لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۳۳ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

مه ۱۹۶۸؛ پاريس، قلب تپنده اعتراض به «دنیای قدیم»


خشونت و درگیری های پاریس در ماه مه از زمان جنگ دوم جهانی تا آن زمان بی سابقه بود. (عکس: AFP)

خشونت و درگیری های پاریس در ماه مه از زمان جنگ دوم جهانی تا آن زمان بی سابقه بود. (عکس: AFP)

شورش های ماه مه ۱۹۶۸فرانسه که امسال وارد چهلمین سالگرد خود شد در زمان بروز اثرات زیادی در جهان درگیر بحران ویتنام، اعتراض های مدنی در آمریکا، سرکوب قیام های آزادیخواهانه در بلوک شرق و بحران هویت جوانان بر جای گذاشت.


بخش نخست: «مه ۱۹۶۸ و سالی که جهان را تکان داد»


بروز این شورش ها در حالی که ژنرال شارل دوگل، رییس جمهوری فرانسه و قهرمان جنگ، جهان را آبستن حوادث گسترده می دانست و نه فرانسه، ناگهان شوکی عظیم به طبقات حاکم بر دولت وارد کرد که از حیث خشونت و درگیری ها، پس از جنگ دوم جهانی بی سابقه بود.


جرقه اعتراض ها


جرقه اعتراض های ماه مه زمانی زده شد که شايعاتی در باره قصد گروه های راستگرا برای حمله به تجمع دانشجويان در دانشگاه سوربن، پخش شد. اين تجمع قرار بود که روز دوم ماه مه و در واکنش به بسته شدن دانشگاه نانتر برگزار شود که پيش از آن شاهد برخوردهايی ميان دانشجويان با مسئولان دانشگاه بود.


پيشتر و روز ۲۲ مارس، گروهی از چپگرايان و تعدادی از شاعران و آهنگسازان برجسته همراه با ۱۵۰ دانشجو به ساختمان اداری دانشگاه نانتر حمله کرده بودند و آن را به تصرف خود درآورده بودند.


اين افراد با ترتيب دادن نشستی در اتاق شورای دانشگاه به شرايط اداره دانشگاه و بروکراسی آن اعتراض کردند. بدنبال اين اقدام، مسئولان دانشگاه با پليس تماس گرفتند و ساعاتی بعد محوطه اطراف آن به محاصره نيروهای ضد شورش در آمد.


بدنبال درخواست پليس از دانشجويان برای ترک محل، آنها بدون مشکلی دانشگاه را ترک کردند. اين رويداد سبب شد تا برخی رهبران اين رويداد که نام گروه خود را «جنبش ۲۲ مارس» گذاشته بودند خواستار گردهم آمدن در کميته انضباطی دانشگاه شوند.


بدنبال دو ماه درگيری و مشاجره ميان دانشجويان و مقام های دانشگاه نانتر پاريس، مسئولان تصميم گرفتند که دانشگاه را تعطيل کنند و سرانجام در روز دوم ماه مه تصميم خود را عملی کردند.


روز سوم ماه مه دانشجويان سوربن با برگزاری تجمعی نسبت به بسته شدن دانشگاه نانتر و تهديد به اخراج تعدادی از دانشجويان آن شديدا اعتراض کردند. اين تجمع، مسئولان دانشگاه سوربن را واداشت تا از پليس بخواهند تا در قضيه دخالت کرده و به اعتراض ها خاتمه دهند.



وقتی که حکومت آشوبگران را مسبب حوادث دانست، يک نکته در روزها و هفته های آينده به طور فزاينده آشکار می شد و آن نيز، افزايش عصبانيت و نا اميدی در ميان جامعه فرانسه بود که تنها به کالج های تحصيلی و دانشگاه ها ختم نمی شد بلکه کارخانه ها و مراکز تجاری را نيز در بر می گرفت؛ و اين يعنی انفجار اجتماعی..

پليس با اعزام گسترده نيرو اطراف دانشگاه را به محاصره درآورد ولی پس از مذاکره موافقت کرد تا دانشجويان به صورت مسالمت آميز از دانشگاه خارج شوند. قرار بر اين شد که دختران و پسران دانشجو در دسته های ۲۵ نفری و به صورت مجزا دانشگاه را ترک کنند. دختران توانستند دانشگاه را ترک کنند اما هنگامی که اولين گروه دانشجويان پسر پا به محوطه خارج از دانشگاه گذاشتند به سرعت توسط نيروهای پليس دستگير و به درون ون های مستقر در محل انداخته شدند.


زمانی که اولين ماشين پليس قصد داشت تا وارد بلوار سنت ميشل شود گروهی از دانشجويان که بر تعداد آنها نيز مرتب افزوده می شد مانع عبور خودروها شدند و خيابان ها را بستند. به فاصله کمی از اين واقعه، درگيری ميان پليس با دانشجويان آغاز شد.


نیروهای امنیتی با زدن گاز اشک آور و حمله به تجمع کنندگان نخستين روز آشوب های خيابانی را رقم زدند. منظره بلوار سنت ميشل بيشتر به صحنه جنگ شباهت داشت؛ دود سرتاسر آن را فراگرفته بود و دانشجويان سراسيمه به هر سو می رفتند. آنها سعی می کردند تا از اثرات گاز اشک آور که به شدت آزاردهنده بود دور بمانند ولی بار ديگر گردهم می آمدند تا مانع عبور خودروهای پليس شوند. هر لحظه نيز بر تعداد تظاهر کنندگان که از کتابفروشی ها، کافه ها و مدارس بيرون می آمدند افزوده می شد.


روز بعد که روزنامه ها منتشر شدند، پر بودند از مقالاتی که به واکنش غير منتظره دانشجويان اختصاص داشت. مشخص بود که رويداد فوق برای بسياری از مردم، غافلگيرانه و غير قابل درک بود. وقتی که حکومت آشوبگران را مسبب اين حوادث دانست، يک نکته در روزها و هفته های آينده به طور فزاينده آشکار می شد و آن نيز، افزايش عصبانيت و نا اميدی در ميان جامعه فرانسه بود که تنها به کالج های تحصيلی و دانشگاه ها ختم نمی شد بلکه کارخانه ها و مراکز تجاری را نيز در بر می گرفت؛ و اين يعنی انفجار اجتماعی.


گسترش درگيری ها


در روزهای بعد فراخوان های متعددی صورت گرفت و دانشجويان که اينک مدارس را نيز همراه خود می ديدند خواستار آزادی دانشجويان بازداشت شده توسط پليس شدند. اين اقدام واکنش دولت را برانگيخت و يک وزير کابينه با حالت تمسخر آميز، معترضين را «افراطی» خواند.


روز ششم ماه مه، بيش از ۲۰ هزار نفر گردهم آمدند و فرياد زدند که «ما افراطی هستيم!»،«نه به سرکوب» و «رهبران ما را آزاد کنيد.»


تظاهر کنندگان سپس به سمت دانشگاه سوربن به راه افتادند که همچنان درهای آن بسته بود. وقتی که معترضين از ميدان معروف «دان فر روشرو» رد شدند در يکی از خيابان های اطراف به سد نيروهای ضد شورش برخورد کردند. خط مقدم اين تظاهرات با باتوم مورد حمله پليس قرار گرفت ولی عمده تظاهرکنندگان که در بلوار اصلی بودند با کندن نرده های آهنی و پرتاب سنگ به سوی پليس به مقابله برخاستند و در مقابل اين حرکت ، رگبار گازهای اشک آور از نيروهای ضد شورش فضای منطقه را پر کرد.


موج اعتراضات در روزهای بعد دامنه گسترده تری يافت و ديگر دانشجويان نبودند که صفوف تظاهرات را تشکيل می دادند بلکه معلمان، کارگران، استادان دانشگاه ها و دانش آموزان به بدنه اصلی اعتراضات تبديل شده بودند که اين موضوع کنترل اوضاع را دشوارتر می ساخت.


شورش های ماه مه ۱۹۶۸فرانسه که امسال وارد چهلمین سالگرد خود شد در زمان بروز اثرات زیادی در جهان درگیر بحران ویتنام، اعتراض های مدنی در آمریکا، سرکوب قیام های آزادیخواهانه در بلوک شرق و بحران هویت جوانان بر جای گذاشت.

روز هفتم شورش برخی شايعات رواج يافت مبنی بر اينکه دولت در صدد مصالحه با دانشجويان است و توافق شده است که دانشگاه های نانتر و سوربن بازگشايی شوند. اما هنگامی که دانشجويان در حال عزيمت به کلاس های درس بودند پليس همچنان در محل حضور داشت. وزير آموزش فرانسه بازگشايی دانشگاه ها را وتو کرده بود، چرا که به گفته او، «عناصر غير مسئول» در صدد اشغال دانشگاه ها هستند. اکنون اين سوال و بحث در خيابان ها در گرفته بود که گام بعدی چيست؟


روز هشتم نا آرامی ها و در غروب جمعه، تظاهراتی در طول ساحل چپ رودخانه «سن» پاريس بر پا شد ولی پليس تمام پل های اطراف را به کنترل خود در آورده بود. معترضين در طول بلوار سن ميشل و اطراف دانشگاه سوربن به راهپيمايی ادامه دادند. نيمه شب جمعه هيئتی از معترضين به دانشگاه سوربن رفتند و تقاضاهای خود را مطرح کردند: عقب نشينی نيروهای پليس، بازگشايی دانشگاه سوربن و آزادی تمام زندانيان.


همزمان که مذاکرات در جريان بود ساکنين خيابان هايی که تظاهر کنندگان در آن به سر می بردند و متعلق به طبقه متوسط بودند برای آنها آب و غذا آوردند و مشخص شد که در چند روز گذشته افکار عمومی تا چه اندازه تغيير وضعيت داده است.


هيچ نشانه ای از بهبود اوضاع به چشم نمی خورد و به نظر می رسيد که پليس در حال خريد زمان است تا خيابان ها را پاکسازی کند. در ساعت دو و ۱۵ دقيقه نيمه شب، پليس به سمت تظاهر کنندگان به حرکت در آمد و درگيری ها آن چنان شديد بود که صدها مجروح برجای گذاشت و فرانسه از زمان پايان جنگ دوم جهانی تا آن زمان چنين خشونتی را به خود نديده بود.


ميليون ها نفر به اخبار زنده راديو گوش فرا می دادند و روز بعد تلويزيون ها تصاويری پخش کردند از اتوموبيل هايی که به آتش کشيده شده بودند، سنگربندی هايی که در گوشه گوشه خيابان ها درست شده بود، گلوله های گاز اشک آور و شيشه های شکسته ای که بر کف خيابان ها ريخته شده بود.


دولت به نحو روشنی موضع خود را روشن کرده بود. اتحاديه های کارگری يک روز اعتصاب عمومی اعلام کردند و روز دوشنبه را برای برپايی تظاهرات بزرگی تعيين کردند. اين تظاهرات برای سراسر کشور برنامه ريزی شده بود و اکنون حکومت ژنرال دوگل، قهرمان جنگ، در معرض خطر جدی قرار داشت.


نخست وزير شخصا دستور آزادی زندانيان و بازگشايی دانشگاه سوربن را صادر کرد ولی برای فرونشستن جنبش اعتراضی اين تصميم ها کافی به نظر نمی رسيد.


روز دوشنبه، يک ميليون نفر در خيابان های پاريس به راه افتاد و پليس نيز در کناری به نظاره نشست. رهبران اتحاديه های کارگری اعلام کردند که صدای آنها شنيده شده و حکومت از موضع خود عقب نشينی کرده است. آنها از مردم خواستند تا به زندگی «عادی» خود باز گردند؛ ولی اين چنين نشد.


دانشگاه سوربن بازگشايی شد ولی بار ديگر از سوی دانشجويان اشغال شد. آنها يک «مجمع عمومی» تشکيل دادند. گزارش های رسيده از گوشه و کنار فرانسه حکايت از آن داشت که کارگران تنها به يک روز اعتصاب قناعت نکرده و در حال برنامه ريزی برای اقدامات بيشتر هستند. روز ۱۶ مه، بيش از ۵۰ کارخانه به اشغال کارگران در آمد و روز هفدهم مه بيش از ۲۰۰ هزار کارگر دست به اعتصاب زدند.



فرانسه در ابتدای سال ۱۹۶۸ مانند يک بشکه باروت آماده انفجار بود و ايده های زيادی را عرضه کرد ولی به دلايل زيادی از جمله فقدان رهبری قاطع، جنبش اجتماعی ماه مه نتوانست به قدرتی که در پی آن بود دست يابد.


روز بعد رهبران اتحاديه های کارگری سعی کردند تا با کنترل اعتصابات کارگران، آن را به سمت خواست های صنفی از جمله افزايش حقوق و بهبود وضعيت کاری سوق دهند. در غروب اين روز تعداد اعتصاب کنندگان به دو ميليون رسيد و در عرض پنج روز ده ميليون نفر درگير اين روند شدند.


جنبشی با ماهيتی سياسی

اعتصابات برای دانشجويان و بيشتر کارگران، صرفا موضوع دستمزدها و بهبود شرايط کاری را مد نظر نداشت بلکه ماهيتی فراتر از اين مسئله داشت و آن نيز به چالش کشيدن قدرت بود.


بواسطه اين اعتصابات، کارها تعطيل شد، کارخانه ها اشغال شدند، تلويزيون ها برنامه کمتری پخش می کردند و بحث ها بالا گرفته بود و مردمی که تا ديروز خود را محافظه کار می دانستند اکنون جامه انقلابی بر تن کرده بودند.


در روزهای بعد به رغم برخی توافقات ميان رهبران اتحاديه های کارگری با دولت دامنه بحران کاهش نيافت و اين سبب شد تا ژنرال دو گل با ظاهر شدن در تلويزيون، اعلام کند که فرانسه «توسط ديکتاتوری کمونيستی تهديد می شود».


وی بلافاصله مجلس را منحل و دستور برگزاری انتخابات را در ماه ژوئن صادر کرد. رییس جمهوری فرانسه همچنين گفت که کارها بايد از سر گرفته شود و گرنه «دولت اضطراری» اعلام خواهد کرد و از زور برای سرکوب استفاده خواهد کرد.


تانک ها در اطراف پاريس مستقر شدند و نيروهای ارتش نيز به حال آماده باش در آمدند. با ادامه اعتراض ها، سرکوب خشونت بار تظاهرات آغاز شد و دولت گام بعدی را برای اخراج کسانی که ساختمان های دولتی را به اشغال در آورده بودند آغاز کرد.


افرادی که همچنان مقاومت می کردند منزوی شده بودند. در دوازدهم ژوئن، چندين اتحاديه دانشجويی و چپگرا بسته شدند. اتحاديه ملی دانشجويان نيز خواستار آن شد که معترضين خيابان ها را ترک کنند تا از بروز برخوردهای بيشتر جلوگيری شود.


جنبش مه ۱۹۶۸ به همان تندی که اوج گرفته بود در حال فروکش کردن بود تا اينکه دانشگاه سوربن، به عنوان مهمترين پايگاه دانشجويان که از سوی آنها اشغال شده بود توسط پليس باز پس گرفته شد. مقاومت کمی صورت گرفت و ديگر خبری از سنگر بندی ها نبود. جنبش مه ۱۹۶۸ به پايان رسيد.


اما اين جنبش تاثير خود را گذاشت و زندگی اجتماعی مردم را بسيار تغيير داد. فرانسه برای اجتناب از بروز نا آرامی های تازه به بازسازی خود پرداخت و نوسازی تمام بخش ها شدت گرفت. به کارگران و دانشجويان مزايای بيشتری تعلق گرفت و ميزان دستمزدها افزايش يافت.


فرانسه در ابتدای سال ۱۹۶۸ مانند يک بشکه باروت آماده انفجار بود و ايده های زيادی را عرضه کرد ولی به دلايل زيادی از جمله فقدان رهبری قاطع، جنبش اجتماعی ماه مه نتوانست به قدرتی که در پی آن بود دست يابد.


XS
SM
MD
LG