لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۴۳ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

محسن نامجو: چهار پنجم کارهای من هنوز ضبط نشده است


به گفته منتقدين٬ موسيقى محسن نامجو تركيبى است از موسيقى سنتى ايرانى٬ جاز٬ بلوز و راك اند رول.

به گفته منتقدين٬ موسيقى محسن نامجو تركيبى است از موسيقى سنتى ايرانى٬ جاز٬ بلوز و راك اند رول.


محسن نامجو٬ يكى از جنجال برانگيزترين چهره هاى موسيقى امروز ايران٬ به دعوت بنياد فرهنگى «بيان پرسيا» در يك تور تك نفره سراسرى٬ شامل شش كنسرت٬ در شهرهاى مختلف آمريكا٬ شركت خواهد كرد.


اولين برنامه محسن نامجو در تالار «پلس آف فاين آرتز» يكى از معروف ترين اماكن اجراى برنامه هنرى٬ در شهر سان فرانسيسكو٬ اجراء شد.


به گفته منتقدين٬ موسيقى محسن نامجو تركيبى است از موسيقى سنتى ايرانى٬ جاز٬ بلوز و راك اند رول. اما در ابعادى وسيع تر٬ به آن مى توان به صورت پلى ارتباطى بين موسيقى ناشناخته ايران و ترجمه و تشبيهى از آن به زبان موسيقى امروز جهانى٬ نيز نگاه كرد. محسن نامجو در گفت و گو با راديو فردا به ديدگاه هاى مطرح در باره سبك موسيقى خود پاسخ داده و مى افزايد كه چهار پنجم كارهاى او هنوز ضبط نشده است.


وى در ماه هاى اخير با چالش ها و محدوديت هاى زيادى در ايران روبرو شده و اخيرا نيز اخبارى مبنى بر طرح شكايت از او به دليل استفاده از يك آيه قران در ترانه هايش نيز در سايت هاى اينترنتى منتشر شد.


راديو فردا: آقاى نامجو در باره سبك كار شما ديدگاه هاى مختلفى مطرح شده است ولى يكى از نقطه نظرات كه مى تواند به واقعيت نزديكتر باشد مى گويد كه شما تركيبى از سبك هاى مختلف را در كار هنرى خود استفاده مى كنيد. تا چه اندازه با اين نظر موافق هستيد؟


محسن نامجو: به طور كلى نظراتى كه تا حالا داده شده٬ راجع به كارهاى بنده٬ مبنى بر اين كه تجزيه اى از همه اينها است٬ بديهى است كه نقطه نظر درستى است و من هم چيز خاصى ندارم كه به آن اضافه كنم٬ جز اين كه٬ در كل اين كارها بايد آدم ابزارى داشته باشد كه بتواند با آن چرخ بزند. ابزار ادبيات و مهمتر از آن ابزار حنجره و به طور كلى اخذ مقوله آواز.


البته من هيچ وقت٬ به اندازه اى كه الان رو به آهنگ سازى و كار آواز آوردم٬ علاقمندى ذاتى به مقوله نوازندگى نداشتم. قطعاتى كه باعث شده اين نظرات راجع به كارهاى بنده باشد٬ بيست درصد از كل قطعات بنده است و حدود چهار پنجم بقيه كارها٬ انواع و اقسام قطعات ديگرى ممكن است كه شامل اين درخواست بشود و بسيارى هم نشود.


شما با اين كه به اسم خواننده پيشرو معروف هستيد٬ ولى احساس نمى كنيد كه شهامت به خرج داده و از آن محدوده شناخته شده بيرون آمده ايد٬ نه فقط به شكل آوانگارد٬ بلكه به شكل رساندن صداى خود به خارج از آن محدوده؟


از وقتى كه اين موضوع براى من٬ به صورت عملى هم پيش آمده كه خارج از ايران (برنامه) اجراء كنم و بتوانم با مخاطب هاى ايرانى و غير ايرانى خارج از كشور ارتباط بر قرار كنم٬ مى توانم بگويم كه از حالا به بعد٬ كار من مشخصا هدفمند شده٬ يعنى اينكه چه در زمينه تحصيل و چه در زمينه كار عملى و ادامه دادن كارهاى ديگر با موزيسين هاى مختلف و ضبط كارها٬ اين را مد نظر دارم كه واقعا براى موسيقى ايرانى٬ منظورم موسيقى كه هميشه به عنوان موسيقى سنتى ايران معروف بود٬ همان هفت دستگاه موسيقى و پنج آواز متعلق به آن٬ بتوانم در يك تريبون٬ نمى توانم بگويم تريبون جهانى٬ ولى حداقل همان چيزى كه تا الان بوده٬ تا جايى كه از عهده من بر آيد٬ بتوانم اين موسيقى را از حالت انزوا در بياورم.


اين رسالت را بر عهده خود مى بينم٬ كه اين كار را انجام دهم٬ زيرا اگر هم ويژگى خاصى در نوآورى در اين كارها ديده مى شود٬ به نظر خودم دقيقا به خاطر پاى بندى به سنت است و حالا اين كه بحث نظرى را پيش بكشيم٬ قطعا اينجا نمى شود٬ ولى در هر صورت٬ اين اعتقاد از قديم٬ در بين خيلى از روشنفكران وجود داشته كه هرگونه پا را از خط قرمز فراتر گذاشتن و به قول معروف يك سرى سرها را شكستن٬ در صورتى احتمالا بيشتر عمر مى كند و بيشتر جواب مى دهد كه ادامه دار باشد.


فضاى آزاد خارج از كشور٬ چه اثراتى روى موسيقى شما گذاشته؟ آيا شما را آزاد تر كرده٬ يا اينكه آن خلاقيت را٬ تا يك حدودى٬ از شما گرفته؟


اين نگرانى بود كه از طرف خيلى از دوستانم و مخاطب هايى، كه هيچوقت مرا نديده بودند ولى اظهار لطف داشتند٬ به من پيغام مى رسيد٬ كه ممكن است٬ اين جدايى از ايران٬ منبع الهام را خشك كند٬ يا به هر صورت آن سحر قديم را نداشته باشد.


اين درست است٬ يعنى اين كه٬ اگر من در تمام اين هفت٬ هشت٬ ده سال گذشته در كشورى غير از ايران زندگى مى كردم٬ قطعا اين موسيقى نوع ديگرى مى شد و يك سرى از ويژگى هايى كه در مضمون كارها يا درفرم اجرايى٬ كه بيشتر آن در ابزار آواز وجود دارد٬ بوجود نمى آمد و (مصداق) همان سخن خيلى قديمى (است) كه مى گويند «محدوديت موجب خلاقيت است».


من از بابت زندگى كه در ايران كردم٬ راضى هستم كه به هرحال چنين نتيجه اى داده٬ كه نه اينكه الان بگويم مثبت است ولى مى تواند مثبت باشد٬ يعنى مى تواند راهگشا باشد٬ براى موسيقى ايرانى.


در پاسخ به آن دوستانى كه به يك شكلى اين نگرانى را مطرح مى كردند٬ اين را من گفته بودم و الان هم به شما عرض مى كنم٬ كه خوشبختانه حدود چهار پنجم كارهاى من هنوز ضبط نشده و حالا٬ حالاها ماتريال براى كار كردن هست و بيرون از ايران بودن٬ از اين نظر محدود كننده كه نيست٬ هيچ٬ با توجه به امكانات بيشترى كه اينجا وجود دارد٬ راهگشا هم هست.


XS
SM
MD
LG