لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۵۸ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

بالا گرفتن بحران در سوریه؛ چرا ایران روی اسد شرط بندی کرده است؟


 آيت الله علی خامنه ای در ديدار با بشار اسد، رييس جمهوری سوريه، در جريان سفر مهر ۱۳۸۹ وی به تهران

آيت الله علی خامنه ای در ديدار با بشار اسد، رييس جمهوری سوريه، در جريان سفر مهر ۱۳۸۹ وی به تهران

موضوع برنامه این هفته «نمای دور، نمای نزدیک» بررسی سياست های ايران در قبال نا آرامی های يازده ماهه سوريه است. در سوريه روز به روز بر تعداد کشته شدگان اعتراضات مردمی عليه حکومت بشار اسد اضافه می شود.

جمعه گذشته و در گلوله باران محله خالديه در حمص، دستکم ۲۱۷ نفر ديگر کشته شدند.

درست در همان روز و همان ساعات آيت الله خامنه ای – رهبر جمهوری اسلامی ايران- در خطبه های نماز جمعه تهران درباره تحولات جهان عرب سخن می گفت.

آيت الله خامنه ای در سخنانش از قيام مردم عرب در کشورهايی چون مصر، تونس، يمن، ليبی و بحرين سخن گفت. اما او در سراسر خطبه ای که به عربی می خواند و تلويزيون ايران ترجمه آن را پخش می کرد، کوچکترين اشاره ای به قيام مردم سوريه عليه حکومت بشار اسد نکرد.

آيت الله خامنه ای: می خواهم در ماه ربيع و در آستانه ميلاد رسول خاتم (ص) نخستين سالگرد بهار بيداری اسلامی و برانگيختگی برادران و خواهران عرب را از مصر و تونس و ليبی تا بحرين و يمن و اردن و ساير سرزمين های اسلامی از سوی ملت ايران و همه مسلمين جهان تبريک و تهنيت بگويم.»
رهبر جمهوری اسلامی در اين سخنان هيچ اشاره ای به اعتراضات مردمی در سوريه عليه حکومت بشار اسد نکرد. اما اين نشانه سکوت جمهوری اسلامی در برابر تحولات سوريه نيست.

مقامات ايرانی بارها گفته اند آنچه که در خيابان های سوريه می گذرد، نه يک قيام مردمی بلکه توطئه بيگانگان عليه حکومتی است که در دمشق در خط مقدم مبارزه با اسرائيل ايستاده است.

محمدجواد اکبرين، تحليلگر ايرانی مقيم فرانسه که مدتی را پس از خروج از ايران در بيروت اقامت داشته، اين نگاه جمهوری اسلامی ايران را به تحولات سوريه چنين تحليل می کند:

محمد جواد اکبرین: ماجرای اعتراض به اسد را آنها در راستای بهار عربی ارزيابی نمی کنند. برداشت شان اين است که کاريکاتوری از بهار عربی در سوريه کشيده شده و در واقع غرب و آمريکا و اسرائيل مخالفان رژيم اسد را فعال کرده اند تا به تعبير صريح آقای خامنه ای و مشاوران و دوستان ايشان، جبهه مقاومت در منطقه را تضعيف کنند.

علی مهتدی، کارشناس مسائل جهان عرب در پاريس نيز نگرش ايران به تحولات سوريه را مبتنی بر وجود تئوری توطئه در ذهن مقامات ايرانی می داند:

علی مهتدی: دولت ايران و سياستمداران ايران معتقدند که آنچه در سوريه جريان دارد يک توطئه خارجی عليه نظام حاکم بر اين کشور است. دولت ايران معتقد است که کليد توطئه عليه سوريه زمانی زده شده است که ملک عبدالله، پادشاه اردن از هلال شيعی سخن گفت که از ايران شروع می شود تا سوريه و لبنان ادامه پيدا می کند.
و در همين راستا دولت ايران معتقد است که سياست غرب بر اين قرار دارد که اين هلال را در هم بشکند و جنگ ۲۰۰۶ اسرائيل با لبنان و حوادثی که اکنون در سوريه جريان دارد، همگی در اين چهارچوب جای می گيرد. بنابر اين با توجه به اين نگاه ويژه ايران تمام توانش را به کار می گيرد تا از بقای دولت اسد حمايت کند.
اگر جمهوری اسلامی حتی برای حفظ منافع حزب الله و حماس و خودش در کنار بشار اسد نمی ايستاد و معترضان را درک می کرد و اعتراض آنها را به آمريکا نسبت نمی داد، آنها را تمسخر نمی کرد، آنها را متهم نمی کرد، می توانست اميدوار باشد که بعدا روابط مناسبی را با کسانی که جايگزين بشار اسد می شوند داشته باشد.

اما نتيجه چنين ذهنيت و رويکردی از سوی مقامات ايرانی به تحولات سوريه چيست؟

حسن فصح، خبرنگار عرب در بيروت می گويد مردم عرب در خاورميانه با نارضايتی معتقدند که ايران منافع خود را در سوريه به بهای خون مردم اين کشور پيگيری می کند.

حسن فصح: مردم خيلی از موضع ايران در برابر سوريه ناراحت اند. يک علامت خيلی بزرگ در ذهن مردم ايجاد شده است که اين از همه نهضت های عربی دفاع کرد ولی در مورد سوريه از نهضت و قيام مردمی به عنوان «توطئه» نام برد. اين مسئله برای مردم سوريه خيلی سوال برانگيز بود و بسيار جای تعجب داشت که منافع و پشتيبانی از نظام سوريه و حمايت از چند جنبش فعال در منطقه لبنان و فلسطين، به ارزش خون مردم سوريه خواهد بود؟
مردم از اين مسئله ناراحت اند و می دانند که اين موضع به خاطر منافع ايران است و چيزی بيشتر از اين نيست.

چنين نارضايتی هايی که حسن فصح در مورد آن سخن می گويد، مدتهاست که در خيابان های سوريه تبديل به شعارهای ضد ايرانی شده است. البته معترضان در سوريه فقط به شعار دادن عليه جمهوری اسلامی ايران اکتفا نکرده و در هفته های گذشته، شماری از ايرانيان در خاک سوريه گرفته شده و به گروگان گرفته شده اند.

در آخرين مورد روز چهارشنبه هفته گذشته مقامات ايرانی اعلام کردند که شماری از زائران ايرانی در سوريه به گروگان گرفته شده اند.

مسعود اخوان، نماينده سازمان حج و زيارت ايران در سوريه درباره اين گروگانگيری به صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران می گويد:

مسعود اخوان: صبح روز چهارشنبه اتوبوس های زائران ايرانی که از شهرستان مرودشت استان فارس برای زيارت به کشور سوريه وعراق، عازم کشور سوريه بودند در ميان راه حلب به دمشق، تعداد يازده نفر از مردان کاروان که سن آنها بين ۲۵ تا ۵۰ سال بوده ، توسط گروه های ناشناس مسلح گروگان گرفته می شوند. با توجه به اينکه الان در جاده حلب به دمشق اتفاقاتی رخ داده است، توصيه می کنيم که دوستان و زائران ما حتما با خطوط هوايی به دمشق مسافرت کنند.»
افقی که برای سياست ايران در روال تحولات سوريه ديده می شود، افقی است که در آن تغييری مشاهده نمی شود و به نظر نمی آيد که سياست ايران تا وقتی که دولت اسد بر سر کار است، تغييری کند و به زودی شاهد تغييرات جدی تری در کشورهای خاورميانه خواهيم بود، به شکلی که در گروه های وابسته به ايران و سوريه نمود پيدا می کنند.

مقامات ايرانی می گويند که ايرانيان ربوده شده در سوريه زائر، مهندس و يا نيروی کار بوده اند. اما شورای ملی مخالفان حکومت بشار اسد که در ترکيه مستقر است می گويد که نيروهای مسلح ايرانی در کشتار مردم سوريه مشارکت دارند.

اين شورا با محکوم کردن آنچه که «مشارکت نيروهای مسلح ايرانی در سرکوب مردم سوريه» خواند شده، خواهان پايان يافتن اين روند شده اند. اما آيا نشانه ای از تغيير سياست ايران در سوريه و توقف حمايت آن از حکومت بشاراسد ديده می شود؟

حسن فصح که از بيروت تحولات سوريه را دنبال می کند، می گويد: نه. اين خيلی خيلی سخت است که ايران معادلات اش را تغییر دهد.

علی مهتدی نيز نظر مشابهی دارد و می گويد: افقی که برای سياست ايران در روال تحولات سوريه ديده می شود، افقی است که در آن تغييری مشاهده نمی شود و به نظر نمی آيد که سياست ايران تا وقتی که دولت اسد بر سر کار است، تغييری کند و به زودی شاهد تغييرات جدی تری در کشورهای خاورميانه خواهيم بود، به شکلی که در گروه های وابسته به ايران و سوريه نمود پيدا می کنند.

با وجود اين نوع ديدگاه ها، محمد جواد اکبرين می گويد که حکومت جمهوری اسلامی در مقاطعی تلاش کرده است تا به مخالفان بشار اسد نزديک شود. اما آنها به اين تلاش های ايران پاسخ منفی داده اند.

محمدجواد اکبرين: آقای سرکيس نعوم از تحليلگران برجسته خاورميانه در روزنامه النهار لبنان، اخيرا در يک مقاله در روزنامه اش نوشته است که طبق اطلاعات او جمهوری اسلامی تا به حال دو راه را برای اهداف خود دنبال کرده است. در راه اول ميانجی بين اسد و مخالفان شده، چون به هر حال بقای اسد برايش فوق العاده کليدی و مهم است.
اما اين ميانجيگری در ابتدای شروع اعتراضات بوده است و به گفته ايشان آقای بشاراسد مخالفت کرده و گفته است که من از پس مخالفانم برمی آيم و اصلا نيازی به اين ميانجيگری و حضور آنها نيست. بعد از آن وقتی ماجرا بسيار پيچيده شده و تقريبا از دست اسد خارج و مهارش دشوار شده است، آن وقت ايران وارد مذاکره با مخالفان شده است. در آنجا بوده که به مخالفان پيشنهاد داده است که کمک شان می کند منتها مشروط به اينکه امنيت و جايگاه و روابط حماس و حزب الله در دولت بعدی حفظ شود.
اين پيشنهاد با مخالفت انقلابيون سوريه مواجه شد و گفتند که مايل نيستند به روند سابق ادامه بدهند و امنيت دمشق با اين کارها حفظ نمی شود. حماس هم در عين حال با اين امتيازگيری مخالفت کرد و گفت که اصلا حاضر به تن دادن به اين موضوع نيست حتی اگر مخالفان دولت اسد با آن موافقت کنند. زيرا کنار گذاشتن اسد بعد از سالها کمک به حماس، کاری اخلاقی محسوب نمی شود.
مردم خيلی از موضع ايران در برابر سوريه ناراحت اند. يک علامت خيلی بزرگ در ذهن مردم ايجاد شده است که اين از همه نهضت های عربی دفاع کرد ولی در مورد سوريه از نهضت و قيام مردمی به عنوان «توطئه» نام برد. اين مسئله برای مردم سوريه خيلی سوال برانگيز بود و بسيار جای تعجب داشت که منافع و پشتيبانی از نظام سوريه و حمايت از چند جنبش فعال در منطقه لبنان و فلسطين، به ارزش خون مردم سوريه خواهد بود؟

حالا که نه ايران از حمايت بشار اسد دست برداشته و نه مخالفان اسد حاضرند به ايران نزديک شوند، موقعيت آينده ايران در سوريه چگونه خواهد بود؟ اگر حکومت سوريه سقوط کند، ايران در آينده سوريه چه نقش و جايگاهی خواهد داشت؟

محمد جواد اکبرين در پاسخ به اين سوال می گويد: حالا ديگر فرصت ها برای حضور ايران در آينده سوريه از دست رفته است.

محمد جواد اکبرين: به نظر من اگر جمهوری اسلامی حتی برای حفظ منافع حزب الله و حماس و خودش در کنار بشار اسد نمی ايستاد و معترضان را درک می کرد و اعتراض آنها را به آمريکا نسبت نمی داد، آنها را تمسخر نمی کرد، آنها را متهم نمی کرد، می توانست اميدوار باشد که بعدا روابط مناسبی را با کسانی که جايگزين بشار اسد می شوند داشته باشد. حتی می توانست اميدوار باشد که به آنها در بازسازی سوريه بعد از اسد کمک کند.
اما متاسفانه به دليل اشتهار به مشارکت در سرکوب مردم، که الان ديگر سخن ثابت و مشهور جامعه سوريه است، تصور می کنم که ايران فرصت بسيار گرانبهايی را از دست داد و در واقع برای اينکه حسن نيت خود را اثبات کند دير شده است. من آينده روابط دولت جمهوری اسلامی و اپوزيسيون سوريه را در صورت موفقيت؛ بسيار تاريک و دشوار می بينم.

علی مهتدی حتی تهديد خطر سقوط بشاراسد را برای ايران بالاتر و بيشتر از اين حرف ها می داند و می گويد که چنين احتمالی، سياست خاورميانه ای ايران را به شدت دگرگون خواهد کرد.

علی مهتدی: ايران در واقع يک موضع بسيار مهمی را در منطقه از دست خواهد داد. اگر ايران اين پايگاه مهم و استراتژيک را از دست بدهد، در آن صورت سياست خارجی اش قاعدتا تغيير می کند و دو احتمال پيش می آيد.
احتمال اول اين است که سياست آشتی با کشورهای عربی و نزديکی به آنها صورت بگيرد و احتمال دوم هم اين است که ايران به سمت تقويت گروه های شيعی در عراق و بسياری از کشورهای عربی روی بياورد و به اين طريق بخواهد که جايگزينی برای نظام بشار اسد در سياست خارجی خودش پيدا کند.

اين تحليل ها و ديدگاه ها شايد روزی محقق شود و حکومت آينده سوريه روابط گرم گذشته را با تهران نداشته باشد، اما حکومت جمهوری اسلامی ترجيح داده برای اينکه با چنين روزی و چنين فردايی روبرو نشود، امروز و همچنان بر حمايت از حکومت بشار اسد پافشاری کند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG