لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۰۲ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
پدرام پاک آیین، مديرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی وزارت ارشاد می گوید که تيراژ روزنامه های ايران به زحمت به بيش از دوميليون نسخه می رسد، و اين در حالی است که به گفته او، ايران با داشتن بيش از ۳۲۰۰ نشریه در حال انتشار، از نظر تعداد نشريه آمار بالایی دارد.

در گفت و گو با بهروز صمد بيگی، روزنامه نگار ایرانی ساکن ترکيه، از او پرسيدم که اين آمار و ارقام تا چه حد با واقعيت های موجود در رسانه های ايران همخوانی دارد؟

بهروز صمد بيگی: می خواهد اين نکته را القا کند که از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دستگاه های حکومتی، مشکلی برای انتشار نشريه وجود ندارد و مجوز نشريه را در اختيار مطبوعاتی ها قرار می دهند ولی ايراد کار را بايد در جای ديگری جستجو کرد.

تا حدی درست است ولی تماما هم به اين طور نيست. به خاطر اينکه همين تعداد مجوزهايی هم که داده شده است – به خصوص در سال های اخير- به سمت نشريات محلی و نشريات تخصصی رفته است و به طور مشخص اعطای مجوز برای روزنامه ها و نشريات سياسی بسيار بسيار سخت و غير ممکن شده است.

شرايط سياسی کشور و مسائل امنيتی به گونه ای است که نشريات در اين حوزه به ندرت منتشر می شوند.بنابر اين نمی شود صرفا به اين آمار اکتفا کرد و ادعا داشت که تعداد زيادی نشريه در کشور منتشر می شود.

اما در مورد بحث تيراژ واقعا آمار پايين است و همان طور که بارها اعلام شده هيچ نشريه ای در ايران در بين صد نشريه پر مخاطب دنيا قرار ندارد.

در مورد پايين بودن تيراژ اشاره کرديد که حرف و حديث زياد است. اين حرف و حديث ها چيست؟

به طور رسمی يک رقابتی وجود دارد بين روزنامه همشهری و روزنامه جام جم که هر کدام خودشان را پرتيراژترين روزنامه ايران می دانند و هر کدام شان ادعا می کنند که ۴۰۰ هزار تيراژ دارند.

هر دوی اين روزنامه ها هم غير خصوصی بوده و به يکی از نهادهای قدرت در ايران وابسته هستند.

اگر بخواهيم که تيراژ نشريات ديگر را هم به همين نسبت بسنجيم، می بينيم که اين بحثی را که آقای پاک آيين مطرح کرده و گفته اند که مجموعه روزنامه های ايران به زحمت به دو ميليون نسخه می رسد، واقعا درست است و شايد هم بسيار پايين تر از اين ميزان باشد.

آيا مسائل اقتصادی همچون قيمت نشريات در پايين بودن تيراژ نشريات موثرند؟ يا اينکه در اين ميان بيشتر مسائل سياسی هستند که تاثيرگذارند؟

قيمت بالای روزنامه در ايران که خريد آن را غير اقتصادی می کند برای قشر عظيم مردم طبعا موثر است.

از سوی ديگر اينکه رسانه نمی تواند به وظايف واقعی خودش عمل کند و خواست مخاطب را پوشش دهد. چون خط قرمزهای بسياری در فضای فعلی ايران وجود دارد و به بسياری از اخبار و تحليل ها نمی شود پرداخت.
در نتيجه به نياز مخاطب در روزنامه ها و رسانه ها به ندرت پرداخته می شود.

نمونه ای از اين خط قرمزها را می توانيد ذکر کنيد؟

سال گذشته شايد برای اولين بار بود که ما از سوی وزير کشور يک دستور رسمی دريافت کرديم که روزنامه ها هر خبر و تحليلی را نبايد منتشر کنند.
در نتيجه، رسانه ای که نتواند به خواست و نياز مردم جواب بدهد، عملا مشتری نخواهد داشت و وقتی امنيت آن رسانه تضمين نشده باشد، سرمايه گذار هم به سمتش نخواهد آمد و سرمايه گذاری در آن صورت نمی گيرد.

اين چرخه معيوب اقتصادی چه در حوزه صاحبان رسانه و چه در حوزه مخاطبان رسانه باعث می شود که عملا رسانه ها تيراژ پايينی داشته باشند و وضع به شکلی باشد که تيراژ نشريات در ايران حتی در مقايسه با کشور همسايه هم وضعيت مساعدی نداشته باشد.
XS
SM
MD
LG