مادی و هم معنوی، از چنین آسیب های دوگانه ای (دولتی و خصوصی) در امان مانده باشد.


کتاب «گزارش یک مرگ» اثر گابریل گارسیا مارکز، پس از یک دهه توانست مجوز نشر دریافت کرده و به بازار ایران راه یابد.


این کتاب که دو دهه پیش به وسیله لیلی گلستان به فارسی ترجمه شد، پس از چند نوبت چاپ، و استقبال از سوی خوانندگان، به دلیل مجموعه مشکلاتی که از هر دو سوی (ناشر و ارشاد) در مسیر انتشارش به وجود آمد، دست کم ده سال از چاپ مجدد باز ماند.


اگر چه می توان صدها کتاب دیگر که مشکلاتی از این دست داشته اند را به عنوان نمونه مثال آورد، کتاب هایی که گاه به همین دلایل به کلی از چرخه انتشار بازمانده اند، اما از آن میان، بررسی مورد «گزارش یک مرگ» و مترجمش، شاید بتواند به عنوان نمونه ای از انبوه موارد مشابه، روشنگر وضعیت بغرنج این گونه آسیب ها در حوزه نشر ایران باشد.


این کتاب ارزشمند «مارکز» را لیلی گلستان بیش از ۱۸ سال پیش ترجمه و منتشر کرد، اما پس از یکی دو بار چاپ، به دلیل اختلاف میان مترجم و ناشر، «گلستان» انتشار کتاب را به ناشر دیگری سپرد.


لیلی گلستان در این باره به رادیو فردا می گوید: «ناشر اول، این کتاب را داد به ناشر دیگر و آن ناشر هم یکی دو بار آن را چاپ کرد، بعد همین طور معطل ماند که علتش، بیشتر گرفتاری های بین خود ناشرین بود؛ بعد من کتاب را از ناشر دوم گرفتم و به ناشر سوم دادم. او هم کتاب را باید دوباره برای مجور به ارشاد می داد. به هر حال آن قدر صف گرفتن مجوز در ارشاد طولانی است، که آنجا نیز در نوبت ماندیم و گر نه متن این کتاب مورد سانسوری نداشت.»


وی افزود: «به هر حال در نوبت ارشاد هم خیلی طول کشید تا مجوز گرفتیم که آن هم به دلیل انتظار و در صف ماندن بود، تعداد کتاب هایی که منتظر گرفتن مجوز مانده اند خیلی انباشته شده است. چرا که حتی چاپ های بعدی یک کتاب هم دیگر باید مجوز بگیرند. این کتاب هم از آن جمله بود. همین، کار ناشرین را خیلی مشکل کرده است.»


مشکلاتی از این دست، ظاهرا قبل از هر چیز، یکی از مهمترین عوامل دلسردی اهل قلم، چه نویسنده و چه ناشر است.


وقتی که نتیجه سال ها زحمت یک نویسنده یا ما حصل ماه ها تلاش یک مترجم، در کش و قوس مشکلات صاحب اثر با ناشر از یک طرف و سانسور و سختگیری های اداره بررسی کتاب ارشاد از طرف دیگر باقی می ماند، این گونه دلسردی ها به امری معمول مبدل می شود.


لیلی گلستان از تجربه شخصی اش چنین می گوید: «آسیب این روند، به من مترجم این است، که دلسرد و ناامید و پر از یاس می شوم. چرا باید چنین باشد؟ من که آدمی هستم، خوشبین و مثبت، و سرشار از انرژی، حالا انرژی من دارد از دست می رود، دارم مستهلک می شوم.»


  • ترجمه کتاب «اگر شبی از شب های زمستان» نوشته ایتالو کالوینو، ۱۲ سال منتظر مجوز مجدد بود و بعد بدون هیج اشکال و کم و کاستی دوباره در آمد. اگر شما می خواستید چیزی از این کتاب کم نکنید، که واقعا هم چیزی نداشته که کم شود، چرا ۱۲ سال مرا معطل کردید؟ دوازده سال یک عمر است. نمی دانم چرا باید به این اندازه معطل شدم؟
لیلی گلستان، نویسنده و مترجم ایرانی

وی می افزاید: «چرا باید کتابی را که با عشق ترجمه می کنم، کتابی را که سعی می کنم خوب ترجمه اش کنم، نباید زود به دست خواننده اش برسد؟ چرا آن قدر باید در کش و قوس و لابیرنت های سیستمی، که سیستم درستی هم نیست بماند؟ به نظر من همه این کارها (نوشتن یا ترجمه و سپس انتشار سریع و به موقع کتاب )می تواند انجام شود، بی آن که به این اندازه ما اهل قلم مایوس شویم، نا امید شویم، تنش داشته باشیم. من از این لحاظ خیلی متاسف هستم.»


نکته اصلی اما این است که به گفته اهل قلم، این گونه وقایع، در فضای فرهنگی ایران نه یک استثنا، بلکه قاعده اند. قاعده ای که برای هر مترجم و نویسنده، در دوران فعالیت های حرفه ای اش در ایران، بارها رخ می دهند.


به گفته ناظران، امروز هیچ نویسنده یا مترجمی جدی در ایران نمی توان یافت که از این ماجراها بر کنار مانده باشد. هرچند وزارت ارشاد، در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، تلاش های پراکنده ای برای رفع ابهامات قانونی میان ناشر و نویسنده کرد، اما هرگز نتوانست به موانعی که خود به عنوان یک فیلتر غول آسای دولتی میان اثر و مخاطب ایجاد می کند، پایان دهد.


وزارت ارشاد دوران اصلاح طلبان، حداکثر توانست برای چند سالی در دوره اصلاحات، با به اصطلاح شل کردن بندهای دست و پاگیر، راه تنفس نشر و کتاب را در ایران تا حدی آزاد تر کند. راه تنفسی که با ورود همه جانبه تندروهای جناح راست به قوای مقننه، مجریه و طبیعتا وزارت ارشاد، بیش از همیشه، دورانی دشوار را سپری می کند.


شاید به همین دلیل است که به اعتقاد کارشناسان فرهنگی، روند کاهنده و مایوس کننده در چرخه نشر و نوشتار ایران، در شرایط فعلی به گونه ای است که دیگر به قاعده ای رایج مبدل شد ه است.


لیلی گلستان که بیش از سه دهه در زمینه نشر و ترجمه و نویسندگی در ایران فعال بوده، همچون اغلب نویسندگان و مترجمان، از این تجربه های مکرر، در کارنامه، بسیار دارد.


وی می گوید: خیلی از کتاب های من دچار این غیبت های طولانی (از بازار کتاب) شده اند. ترجمه کتاب «اگر شبی از شب های زمستان» نوشته ایتالو کالوینو، ۱۲ سال منتظر مجوز مجدد بود و بعد بدون هیج اشکال و کم و کاستی دوباره در آمد. اگر شما می خواستید چیزی از این کتاب کم نکنید، که واقعا هم چیزی نداشته که کم شود، چرا ۱۲ سال مرا معطل کردید؟ دوازده سال یک عمر است. نمی دانم چرا باید به این اندازه معطل شدم؟


وی مافزاید: ترجمه کتاب «زندگی در پیش رو» اثر رومن گاری، ده سال تمام در غیبت بود. یا مثلا چاپ بعدی «زندگی و دیگر هیچ» اثر اوریانا فالاچی، به دلیل مصادره (انتشارات ) امیرکبیر به تاخیر افتاد. یا مثلا کتاب «سهراب سپهری: شاعر- نقاش». این کتابی است که دائم می تواند در حال فروش باشد، اما هر پنج - شش سالی یک بار مثلا سه هزار نسخه از آن در می آورند. این کتاب ها، هیچکدام اشکالی (اشکالات مرتبط با ممیزی) نداشتند، کما اینکه زمانی که دوباره مجوز گرفتند، چیزی از آنها کم نشد. پس چرا برای هریک از آنها، این همه مرا معطل کردند؟


به هر حال روی دیگر این ماجرا، آن گونه که کارشناسان امر کتاب در ایران می گویند، این است که توقف های چندین ساله هر کتاب پشت درهای بسته ارشاد، از یک سو و لابلای هرج و مرج ناشی از مشکلات ناشر و مؤلف از سوی دیگر، نتیجه اش دور شدن بیش از بیش عامه کتاب خوان، از کتاب و سقوط هر چه بیشتر آمار ضعیف کتابخوانی در ایران است.


XS
SM
MD
LG