لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۵۵ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
روز يکشنبه، ۱۸ دسامبر برابر با ۲۷ آذر ماه، روز جهانی مهاجرت و مهاجران بود. روزی که در سال ۲۰۰۰ ميلادی به ابتکار مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به این موضوع اختصاص داده شد.

رادیو فردا در گفت و گو با نادر وهابی، استاد جامعه شناسی در دانشگاه پاريس و دانشگاه لی يژ در بلژيک و کارشناس «مهاجرت در تاريخ معاصر ايران»، پديده مهاجرت در ايران و جهان را بررسی می کند. آقای وهابی نخست به توجيه تفاوت ها ميان مهاجرت و پناهندگی می پردازد. عناوينی که در تقويم روزهای جهانی سازمان ملل متحد، بر دو روز ِ متفاوت نهاده شده است.

نادر وهابی: اجازه بدهيد قبل از هر چيز تسليت بگوييم و اظهار همدردی بکنيم با خانواده هايی که عزيزان خودشان را به دليل فقدان اطلاعات کافی و نقطه حرکت از تهران از دست داده اند.

در حادثه ديروز که يک کشتی حامل ۳۸۰ نفر ايرانی، افغانی و ترک در پی يک حادثه غرق شدند و متاسفانه بار ديگر اين ضايعه انسانی را از هجرت و حرکت انسان ها از کشور مادر به کشور ميزبان شاهد بوديم و اميدوارم اين آخرين باری باشد که شاهد چنين فاجعه ای خواهيم بود.



آقای دکتر وهابی بين روز مهاجران و روز پناهندگان چه تفاوتی وجود دارد؟ با توجه به اينکه پناهندگی هم بخشی از مقوله مهاجرت است؟

پاسخ اين سوال برمی گردد به دو تعريف مشخصی که ما از اين دو مسئله داريم. روز پناهنده بر کنوانسيون ۱۹۵۱ ژنو تاکيد می کند؛ که انسان پناهنده يا پناهنده سياسی را عبارت از فردی می داند که به علت نژادی، مذهبی، سياسی و يا عضويت در گروه هايی که دولت کشور مادر اعضای آن را از مخالفان خودش برمی شمارد، يا گروه های اجتماعی که دولت ها حاضر به قبول شان نيستند، مثل گروه های فعال سنديکايی که دست به مهاجرت می زنند.

يعنی خصلت سياسی پناهنده، مقدم و در درجه اول اهميت قرار دارد. اين در حالی است که روز مهاجرت، بزرگداشت روزی است که انسان ها به دلايل متعددی کشورشان را ترک کرده و مهاجرت می کنند.

تحقيقات من نشان می دهد که ۷۰ تا ۷۵ درصد مهاجران با انگيزه های غير سياسی مثل انگيزه های اجتماعی، شغلی، کاری، دستيابی به رفاه برای يک زندگی بهتر دست به مهاجرت می زنند.
ما در حال حاضر بين سه و نيم تا چهار و نيم ميليون ايرانی مهاجر در کشورهای پنج قاره جهان داريم. اين در حالی است که ما پيش از انقلاب با اين پديده مواجه نبوديم. پيش از انقلاب ما با مهاجرين روشنفکران اقتصادی و تحصيلی مواجه بوديم که حداکثر بين ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر بودند، در حالی که الان از نظر کمی با تعداد مهاجران امروز قابل مقايسه نيست.

نادر وهابی، استاد جامعه شناسی در دانشگاه پاريس

آمارهايی از کل آهنگ مهاجرت جهانی در طول ۴۵ سال گذشته وجود دارد که اين آمارها بسيار جالب توجه است.

ما در سال ۱۹۶۵، ۷۷ ميليون مهاجر داشتيم اين در حالی است که در سال ۱۹۹۰، يعنی ۲۵ سال بعد، ۱۱۱ ميليون و در سال ۱۹۹۷، چيزی حدود ۱۴۰ ميليون و در سال ۲۰۰۰، تعداد ۱۷۵ ميليون و در حال حاضر و بعد از «بهار عربی» ۲۰۵ ميليون انسان مهاجر داريم که بخش اعظمی از آنها مهاجران اقتصادی و اجتماعی را تشکيل می دهند.

از اين ۲۰۵ ميليون مهاجر، چيزی حدود ۳۰ درصد آنها به طور غير قانونی و بدون دارا بودن مدارک شناسايی در کشورهای ميزبان زندگی می کنند.

آقای دکتر وهابی، شما نويسنده کتاب «بررسی جامعه شناختی مهاجرت ايرانيان به کشور بلژيک» هستيد. در کل، مهاجران با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند؟عمده ترين مشکل مهاجران به اعتقاد شما چيست؟

انسانی که دست به مهاجرت می زند و وارد کشور ميزبان می شود، با پنج يا شش مشکلات اوليه رودرو است.

من در تحقيقاتم از اين مشکلات با عنوان «مشکلات اجتماعی شدن انسان در جامعه ميزبان و يا اجتماعی شدن مجدد» نام می برم.

اين مشکلات به ترتيب اهميت، زبان کشور ميزبان است که بايستی يک مهاجر بياموزد؛ مسئله اقامت که متاسفانه تمامی مواد کنوانسيون ۱۹۵۱ ژنو در اين مورد متمرکز است و به استناد آن، انسان های مهاجر تلاش می کنند تا اقامت بگيرند. اقامت های ديگری مانند اقامت دانشجويی و کاری هم داريم ولی مقصودم اين است که قوانين کشورهای پيشرفته راجع به انسان هايی که نمی خواهند به دلايل سياسی دست به مهاجرت بزنند، به روز نيست.

اولين مشکل زبان، دومی اقامت، سومی مسکن، چهارمی پيدا کردن کار مشخص متناسب با توانمندی قبلی است.

بعد از حل مشکلات ابتدايی که نهايتا يک ساختار اجتماعی جديد در شخصيت فرد متبلور می شود، در اين شرايط است که فرد می تواند رفته رفته، هويت جديدی را کسب کند که اين هويت، ديگر آن هويتی نيست که پن جسال يا ده سال يا ۱۵ سال قبل داشته و دست به مهاجرت زده است.

آقای دکتر وهابی، با توجه به اينکه شما روی مهاجرت ايرانيان مطالعه کرده ايد، در مورد آنها اوضاع چگونه است؟

تا آن جايی که به ايران برمی گردد ما در طول ۳۰ سال گذشته ده موج مهاجرت داشته ايم که من به طور مختصری اين موج ها را نام می برم.

موج اول سياسی بود، موج دوم اجتماعی – فرهنگی بود، موج سوم اقتصادی و موج چهارم به اقليت های قومی مثل هموطنان کرد، بلوچ ، آذری برمی گردد. موج پنجم اقليت های مذهبی است مثل بهايی، کليمی، اهل تسنن و اهل حق و موج ششم مهاجرت برای کسب دانش است که روز به روز آمار و ارقام اين موج بيشتر می شود،

موج مهاجرت تجارت است که کسانی که در ايران نمی توانند آزادانه تجارت کنند و دست به مهاجرت می زنند، موج بعدی مربوط به مهاجرت هنرمندان است که اساسا حجم خيلی بالايی را تشکيل می دهد و موج بعدی هم مهاجرت مقامات رژيم است، لايه هايی که در دهه ۶۰ و ۷۰ در حاکميت مدير بودند و در دهه ۹۰ حاکميت آنها را تحمل نکرد و دست به مهاجرت زدند و بالاخره موج مهاجرين حوادث و اتفاقات طبيعی و محيط زيستی مثل موج مهاجرت به دنبال زلزله بم که در ايران رخ داد.

هر کدام از اينها زير مجموعه های خودشان را دارند و در سه رده سنی را شامل می شوند. صفر تا پنج سال، پنج تا ۱۵ سال و ۱۵ تا ۳۰ ساله هستند که اين دوران ها شخصت فرد مهاجر را تغيير می دهد.

تحقيقات من نشان می دهد که آنهايی که دست به مهاجرت می زنند، قبل از هر چيز تربيت دمکراتيک جديد پيدا می کنند و هويت اجتماعی جديدشان با هويتی که در ايران داشته اند، تفاوت دارد.

از يک سوی ديگر بايد تاکيد کنم که ما در کشورمان با ساختاری مواجه ايم که اين ساختار، مهاجرت را باز توليد می کند. يعنی آهنگ مهاجرت رو به افزايش است.

تحقيقات من از نظر کمی و آماری اين مسئله را نشان می دهد که اين موضوع پروژه کتاب بعدی من است. ما در حال حاضر بين سه و نيم تا چهار و نيم ميليون ايرانی مهاجر در کشورهای پنج قاره جهان داريم. اين در حالی است که ما پيش از انقلاب با اين پديده مواجه نبوديم.

پيش از انقلاب ما با مهاجرين روشنفکران اقتصادی و تحصيلی مواجه بوديم که حداکثر بين ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر بودند، در حالی که الان از نظر کمی با تعداد مهاجران امروز قابل مقايسه نيست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG