لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print

«جمهوری اسلامی ایران با سقوط فاصله دارد»


 تظاهرکنندگان شرکت کننده در راهپيمايی ۲۲ بهمن از مقابل تصوير روزهای نخست انقلاب بهمن ۱۳۵۷ عبور می کنند.

تظاهرکنندگان شرکت کننده در راهپيمايی ۲۲ بهمن از مقابل تصوير روزهای نخست انقلاب بهمن ۱۳۵۷ عبور می کنند.

روزنامه بریتانیایی «گاردین» در یادداشتی به قلم آرشین ادیب مقدم، که در دانشگاه سواز تدریس می کند، به این موضوع پرداخته است که آیا حکومت جمهوری اسلامی ایران در آستانه سقوط قرار دارد یا نه.

این نویسنده معتقد است که ارزیابی نادرست از توان اقتصادی و سیاسی حکومت جمهوری اسلامی ایران می تواند سبب خطاهایی در سیاست برخورد با این کشور شود

به گفته وی، بر پایه دو تفسیری که در این زمینه وجود دارد حکومت ایران به زودی زیر فشارهای تحریم ها و در کنار آن تهدیدهای نظامی سقوط خواهد کرد. به باور من هر دو تفسیر دارای کاستی هایی است.

تفسیر نخست بر این فرض بنا شده که منابع مالی ایران روز به روز در حال کاهش است و اقتصاد آن در حال احتضار. این فرض همواره به عنوان شاهد و دلیلی برای تحریم ها آورده شده که بر اساس آن حکومت ایران از اداره امور ناتوان است.

نویسنده گاردین اما می گوید که این تفسیر با واقعیت های موجود ناهماهنگ است. بانک جهانی رشد اقتصادی ایران را در سال ۲۰۱۰، سه در صد ارزیابی کرد و صندوق بین المللی پول رشد ناخالص ملی اسمی را ۳۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ و ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ اعلام کرد.

این نهاد مالی به تازگی در پی دیدار نمایندگان آن از تهران، از دولت ایران به خاطر موفقیت هایش در گام های نخست اجرای برنامه هدفمند کردن یارانه ها و توسعه در بخش مالی و ترقی بازار فروش سهام ستایش کرد.

از سوی دیگر این ادعا که ایران منزوی است دیگر خریدار ندارد. بنا به گزارش تازه آنکتاد (کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل) میزان سرمایه گذاری خارجی مستقیم در کشور به گونه معناداری از ۱.۶ میلیارد دلار در ۲۰۰۸ به ۳.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ افزایش یافت.

به اعتقاد نویسنده این روزنامه بریتانیایی، این البته به معنی این نیست که ایران با مشکلات اقتصادی جدی رو به رو نیست. این مشکلات یکی دو تا نیستند. از فساد گرفته تا ناکارآمدی ساختاری.

معنای این سخن این است که ایران دارای وجه و نمای دیگری است که به دلایل ایدئولوژیکی در سایه مانده است. ایالات متحده آمریکا و تا اندازه ای اتحادیه اروپا در یک دوران بحران اقتصادی جهانی خود را از فرصت های موجود در بازار ایران بیرون می کشند و سبب سپاسگزاری چین و روسیه می شوند.

چند عامل ظاهرا ساده سبب ثبات نسبی اقتصاد ایران است. ایران توانسته است موقعیت مهمی در فناوری در منطقه کسب کند که ظاهرا آن را مدیون سرمایه گذاری سیستماتیک در پژوهش و توسعه زیرساخت ها است. میزان کتاب ها و جزوه های علمی منتشر شده در این کشور از ۷۳۶ مورد در سال ۱۹۹۶ به ۱۳ هزار و ۲۳۸ مورد در سال ۲۰۰۸ رسیده است. این میزان بالاترین میزان رشد در جهان است.

ایران همچنین در نظر دارد مرکز نانوتکنولوژی را راه اندازی کند و چهار درصد رشد ناخالص ملی را به امر پژوهش و توسعه در این زمینه اختصاص دهد.

ایران همچنین در پژوهش سلول های بنیادی و فناوری ماهواره ای نیز توانی کسب کرده است. یکی دو هفته پیش این کشور ماهواره رصد را به فضا اعزام کرد و همراه با آن نخستین موجود زنده را. ایران برای این کار از کاوشگر سه استفاده کرده بود. ایران در پی آن است که تا سال ۲۰۱۹ نخستین انسان فضانورد خود را به فضا اعزام کند.

نویسنده گاردین به بررسی دومین تفسیر می پردازد که به گفته وی، در پیوند تنگاتنگ با نخستین تفسیر است و بر پایه آن سقوط اجتناب ناپذیر جمهوری اسلامی پیش بینی می شود. این پیش بینی از قماش پیش بینی هایی است که به مدت شش دهه سقوط کاستروها را در کوبا مد نظر خود داشت.

این که حکومت ایران در حال فروپاشی است از نظر ایدئولوژیکی غیرمحتمل و دور از واقعیت های سیاسی کشور است.

به باور من دلایل چندی وجود دارد که دست کم در میان مدت سبب ثبات حکومت ایران است:

۱. هیچ حزب فراگیری که بتواند مخالفان را در زیر یک چتر گرد آورد وجود ندارد
۲. میزان محبوبیت حکومت هنوز بالاست

۳. هیچ دسته نظامی یا اطلاعاتی که به حکومت یا نظام وفادار نباشد دیده نمی شود

۴. قشر متعهدی از حکومت حمایت می کند و آمادگی برای دگرگونی و انقلاب حتی در میان سرکوب شده ترین قشرهای مخالفان وجود ندارد.

از همه مهمتر این که غرب و اسراییل تمایلی به ایجاد بحران های مشروعیت مشابه آنچه در مصر حسنی مبارک، تونس بن علی و ایران محمدرضا شاه پهلوی روی داد، ندارند. شعار «استقلال ملی» در ایران همچنان سبب پایداری نظام است و رویارویی هسته ای آن با جهان شعله های این ملی گرایی را باد می زند.

به گفته این نویسنده، آنچه در این جا برشمرده شد، نتایجی است که در تحلیل های بسیاری از تحلیل گران نادیده انگاشته شده. تحلیل های نادرست سبب نسخه های نادرست می شود. همچنانکه در مورد عراق و افغانستان دیده شد،‌ بی اطلاعی درباره این کشورها شکست های استراتژیک در پی داشت.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG