لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۲۶ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
در سال ۱۳۹۱، که از سوی آيت الله خامنه ای «سال توليد» نام گذاری شده، واحد های توليدی ايران با شرايطی بسيار دشوار هم در درون و هم در فضای بين المللی کشور روبرو هستند. گفت و گوی اقتصادی راديو فردا با فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی، به همين موضوع می پردازد.

آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در پيام نوروزی خود سال ۱۳۹۱ را «سال توليد و حمايت از کار و سرمايه ايرانی» نام گذاری کرد. اين نامگذاری، که نشانه تاکيد رهبر جمهوری اسلامی بر مسائل اقتصادی است، در شرايط کنونی ايران چه مفهوم مشخصی را در بر دارد؟

فريدون خاوند: آيت الله خامنه ای سال گذشته خورشيدی را «جهاد اقتصادی» نامگذاری کرد و اين که ۱۳۹۱ را «سال توليد و حمايت از کار و سرمايه ايرانی» نامگذاری کرده، در واقع ادامه همان ابتکار است.

اقتصاد «چشم اسفنديار» جمهوری اسلامی است، همان طور که چشم اسفنديار شمار زيادی از نظام های انقلابی در قرن بيستم و قرن فعلی ميلادی بوده وهست. رهبر جمهوری اسلامی، مثل ديگر مسئولان ارشد حکومتی، متوجه اين مساله هست که سرنوشت نهايی نظام کنونی ايران تا اندازه زيادی به مسايل اقتصادی بستگی دارد و اصولا پديده قدرت، در دنيای قرن بيست و يکم، با اقتصاد گره خورده.

امروز کشوری نيرومند است که کالاهای ساخته شده به اينجا و آنجا صادر کند، واحد پول ملی اش نيرومند باشد، شرکت هايش صاحب نام بشوند، شرکت های خارجی برای سرمايه گذاری در خاکش سر و دست بشکنند.
رهبران جمهوری اسلامی به هر حال بعد از سی سال اعمال قدرت اين مسائل را درک مي کنند و طبعا مايلند نظام سياسی خود را با توسعه اقتصادی آشتی بدهند، ولی در انجام اين کار موفق نشده اند.

اين نامگذاری ها، به اسم هدف های اقتصادی، چه نتايجی ملموسی را می تواند به بار آورد؟

در اقتصاد با فرمان و فتوی و خطابه کاری از پيش نمی رود. نمی توان حکم کرد که نرخ رشد بالا برود، تورم پايين بيايد و نرخ ريال در برابر دلار و يورو چنين و چنان باشد. سال گذشته «جهاد اقتصادی» نامگذاری شد، ولی عملا به يکی از سخت ترين سال های بعد از جنگ ايران و عراق بدل شد چون رکود ادامه پيدا کرد، نرخ تورم به صورت جهشی بالا رفت و ارزش هر دلار از ۱۱۰۰ تومان به بالای دو هزار تومان رسيد.

آيت الله خامنه ای هم در نامگذاری سال گذشته به نام «جهاد اقتصادی» و هم در نامگذاری امسال به نام «توليد و حمايت از کار و سرمايه ملی»، مدام از ايران به عنوان کشوری در محاصره دشمن و در معرض توطئه قدرت ها نام می برد.

پرسش اين است که چرا ايران در چنين وضعيتی قرار گرفته. سرمايه و توليد ايرانی چطور می تواند در اين وضعيت متخاصم بالنده بشود؟ چرا قدرت های نوظهور اقتصادی مثل چين، يا برزيل يا هند اين روابط خصومت آميز را با دنيا ندارند؟

همه شواهد نشان می دهد که در وضعيت فعلی کشور، نامگذاری امسال هم به همان سرنوشت نامگذاری سال گذشته گرفتار خواهد شد.

برای حمايت واقعی از کار و سرمايه و توليد ايرانی، چه بايد کرد؟

تنها راه ممکن ايجاد فضای اطمينان لازم برای کار و سرمايه است تا راه برای توليد باز شود.

بايد قدرت های انحصار طلب و رانت خوار، مثل بنيادها و سپاه را از عرصه اقتصاد دور کرد، سرمايه گذاران و کار آفرين ها را آزاد گذاشت، دستگاه مديريت کشور را به اشخاص صاحب صلاحيت سپرد، دادگستری واقعی به وجود آورد، به ميليون ها ايرانی اجازه داد بدون ترس به کشور خود بازگردند و بالاخره بايد با دنيا روابط عادی برقرار کرد. برای تامين توسعه کشور، راه ديگری وجود ندارد.
XS
SM
MD
LG