لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۱۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

رییس جمهوری آینده روسیه؛ گوش به فرمان پوتین؟


ديميتری مدوديف در شرايطی پا به عرصه انتخابات رياست جمهوری روسيه گذشته است که از ماه ها پيش، ستاره خبری و گزارشی رسانه های اين کشور بوده است.( عکس: EPA)

ديميتری مدوديف در شرايطی پا به عرصه انتخابات رياست جمهوری روسيه گذشته است که از ماه ها پيش، ستاره خبری و گزارشی رسانه های اين کشور بوده است.( عکس: EPA)


ده ها ميليون روس روز يکشنبه، دوم مارس، در شرايطی پای صندوق های رای رفتند که بر اساس نظرسنجی ها، ديميتری مدوديف، بيش از ساير نامزدهای رياست جمهوری، از شانس دستيابی به اين سمت برخوردار است.


آقای مدوديف، معاون اول نخست وزير و نامزد حزب «روسيه واحد» است که در روزهای گذشته، مورد حمايت آشکار ولاديمير پوتين، رييس جمهوری اين کشور، برای پيروزی در انتخابات روز يکشنبه قرار گرفته است.


ديميتری مدوديف از اعضای تيم سنت پترزبورگ به رهبری آقای پوتين است که از زمان کار در شورای اين شهر، پس از فروپاشی اتحاد شوروی، با وی کار کرده است و به همراه سياستمدارانی چون سرگی ايوانوف، از نزديکان او به شمار می رود.


از دوره ديکتاتوری استالين در دهه ۳۰ ميلادی سده گذشته تاکنون، غالبا رسم بر اين بوده است که رهبر اتحاد شوروی سابق و يا روسيه، فرد معتمد و نزديک به خود را در راس کارها برمی گمارده است.


آقای پوتين نيز با پيروی از اين اصل و به دنبال آنکه کتمان نکرد که می خواهد پس از يک وقفه چهار ساله، بار ديگر در سال ۲۰۱۲ ميلادی، بر روی صندلی رييس جمهوری روسيه بنشيند، فرد وفاداری مانند ديميتری مدوديف را برای اين دوره گذار، برگزيد.


بايد توجه داشت که بر اساس قانون اساسی روسيه، هر فرد نمی تواند بيش از دو دوره متوالی رييس جمهور شود. بنابراين، آقای مدوديف که ارتقای سياسی اش را مديون ولاديمير پوتين می داند، توسط اوانتخاب شد تا تحت نظارتش سکان هدايت کشور را در دست داشته باشد.


ستاره خبری رسانه ها


ديميتری مدوديف در شرايطی پا به عرصه انتخابات رياست جمهوری روسيه گذشته است که از ماه ها پيش، ستاره خبری و گزارشی رسانه های اين کشور بوده است.


انتقال دو سال پيش او از دفتر رييس جمهوری به دولت و انتصاب به سمت معاون اول نخست وزير، نخستين گام در راه تبديل شدن به ستاره رسانه ای وی به حساب می آيد.


ديميتری مدوديف از اعضای تيم سنت پترزبورگ به رهبری آقای پوتين است که از زمان کار در شورای اين شهر، پس از فروپاشی اتحاد شوروی، با وی کار کرده است.

پس از آن، افزايش اختياراتی که به آقای مدوديف محول می شد، باعث شد که او به شکلی هدفمند و برنامه ريزی شده در رسانه ها به افکار عمومی روسيه شناسانده شود. رسانه هايی که از مدت ها پيش، به گفته مخالفان آقای پوتين، چاره ای جز تمکين روزافزون به ديدگاه ها و نقطه نظرات کرملين نداشته اند.


در هر حال، اين سياست هدفمند موجب آن شد که سطح محبوبيت آقای مدوديف که در اواسط پاييز سال گذشته ميلادی، کمتر از ۳۰ درصد بود، به بيش از ۷۰ درصد برسد.


با اين همه، نبايد تنها تبليغات رسانه ها، بويژه شبکه های تلويزيونی را که در دست دولت قرار دارند، در محبوبيت وی موثر دانست. شبکه هايی که وی را در کنار پوتين، گپ زدن با جوانان، گفت و گو با طبقات مختلف جامعه و ... به نمايش در آورده اند.


در حقيقت، عوامل ديگری نيز وجود دارند که در صورت پيروزی آقای مدوديف در انتخابات رياست جمهوری، بايد مورد توجه قرار گيرند.


نخستين عامل، بهره گيری از امتياز حمايت شخص ولاديمير پوتين از نامزد حزب روسيه واحد است. آقای پوتين در حالی رياست جمهوری خود را به پايان می برد که بر اساس نظرسنجی مرکز نظرسنجی مرکز مطالعه افکار عمومی روسيه، از اعتماد بيش از ۶۰ درصد روس ها برخوردار است. اين موضوع به رييس جمهوری روسيه اجازه داد تا آشکارا از حدود ۱۱۰ ميليون رای دهنده روسی بخواهد تا آرای خود را به سود دميتری مدوديف به صندوق های رای بريزند.


اما چه چيز باعث شد که آقای پوتين از چنين موقعيتی برخوردار شود که اميدوار باشد حرفش به کرسی بنشيند؟


در پاسخ به اين پرسش بايد به بهبود وضعيت اقتصادی روسيه در هشت سال گذشته اشاره کرد. افزايش چشمگير درآمد ارزی حاصل از فروش نفت که پرداخت تمامی بدهی های مسکو به کشورهای ديگر و ذخيره سازی بيش از ۳۰۰ ميليارد دلار، بر اساس آمار سال ۲۰۰۷ ميلادی، را در پی داشت، در اين خصوص اهميت بسياری دارد.


بهبود وضعيت اقتصادی در حالی انجام گرفت که روس ها هنوز دوره رياست جمهوری بوريس يلتسين را پس از فروپاشی اتحاد شوروی به ياد دارند. دوره ای که ارزش روبل، واحد پول روسيه، گاه در هر ساعت سقوط می کرد و فقر، جامعه را فرا گرفته بود.


شرايط کنونی برعکس آن سال ها، موجب شد که طبقه متوسط جديدی در کشور شکل گيرد و قوام يابد که دولت بتواند بر آن تکيه کند و با بهره مندی از امتياز افزايش درآمد نفتی، آن را تامين کند.


از طرف ديگر، توجه به ناسيوناليسم روسی، چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی، يکی از موارد مهم موفقيت آقای پوتين به حساب می آيد.


وی در شرايطی قدرت را در دست گرفت که تمايلات گريز از مرکز در سراسر فدراسيون روسيه در حال رشد بود و در همان حال، جنگ شديدی در چچن که خواهان جدايی بود، جريان داشت.


به علاوه، روسيه به سبب نقاط ضعف ومشکلات درونی اش، از سوی بسياری از تحليلگران به عنوان قدرتی منطقه ای شناخته می شد، نه قدرتی جهانی. اين درحالی بود که مخالفان کمونيست و ملی گرای بوريس يلتسين، او را متهم به دنباله روی از سياست های غرب، بويژه آمريکا، می کردند.


آنها در اين ارتباط، ناتوانی مسکو درجلوگيری از پيشروی پيمان ناتو به سوی شرق اروپا و ناديده گرفته شدن روسيه در تصميم گيری های جهانی را مطرح می کردند.


آقای پوتين در اين شرايط با دگرگونی اساسی در اوضاع، از جمله سرکوب روند جدايی طلبی در جمهوری چچن و گرايش های گريز از مرکز در ساير جمهوری های خودمختار فدراسيون روسيه و فعال کردن سياست خارجی مسکو، ضمن تقويت حکومت مرکزی، موقعيت روسيه را از يک قدرت منطقه ای به قدرتی جهانی ارتقاء دهد.


چنين اقداماتی، ناسيوناليسم زخم خورده روس ها را التيام می بخشيد. ضمن آنکه ولاديمير پوتين در اين مسير ابايی نداشت که موسيقی سرود ملی اتحاد شوروی سابق را برای موسيقی سرود ملی روسيه مورد استفاده قرار دهد و در عين حال، از عامل کليسا برای تقويت موقعيت خود بهره گيرد.


در اين ميان، سياست خارجی نيز عرصه مناسبی برای آقای پوتين بود تا با انجام مانورها و اقدامات فعالانه ديپلماتيک، غرور ملی روس ها را به جايگاه گذشته اش بازگرداند.


در کل، وی در هشت سال رياست جمهوری اش کوشيد خود را به عنوان مرد عمل و سياستمداری قدرتمند و قهار به نمايش بگذارد که می کوشد روسيه را به جايگاه خود بازگرداند.


به رغم حضور آقای مدوديف در کرملين، به عنوان رييس جمهور، هم روس ها و هم سران کشورهای خارجی، در هر موضوع مهم داخلی، منطقه ای و بين المللی، ديدگاه ها و نظرات ولاديمير پوتين را ملاک قرار خواهند داد که می خواهد همچنين تزار بی تخت و تاج باقی بماند.

در حقيقت، آقای پوتين می خواهد نقشی همانند کنراد آدنائر در آلمان، پتر کبير در روسيه و ژنرال دوگل در فرانسه را ايفا کند که کشورهای خود را از ويرانه های ناشی از جنگ احيا کردند.


در اين ارتباط، بايد گفت که روش آقای پوتين، يادآور سنت سلطان مقتدر در روسيه بوده است و برخی از تحليلگران امور روسيه اعتقاد دارند که در حاکميت هرج و مرج بر روسيه، دوره رياست جمهوری بوريس يلتسين، شمار قابل توجهی از روس ها از آن روی گردان نيستند.


اين موضوع به همراه ثبات سياسی و اقتصادی اين هشت سال، عامل بسيار مهمی است که طرفداران ولاديمير پوتين از آن برای تشويق رای دهندگان روس به دادن رای به دميتری مدوديف استفاده کرده اند.


اعمال محدوديت بر مخالفان


يکی ديگر از عاملی که به تثبيت موقعيت آقای پوتين و تيم سنت پترزبورگ کمک کرده، اعمال محدوديت بر مخالفان بوده است.


رييس جمهوری روسيه در ابتدای حکومت خود به جنک «اوليگارشی ها» رفت. کسانی که به برکت ساليان نخست پس از فروپاشی اتحاد شوروی به ثروت های هنگفت دست يافته بودند. آن هم در سال هايی که بخش عظيم جامعه در ورطه فقر فرو رفته بود.


ولاديمير گوسينسکی، بوريس برزوفسکی و ميخاييل خودورکوفسکی از جمله اعضای اوليگارشی ها بودند که اعمال فشار بر آنان با استقبال بخشی از جامعه روسيه، خواه به دلايل مذهبی – يهودی بودن افرادی مانند ولاديمير گوسينسکی يا بوريس برزوفسکی – و يا اقتصادی – همانگونه که ذکر شد - مواجه شد.


گام بعدی حکومت آقای پوتين، پايان دادن به فعاليت مستقل رسانه ای، بويژه در زمينه تلويزيونی بود. برای مثال، سهام شبکه تلويزيونی ان تی وی توسط شرکت دولتی گازپروم خريداری شد و مجوز فعاليت شبکه تلويزيونی تی وی ۶ لغو شد.


اين در حالی بود که شماری از روزنامه نگاران منتقد همانند آنا پوليتووسکايا به قتل رسيدند.


تغيير مقررات فعاليت سازمان های غيردولتی که مقام های روسيه، آنها را ابزار غرب برای برپايی انقلاب مخملين يا نارنجی در اين کشور، همانند گرجستان و اوکرايين، می دانند، نيز از ديگر زمينه هايی بود که به قدرتمندتر شدن دولت روسيه انجاميد.


تضعيف اين سازمان ها و يا اعمال فشار بر آنها، پيامد ويژه خود، يعنی قوام نيافتن جامعه مدنی را در روسيه به دنبال داشته است.


البته سياست های محدودکننده مخالفان با مقاومت ها، اعتراض ها و تظاهراتی از سوی آنان مواجه شده است. به عنوان مثال، تظاهراتی از سوی گری گاسپاروف، قهرمان پيشين شطرنج جهان، طرح ريزی و انجام شد، اما واکنش شديد پليس را به همراه داشت.


همچنين اعتراض مخالفان، از جمله حزب کمونيست روسيه به عنوان دومين حزب بزرگ روسيه، به چگونگی انتخابات دوما در ماه دسامبر سال گذشته بی نتيجه ماند.


در کنار اينها، از شرکت برخی از مخالفان، مانند ميخاييل کاسيانف، رهبر حزب مردم برای دموکراسی و عدالت در انتخابات رياست جمهوری به بهانه های قانونی از جمله کافی نبودن شمار امضاهای لازم يک حزب برای معرفی نامزد انتخابات جلوگيری شده است.


مجموعه اين عوامل باعث شده است که مخالفان که به شکل پراکنده در انتخابات شرکت کرده اند، اميد چندانی به نتيجه آن نداشته باشند.


در هر حال، نکته ای که بايد مورد توجه قرار گيرد، آن است که به رغم حضور آقای مدوديف در کرملين، به عنوان رييس جمهور، هم روس ها و هم سران کشورهای خارجی، در هر موضوع مهم داخلی، منطقه ای و بين المللی، ديدگاه ها و نظرات ولاديمير پوتين را ملاک قرار خواهند داد که می خواهد همچنين تزار بی تخت و تاج باقی بماند.


XS
SM
MD
LG