لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۱۵ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

جان بولتون: رژیم جمهوری اسلامی باید تغییر کند


آقاي بولتون تاکيد مي کند، که رژيم جمهوري اسلامي در ايران بايد تغییر یابد.

آقاي بولتون تاکيد مي کند، که رژيم جمهوري اسلامي در ايران بايد تغییر یابد.

جان بولتون، نماينده پيشين ايالات متحده آمريکا در سازمان ملل متحد مي گويد: نظام کنوني حاکم بر ايران به کنار نهادن داوطلبانه فعاليت هاي حساس هسته ای و برنامه توليد سلاح هاي اتمي هرگز تن در نخواهد داد .


آقاي بولتون بر پايه همين استدلال تاکيد مي کند، که رژيم جمهوري اسلامي در ايران بايد تغییر یابد و حکومتي جاي آن را بگيرد که برگزيده حقیقی مردم ايران در انتخاباتي آزاد باشد .


جان بولتون، يکي از چهره هاي شاخص جناح معروف به « بازها » در آمريکاست و با هرگونه نرمشي در برابر حريفان مخالف است . آقاي بولتون، پنجاه وهشت ساله، ماه دسامبر گذشته، در پي افتادن زمام اکثريت کنگره آمريکا به دست حزب دمکرات ، از مقام خود به عنوان نماينده دائمي ايالات متحده در سازمان ملل متحد، کناره گيري کرد چون اطمينان داشت که اکثريت دمکرات مجلس سنا و نمايندگان آمريکا به ابقاء او در آن مقام راي مثبت نخواهد داد .



من فکر می کنم اگر حکومت ایران واقعاً درک می کرد که ایالات متحده درباره امکان بهره گیری از نیروی نظامی چه احساس شدیدی دارد، سیاست هایش را تغییر می داد، اما اگر حکومت تهران برنامه ای برای تغییر سیاست هایش نداشته باشد، من بی تردید فکر می کنم که گزینه نظامی، گزینه ای است که باید روی میز بماند.
جان بولتون

آقای بولتون، در گفت و گویی ويژه با راديو فردا ، به پرسش هاي مربوط به تحولات پرونده هسته ای ایران و موضع ایالات متحده آمریکا برای اقدامات بعدی ، پاسخ گفته است .


آقای بولتون، ناو هواپیما بر اتمی «جان سی استنس» به تازگی به ناو هواپیمابر «دوایت دی. آیزنهاور» در دریای عمان پیوسته است. بسیاری از تحلیلگران استدلال می کنند که هدف از حضور نظامی انبوه آمریکا در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، بی گمان، نمی تواند شکست دادن شورشیان عراقی، برای مثال در استان انبار در غرب عراق باشد. به گفته همین تحلیلگران، هدف، و ای بسا تنها هدف از این حضور نظامی انبوه حمله به جمهوری اسلامی است. با این تحلیل موافقید؟


جان بولتون: این ناوهای هواپیمابر، به دلیل شرایطی که نیروهای ائتلاف در عراق با آن روبرو هستند، و نیز به دلیل گردش معمول نیروها، در آن جا هستند اما من همچنین فکر می کنم حکومت تهران این موضع آمریکا را باید جدی بگیرد، که می گوید: اگر ایران روند غنی سازی اورانیوم را، آن چنان که قطعنامه شورای امنیت خواستار آن است، متوقف نکند، تمامی گزینه ها روی میز خواهد بود.


چین و روسیه تا امروز از تحریم و مجازات سنگین جمهوری اسلامی، تا اندازه ای که آمریکا خواستار آن است، اکراه داشته اند. حکومت تهران هم، تا امروز، در حالتی پیکار جو و بی اعتناء به قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل متحد که جمهوری اسلامی را به توقف فعالیت های حساس هسته ای ملزم می کند، بر جای مانده است. در چنین شرایطی، چین و روسیه در پرداخت به مساله حکومت تهران تا چه اندازه آماده پیشروی هستند؟


به نظر من، روسیه و چین گرم حفاظت از حکومت ایران در برابر تاثیر کامل تحریم و مجازات اقتصادی بوده اند. این موضع، به نظر من، امکانات شورای امنیت را برای اعمال واقعی تحریم و مجازات موثر حکومت ایران، تضعیف کرده است. این برای شورای امنیت مطلوب نیست، و معنایش این است که ایالات


به نظر من، روسیه و چین گرم حفاظت از حکومت ایران در برابر تاثیر کامل تحریم و مجازات اقتصادی بوده اند. این موضع، به نظر من، امکانات شورای امنیت را برای اعمال واقعی تحریم و مجازات موثر حکومت ایران، تضعیف کرده است.
بولتون

متحده و دیگرانی که از تلاش حکومت ایران برای دستیابی به سلاح های هسته ای نگران اند، در خارج از شورای امنیت دست بکار خواهند شد چون اگر این شورا نتواند اقدام کند، ما نمی توانیم اجازه دهیم که این عجز در اقدام، در مسوولیت ما برای حفظ اتباع آمریکایی و دوستان و متحدانمان اخلال کند.


شماری از منتقدان موضع آمریکا در قبال جمهوری اسلامی می گویند، ایالات متحده با پذیرش حضورش در کنفرانس امنیت عراق، که قرار است روز دهم مارس (نوزدهم اسفند ماه جاری تشکیل شود)، در برابر حکومت تهران چندان نرمش نشان داده است که این پذیرش و تن در دادن را، شماری از تحلیلگران شکاف و ترکی در دیوار موجود میان واشینگتن و تهران دانسته اند.


این کنفرانسی که اعلام شده، در واقع، طرحی است که دولت عراق داده و پیشنهاد کرده است. این طرح متکی بر الگوی گردهمایی و پیمانی است که چند سال پیش، برای افغانستان شکل گرفت، و در آن، تمامی قدرت های منطقه ای هم مرز با افغانستان شرکت کردند. در نتیجه، من این کنفرانس را با کنفرانس افغانستان نامتشابه نمی بینم، و نیت از برگزاری آن، در واقع، ایجاد دری از پشت نیست که از راه آن، آمریکا با ایران گفت و گو کند.


اما آقای بولتون، واقعاً فکر می کنید که این فشارهای آمریکا بر حکومت تهران اثری هم بر روی سران جمهوری اسلامی دارد؟


من واقعاً در چشم انداز نمی بینم که حکومت کنونی تهران از تلاش در راه دستیابی به سلاح های هسته ای داوطلبانه دست بر دارد. تردید نیست که سران جمهوری اسلامی به قطعنامه های آژانس بین المللی انرژی اتمی، یا به قطعنامه های شورای امنیت که به اتفاق آرا تصویب شد، اعتنائی نکرده اند، و اگر آن ها همچنان در یک چنین مسیری پیش بروند، که به نظر می رسد مطمئناً چنین کاری را خواهند کرد، پس، به نظر من، جز این که گام های دیگری برداریم، گزینه ای نخواهیم داشت. من شخصاً فکر می کنم که حکومت تهران، تا


من شخصاً فکر می کنم که حکومت تهران، تا زمانی که بر سر قدرت است، به پی گیری سلاح های هسته ای ادامه خواهد داد، که این یکی از دلایلی است که من بیشتر خواستار تغییر رژیم و نظام حاکم بر ایرانم، و رژیمی را بر آن ترجیح می دهم که حکومتی حقیقتاً مردمسالار، و براستی بازتاب خیر و رفاه مردم ایران باشد.
نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل

زمانی که بر سر قدرت است، به پی گیری سلاح های هسته ای ادامه خواهد داد، که این یکی از دلایلی است که من بیشتر خواستار تغییر رژیم و نظام حاکم بر ایرانم، و رژیمی را بر آن ترجیح می دهم که حکومتی حقیقتاً مردمسالار، و براستی بازتاب خیر و رفاه مردم ایران باشد.


آقای بولتون، شما به «گام های دیگر» اشاره کردید. چه «گام های دیگری؟» مثلاً حمله نظامی به ایران؟ آن چنان که پرزیدنت بوش بارها گفته است که برای رفع بحران هسته ای جمهوری اسلامی، گزینه بهره گیری از قدرت نظامی را روی میز کارش نگاه خواهد داشت و حمله به جمهوری اسلامی را منتفی نخواهد دانست؟


به نظر من، رییس جمهوری، وقتی می گوید هیچ گزینه ای را کنار نمی گذارد، کاملاً جدی است، و در واقع، دیک چینی، معاون رییس جمهوری ، چند روز پیش، با پژواکی از گفته های سناتور مک کین، یاد آور شد که هر چند هیچ کس به بهره گیری از نیروی نظامی تمایلی ندارد اما تنها چیز بدتر از کاربرد نیروی نظامی، این است که رژیم حاکم بر تهران به سلاح هسته ای دست یابد. بنا بر این، من فکر می کنم اگر حکومت ایران واقعاً درک می کرد که ایالات متحده درباره امکان بهره گیری از نیروی نظامی چه احساس شدیدی دارد، سیاست هایش را تغییر می داد، اما اگر حکومت تهران برنامه ای برای تغییر سیاست هایش نداشته باشد، من بی تردید فکر می کنم که گزینه نظامی، گزینه ای است که باید روی میز بماند.


اما آقای بولتون سران جمهوری اسلامی عمیقاً معتقدند که نیروهای آمریکایی در آن چه به گفته آنان «مرداب و باتلاق عراق» است، گرفتار و زمین گیر شده اند، و در نتیجه، واشینگتن در موضعی نیست که با حمله به ایران، و درگیر شدن در جنگی تازه در منطقه ای بی ثبات، نیروهایش را به اصطلاح بیش از این «کش بدهد» و در فشار بگذارد.


من گمان نمی کنم در بهره گیری از گزینه نظامی در مقابله با برنامه هسته ای ایران، نیازی به نیروهای روی زمین باشد، به نظر من، پای نابودی تاسیسات هسته ای در میان خواهد بود، و این کار را از راه های مختلف دیگری می توان انجام داد. در نتیجه، اگر من در حکومت ایران می بودم، جوجه ها را پیش از آخر پاییز نمی شمردم.


و می رسیم به مساله حقوق بشر در ایران...مدافعان حقوق بشر معتقدند که این حقوق در حد گسترده ای در ایران آشکارا نقض می شود. به گفته همین مدافعان، بحران هسته ای جمهوری اسلامی سیاستگذاران دولت آمریکا را چندان به خود مشغول کرده که پرونده نقض گسترده حقوق بشر در ایران را عملاً کنار گذاشته، و حتی به گفته ای، آن را بایگانی کرده است؟


من قویاً امیدوارم که مردم چنین فکری نکنند چون می دانم که نگرانی و آگاهی از وضع حقوق بشر در درون ایران، برای آمریکا، به خصوص برای جامعه آمریکایی های ایرانی تبار بسیار بسیار شدید است. در نتیجه، هر چند خطیر ترین قضیه برای امنیت ملی آمریکا، خطر هسته ای و پشتیبانی حکومت تهران از تروریسم است، اما، وضع حقوق بشر در ایران، به نظر من، در اندیشه آمریکایی ها جای والایی دارد.


XS
SM
MD
LG