لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۱۳ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

بازيگران ايرانی، هاليوود و مانع تراشی های دولت نهم


گلشیفته فراهانی در نمایی از فیلم «مجموعه دروغ ها» همراه با لئوناردو دی کاپریو.

گلشیفته فراهانی در نمایی از فیلم «مجموعه دروغ ها» همراه با لئوناردو دی کاپریو.

گلشيفته فراهانی، بازيگر جوان ايران، ممنوع الخروج شد. ماجرا از آنجا آغاز می شود که بعد از نمايش فيلم «نيوه مانگ» با بازی گلشيفته فراهانی در جشنواره سن سباستين، جيم جارموش کارگردان مستقل و سرشناس آمريکايی از بازی گلشيفته در آن فيلم خوشش می آيد و در همان جشنواره، با مدير انتخاب بازيگران فيلم جديد ريدلی اسکات به نام «مجموعه دروغ ها» صحبت می کند.


از اين جا روند انتخاب اين بازيگر جوان برای فيلم تازه ريدلی اسکات آغاز می شود و گلشيفته، نقش دوم زن فيلم را به دست می آورد.


ريدلی اسکات کارگردان مهمی است و در فيلم «مجموعه دروغ ها» بازيگران بزرگی مانند دی کاپريو و راسل کرو بازی کرده اند. همه اينها يعنی يک موفقيت ديگر برای سينمای ايران، بعد از اين که همايون ارشادی، بازيگر ديگر سينمای ايران، سال گذشته در فيلم «بادبادک باز» اثر مارک فوستر بازی کرد و تمجيد شد.


اما گلشيفته فراهانی که يک پيشنهاد ديگر نيز داشته و به خاطر آن به آمريکا می رفته است، ممنوع الخروج می شود.


در اين باره با نوشابه اميری، روزنامه نگار و منتقد سينمايی گفت و گو کرده ایم.


راديو فردا: خانم اميری! نظرتان در مورد اين ماجرا چيست؟


نوشابه اميری: اگر شما روندی را که در جامعه حاکم است دنبال کنيد به ويژه دوران دولت نهم و به خصوص وزارت ارشاد دولت نهم، می بينيد که در زمينه های مختلف چه برخوردی داشته است و اين ماجرا عجيب نيست.


اينها برخوردهای قابل پيش بينی يک نظام سياسی- فرهنگی است که همه چيز را در محدوديت تعريف می کند. يعنی همان اتفاقی که برای سينمای ايران و هنرمندان در اشکال مختلف پيش آمد. سينما کلوزآپ ( نمای نزديک) يک جامعه است.


  • «وضعيتی که برای گلشيفته، هنرمند جوان و بسيار مستعد، اتفاق افتاده است، در حقيقت کلوزآپ همان چيزی است که در لانگ شات جامعه می گذرد. يعنی شما هر کجای ديگر دنيا بوديد حتی با کمترين ميزان عقلانيت، کمک می کرديد که جوان کشورتان بتواند در زمينه کاری خود به بالاترين درجه برسد.»
نوشابه امیری، روزنامه نگار و منتقد سينمايی

وضعيتی که برای گلشيفته، هنرمند جوان و بسيار مستعد، اتفاق افتاده است، در حقيقت کلوزآپ همان چيزی است که در لانگ شات جامعه می گذرد. يعنی شما هر کجای ديگر دنيا بوديد حتی با کمترين ميزان عقلانيت، کمک می کرديد که جوان کشورتان بتواند در زمينه کاری خود به بالاتريندرجه برسد.


من با استعداد و مجموعه شرايطی که در گلشيفته سراغ دارم، مطمئن هستم اين هنرمند جوان در کار خود موفق می شود، ولی به جای اين که به او کمک کنند مانع تراشی می کنند.


شما اين اتفاق را در همه عرصه ها می بينيد و اين چيز عجيبی نيست. در مجموعه سياست دولت آقای احمدی نژاد و وزير او که از روزنامه کيهان آمده، اين امری کاملا طبيعی است.


در وزارت ارشاد ايران، معاونت سينمايی يا ساير قوانين ايران، هيچ قانونی چه به صورت عرفی و چه به صورت مکتوب وجود ندارد که بازيگر يا هنرمند ايرانی را از مشارکت در آثار غير ايرانی منع کند.


بله چنين قانونی وجود ندارد ولی بايد ماجرا را کلی تر ببينيم. اساسا بنيان مجموع کارهايی که در اين سه سال در وزارت ارشاد انجام شده، بر «غير قانونی بودن» بوده است.


در تمام زمينه ها اعم از سانسورهايی که انجام شده، افزایش بررسی و ممیزی کتاب، احضار هنرمندان به وزارت ارشاد و حتی برخورد با هنرمندانی که خودشان به داخل کشور دعوت می کنند. اين اقدامات علاوه بر اين که غير قانونی بوده، در مجموع اين ۳۰ سال نيز بی سابقه بوده است.


پيش از اين نيز همايون ارشادی، يکی از بازيگران فعلی سينمای ايران در فيلم «بادبادک باز» که يک اثر آمريکايی است، بازی کرد. اما نه تنها مشکلی برای او پيش نيامد بلکه قرار است در فيلم ديگری از الخاندرو آمنبار بازی کند. به نظر شما گلشيفته به دليل زن بودن دچار مشکل شده است يا اين که وزارت ارشاد نمی خواهد حضور بازيگران ايران در سينمای جهان، به روندی عادی تبديل شود؟


اين يک اتفاق بزرگ در سينما است که کارگردانی در حد ريدلی اسکات، برای اين که يک بازيگر در فيلمش بازی کند در فيلمنامه تغييراتی انجام می دهد، به طوری که بازی گلشيفته در اين فيلم با معيارهای روابط جمهوری اسلامی سازگاری داشته باشد. ولی علی رغم همه اينها چنين برخوردی انجام می شود.


وقتی شما يک سيستم غير قانونی داريد به اين معنی است که اين سيستم مبتنی بر تفاسير و موضع گيری های شخصی است. تمام مسائل به اين برمی گردد که آقايان در دنيای تنگ نظری هايشان از هر مسئله ای چه تعبيری کرده و آن را چگونه به سود يا به زيان خود تفسير می کنند.



ماجرای گلشيفته را هم می توانيم در همين چارچوب ببينيم.از یک طرف، او يک دختر جوان موفق است و از طرف دیگر، این میان دورنمايی از هاليوود و آمريکا مطرح است. از همه مهم تر اينکه این اتفاق از سوی جامعه مدنی ايران نيز با استقبال مواجه می شود و نظرها را به خود جلب می کند.


درست در همين جاست که حساسيت های آقايان بر انگيخته می شود زيرا راه حلی برای مشکلات جامعه ندارند بنابر اين مجبورند با عوامل انديشه، انديشه ورزان، هنرمندان و صاحبان تفکری غير از تفکر خودشان، مقابله کنند.


XS
SM
MD
LG