لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۰۱ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مصباح- محتشمی؛ جدال بر سر میراث سیاسی آیت الله خمینی


۱۹ سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، جناح ها و تفکرات مختلف حاضر در جمهوری اسلامی، هر يک خود را تنها پيرو اصلی آموزه های او می دانند.(عکس: AFP)

۱۹ سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، جناح ها و تفکرات مختلف حاضر در جمهوری اسلامی، هر يک خود را تنها پيرو اصلی آموزه های او می دانند.(عکس: AFP)



گزارش ویژه این هفته رادیو فردا درباره تازه ترین اختلاف نظری است که در ایران درباره تفسیر درست از اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران میان دو طیف از روحانیون سهیم در قدرت بروز کرده است.


۱۹ سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، جناح ها و تفکرات مختلف حاضر در جمهوری اسلامی، هر يک خود را تنها پيرو اصلی آموزه های او می دانند و تفکرات ديگر را انحرافی و مخالف انديشه های آيت الله خمينی معرفی می کنند.


اما در اين ميان شايد پر حرف و حديث ترين جريان فکری- حکومتی مربوط باشد به هواداران يک روحانی که پيش از به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد، کمتر شناخته شده بود.


حجت الاسلام محمد تقی مصباح يزدی، با اين که در سال های نخست پس از انقلاب سال ۵۷ در کنار عبدالکريم سروش، طی مناظره ای تلويزيونی با سران حزب توده به چهره ای شناخته شده بدل شد، اما نام او پس از آن جز در محافل حوزه های علميه شنيده نشد .


برخی از تحلیلگران، پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری نهم را پيروزی تفکر مصباح يزدی لقب دادند و رفته رفته شرح ديدارهای رییس جمهور اسلامی با اين روحانی ۷۴ ساله و همچنين روابط پيدا و پنهان کابينه آقای احمدی نژاد با حجت الاسلام مصباح يزدی، نگره مرکزی بسياری از تحليل ها و نظرهای سياسی قرار گرفت و از او به عنوان «پدر معنوی» اصولگرايان دولت نهم نام برده شد.


اتهام «شباهت» با گروه طالبان

طی سه سال گذشته هر از چندی يکی از افراد يا گروه های سياسی حاضر در نظام جمهوری اسلامی، هشدار داده و تفکر منتسب به مصباح يزدی را در مخالفت صريح با آموزه های انقلابی آيت الله خمينی معرفی کرده است.


تازه ترين اين هشدارها از آن علی اکبر محتشمی پور، وزير کشور دوران مير حسين موسوی و از چهره های شاخص نزديک به آيت الله خمينی است.


آقای محتشمی پور در مراسمی که چندی پيش در يادبود نوزدهمين سالروز درگذشت آيت الله خمينی در شهر اصفهان برگزار شد، گفته بود تفاوتی بين فرقه مصباحيه و طالبان وجود ندارد.


اما مصباح يزدی کيست؟ وب سايت شخصی اين مدرس حوزه علميه قم او را چنين معرفی می کند:


«محمدتقی مصباح يزدی، در سال ۱۳۱۳ در شهر يزد به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتی حوزوی را در يزد به پايان رساند و برای تحصيلات تکميلی علوم اسلامی عازم نجف شد ولی به علت مشکلات فراوان مالی، بعد از يک سال برای ادامه تحصيل به قم رفت. در انتشار دو نشريه با نام های «بعثت» و«انتقام» نقش داشت و بعدها اداره مدرسه حقانی را بر عهده گرفت. بعد از انقلاب چندين مدرسه، دانشگاه و مؤسسه را راه اندازی کرد که از مهمترين آنها می توان به «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی» در شهر قم اشاره کرد. محمدتقی مصباح يزدی، در سال ۱۳۶۹ به عنوان نماينده مجلس خبرگان از استان خوزستان و اخيرا نيز از تهران به نمايندگی مجلس خبرگان برگزيده شده است.»



محتشمی پور در مراسمی که چندی پيش در يادبود نوزدهمين سالروز درگذشت آيت الله خمينی در شهر اصفهان برگزار شد، گفته بود تفاوتی بين فرقه مصباحيه و طالبان وجود ندارد.

از محمدتقی مصباح يزدی در سال های اخير گاه در مطبوعات به عنوان «تئوری پرداز خشونت» نام برده شده و بخشی از نيروهای داخل حاکميت جمهوری اسلامی او را نماينده اسلام گرايان راديکال معرفی کرده اند.


گفته های اخير علی اکبر محتشمی پور را نيز می توان تداوم همان نگرش، ارزيابی کرد. حجت الاسلام محتشمی پور، درسخنرانی خود گفته است: «هيچ تفاوتی بين فرقه مصباحيه، طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد.»


احمد قابل، پژوهشگر دينی در مشهد، نيز با در نظر گرفتن شرايطی همين گونه می انديشد و به راديو فردا می گويد: «اين مسئله که طرز تفکر آقای مصباح يزدی و همفکرانش، نزديک به تفکر طالبان است را نمی توان انکار کرد.»


او می افزايد: «من از شما سؤال می کنم که آيا آقای محتشمی پور و دوستان همفکرش که در دوران گذشته برای نفی مخالفان سياسی خود مانند نيروهای ملی- مذهبی اقداماتی را انجام می دادند، مگر اقداماتشان مخالف با اقداماتی بود که اکنون طرز تفکر آقای مصباح آن را تجويز می کند؟ اگر آنها امروز به اين نتيجه رسيده اند که اين رفتارها درست نيست، آيا در آن زمان اين رفتارها را مستند می کردند به حمايت های آيت الله خمينی يا نه؟»


تقی رحمانی، فعال سياسی در تهران، معتقد است که باورهای مجموعه ای که به نام «دانش آموختگان مدرسه حقانی» معرفی شده اند، از اساس با طالبان تفاوت دارد.


وی به راديو فردا می گويد: «در درون مدرسه حقانی گرايش های مختلفی وجود داشت. از دکتر بهشتی و آقای قدوسی گرفته تا آقای مصباح. ولی بعد از انقلاب، سازماندهی و نوع نگرش آقای مصباح يزدی که سيستماتيک تر و تشکيلاتی تر بود، توانست يک خط فکری را در جامعه به شکل سازمان داده شده ای مطرح کند.»


آقای رحمانی می افزاید: «اين خط فکری چند محور دارد، محور اصلی آن ضديت با گرایش روشنفکری، گرایش مارکسيست، و گرایش التقاطی است و يک نوع ظاهر گرايی دينی که به نظر من شبيه طالبان نيست، زيرا بنيادگرايی يک مفهوم مدرن است در حالی که گرايش شيعه معمولا سنتی است که رفتار بنيادگرايانه نيز در آن وجود دارد.»


برخورد دو تفسیر از آموزه های خمینی


سخنرانی علی اکبر محتشمی پور واکنش های بسيار برانگيخت؛ این سخنان به ویژه در وب سايت نزديک به دولت، یعنی«رجانيوز» و در صفحه دوم روزنامه کيهان به شدت مورد حمله قرار گرفت.


اما اکبر کرمی، پژوهشگر دينی در قم، برخورد ميان هواداران آيت الله خمینی و حجت الاسلام مصباح يزدی را ريشه دارتر از امروز می بيند و به راديو فردا می گويد: «اين مسئله، چالشی است که بين دو نگرش از تاريخ شيعه در گرفته است. نگرش اول که مظهر آن آقای خمينی است، عناصری مانند زمان، مکان و مصلحت را وارد اسلام سياسی کرده و از اين نظر اگر قرار باشد اسلام وارد عرصه سياست شود، سعی می کند يک فهم مترقی از تفکر شيعه را رهبری کند.»


او ادامه می دهد: «اما تفکر دوم که جريان آقای مصباح نماينده آن است با تاريخ شيعه گری قرابت بيشتری دارد و با عناصری مانند مهدويت و مسائل قومی و طايفه ای که به شيعه مربوط است، بيشتر در گير است.»


  • «در درون مدرسه حقانی گرايش های مختلفی وجود داشت. از دکتر بهشتی و آقای قدوسی گرفته تا آقای مصباح. ولی بعد از انقلاب، سازماندهی و نوع نگرش آقای مصباح يزدی که سيستماتيک تر و تشکيلاتی تر بود، توانست يک خط فکری را در جامعه به شکل سازمان داده شده ای مطرح کند.»
تقی رحمانی، فعال سیاسی

تقی رحمانی نيز ريشه های تاريخی چالش امروزی اين دو طيف را يادآوری می کند و می گويد: «اين اختلاف از ابتدا ميان دو طيف از روحانيون وجود داشت و در زمان های مختلف شدت و حدت بيشتری پيدا کرد. در دهه ۶۰ روحانيون بر سرکوب روشنفکران مذهبی، گرايشات ملی– مذهبی، گرايشات سکولار و گرايشات مارکسيستی با هم اتحاد داشتند و وقتی رقبا حذف شدند، اين اختلاف برای به دست آوردن جايگاه بيشتری از قدرت، بيشتر شد.»


او می افزاید: «در دوره آقای خمينی به گرايش روحانيون مبارز بيشتر توجه می شد ولی بعد از فوت آقای خمينی، اين مسئله تحت الشعاع قرار گرفت و گرايشاتی که به «گرايش مصباح يزدی» معروف است، بيشتر قدرت گرفت و ارتباط آنها با نهادهای نظامی سيستماتيک تر شد که اين نکته بسيار مهمی است.»


ارتباط با نيروهای نظامی البته نزد هر دو جناح روحانيت، پيشينه داشته است اما با اين همه احمد قابل معتقد است که اين دو نگرش چندان از هم دور نيستند.


آقای قابل در این زمينه می گويد:« اگر امروز بخواهيم بازتاب تفکر آيت الله خمينی از انديشه های مذهبی را بين آقای مصباح و همفکرانش با آقای محتشمی و همفکرانش بسنجيم، اين نسبت ها آن قدر از هم دور نيست که بگوييم يکی به طرف مشرق می رود و ديگری به طرف مغرب.»


او می افزايد: « مستنداتی از آيت الله خمينی وجود دارد که نظريات آقای مصباح با آن تأييد می شود و آقای محتشمی نيز مستنداتی از سخنان آيت الله خمينی ارائه می کند که نظريات دمکرات مابانه بيشتری از آن می توان به دست آورد.»


ریشه های چالش؛ فکری یا سیاسی؟


از سوی ديگر تقی رحمانی ريشه اين چالش را در قانون اساسی فعلی پی می گيرد که جايگاهی ويژه ای به روحانيت بخشيده است و معتقد است: «وقتی شما رهبری روحانيت را در قانون اساسی تضمين می کنيد، هميشه دليل نمی شود که يک گرايش از روحانيت قدرت داشته باشد و مطمئنا يک اختلاف صنفی رخ می دهد.»


او می افزايد: «در روحانيت گرايش های مختلفی وجود دارد، از آقای مجتهد شبستری، آقای منتظری، آقای محتشمی، کروبی و هاشمی گرفته تا گرايش آقای مصباح يزدی. ولی درقرائت يک اصل وجود دارد و اينها بايد مشخص کنند که آيا حق ويژه ای برای روحانيت قائلند يا نه؟ بحث روشنفکران مذهبی شريعتی اين بود که ما حق ويژه ای برای هيچ کس در تفسير دين قائل نيستيم.»


برخی از صاحبنظران معتقدند که تفسیر متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یک مسئله است و نگاه به رفتار سياسی بنیانگذار جمهوری اسلامی پس از کسب قدرت امری دیگر.


احمد قابل درباره الگوی رفتاری آیت الله خمینی می گوید: در باب جمله «ميزان رأی ملت است»، شخص آيت الله خمينی ممکن است به اقداماتی دست زده باشد که ظاهرا مخالف رأی ملت يا بدون اظهار نظر ملت بوده ، یا بعدا ملت با او همراهی کرده باشند، اما از ابتدا رأی ملت خواسته نشد و بعد اقدام شد.


احمد قابل نتيجه می گيرد که سنگ بنای اين روش مديريت را شخص آيت الله خمينی پايه گذاشت و معتقد است: «بعضی از برخوردهای آقای خمينی سنگ بنای اين سبک مديريت را پايه گذاشت. از جمله برخورد او با گروه های سياسی، آن چه در مورد جبهه ملی گفت و آنها را مرتد خواند و يا آن چه که در مورد نهضت آزادی از ايشان منتشر شد و برای تأييد و رد صلاحيت اينها، همين آقای محتشمی يک پای قضيه بود.»


احمد قابل می افزايد: «اين رفتارها بهانه می دهد دست آقای مصباح و آقای خامنه ای که مدعی شوند ولايت مطلقه فقيه به اين معنی است که اگر ملت فردی را به عنوان فردی لايق برای سمتی برگزيده باشند، رهبر کشور می تواند بر خلاف رأی مردم او را عزل کند و از مقام کنار گذارد.»


«ناهمراهی و مخالفت مصباح یزدی»

يکی از محورهايی که حجت الاسلام محتشمی پور در سخنرانی خود به آن اشاره کرده، ناهمراهی يا حتی مخالفت حجت الاسلام مصباح يزدی با آيت الله خمينی در دوران پيش از انقلاب است.



برخی از تحلیلگران، پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری نهم را پيروزی تفکر مصباح يزدی لقب دادند.

اکبر کرمی، پژوهشگر دينی در قم، نيز چنين باوری دارد و می گويد: «آقای خمينی با خط فکری منسوب به آقای مصباح ميانه خوبی نداشت و به نظر می رسد که از آقای مصباح فاصله می گرفت.»


به گفته وی، «اين واقعيت در کنار دو واقعيت ديگر که امروز در جامعه ما ملموس است، معنا پيدا می کند. اول اين که خط فکری منسوب به آقای مصباح با تاريخ شيعه گری به ويژه در جريان غيبت، همخوانی و اصالت تاريخی بيشتری دارد. واقعيت دوم اين است که در حال حاضر اين تفکر توانسته است مقام رهبری را با خود همراه و هماهنگ کند. اين مسئله بسيار اهميت دارد و به همين دليل اصلاح طلبان سعی می کنند از اين نکته بگذرند و خاموش باشند.»


اما تقی رحمانی در مورد آقای مصباح می گويد: «آقای مصباح يزدی ضد انقلاب نبود بلکه اينها در مورد مسائل آن دوران تحليل متفاوتی داشتند، يکی از جنبه ايدئولوژی مبنی بر اين که تشکيل حکومت تا زمان امام زمان امکان پذير نيست و دوم اين که امکان تحول وجود ندارد. بعد که ديدند امکان تحول وجود دارد، خود به خود با آن همراه شدند.»


از مقوله امکان تحول که بگذريم، احمد قابل می گويد: «سابقه انقلابی نداشتن درمورد مصباح يزدی درست نيست. در مورد سابقه انقلابی آقای مصباح يزدی به اين معنا که زمانی با آقای خمينی کاملا هماهنگ بوده، عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم بوده و در سال ۴۲ بيانيه امضا می کرده است، کسی نمی تواند ترديد کند.»


وی می افزايد: «بعد از آن دوران، آقای مصباح فتيله فعاليت های خود را پايين کشيد و ديگر فعاليت سياسی نکرد و حتی مقداری به آقای خمينی و اطرافيان او بدبين شد. ولی رفتار تندی که بشود به طور واضح از آن کشف کرد که آقای مصباح مخالف صد درصد آقای خمينی بوده است، کسی نمی تواند ارائه کند. مگر يک مورد که می گويند آقای خمينی قبل از انقلاب گفته بود که نيمه شعبان را جشن نگيريم ولی آقای مصباح جشن گرفت. ضمن اين که اکنون او به شدت از آيت الله خمينی حمايت می کند منتها با برداشت های مخصوص خودش.»


احمد قابل معتقد است که اکنون هر دو گروه با آيت الله خمينی به صورت «رفتار حذفی» عمل می کنند و در اين مورد می گويد: «بايد قبول کنند که آيت الله خمينی نیز انسانی غير معصوم بوده؛ درست است که او قابليت هايی داشته که در آن زمان افراد ديگری چنين قابليت هايی نداشته اند، ولی خطا و اشتباه نيز داشته است.»


وی می پرسد: «آيا دوستان اصلاح طلب می خواهند او را جزو معصومين بياورند که کسی نتواند کوچکترين رفتار و تصميم او را نقد کند؟ اگر چنين است، آقای مصباح نيز همين کار را می کند. البته با ناديده گرفتن بخش هايی از صحبت ها و رفتارهای آقای خمينی؛ و آقای محتشمی و بعضی دوستان اصلاح طلب، با ناديده گرفتن بخش های ديگر.»


گذشته از چگونه انديشيدن هر يک از جريان ها و طيف های فکری، امروز ميزان، گره خوردگی با ساختار قدرت است که اين طيف ها و گروه ها را از يکديگر متمايز می کند.


در حالی که همچنان در شهر قم تجمعات و تظاهراتی به هواداری از حجت الاسلام مصباح يزدی بر پا می شود و روزنامه ها و وب سايت های متعددی ضمن ارج گذاشتن به او، حملات بی سابقه ای را عليه علی اکبر محتشمی پور سامان داده اند، در مقابل حجت الاسلام مهدی کروبی، دبيرکل حزب اعتماد ملی نيز روز دوشنبه در شورای مرکزی اين حزب به دفاع از محتشمی پور برخاست و اين پرسش را طرح کرد که وقتی با ياران نزديک آيت الله خمينی اين طور برخورد شود و به آنها اهانت کنند، آيا نمی توان گفت جامعه و فضای سياسی کشور منحط شده است؟


در ادامه کشاکش ها ميان دو گروه، بسا که اين پرسش مهدی کروبی در روزها و هفته های بعد با پاسخی تلويحی يا شديد از سوی هواداران مصباح يزدی مواجه شود.




«گزارش ويژه هفته» را هر سه شنبه بعد از خبرهای ساعت ۱۹ از راديو فردا می توانید بشنويد.


در اين رشته گزارشها، همکاران و گزارشگران راديو فردا از مرز رويدادهای روز عبور می کنند و به بررسی تحليلی مسائلی می پردازند که از جمله در حوزه های سياسی، اجتماعی، فرهنگی، زيست محيطی، ورزشی، در اين يا در آن حد، خبرساز شده اند.


در همین زمینه

XS
SM
MD
LG