لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۵۲ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

درگذشت حاجی بخشی؛ مردی که جنگ را به خیابان های تهران برد


حاجی بخشی پس از سال ۶۷، جنگ خود را جای ديگری دنبال کرد. با همان شکل و شمايل جنگ و با تفنگ کهنه اش.

حاجی بخشی پس از سال ۶۷، جنگ خود را جای ديگری دنبال کرد. با همان شکل و شمايل جنگ و با تفنگ کهنه اش.

با اندامی درشت، ريش انبوه سفيد، چشم هايی نافذ و صورت آفتاب سوخته، قطار فشنگ را به دوش دارد و سلاح سيمينوف روسی در دست. در لباس پلنگی نظامی با چفيه ای برگردن و پيشانی بندی که رويش نوشته شده «يا زهرا».

سوار بر لندکروز غنيمتی از جنگ است، با بلندگويی ترکش خورده و کهنه. با هيبتی متفاوت و منحصر به فرد. «حاجی بخشی» هميشه در صف مقدم به سوی دشمن اش يورش می برد.

حال اين دشمن چه از جنس نيروهای عراقی صدام حسين بود و چه دشمنی از جنس ديگر در خيابان های تهران. گاه دگر انديشی که مهر ضد انقلاب بر پيشانی اش نشسته، گاه جوانانی که پوشش و لباس شان برای حاجی بخشی بوی تهاجم فرهنگی می داد.



در هر صورت او در صف مقدم بود تا از آن چه ارزش اش می پنداشت با چنگ و دندان دفاع کند. او يک ابر ستاره تبليغات در جنگ بود. يک شبه نظامی، يک بسيجی کهنه کار و بعدها به خودی خود و به تنهايی يک نهاد مستقل مسلح در سرکوب.

در جبهه معروف بود به «علمدار جنگ» و مسووليت اش روحيه دادن به نيروها در خط مقدم.

امير فرشاد ابراهيمی، عضو پيشين انصار حزب الله و منتقد فعلی جمهوری اسلامی، نقش حاجی بخشی را در جبهه های جنگ اين گونه توصيف می کند:

امیر فرشاد ابراهیمی: به جرات می شود گفت که حاج بخشی از اولين کسانی بود که در زمان جنگ بحث ايستگاه های صلواتی و روحيه دادن به رزمندگان را آغاز کرد و بين بچه های رزمنده لشکر تهران به نام «ماشاالله حزب الله» معروف بود.
حاج بخشی چهره ای بود که در جبهه ها همه او را می شناختند. به چندين علت؛ يکی از علت هايش اين بود که مقرب درگاه بود. کسی بود که در خاطراتش می خوانيم که از باغ شخصی اش گيلاس نوبرانه می چيد و به جماران می برد و پيش آيت الله خمينی می نشست. صادق آهنگران اگر بلبل خمينی بود، آقای ذبيح الله بخشی نيروی تبليغاتی خمينی بود.

يکی از واپسين عکس هايی که از حاجی بخشی در تجمعات بر جای مانده و او را در حال پاره کردن پرچم آمریکا با چنگ و دندان نشان می دهد

يکی از واپسين عکس هايی که از حاجی بخشی در تجمعات بر جای مانده و او را در حال پاره کردن پرچم آمریکا با چنگ و دندان نشان می دهد

​حاجی بخشی جنگ عراق را با هزينه ای سنگين به پايان برد. با از دست دادن دو فرزند، يک داماد و زخم های پرشمار ترکش. قطعنامه ۵۹۸ اما برای او به معنای پايان جنگ و پايان حزب الله نبود.

​حاجی بخشی پس از سال ۶۷، جنگ خود را جای ديگری دنبال کرد. با همان شکل و شمايل جنگ و با تفنگ کهنه اش که می گفت مجوزش را از آيت الله خمينی دارد، پيکارش را به تهران برد. پيکار با آنچه تهاجم فرهنگی، غرب زدگی، ليبراليسم و ضد انقلاب اش می دانست.

ظاهر متفاوت و شبه نظامی حاجی بخشی برای بسياری از تهران نشينان آشناست. برای روزنامه نگاران و فعالان سياسی و منتقدان تا جوانان متجدد و مد گرا، حاجی بخشی مشت آهنين حکومت بود.

امير فرشاد ابراهيمی: به نوعی می شود گفت اولين کسی بود که بعد از جنگ، بحث حزب الله را مطرح کرد و کاری به درست يا اشتباه بودن اين تفکر ندارم اما بايد بگويم تنها حزب اللهی بود که روی اصول خودش پا برجا بود و پافشاری می کرد تا همين روزهای آخر زندگی اش.
شما نگاه کنيد همين الان خيلی از اين کسانی که امروزه مدعی حزب الله هستند رنگ باخته اند و به نوعی مصلحت جويی به وضعيت موجود تن داده اند. آقای الله کرم که زمانی ریيس حزب الله و از افراد تندرو بود، الان به نوعی دوست دارد خودش را در شکل استاد دانشگاه و دکتر حسين الله کرم قلمداد کند. ولی حاجی بخشی هيچ وقت اين طور نبود.

و البته حاجی بخشی گاهی از مرزهای خشم و خشونت خشن ترين نيروهای سرکوب خيابانی هم فراتر می رفت.

تا جايی که گاهی همين نيروهای سرکوب هم از کارش هراسان بودند.

امير فرشاد ابراهيمی: همان زمانی که بحث راه اندازی نيروی انصار حزب الله راه افتاد، سال ۷۲ يا ۷۳، تندروترين قشر سياسی جامعه آن روزها افراد انصار حزب الله بودند. من به ياد دارم که همان روزها هم خيلی وقت ها خود همين آقای الله کرم در جلسات و در زمان بروز برخی بحث ها و تصميم گيری ها سفارش می کرد که مثلا اين مورد را حاجی بخشی نفهمد چون می آيد برنامه های ما را بهم می ريزد.

ذبيح الله بخشی در روزهای آخر عمر ۷۸ ساله اش وضعيت جسمی چندان خوبی نداشت. اما باز هم تا جايی که می شد از حضور در تجمعات حکومتی غافل نمی ماند.

يکی از واپسين عکس هايی که از او در اين تجمعات بر جای مانده، شايد گوياترين توصيف از پديده حاجی بخشی باشد. عکسی که در آن سلاح در دست، پرچم آمريکا را در خيابان و در ميان مردم به دندان گرفته و در حال پاره کردن آن است.

کسی که برای ارزش ها و يا ضد ارزش هايی که باور داشت با چنگ و دندان می جنگيد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG