لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۵۹ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

نگرانی جمهوری اسلامی و حمله یکپارچه به مدعیان مهدویت


به گفته استاندار قم، «يک ميليون و ۵۰۰ هزار زائر در نيمه شعبان امسال برای زيارت جمکران به شهر قم عزيمت» کردند. (عکس: فارس)

به گفته استاندار قم، «يک ميليون و ۵۰۰ هزار زائر در نيمه شعبان امسال برای زيارت جمکران به شهر قم عزيمت» کردند. (عکس: فارس)

امسال همه رهبران روحانی جمهوری اسلامی، از آقايان محمد خاتمی و مهدی کروبی از جناح اصلاح طلبان مذهبی تا آقايان علی خامنه ای، هاشمی رفسنجانی و هاشمی شاهرودی، رهبر و روسای مجلس خبرگان و قوه قضائيه، از مراجع تقليد حوزه های علميه چون آيت الله ها مکارم شيرازی، صانعی و آملی تا امامان جمعه، يکصدا و يکپارچه، سخنرانی های خود را به مناسبت نيمه شعبان، جشن تولد امام دوازدهم شيعان، به حمله تند و تيز به مدعيان مهدويت و ارتباط با امام غائب شيعيان اختصاص و در باره «مدعيان دروغين» به مردم هشدار دادند.


حمله به مدعيان مهدويت و ارتباط با امام غائب از عناصر رايج سخنرانی های مذهبی روحانيت شيعه است اما شايد در تاريخ هزار و اندی ساله شيعه، جز در روزگاری که سيد علی محمد باب به دوران محمد شاه قاجار با ادعای مهدويت پايه های نفوذ و مشروعيت روحانيت شيعه را لرزاند، تا کنون، چنين حمله همه جانبه ، يکپارچه و از پيش طراحی شده ای عليه مدعيان ارتباط با مهدی موعود از روحانيت شيعه ديده نشده است.


به روزگار ظهور سيد علی محمد باب نارضايتی عمومی لايه های متوسط و فقير مردم و نااميدی و سرخوردگی آنان از حکومت قاجار و روحانيت شيعه چندان عميق و گسترده بود که پيام باب با سرعتی شگفت انگيز در لايه های گوناگون مردم رسوخ و زمينه را برای قيام های مسلحانه بابيان و پس از آن انقلاب مشروطه فراهم کرد.


آيا اکنون و ۳۰ سال پس از استقرار جمهوری اسلامی و ولايت فقيهی که مشروعيت اقتدار دينی و سياسی خود را با نيابت رسمی امام غائب توجيه می کند، دلايلی مشابه با روزگار ظهور باب سران روحانی حاکم بر ايران را چندان نگران کرده است که با لحن خلفای اموی و عباسی عليه مدعيان مهدويت و ارتباط با امام غائب سخن گفته و به مردم هشدار می دهند؟


زير پوست جمهوری


محورهای واحد در سخنرانی های سران طراز اول جمهوری اسلامی در باره مسائل داخلی کشور، اغلب، واکنش راس حکومت را در برابر رخدادهايی در جامعه نشان می دهد که آنان با واسطه بولتن های اطلاعاتی محرمانه پيش و بيش از رسانه ها و مردم از آن مطلع اند.


به هنگامی که همه رهبران طراز اول روحانی جمهوری اسلامی از همه جناح ها، مسئله ای واحد را با لحن و حتا جمله های مشابه در يکی از مهم ترين مناسبت های رسمی مطرح می کنند، نگرانی های خود را نسبت به خبرهايی نشان می دهند که در بولتن های محرمانه اطلاعاتی نهادهای امنيتی جمهوری اسلامی برای رهبران طراز اول، منعکس شده است.

به هنگامی که همه رهبران طراز اول روحانی جمهوری اسلامی از همه جناح ها، مسئله ای واحد را با لحن و حتا جمله های مشابه در يکی از مهم ترين مناسبت های رسمی مطرح می کنند، نگرانی های خود را نسبت به خبرهايی نشان می دهند که در بولتن های محرمانه اطلاعاتی نهادهای امنيتی جمهوری اسلامی برای رهبران طراز اول، منعکس شده است.


و بر همين اساس به هنگامی که مدعيان رابطه مستقيم با منجی موعود شيعه به آماج حمله رهبران طراز اول روحانی جمهوری اسلامی بدل می شوند، زير پوست جمهوری و در بولتن های محرمانه اطلاعاتی رخدادی های نگران کننده ای گزارش شده که واکنش يکپارچه و هشدارهای جدی سران را ضروری کرده است.


سخنان امسال سران روحانی جمهوری اسلامی نشان می دهد که استقبال مردم از مدعيان ارتباط مستقيم با منجی موعود و دلايل اين استقبال، نارضايتی از وضع موجود و آرزوی دگرگونی راديکال آن، تا جايی جدی است که به يکی از نگرانی های عمده رهبران جمهوری اسلامی بدل شده است.


امسال محمد خاتمی پيشقدم و پيش از شروع مراسم رسمی جشن های نيمه شعبان مدعی شد که او، و نه محمود احمدی نژاد، «نخستين» کسی است که «مهدويت» را «در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح» کرده است. آقای خاتمی پس از ثبت اين «افتخار» در پروند خود به مردم هشدار داد که فريب مدعيان دروغين را نخورند.


آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، با صراحت بيش تری به مدعيان مهدويت حمله کرد و در سخنرانی نيمه شعبان خود به مردم دستور داد «مردم بايد در مقابل دروغگويانی که با ادعاهای شرم آوری نظير ارتباط با امام زمان، مفهوم انتظار را مايه سودجويی و دکانداری قرار داده اند، کاملا هوشيار باشند.»


رهبر ايران افزود: «ادعای رويت، ارتباط، تشرف، دستور گرفتن از حضرت حجت و اقتدای به آن حضرت در نماز، ادعاهايی حقيقتا شرم آور است.»


با اين همه آقای خامنه ای امکان ارتباط با امام غائب را برای گروهی معدود حفظ کرد و گفت:«ممکن است انسان سعادتمندی، اين ظرفيت را پيدا کند که چشم دلش به نور جمال مبارک حضرت حجت روشن شود اما چنين کسانی اهل ادعا و بازگو کردن اين مسائل نيستند.»


تاکيد رهبر جمهوری اسلامی ايران بر اينکه «سعادتمندان»، از ارتباط خود با امام سخن نمی گويند در حالی است که دستگاه های تبليغاتی و خبر سازی جمهوری اسلامی از مدت ها پيش خبرهای گوناگونی را در باره رابطه مستقيم رهبر و امام خمينی با مهدی موعود در رسانه های رسمی و در جامعه مطرح کرده اند.


اکبر هاشمی رفنسجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخنرانی خود به مناسبت نيمه شعبان گوشه ای از گزارش های اطلاعاتی محرمانه را که موجب نگرانی رهبران جمهوری اسلامی شده است، افشاء کرد و از قدرت و نفوذ مدعيان مهدويت در حد «ايجاد انحراف در سال های اخير» خبر و به مردم هشدار داد: « مدعيان مهدويت در اين سالها انحراف ايجاد کردهاند، بايد مراقب باشيم و به ادعاهای مشکوک نپردازيم.»


آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه نيز همين هشدارها را تکرار و «طرح» ادعای ارتباط با امام غائب را «انحراف از فلسفه مهدويت» و «شگرد دشمنان» ارزيابی کرد. آيت الله های حوزه های علميه، امامان جمعه و ديگر مقامات روحانی نيز همين هشدارها را با لحن و محتوای مشابه تکرار کردند.


وقتی مردم نااميد می شوند


هشدارهای پر رنگ امسال نه فقط نگرانی های سران جمهوری اسلامی را از استقبال و گرايش مردم به مدعيان ارتباط مستقيم با منجی موعود تصوير می کند که علاوه بر آن از نياز مردم به ظهور نيرويی خبر می دهند که وضع موجود را ريشه ای و راديکال و بدون هزينه دگرگون و نظامی متفاوت را مستقر کند.


از دوره دوم رياست جمهوری محمد خاتمی، که سرخوردگی اکثريت مردم ايران از اصلاح حکومت از درون خود را در نمودهای متفاوت نشان داد، تاکنون، رسانه های ايران هر از چندی خبر بازداشت مدعيان مهدويت يا مدعيان ارتباط مستقيم با امام غائب و پيروان آن ها را منتشر کرده اند.


کثرت مدعيان و کميت به نسبت بالای پيروان آن ها از بی تابی و لبريز شدن کاسه صبر لايه هايی از جامعه ايرانی برای ظهور منجی موعودی خبر می دهند که عدالت آسمانی را بر زمين محقق خواهد کرد.


هشدارهای پر رنگ امسال نه فقط نگرانی های سران جمهوری اسلامی را از استقبال و گرايش مردم به مدعيان ارتباط مستقيم با منجی موعود تصوير می کند که علاوه بر آن از نياز مردم به ظهور نيرويی خبر می دهند که وضع موجود را ريشه ای و راديکال و بدون هزينه دگرگون و نظامی متفاوت را مستقر کند.

جشن تولد امام زمان به دوران پهلوی دوم، پس از نوروز، مردمی ترين، خودجوش ترين و پر رونق ترين جشن های ايرانی بود.


با به قدرت رسيدن فقيه نائب امام در انقلاب اسلامی، جشن های نيمه شعبان در دو دهه اول حکومت اسلامی به مراسمی دولتی و برنامه ريزی شده تقليل يافت.


در دهه اخير جشن تولد منجی موعود در نيمه شعبان بار ديگر زنده و مردمی و مراکزی چون مسجد جمکران در قم، جايی که به اعتفاد برخی از روحانيون امام غائب در آن حضور می يابد، به يکی از مهم ترين مراکز مذهبی بدل شدند.


به گفته استاندار قم، «يک ميليون و ۵۰۰ هزار زائر در نيمه شعبان امسال برای زيارت جمکران به شهر قم عزيمت» کردند.


هاشمی رفنسجانی در سخنرانی نيمه شعبان امسال خود «مايوس شدن مردم از همه چيز و همه کس» را از مقدمات اصلی آمادگی ذهنی مردم برای ظهور امام غائب و از نشانه های ظهور منجی موعود شيعه اعلام و ناخواسته اين پرسش را برانگيخت که رونق بازار مدعيان ارتباط با امام آيا نشانه ای از فراررسيدن دورانی نيست که مردم برای رهائی خود از بحران های سياسی، اقتصادی و اجتماعی «از همه چيز و همه کس مايوس شده اند»؟


موقعيت انفعال و موقعيت شورش


به گفته بسياری از مورخان معتبر، ايرانيان مفهوم منجی موعود را از دين زرتشتی به اسلام ترزيق و با مسلمان کردن «سوشيانس»، منجی موعود دين زرتشت، خصوصيات او را به فرزند داشته يا نداشته امام يازدهم شيعه منتسب کردند.


بحث تاريخی و فنی در باره ريشه های مفهوم منجی موعود نزد شيعه و بحث در باره فرزند داشتن و يا بی فرزند بودن امام يازدهم، در همان نخستين سال های پس از مرگ امام حسن عسکری ، در برابر کارکرد واقعی، جدی و عينی مفهوم منجی موعود به سرعت رنگ باختند.


منجی موعود در تاريخ ايران پس از اسلام کارکردی واقعی و عينی يافت و اغلب شورش های مردمی هزار و اندی سال ايران حقانيت خود را در قالب ادعای ظهور مهدی يا ارتباط مستقيم با او توجيه کردند.


قيام های متعدد دهقانان، صنعتگران و حاشيه نشيان در قرون وسطای اسلامی ايران رنگ مذهبی داشته و اغلب رهبران اين قيام ها با ادعای تجسد منجی موعود در جسم خود يا ادعای ارتباط مستقيم با امام غائب، مردم را به قيام عليه ائتلاف دربار، زمينداران، روحانيون و ديوان سالاران بر می انگيختند.


فقهای شيعه در هزار و اندی سال گذشته اقتدار سياسی، اجتماعی، فرهنگی و دينی خود را بر مفهوم نيابت امام غائب استوار کرده اند. ظهور منجی موعود به معنای پايان دوره نيابت فقها است.


ارتباط مستقيم امام غائب با کسانی بيرون از دايره روحانيت رسمی شيعه نيز به معنای آن است که روحانيت نيابت امام غائب را از دست داده و لياقت، شايستگی و صلاحيت ارتباط با او را ندارد.


در تاريخ ايران تب مهدويت و ارتباط مستقيم با مهدی در دو موقعيت متناقض ياس و انفعال يا اميد و شورش، بالا می گرفت.


در موقعيت ياس و انفعال توده های مردمی که به شدت سرکوب و همه اميدهای خود را به بهبود وضع موجود زمينی خود از دست داده بودند، به منجی موعودی دل می بستند که روزی در آينده اگر نه آنان که فرزندان و نوه های آنان را از وضع نامطلوب نجات می دهد.


در موقعيت اميد و شورش توده های مردم آمادگی قيام داشته و از وضع موجود چندان به تنگ می آمدند که برای طغيان خود عليه حکومت، روحانيت و مذهب رسمی، به توجيه مذهبی قيام و به منجی ای نياز داشتند که با ظهور خود قيام آنان را تائيد و رهبری کند.


در اين موقعيت کس يا کسانی با ادعای تجسد مهدی در جسم خود يا با ادعای ارتباط مستقيم با منجی موعود و انتقال پيام های او به مومنان، رهبری مردم را به دست گرفته و قيام و شورش را سامان می دادند.


پژوهش های بيش تر نشان خواهد که کدام يک از دو موقعيت انفعال يا شورش در دهه اخير زمینه ساز استقبال گسترده مردم از مدعيان ارتباط مستقيم با مهدی شده است اما از هم اکنون پيدا است که اقبال مردم به مدعيان، که در هر دو موقعيت از نارضايتی عميق جامعه از وضع موجود خبر می دهد، نگرانی سران جمهوری اسلامی را برانگيخته است.


جمهوری اسلامی، حکومتی که در فلسفه سياسی خود مشروعيت خود را از نيابت امام غائب کسب ، خود را مقدمه ظهور مهدی موعود معرفی ، ظهور قريب الوقوع او را تبليغ کرده و کارگزاران خود را سربازان امام زمان لقب داده است، خود در ترويج مفهوم مهدويت در جامعه نقشی موثر داشته است.


تقويت مفهوم منجی موعود و پيوند حکومت اسلامی با او حکومت را نزد باورمندان به مهدی موعود تقديس کرده و حمايت آنان را بر می انگيزد اما اين خطر را نيز دارد که زمانی که مردم از وضع موجود به تنگ آمدند، زمانی که نارضايتی از وضع موجود آرزوی دگرگونی بينادی و راديکال را به خواستی مبرم بدل کرد، زمانی که کاسه صبر منتظران ظهور لبريز شد، راه بر مدعيان ارتباط مستقيم با منجی باز و منتظران به جان آمده از اين ادعاها استقبال می کنند.


داستايفسکی، عيسی و مهدی


در رمان برداران کارامازوف داستايفسکی داستانی بسيار کوتاه نيز آمده است که مستقل از رمان، شاهکاری کلاسيک است.


فقهای شيعه در هزار و اندی سال گذشته اقتدار سياسی، اجتماعی، فرهنگی و دينی خود را بر مفهوم نيابت امام غائب استوار کرده اند. ظهور منجی موعود به معنای پايان دوره نيابت فقها است.

در اين داستان کوتاه، عيسی در اسپانيای قرون وسطا و در اوج حکومت مذهبی کشيشان و انگيزيسيون کليسا ظهور کرده و عليه کليسا، حکومت روحانيت، انگيزيسيون و.. که به نام او بر مردمان تحميل اما با آموزه های او در تضاد اند، زبان به اعتراض باز می کند.


عيسی به اتهام ادعای دروغين مسيح بودن بازداشت و به مرگ محکوم می شود. شب اعدام، مفتش اعظم انگيزيسيون به سلول او می آيد و به او می گويد که می داند که ادعای او دروغين نيست.


مفتش اعظم توضيح می دهد که دين بدون نهادی چون کليسا و بدون روحانيت زنده نمی ماند، که مردم عادی برای رستگاری و رابطه با خدا به روحانيت نيازمند اند، که اجرای آموزه های واقعی عيسی نظام اجتماعی را از هم می پاشد و.. و برای حفظ دين خدا و ايمان مومنان عيسی بايد به اتهام ادعای دروغين مسيح بودن اعدام شود.


استدلال های قوی و محکم مفتش اعظم را با قلم سحرانگيز داستايفسکی بايد خواند تا خلع سلاح عيسی را در مباحثه با مفتش اعظم درک کرد.


در آن روزگار کليسا و روحانيت مسيحی بيش از هر کس و هر لايه ديگری از جامعه از ظهور عيسی هراس داشتند.


مهدی موعود شيعه البته عيسی نيست که فقط بر کلام و عشق تاکيد کند. بر اساس همه روايات تائيد شده شيعه، منجی شيعيان سلاح در کف، ظهور و در جنگ نهايی بين اسلام و غير اسلام، منکران و کافران را سر می برد و چون چنين است نگرانی از ظهور او در ميان برخی از روحانيت شيعه پر رنگ تر و قوی تر است.


XS
SM
MD
LG